31 مارچ 2008

رویای مارتین لوتر کینگ 40 سال پس از مرگ او به زندگی ادامه می‌دهد

آمریکایی‌ها روزهای خشم و امید را به یاد دارند

 

آغاز متن

نویسنده: مایکل فریدمن
عضو هیئت تحریریه

واشنگتن – در 4 آوریل 1968 در ممفیس تنسی، گلولهٔ ضاربی زندگی مارتین لوتر کینگ، معمار اصلی و رهبر جنبش آرام حقوق مدنی در ایالات متحده را گرفت. او 39 سال داشت. بازرسان پزشکی گفتند که کینگ با قلب مردی 60 ساله بدرود حیات گفت، چرا که برای مدتی چنان طولانی، بار غصه و مسئولیت آن همه انسان را به دوش گرفته بود. حدود صد هزار آمریکایی هنگام تشییع جنازهٔ او بیرون کلیسا ایستاده بودند.

کینگ روز قبل به عنوان بخشی از "مبارزهٔ مردم فقیر"، از جانب کارگران اعتصابی فاضلاب که اکثرا سیاه‌پوست بودند مشغول مبارزه بود. آخرین سخنرانی او بر اساس مطالعاتش روی انجیل در طول زندگیش بود. بعدها ثابت شد که این سخنرانی پیشگویانه بوده است:

خوب من نمی‌دانم حالا چه خواهد شد؛ ما روزهای سختی در پیش داریم. اما اکنون واقعا برای من مهم نیست، چرا که من در قلهٔ کوه بوده‌ام. برایم مهم نیست. مانند هر کسی، من دوست دارم که زندگی طولانی‌ای داشته باشم – طول عمر جای خاصی دارد. اما اکنون من دربارهٔ آن نمی‌اندیشم. من فقط می‌خواهم که خواست خداوند را انجام دهم. او اجازه داده است که به بالای کوه بروم. و من از آن بالا نگاه کرده‌ام و سرزمین موعود را دیده‌ام. ممکن است با شما به آن‌جا نیایم. اما امشب می‌خواهم شما بدانید که ما به عنوان مردم، به سرزمین موعود خواهیم رسید. پس من امشب شادمان هستم؛ من در مورد هیچ چیز نگران نیستم؛ من از هیچ کس نمی‌ترسم. چشمان من شکوه آمدن خداوندگار را دیده‌اند.

سال 1968 سال تحولات سیاسی در دنیا بود. در ایالات متحده فقط دو ماه بعد، در 5 ژوئن یک قاتل دیگر جان سناتور رابرت کندی را گرفت. کسی که به عنوان دادستان کل کمک‌های به موقعی به فعالان حقوق مدنی کرده بود.

روزهای خطر

قتل مارتین لوتر کینگ سبب بروز شورش‌هایی در واشنگتن و بیش از 100 شهر دیگر آمریکا شد و سبب این نگرانی شد که مبارزه‌ٔ صلح‌آمیز سیاهپوستان آمریکا تبدیل به مقابلهٔ خشونت‌بار نژادی شود. حتی پیش از آن اتفاق تراژیک، به نظر می‌رسید این جنبش که در حال گذر از تغییراتی است که بسیاری از نزدیکان کینگ با نگرانی ناظر آن بودند.

استوکلی کارمایکل، یکی از کارکشتگان تلاش‌های ثبت نام رأی دهندگان، با فرا رسیدن ماه مه 1966 خود را به عنوان رئیس جدید کمیتهٔ هماهنگی دانشجویی ضد خشونت SNCC))(1)، تثبیت کرده بود. این کمیته سازمان اصلی دانشجویی جنبش حقوق مدنی بود که رهبری آن به تدریج و به طور فزاینده نسبت به استراتژی گام به گام مارتین لوتر کینگ و هم‌قطارانش کم‌طاقت می‌شد.

کارمایکل در یک سخنرانی در گرین‌وودِ میسی‌سیپی خواستار "قدرت سیاهان" شد. در جایی که افرادی نظیر تورگود مارشال و مارتین لوتر کینگ در تلاش یکپارچگی بودند، کارمایکل در عوض در جستجوی جدایی بود. او یکپارچگی را "طفره‌ای خائنانه برای حفظ برتری سفیدها" خواند.

در همین حال حزب بلک پنتر، که در اکتبر 1966 در اوکلند در کالیفرنیا توسط فعالان، هیویی پی نیوتن و بابی سییل بنیان‌گذاری شد، اعضای مسلح یعنی "پنترها" را به کار گرفت تا افسران پلیسی را دنبال کنند که به اعتقاد آنان به طور ظالمانه‌ای سیاهان را هدف قرار می‌دادند؛ (برخی این نام را به علامتی که برای رأی‌دهندگان بی‌سواد در یک حرکت ثبت نام رأی‌دهندگان استفاده می‌شده، ربط می‌دهند).

در حالی که این حزب برای مدت کوتاهی از محبوبیت برخوردار شد، به ویژه از طریق برنامه‌های خدمات اجتماعی، مجادلات مسلحانه با پلیس محلی که منجر به مرگ یا زندان رفتن پنتر‌های برجسته شد، سبب گردید که بسیاری از آمریکایی‌ها با شیوه‌های خشن آن مخالفت کنند و حرکت حزب پنتر متلاشی شود. این حرکت در یک سردرگمی نفاق و تهمت‌زنی متقابل به تدریج تحلیل رفت.

با این وجود بسیاری نگران بودند که قتل کینگ سبب افزایش تأثیر عوامل ستیزه‌جو در درون جنبش بشود. در آن هنگام برخی کار کینگ در زندگی‌اش را مورد سؤال قرار دادند. اما آن "سرزمین موعودی" که کینگ توصیف کرد از بسیاری جهات بسیار نزدیکتر از آن چیزی بود که در جریان شورش‌های آوریل 1968 به نظر می‌رسید.

وفاق آمریکایی

تجربهٔ تاریخی آفریقایی‌–‌ آمریکایی همواره منحصر به فرد باقی خواهد ماند. اما اجرای هدفمند حق رأی فدرال، آمریکاییان سیاه‌پوست را مجهز به ابزارهایی کرد که مهاجران و سایر گروه‌های اقلیت سعی کرده‌اند دنبال کنند – و به دست آوردند: رویای آمریکایی. در ایالات متحده مردمی که رأی می‌دهند به خوبی قدرت سیاسی واقعی را به کار می‌برند. با رأی و با گذشت زمان تساوی حقوقی و سیاسی برای آمریکایی‌ـ‌آفریقایی‌ها تقریبا در تمام طبقات اجتماعی منافعی ایجاد کرده است.

برای نمونه جان آر. لوئیس، یکی از سواران آزادی بود که در 1961 مورد ضرب و شتم جمعیت خشمناک مونتگمری در آلاباما قرار گرفت. امروز او نمایندهٔ پنجمین ناحیهٔ کنگره‌ای از جورجیا در مجلس نمایندگان ایالات متحده است. تقریبا 50 نفر از همکاران او در کنگره آفریقایی‌ـ ‌آمریکایی هستند و چندین نفر از آنان به عنوان رؤسای صاحب نفوذ کمیته‌های کنگره، دارای قدرت سیاسی زیادی هستند.

دنیس مک ‌نِر، در1963 در میان دخترانی بود که در حملهٔ نژادپرستان متعصب با بمب به کلیسای بابتیست خیابان شانزدهم کشته شدند. دوست او کاندالیزا رایس در سال 2005 پست وزارت خارجهٔ کشور را به عهده گرفت.

میزان فارغ‌‌التحصیلی سیاهان از دبیرستان، تقریبا از 1966 تا کنون سه برابر شده است و میزان فقر در این مدت تقریبا نصف شده است. گسترش طبقهٔ متوسط سیاه‌پوست به عنوان تحول اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است، همان طور که بسیاری از کارآفرینان موفق و تلاشگران علمی و ادبی و هنری، آفریقایی‌ـ‌آمریکایی هستند.

گرچه آمریکاییان به مبارزه با موضوعات نژادی ادامه می‌دهند، آن موضوعات با آن چه که در سخنان تورگود مارشال، مارتین لوتر کینگ و نسل جنبش حقوق مدنی بود، عمیقا متفاوت است.

بدون تردید جنبش حقوق مدنی، مردم آمریکا را وادار کرد تا صریحا با تضاد میان ایده‌آل‌هایشان و واقعیت تبعیض نژادی و عدم تساوی حقوق مقابله کنند. این جنبش با انجام این کار کشور را در مسیر تساوی کامل نژادی، بسیار به پیش برد، مسیری که هنوز این کشور در آن گام برمی‌دارد.

شاید مهمترین معیار پیشرفت ـ نه فقط در میان آمریکایی‌های جوان‌تر که آیندهٔ کشور را می‌سازند، ظهور توافقی گسترده و عمیق در این مورد است که تاریخ شرم‌آور برده‌داری، تبعیض نژادی و وضعیت نامساعد فقط باید به تاریخ سپرده شود.

مطالب بالا از کتاب: "سرانجام، آزاد: جنبش حقوق مدنی ایالات متحده"(2)، گرفته شده است. این کتاب در تابستان 2008 در America.gov منتشر خواهد شد.

1. Student Nonviolent Coordinating Committee (SNCC)
2. Free At Last: The U.S. Civil Rights Movement

پايان متن

اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟