27 مارچ 2008

بیانات پرزیدنت بوش دربارۀ پیشرفت در عراق

در ماه آوریل پترایس و کراکر در برابر کنگره از دستاوردها وچالش هادرعراق سخن خواهند گفت

 

آغاز متن

کاخ سفید – دفتر وزیر مطبوعات
(دیتون، اوهایو)- 27 مارس 2008
بیانات رییس جمهوری – دربارۀ مبارزات جهانی با ترور

موزۀ ملی نیروی هوایی ایالات متحد
پایگاه هوایی رایت-پاترسون- دیتون، اوهایو 10:21 صبح به وقت شرق آمریکا

رییس جمهوری: از همگی شما خیلی تشکر می کنم. (کف زدن) ژنرال متکلاف متشکرم، از استقبال دوبارۀ من دراین جا، متشکرم. من واقعا ً از این که به رایت- پات برگشته ام، خوشحال هستم، و بودن در موزۀ ملی نیروی هوایی ایالات متحد، که جای فوق العاده ای است، خیلی عالیست. امیدوارم همۀ شهروندان بتوانند از این جا باز دید کنند. این راهی برای قدر دانی از سربازان هوایی است که با مأموریت های خود امنیت آسمان ها را حفظ کرده و مدافع آزادی آمریکا بوده اند.

از افرادی که در نگهداری از این بنای یادبود می کوشند، متشکرم. از شما تشکر می کنم که به من جایی برای پارک کردن نیروی هوایی یک دادید. (خندۀ حضار) و من از مهمان نوازی کسانی که در این پایگاه به کشور خدمت می کنند، متشکر هستم. از شما تشکر می کنم که فرصتی به من دادید تا شما را در جریان آخرین اخبار مربوط به اقدام تاریخی کشورمان در قبال تعهدات به عراق ، قرار دهم.

در طول سال قبل، شاهد دستاورد های مهمی در رابطه با امنیت عراق ودر پی عملیات هجوم بوده ایم. تحولات جاری سیاسی و اقتصادی کمتر به چشم می آیند – از تصویب قوانین عمده گرفته تا نشانه های سادۀ حاکی از عادی شدن اوضاع. این پیشرفت، درخشان نیست اما اهمیت دارد. و من امروز پیرامون همین می خواهم صحبت کنم.

اما قبل از این کار، می خواهم نه تنها از ژنرال متکلف، بلکه از جیم جوردن، عضوکنگره، هم برای نجات کشورمان تشکر کنم. (کف زدن) از مری تیلور، ذیحساب ایالت که این جا حضور دارد تشکرمی کنم. از آمدن همۀ شما ممنون هستم. (کف زدن) ممنونم که شهردار مک لین وقت گذاشته وبرای ملاقات ما به این جا آمده است. خانم شهردار خیلی متشکرم از – (کف زدن) از دیگر مقامات ایالتی و محلی هم متشکرم.

می خواهم از ژنرال بروس کارلسون، فرماندۀ تدارکات نیروی هوایی؛ کلنل کولین رایان؛ وتمامی آنانی که اونیفورم به تن دارند تشکر کنم. مفتخرم که در این جا با شما هستم و به فرماندهی کل قوا افتخار می کنم. (کف زدن)

از این جا بودن سوزان کترینگ، معاون بنیاد خانوادۀ کترینگ، تشکر می کنم. دلیل اهمیت او واهمیت این بنیاد، حمایت آن ها از این موزه است.
وبالاخره، می خواهم از آماندا رایت- لین، نبیرۀ اورویل و ویلبر رایت ، تشکر کنم. (کف زدن) از آمدن شما متشکرم. عیبی ندارد انسان قوم وخویش های معروف داشته باشد.(خندۀ حضار)
این موزه برای قدر دانی از سربازان هوایی زن ومرد ساخته شده – از اولین سربازان هوایی در جنگ جهانی اول، تا تکخال های جنگ جهانی دوم، وخلبانان جسور کره و ویتنام. ودر شش سال اخیر، نسل تازه ای از سربازان هوایی زن و مرد به این تاریخ غنی پیوسته اند. نقش نیروی هوایی در نجات جان مردم افغانستان، و مردم عراق، وجنگ با دشمن در خارج از کشور، به طوری که ما مجبور نباشیم با دشمن درخانۀ خودمان روبرو شویم، نقش بسیار حساسی بوده است. در روزی سرنوشت ساز در این جنگ، سربازان هوایی زرکاوی، تروریست القاعده را با دو بمب هوشمند 500 پوندی به سزای اعمال خود رساندند. (کف زدن)

دستاورد های نظامی در عراق با تحولات سیاسی همراه بوده اند. شاید به نظر گذشته ای دور بیاید، اما فقط پنج سال پیش بود که عراق در زمرۀ یکی از دد منشانه ترین کشور های استبدادی روی زمین بود – کابوسی تمامیت خواه که انتخابات آن چیزی جز حیله وظاهر سازی نبود، و دیگر اندیشان را در گور های دسته جمعی دفن می کردند. در مدت 15 ماه مردم عراق دوباره حاکمیت خود را به دست آوردند. آن ها سپس دست به انتخاب یک دولت موقت زده و یکی از دموکراتیک ترین قوانین اساسی در جهان عرب را به تصویب رساندند. و در دسامبر 2005، 12 میلیون عراقی با شرکت در انتخابات، طبق همان قانون اساسی دولت خود را انتخاب کردند. – آن ها با به نمایش گذاشتن شجاعت خود، مشت محکمی بر دهان تروریست ها زدند وانتقاد کنندگان را به هیچ گرفتند، و با این عمل خود پیوسته الهام بخش جهانیان خواهند بود.

متأسفانه این موفقیت در سال 2006 درجهت وارون شدن درمعرض تهیدید . تشکیل دولت تازه که مردم عراق انتخاب کرده بودند ماه ها به طول انجامید. در این میان، یک حملۀ تروریستی به یکی از عبادتگاه های شیعه در سامره باعث ایجاد تنش های فرقه ای گردید. افراطیون سنی، من جمله تروریست های القاعده، وافراطیون شیعه، که بعضی از آن ها از سوی ایران حمایت می شوند، طی حملات سبعانه ای مردم بی گناه را قتل عام کردند. و فعالیت های سیاسی و اقتصادی در سراسر کشور متوقف ماند.

ما بعد از بررسی جدی اوضاع ، با عملیات هجوم پاسخ دادیم . تغییر اصولی در خط مشی ما دو هدف اصلی را دنبال می کرد. اولین هدف بهبود شرایط امنیتی بود. برای همین من دستور دادم 30,000 نیروی اضافه متشکل از سربازان و تفنگداران دریایی با مأموریتی تازه به عراق فرستاده شود، این مأموریت تمرکز بر پشتیبانی از مردم عراق و حفظ دستاورد های قبلی داشت.
هدف دیگر هجوم، ایجاد فضای لازم برای پیشرفت های سیاسی و اقتصادی بعد از استقرار مجدد امنیت بود. بنابراین، با اعزام کارشناسان غیر نظامی بیشتر، تعداد گروه های بازسازی محلی را به دوبرابر افزایش دادیم، ومأموریت آن ها حصول اطمینان از بهبود شرایط ایمنی و متعاقب آن، بهبود شرایط زندگی روز مره بود.

ژنرال پترایس و سفیر کرکر، ماه آینده هنگام گزارش به کنگره، جزئیات بیشتری در مورد پیشرفت های هجوم در اختیار همگان قرار خواهند داد. اما تا این جا بدیهی است که: عملیات هجوم همان کاری را که باید، انجام داده است. این عملیات به مردم عراق کمک می کند با برگشتن امنیت، زندگی سیاسی و اقتصادی خود را از نو آغاز کنند. با این عملیات، آمریکا به یک پیروزی راهبردی اساسی در جنگ علیه این افراطیون ورادیکال ها دست پیدا می کند.

در رابطه با مسائل امنیتی، عملیات هجوم دستاورد های مهمی داشته است که من در هفتۀ گذشته ودر سخنرانی خود در پنتاگون، به تفصیل درموردشان صحبت کردم. دربغداد، ما با همکاری نیروهای امنیتی عراق موفق شده ایم خشونت های فرقه ای و کشته شدن غیر نظامیان را به طور چشمگیری کاهش دهیم. ما دست القاعده را از پایتخت بریده ایم. نفوذ نیرو های شبه نظامی را که از سوی ایران حمایت می شدند، تضعیف کرده ایم. ما بهبود قابل ملاحظه ای در شرایط امنیتی بسیاری از محلات ایجاد کرده ایم، به طوری که برخی آن را "آزاد سازی مجدد" فرض می کنند.
در استان عنبر – که 18 ماه پیش اعلام شده بود به دست نیرو های القاعده افتاده است – ما به شیوخ شجاع محلی پیوستیم که اولین جنگ در مقیاس وسیع علیه القاعده را اعلام کرده اند. ما به اتفاق، تشکیلات القاعده را در آن استان برچیدیم. بعد از گذشت تنها یک سال، در رمادی، مرکز استان عنبر، تعداد حملات افراطیون از 18 بارحمله در روز ، به کمتر از یک بار حمله در هفته تنزل یافته است. روشن شده که عنبر نه تنها به دست نیرو های القاعده نیفتاد، بلکه این القاعده است که این استان را از دست داده. و این امر حائز اهمیت است زیرا رهبران القاعده اعلام کرده بودند که از مخفیگاه خود در عنبر حملات آینده به ایالات متحد آمریکا را هدایت خواهند کرد.
در بخش های دیگر عراق – از اطراف بغداد تا استان د یاله و بخش های جنوبی کشور – برای بیرون راندن تروریست ها وفراری دادن آن ها، ما با نیرو های ائتلاف ونیرو های عراقی همکاری داشته ایم. اکنون، القاعده نیرو های خود را در منطقۀ موصل، در شمال عراق، متمرکز کرده است. و در هفته ها و ماه های آینده، جنگ سختی در موصل و مناطق اطراف آن درخواهد گرفت. اما ما مصمم هستیم در کنار عراقی ها، القاعده را با سرنوشتی روبرو کنیم که در جا های دیگر عراق هم داشته است. (کف زدن)

یک عامل اصلی در دستاورد های مربوط به امنیت، همکاری مجدد مردم عراق است. مردم عادی عراق به توصیه های امنیتی می پردازند. شهروندانی که سابق بر این مخالف نیرو های ائتلاف بودند، اکنون تغییرعقیده داده و به ما می پیوندند. در سال گذشته، بیش از 100,000 تن از عراقیان به نیرو های امنیتی کشورشان ملحق شدند. به عبارت دیگر، یک هجوم عراقی با هجوم ما جور شد. این عراقی ها برای کشورشان می جنگند و خود را فدا می کنند. آن ها مایل هستند در جامعه ای آزاد زندگی کنند. مادران عراقی می خواهند فرزندانشان در صلح پرورش پیدا کنند، درست مانند مادران آمریکایی. (کف زدن)

قابلیت های نیرو های عراقی رشد بیشتری پیدا می کند. اخیرا ً آن ها برای حفاظت از جان 9 میلیون زائر در مراسم مذهبی اربعین، عملیاتی را برنامه ریزی کرده و به اجرا درآوردند . و هم اکنون که ما در این جا به صحبت ایستاده ایم، نیرو های امنیتی عراق مشغول جنگیدن با شبه نظامیان و جانیان در بصره هستند- که بسیاری از آن ها در ایران تعلیم دیده و سلاح های خود را با کمک های مالی این کشور تهیه می کنند.

تصمیم جسورانۀ نخست وزیر مالکی – و این تصمیمی جسورانه بود – برای تعقیب گروه های غیر قانونی در بصره، نشان دهندۀ قدرت رهبری او و تعهدش برای به اجرا درآوردن قانون به عادلانه ترین وجه است. و همین طور نشان دهندۀ پیشرفت نیرو های امنیتی عراق بعد از عملیات هجوم می باشد. نیرو های عراقی این عملیات را طراحی کردند و برای اجرای آن، نیرو های اضافی به محل اعزام نمودند. آن ها به رهبری این عملیات مشغول هستند. نخست وزیر مالکی برای مشاهدۀ مستقیم پیشرفت اوضاع، به بصره سفر کرده است.

این حمله با اتکا به دستاورد های امنیتی هجوم صورت گرفته است، و به مردم عراق نشان می
دهد که دولتشان در حمایت از آن ها مسئول است. دولت مرکزی عراق تعهدی جدی به قانون دارد. تکمیل این عملیات به مدتی زمان نیاز خواهد داشت، و دشمن سعی خواهد کرد تصاویر تلویزیونی سرشار از خشونت را نشان دهد . اما نتیجۀ نهایی این خواهد بود: تروریست ها و افراطیون در عراق خواهند دانست که جایی در یک جامعۀ آزاد و دموکراتیک ندارند. (کف زدن)

هجوم، تحولات زیادی در زندگی سیاسی عراق ایجاد می کند. و این موضوع اهمیت دارد. قبل از هجوم، زندگی سیاسی کشور در تمام سطوح، منفعل بود. و بحران های مربوط به شرایط امنیتی، موجب می شد رهبران مملکت قادر به پیش بردن امور جاری دولت نباشند. و سیاست، برای شهروندان عادی موضوعی در دور دست ها محسوب می شد. منظورم این است که آن ها فکر و ذکرشان فقط حفظ خانواده شان بود. و خشونت، موجب موضعگیری های فرقه ای شده ومصالحۀ دشوار سیاسی را غیر ممکن می نمود.

سال بعد، یک سال بعد، بعد از این که نیرو های دیگری را به عراق اعزام کردیم، اوضاع به طور قابل ملاحظه ای تغییر کرد. با بهتر شدن وضع امنیتی، شهروندان زندگی سیاسی خود را در محلات، شهر ها و استان ها از نو شروع کردند. اجازه بدهید مثالی برایتان بزنم. در رمادی، شیوخ قبایل که قیامی را علیه القاعده رهبری کرده بودند، حالا سیاست را احیا کرده اند. با حمایت PTR ها، اکنون رمادی دارای ادارۀ شهرداری وکادر کاملی از کارمندان است ، وشورا های شهر های مجاور هم تشکیل شده است. قضات، دادگاه ها را اداره، و حکومت قانون را برقرار می کنند.

با انتشار اخبار مربوط به موفقیت ها در عنبر، جنبش های مشابه مردمی در سراسر کشور پا گرفت. امروز، حدود 90,000 تن از مردم عراق در گروه های محلی شهروندان متشکل شده و نام "فرزندان عراق" را بر خود گذاشته اند. بسیاری از این گروه ها سنی هستند؛ بعضی هایشان شیعه هستند؛ و بعضی هم مختلط می باشند. اما با هر ترکیبی که باشند، برای حمایت از جامعۀ خود مصمم شده اند و برای مبارزه با افراطیون کمر همت بسته اند، و به طور فزاینده ای در زندگی مدنی مشارکت می کنند. به عبارت دیگر، مردم قدم پیش گذاشته وگفته اند، ما خسته ایم از این که خانواده هایمان در خشونت زندگی کنند، دیگر نمی توانیم تحمل کنیم که مردم بی گناه برای رسیدن دیگران به مقاصد سیاسی خود، کشته شوند، ومی خواهیم کاری در این باره انجام دهیم. و این کا را کرده اند. (کف زدن)

و دولت مرکزی هم به این فرزندان عراق پاسخ می دهد. و این کار آسانی نیست. چون بعضی از آن ها از اعضای رژیم قبل هستند یا از اعضای سابق شورشیان می باشند. با این حال، دولت عراق قبول کرده که از 20 تا 30 درصد از آنان را در نیروهای ارتش ونیرو های پلیس خود جای دهد. برای بقیه هم، دولت ملی عراق با یک بودجۀ 196 میلیون دلاری قصد دارد ایجاد اشتغال کند – تا آن عراقی های شجاعی که در برابر افراطیون، و قاتلان و آدمکشان ایستادگی کرده اند، بتوانند با کسب مهارت هایی که نیاز دارند به ساختن کشوری آزاد و مرفه بپردازند.
جنبش فرزندان عراق تنها یکی از کوچکترین عناصر در فرایند سیاسی کشور است. می دانید، گاهی باید تودۀ مردم دست به کار شوند تا افرادی که در حکومت مرکزی هستند، جوابگو باشند. (کف زدن) گاهی همین موضوع در کشورخودمان هم اتفاق می افتد. (خندۀ حضار) اما عجالتا ً در عراق است که اتفاق افتاده.

می دانید، یکی دیگر از نشانه هایی که نمایانگر برپیشرفت سیاسی است، پدید آمدن مجدد جامعۀ مدنی عراق است. ما وجود جامعۀ مدنی در آمریکا را امری مسلم می دانیم. اما در آن جا، و در زمان حکومت صدام حسین، آن دیکتاتور ظالم، جامعۀ مدنی از بین رفته بود. با این حال، دوباره احیا می شود. سازمان های مدنی، یکی بعد از دیگری تشکیل می شوند. نهاد هایی که حامی کشوری آزاد هستند ، مستحکم تر می شوند. به عنوان مثال، PTR های ما در کربلا، به شهروندان محلی در ایجاد مرکزی برای تأمین آموزش به زنان و اشاعۀ برابری، کمک کرده اند. در عنبر، در خیابان هایی که از خطرناکترین مناطق استان بود، اکنون یک مسابقۀ دو ترتیب داده شده است.

من با ژنرال اودیرنو صحبت کردم – او مرد شمارۀ دو [شارتش آمریکا] در عراق است. او بعد از این که مأموریت خود را با شجاعت تمام سپری کرد، به تازگی باز گشته است. او در دفتر کاخ سفید به ملاقات من آمد و گفت، 15 ماه قبل که از فرازبغداد پرواز می کرده شاهد حتا یک بازی فوتبال هم نبوده است. در پرواز آخری که ماه پیش داشته است، بیش از 180 بازی فوتبال از بالا دیده و شمرده است. این ممکن است به نظر ما عادی باشد و آن را بدیهی تلقی کنیم، اما حاکی از مؤثر بودن عملیات هجوم بوده است، و این که جامعۀ مدنی رشد خود را آغاز کرده. این نشانۀ باز گشت وضعیت عادی به عراق است.

و با گذشت زمان، این پیشرفت ها در سطح محلی موجب فشار آوردن برای اقدام در سطح کشور است. رهبران بغداد به این واکنش ها پاسخ می گویند. با هر مقیاسی که سنجیده شود، دستاورد های مربوط به قانوگذاری در چهار ماه اخیر در بغداد، استثنایی بوده اند.

در ماه دسامبر، دولت با تصویب قانون بازنشستگی، به ده ها هزار سنی مجوز دریافت منافعی را
داد که قبلا ً به آن ها وعده داده شده بود. بخشی از سازش و آشتی، رسیدگی به گروه هایی است که نسبت به دولت مرکزی بی اعتماد هستند. با عمل کردن به تعهدات می توان ایجاد اعتماد نمود.
در ماه ژانویه، رهبران عراق، قانون بعثی زدایی را به اجرا درآوردند که طبق این قانون اعضای رده های میانی حزب سابق بعث می توانند مجددا ً به صحنۀ سیاست و زندگی مدنی باز گردند. زمانی بود که کسانی که با حزب بعث ارتباط داشتند، حتا در مدارس هم نمی توانستند تدریس کنند. با این که نیاز مبرمی هم به آموزگاروجود داشت. این قانون، موجب رشد بهتر جامعۀ مدنی، و جبران گذشته می شود.

در ماه فوریه، رهبران بودجه ای را به تصویب رساندند که اعتبار بیشتری را به پروژه های باز سازی و دولت های استان ها اختصاص می دهد. و در همان روز، قانون عفو هم تصویب شد که به موجب آن تکلیف خیلی از عراقی هایی که در بازداشت هستند معلوم خواهد شد. هفتۀ پیش، رهبران در مورد قوانین استان ها به توافق رسیدند و این مسئله وضعیت فدرالیسم عراق را روشن، و مقدمات انتخابات استان ها را همین امسال فراهم خواهد کرد. این قانون مهمی است زیرا به عراق هایی که انتخابات قبل را تحریم کردند، مانند اهل سنت استان های عنبر و نینوا، فرصت ابراز نظر خود را در آینده خواهد داد.

این قوانین به مسائل پیچیده ای مربوط می شوند که برای ایجاد سازش در مملکت، و بنیاد یک جامعۀ دموکراتیک جنبۀ حیاتی دارند. ما در آمریکا مدت زیادی بر سر نقش دولت فدرال در رابطه با ایالات به بحث پرداختیم. ما سعی کردیم تعادل درستی به وجود بیاوریم. میان نقش واقعی ایالت و دولت محلی، در مقابل نقش دولت فدرال همیشه یک منازعۀ دائم در جریان است. الان عراقی ها مشغول همین بحث ها هستند.

می دانید که بودجه را تصویب کردند، بعضی وقت ها کنگرۀ ما برای تصویب بودجه به زمان زیادی نیاز دارد. (خندۀ حضار) با این حال، بعضی از اعضای کنگره فکر کردند بهترین راه برای جلو انداختن پیشرفت کار ها در بغداد، انتقاد از رهبران و تهدید آنهاست، آن هم هنگامی که آن ها می خواهند اختلافات میان خودشان را حل و فصل کنند. اما آزار دادن آن ها و گردن کلفتی کردن چیزی نبود که در آن هنگام به آن احتیاج داشته باشند. آن ها به امنیت نیاز داشتند. و این چیزیست که عملیات هجوم تأمین کرد. وقتی اوضاع امنیتی بهتر شد و رهبران عراق اطمینان یافتند که آمریکا آن ها را تنها نمی گذارد، و از آن ها حمایت خواهد کرد، تعهدات جدی خود را آغاز و به ایجاد قوانین لازم پرداختند.

و این درسی است که باید به یاد داشته باشیم ،همان طور که در حال حاضر دولت ملی عراق به سروقت کار های مهمی که به تعویق افتاده، می رود، مانند قوانینی که تا به حال تصویب شده، بررسی قانون اساسی، پیش نویس قانون انتخابات، و تصویب قوانینی برای اصلاح امور مربوط به نفت و تنظیم عایدات دولت. و مهم است به یاد بسپاریم که اقداماتی که در عراق صورت می گیرد، از بزرگترین اقدامات است. آن ها کوشش می کنند یک دموکراسی مدرن را بر آوار سه دهه ظلم استوار کنند، آن هم در منطقه ای از جهان که همیشه با آزادی خصومت داشته است. و آن ها این کار را در حالی انجام می دهند که از سوی یکی از خونخوارترین شبکه های تروریستی جهان تحت فشار هستند.

وقتی عراقی ها به زمان مناسب برای تصمیم گیری احتیاج دارند، این "طول دادن" نیست، آن طور که یکی از سناتور ها در دورۀ دو هفته تعطیلی کنگره به مناسبت عید پاک، آن را توصیف کرد. این ها اقداماتی انقلابی است که به جسارت زیادی نیاز دارد. یکی از رهبران عراق اخیرا ً اذعان داشته که بعد از عملیات آزاد سازی، هرساله با چهار سوءقصد به جانش دست وپنجه نرم کرده است. اما هنوز با سربلندی به کشورش خدمت می کند، اوبا قاطعیت به پیش می رود زیرا می خواهد در جامعه ای آزاد زندگی کند، و او همان چیزی دستگیرش می شود که من هم می فهمم – جوامع آزاد موجب ایجاد صلح می شوند وما هم همین را می خواهیم. و به نفع ماست که در کنار رهبرانی این چنینی در عراق بایستیم و از آن ها تاپیروزی کامل حمایت های لازم را به عمل بیاوریم. (کف زدن)

بهبود اوضاع بعد از افزایش نیروها باعث شده که عراقی ها به پیشرفت هایی در کشورشان نایل شوند. عراق پتانسیل اقتصادی زیادی دارد – آن ها دارای جمعیتی جوان وپرتوان و مقادیر زیادی منابع طبیعی هستند. اما هنوز میراث به جا مانده از حکومت استبدادی دست از سر اقتصاد عراق برنداشته است. هنوز دولت باید متکی به سیستم جیره بندی مواد غذایی و سوخت باشد، همان سیستمی که صدام حسین از طریق آن مردمش را کنترل و دشمنانش را تنبیه می کرد. زیرساخت های صنعت نفت عراق هنوز راختیاردولت مرکزی قراردارد، وسال ها ست که در نبود سرمایه گذاری های تازه دچار رخوت است. مشکلات اقتصادی عراق در پی خشونت های فرقه ای قبل از عملیات هجوم، وخیم تر شدند- درآمد های نفتی تنزل کرد، اقتصاد تجاری تعطیل شد، و زیرساخت ها تخریب شدند.

یک سال بعد، تقریبا ً همۀ امور اقتصادی باز به راه افتادند.از زمان آغاز هجوم، ثبت شرکت های تجاری 9 درصد افزایش داشته است. از تورم بیش از 60 درصد کاسته شده است. سرمایه گذاری در انرژی و صنایع ارتباطات راه دور افزایش یافته است. در بخش کشاورزی پیشرفت هایی دیده می شود. تولیدات نفت، مخصوصا ً در شمال بغداد، بالاست. مناطق نفتی تولید خودشان را به دوبرابر رسانده اند، و صادرات از طریق ترکیه توسعۀ زیادی یافته است.

دولت ملی با اعلام برنامه ای قصد دارد سیستم سهمیه بندی مواد غذایی را اصلاح نماید. امسال انتظار می رود رشد اقتصادی تا 7 درصد افزایش داشته باشد. و اعتماد به نفس عراقی ها تقویت می شود: آن ها می توانند آیندۀ امیدوار کننده تری را در پیش روی خود ببینند. طبق یک نظر سنجی تازه، بیش از 75 درصد از صاحبان مشاغل در عراق معتقد هستند که تا دوسال آینده اقتصاد به رشد خود ادامه می دهد.

با تثبیت اوضاع اقتصادی، دولت عراق برای به عهده گرفتن هر چه بیشتر از مخارج خود، پیشقدم شده است. این برای عراقی ها غرورآفرین و برای ما نکته ای قابل تأکید است. در اوایل جنگ، آمریکا تأمین هزینۀ غالب پروژه های بازسازی در مقیاس وسیع را به عهده داشت، و ما حالا موضع خود را تغییر داده ایم. حالا موضع ما تشویق کارآفرینی است. دولت عراق در ادارۀ پروژه های بازسازی پیشقدم شده است. در بودجۀ اخیری که به تصویب رسیده، نسبت تعهد مالی ما 1 به 11 است، و انتظار داریم که به زودی عراقی ها از عهدۀ 100 درصد مخارج خود برآیند. (کف زدن)

همین موضوع در مورد هزینه های امنیتی هم صدق می کند. در آغاز، ایالات متحد غالب هرینه های آموزش و تجهیز نیرو های امنیتی عراق را تقبل می کرد. اما اکنون، بودجۀ عراق به سه چهارم از این هزینه ها پوشش می دهد، که جمع کل آن در سال 2008 بالغ بر 9 میلیارد دلار می شود. و به زودی عراقی ها،که ما هم همین انتظار را از آنان داریم، کل این مخارج را به عهدۀ خود خواهند گرفت.

آن ها کار های دیگری هم در زمینۀ اقتصادی باید انجام دهند. اصلاحات مورد نیاز برای انتقال از اقتصادی فرمایشی به یک سیستم مدرن بر پایۀ بازار آزاد، اصلاحات پیچیده ای هستند، وبه زمان احتیاج دارند. تولید برق مرکزی در حال حاضر به سطح زمان قبل از جنگ رسیده است، اما از آن جا که تقاضا رشد کرده، برای جوابگویی به مصرف فعلی عراق کافی نیست. سایر زیرساخت های عمده به بازسازی نیاز دارند، مخصوصا ً لوله های انتقال نفت وتسهیلات ذخیره سازی آن. سطح بیکاری هنوز بالا و فساد چالش انگیز است. نکتۀ مثبت این است که عراقی ها به این کمبود ها واقف هستند. آن ها درک می کنند چه اقداماتی باید انجام شود. و ما به آن ها کمک خواهیم کرد تا موفق شوند. ما کارشناسانی برای آن ها می فرستیم تا به آن ها در رسیدن به اهدافشان کمک کنند.

گوش بدهید جانشین نخست وزیر عراق چه می گوید: "اوگفت، سال قبل، سال امنیت بود. امسال، سال باز سازی است، سال خدمات، و سال مبارزه با فساد ." ما برای رسیدن به این اهداف، آن ها را کمک خواهیم کرد.

عملیات افزایش نیروها به رهبران عراق برای توسعۀ روابط بین المللی خود، پشتگرمی می دهد. رهبران عراق با قاطعیت کوشش می کنند تا از شرایط لازم برای عضویت در سازمان تجارت جهانی برخوردار شوند، و این امر به کارآفرینان عراقی فرصت بهره مند شدن از منافع یک اقتصاد جهانی را خواهد داد. عراق گام هایی در راه جذب سرمایه های خارجی برداشته است، مثل برگزاری اولین نمایشگاه بازرگانی "از تجارت به تجارت"، از زمان بعد از جنگ خلیج فارس. دولت، پاسخگوی تعهدات خود برای ایجاد اصلاحات اقتصادی در برابر دریافت کمک های توسعه وبرخورداری از تخفیف در باز پرداخت وامهایش بوده است.

جهانیان هم تعهد را خود نسبت به عراق افزایش می دهند. بریتانیا، ایتالیا، و کرۀ جنوبی به پیشبردن PTR ها مشغول هستند. سازمان ملل نقش گسترده ای در عراق دارد، و در تهیۀ مقدمات برگزای انتخابات استان ها، به این کشور کمک خواهد کرد. و در ماه آینده، سومین کنفرانس گستردۀ همسایگان، برای بحث دربارۀ کمک های منطقه ای وجهانی به پیشرفت های سیاسی، اقتصادی و امنیتی عراق، در شهر کویت تشکیل خواهد شد. این طرح ابتکاری و دیپلماتیک مهمی است. وشامل همۀ همسایگان عراق، به اضافۀ اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل، کشور های G8 ، اتحادیۀ عرب، وسازمان کنفرانس اسلامی خواهد شد.

همسایگاه عراق می توانند بسیار مؤثر باشند. و ما با فرستادن هیئت های دیپلماتیک به آن کشور ها، آن ها را برای درپیش گرفتن اقدامات بیشتر تشویق می کنیم. در اوایل هفته، شاه بحرین در دفتر من به دیدن آمد، و دولت او اعلام کرد که سفیری به عراق خواهد فرستاد. از این اقدام قدر دانی می کنم و از کشور های دیگر منطقه می خواهم از کار اوسرمشق بگیرند. حاکمیت صلح در عراق به نفع آن ها هم هست. و در عین حال، رژیم های سوریه و ایران می بایست حمایت از خشونت و ترور را در عراق متوقف کنند.(کف زدن)

عراق مایل است به روابط خود با ایالات متحد استحکام بخشد. سال قبل، رهبران عراق با درخواست برقراری مشارکت استراتژیک دراز مدت پیش ما آمدند. این مشارکت به عراقی ها این اطمینان را می دهد که همکاری های سیاسی، اقتصادی و امنیتی میان کشور های ما بادوام خواهد بود. این مشارکت، متضمن امنیت نیرو های آمریکا هنگامی که حکم مأموریت نیروهای چند ملیتی سازمان ملل در ماه دسامبر منقضی می شود، نیز خواهد بود. این مشارکت تعهدی برای رؤسای جمهور آینده در سطح نیرو های نظامی ایجاد نخواهد کرد. این مشارکت به معنای ایجاد پایگاه های دائم در عراق نیست. مشابه مشارکت های ما با افغانستان و سایر کشور های آزاد جهان خواهد بود. دولت من در ماه های آینده روی این مشارکت استراتژیک کار خواهد کرد. مردم عراق تصمیم گرفته اند در کنار ما و علیه دشمن مشترک بایستند. و به نفع ماست که ما هم در کنار آن ها باشیم.

با مشاهدۀ پیشرفت هایی که بعد از عملیات هجوم حاصل شده، این سؤال پیش می آید: گام های بعدی کدام است؟ در این هفته من این سؤال را با تیم امنیت ملی خود در واشینگتن، و ژنرال پتروس وهمین طور آقای سفیر کروکر، در میان گذاشتم. آن ها این موضوع را در ماه آوریل و در برابر کنگره مطرح خواهند کرد. آن ها به دستاورده های عملیات هجوم، و چالش های باقی مانده – شامل حضور مداوم القاعده، خشونت های افراطیون شیعه، نفوذ مخرب ایران، سرازیر شدن بمب گذاران انتحاری از سوریه، و فعالیت تروریست های PKK اشاره خواهند کرد.

من توصیه های گیتس وزیرئفاع ، مشاوران نظامی، و توصیه های ژنرال پترایس و سفیر کراکر را که در محل هستند، به دقت لحاظ خواهم کرد. وتصمیمات خود را بعد از مذاکره با آنان و شنیدن توصیه هایشان اعلام خواهم نمود. و همان گونه که مسیر پیشرفت کار ها را در نظر دارم، همیشه به یاد خواهم داشت که پیشرفت های عراق، واقعی، اساسی، اما برگشت پذیر هستند. بنابراین، اصل مطرح در تصمیم گیری من درمورد نیروهای نظامی، حصول اطمینان از موفقیت ما در این کشور است. (کف زدن)

با باز شدن این بحث، من از مردم هر دو طرف می خواهم تا ذهن خود را باز نگه دارند، و نگاه دقیقی به وضع موجود بیندازند. اخیرا ً یکی از صاحب نظران در مورد جنگ این طور نوشته است: "هیچ کس نمی تواند با یک دیدار 10 روزه ازمیدان های جنگ عراق، متوجه پیشرفت های عمده در آن مناطق نشود. اگر ایالات متحد حمایتی پایدار از دولت عراق بکند – در زمینه های امنیت، حکومت و توسعه – این امکان واقعی در میان خواهد بود که عراق به عنوان یک کشور امن و با ثبات، دوباره برخیزد.

با این حال، بعضی ها مایل به تأیید پیشرفت های حاصل شده، نیستند . در اوایل جنگ، می گفتند که اوضاع سیاسی رضایت بخش نیست. بعد، پس از برگزار شدن سه دوره انتخابات تاریخی در عراق، گفتند شرایط امنیتی رضایت بخش نیست. بعد، در پی بهبود شرایط امنیتی، دوباره گفتند اوضاع سیاسی رضایت بخش نیست. وحالا که پیشرفت های سیاسی آغاز شده است، آن ها به دنبال بهانۀ دیگری هستند.

اما روی یک چیز اصرار می ورزند. فرقی نمی کند چه کمبود هایی را تشخیص بدهند، چون نسخۀ آن ها همیشه یکی است: عقب نشینی. آن ها ادعا می کنند منافع استراتژیک ما در جای دیگریست، و اگر از عراق خارج می شدیم، آن گاه می توانستیم مبارزۀ خود را در جا هایی که واقعا ً فایده داشت متمرکز کنیم. این استدلال معنایی ندارد.(کف زدن) اگر منافع استراتژیک آمریکا در عراق نیست – یعنی محل تلاقی خطر القاعده و ایران، کشوری که معاون بن لادن آن را " محل بزرگترین جنگ" خوانده، و کشوری واقع در قلب ناپایدار ترین منطقۀ جهان – پس منافع ما در کجاست؟

واقعیت این است که عقب نشینی از عراق مستلزم هزینه های استراتژیک هنگفتی برای ایالات متحد است. این امر موجب هرج ومرج، و کشت وکشتار، از دست رفتن دستاورد های سیاسی عراق، و رهاکردن دوستان مان در دستان تروریست ها وجوخه های مرگ آن ها می شود. این کار ذخایر نفتی عراق را به خطر خواهد انداخت و ممکن است در اقتصاد جهانی ایجاد وقفۀ جدی نماید. احتمال دستیابی القاعده به مخفیگاهی مطمئن را افزایش خواهد داد تا از آن جا بتوانند به کشور ما حمله کند. این کار موجب پیروزی تبلیغاتی عظیمی برای جنبش جهانی تروریسم خواهد بود که با به دست آوردن امکانات مالی به نفر گیری خواهند پرداخت و منجر به این خواهد شد که تنها راه شکست آمریکا، اجبار این کشور به اطاعت باشد. این کار به ایران نشان خواهد داد که ما در مقابله با امیال سلطه گرانۀ آن در منطقه، جدی نبوده ایم. به مردم خاور میانه نشان خواهد داد که به وعده های ایالات متحد نمی توان اعتماد کرد. پیامد های شکست در عراق بسیار فراتر از این کشور خواهد رفت – وحتا از سوی آمریکاییان در کشور خودشان هم احساس خواهد شد.
برای همین، کمک به عراقی ها در شکست دادن دشمنانشان وایجاد جامعه ای آزاد، یک پیروزی استراتژیک است که تا خارج از مرز های عراق نیز بازتاب خواهد داشت. در صورتی که القاعده، علیرغم منابعی که برای جنگ در عراق هزینه کرده، در این کشور با شکست روبرو شود، به معنای یک ضربۀ کاری علیه جنبش جهانی تروریسم خواهد بود. اگر دست ایران از کوشش های خود برای نفوذ بیجا در عراق کوتاه شود، جاه طلبی های این کشور برای تسلط بر منطقه پایان می پذیرد. اگر مردم خاور میانه مشاهد کنند که در کشور چند ملیتی و چند فرقه ای عراق آزادی برقرار شده، حکومت ظلم در آن منطقه از میان خواهد رفت. واگر در خاور میانه آزادی و رفاه گسترش پیدا کند، افراط گرایی جایی نخواهد داشت، چشم انداز صلح در پیش رو خواهد بود، و مردم آمریکا در خانۀ خود از امنیت بیشتری برخوردار می شوند. عملیلات هجوم، فتح بابی به این پیروزی استراتژیک است. ما اکنون باید از این فرصت استفاده کنیم، ابتکار عمل را در دست بگیریم وهر کاری که می توانیم برای حفظ این پیروزی انجام دهیم. (کف زدن)
درک این دیدگاه کار آسانی نیست. با این حال نباید اجازه دهیم دشواری این مبارزه حقانیت آن را تحت الشعاع قرار دهد. نباید بگذاریم مشقات موقت موجب شانه خالی کردن مااز زیر بار وظایفمان در پایه ریزی صلح برای نسل های بعدی آمریکاییان باشد.

با مطرح کردن حقانیت این مبارزه، آمریکاییانی را تصور کردم که در بحبوحۀ جنگ، به کودکان کتاب می رسانند، آن ها به غریبه ها کتاب می دهند. آن ها را می بینید که برای نجات جان افراد بی گناه بمب ها را از کار می اندازند، آن ها حتا برای تشکیل شدن شوراهای شهر هم تلاش می کنند. و شما شاهد این چیز ها هستید، شکی نیست که آمریکا نیروی نیکی و شایستگی است. (کف زدن)

چهار هزار تن از بهترین شهروندان ما جان خود را در این مأموریت فدا کرده اند. تک تک آن ها مورد عشق قرار داشتند. جای تک تک آن ها خالیست. و ما خدا را برای داشتن این افراد شکر می کنیم و برای خانواده های این افراد، از او طلب آرامش می کنیم. احترام همۀ آن ها در تاریخ کشور محفوظ است. اما بهترین راه برای قدردانی از فداکاری های آنان، ادامۀ مأموریت، و پی نهادن صلح است. (کف زدن)

تمام کسانی که در خط اول این مبارزه مشغول نبرد هستند، این مبارزۀ عقیدتی، این رویارویی با کسانی که برای رسیدن به اهداف سیاسی خود کمر به کشتن بی گناهان بسته اند، مردان، زنان، کودکان، این ها میهن پرستانی هستند که با مبارزۀ خود، آرمان های کشور را ارج می نهند.

بسیاری از آن ها هوانوردان زن ومرد هستند. آن ها به هوانوردان بزرگی ملحق می شوند که این موزه برای قدردانی از آن ها ساخته شده، بعضی از آن ها را به عنوان اعضای خانواده، دوست وهمسایه، می شناسیم - و در مورد من، پدر. کاری که نسل امروز انجام می دهد، هر جزئی از آن چالش انگیز، هر جزئی از آن والا، و هر جزئی از آن برای امنیت ما حیاتی است. زمانی که تاریخ این دوره نگاشته شود، نشان داده خواهد شد که نیروی هوایی – و همۀ نیروهای مسلح آمریکا – کار خود را با مهارت و شجاعت کامل انجام داده اند. نشان داده خواهد شد که ایالات متحد آمریکا پیروز بوده است، و آزادی و صلح به پیش رفته اند
خدا شما را قرین رحمت کند. خدا کشور ما را در پرتو عنایت خود داشته باشد. (کف زدن)
پایان 11:30 صبح به وقت شرق آمریکا

پايان متن

اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟