14 مارچ 2008

آوردن آنها بر سر صندوق های رأی (1)

 

آغاز متن

اسکات مریک : "تجربه رفتن به واشنگتن دی سی و لابی كردن برای بنياد پژوهشی مولتیپل میلوما" و صحبت كردن با نمايندگانمان در كنگره، یعنی همين تجربه واحد، تأثير عظيمی بر تصميم گيری من در مورد كاری كه می خواستم بكنم و از اين به بعد خواهم كرد، داشت."

جفری فونتاس : "من در اين كشور، اين فرصت را دارم كه بخشی از چيزی بزرگ تر از خودم باشم. و اگر با مسير حركت كشور مخالف باشم، پس بايد اين كار را بكنم."

اندی ادواردز : "من وقت و انرژی ام را در تلاش برای انتخاب شدن كس ديگری ، که فكر كنم احساسات جوانان را با دقت زياد، نمايندگی نمی كند به هدر نمی دهم. در ايالتی مثل اين، انجام دادن كارها به تنهايی بسيار آسان تر است."

تام موناتوس : "سياستمداران جوان واقعا به منزله رهبران اين نسل جوان تر قلمداد می شوند."

فونتاس: "در هزاره جديد ما نيازمند اين هستيم كه نگاهي عمیق و سخت به سياست های گذشته بياندازيم و از خود بپرسيم كه آيا آنها تعريف ما از موفقيت را برآورده ساخته اند."

ماناتوس: "اگر جوانان به سياستمداران نگويند كه چه كنند و از آنها نخواهند كه آمريكای بهتری بسازند، آنها نخواهند دانست، و فقط به خواسته های تعداد مشخصی گوش خواهند داد."

مریک: "يكی از دلايل اينكه من وارد اين قضيه شدم اين بود كه جوانان بيشتری را وارد قضيه كنم. فكر می كنم كه افراد همسن من بالاخره دارند می فهمند كه چه اتفاقی در حال وقوع است، هم در اين كشور و هم در عرصه بين المللي. اگر ما به رأی دادنمان ادامه بدهيم، فكر می كنم كه موضوعاتی كه برای ما اهميت دارند با اولويت بيشتری مورد رسيدگی قرار خواهند گرفت."

جیسون آلتمیر : "خوب، هيچ چيزی مهم تر از رأی دادن نیست. منظورم اين است كه از اين طريق است كه می توانيم تصميم بگيريم كه رهبری ما چه كسی خواهد بود."

ادواردز: "وقتی كه می گوييد كه كاری انجام می دهید، باید به آن بچسبید تا انجام شود.

اولين و مهم ترين منبع الهام من، راس فینگولد بود كه تنها شخصی بود كه در سال 2001 عليه قانون وطن پرستی رأی داد."

فونتاس: "شايد الگور قهرمان سياسی شماره 1 من باشد، ضمنا اوباما را هم خيلی دوست دارم."

مریک: "مطمئنا هووارد دین . او راه صحبت كردن با نسل من و دخالت دادن ما را می دانست."

ریموند باکلی : "فكر می كنم كه جوانان انرژی زياد، هيجان زياد، و انديشه ها و راه حل های جديدی را برای مشكلات ارائه می دهند و فكر می كنم كه مهم است كه جوانان را در مناصب انتخابی و همچنين در سطح حزبی دخالت بدهيم و از اين امر اطمينان حاصل كنيم كه صداهای آنان شنيده می شود."

ماناتوس: "در امريكا، جوانان، نسل های جوانان، بسيار بسيار متنوع تر از نسل های گذشته هستند. و داشتن اين درك جهاني، بسيار با نسل گذشته متفاوت است."

ادواردز: "در حال حاضر، مشاركت سياسي، خيلی هيجان انگيز است."

مریک: "من واقعا فكر می كنم كه يك احساس مشترك وجود دارد كه مردم خواهان چهره های تازه هستند، آنها جهتی تازه را جویا هستند."

فونتاس: "وقتی اين پيام را به جوانان می دهيد كه صدای آنها اهميت دارد و تنها راه برای اهميت يافتن آن اين است كه صحبت كنند و شنيده شوند، در اين صورت فكر می كنم شمار بسيار بيشتری از جوانان وارد ميدان خواهند شد."

ادواردز: "مشاركت انواع مختلفی دارد، مثلا فعاليت سياسی و يا فقط دموكراسی قديمی ساده، يا مثل رفتن برای رأی دادن در روز انتخابات."

آلتمیر: " نامزدهايی داريم كه شمار بيشتری از جوانان را در مقايسه با گذشته، جذب می كنند، و دليلی وجود ندارد كه چيزی به جز بالاترين ميزان مشاركت را در سال 2008 انتظار داشته باشيم."

مریک: "ما اين اختيار را داريم كه اكنون وارد ميدان شويم تا چيزها را برای آينده خود و آينده فرزندانمان تغيير دهيم. و اگر وارد ميدان نشويم، ضرر می بينيم. در هر حال، من اين طور به قضيه نگاه می كنم."

پايان متن

اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟