12 مارچ 2008
آغاز متن
نوشته واسانتاکومار ان. بات
در سال های اخیر، کمپانی های آمریکایی تصاعدات محیط زیستی خود را کاهش داده و در پاسخ به فشارهای وارده از ناحیه دولت ها، سرمایه گذاران، گروه های محیط زیستی، مشتریان و کارمندان- سرگرم بسط و توسعه استراتژی های جلوگیری از آلودگی "از گهواره تا گور" بوده اند. رهبران کمپانی ها، به نحو روزافزونی متوجه شده اند که مدیریت موثر موضوعات محیط زیستی می تواند یک منبع مهم و عمده برتری رقابتی و رشد مداوم باشد. واسانتاکومار ان. بات دانشیار دانشکده بازرگانی لوبین ، در دانشگاه پیس در نیویورک است. وی مولف کتاب "کمپانی های سبز" ، "امتیاز رقابتی آتی"، "مدیریت زیست محیطی کیفیت تام" ، راهبرد ایزو 14000 " و چندین مقاله دیگر درباره مدیریت محیط زیستی است.
چرا کمپانی های آمریکایی تصمیم گرفته اند که در جهت "سبزی حرکت کنند" یعنی از یک سلسله روش ها و سیاست ها استفاده می کنند که به سود ملاحظات محیط زیستی است؟ این داستانی است بسیار پیچیده و بغرنج که مستلزم درک چگونگی آغاز جنبش محیط زیستی در ایالات متحده آمریکا، مباحثات طولانی میان طرفداران روشهای قاعده مند و همکاری های داوطلبانه و نیز نفوذ کنونی سهامداران شراکتی مانند مشتریان، سرمایه گذاران، کارمندان، گروه های محیط زیستی و مسئولان و مقامات دولتی است. نتیجه نهایی آنکه امروزه اکثر آمریکایی ها معتقدند که خود می توانند از طریق مدیریت موثر محیط زیستی، نوعی امتیاز رقابت آمیز و رشد قابل دوام ایجاد کنند. و خلاصه آن که اکنون "سبز بودن" را تجارتی خوب می دانند.
مباحثه پیرامون روش و سیاست محیط زیستی
از نظر سنتی و چشم انداز سیاست گذاران، محیط زیست نمودار چیزی است که اقتصاد دان ها، آن را "خیر و مصلحت عامه" می نامند یعنی منافعی مشترک مانند دفاع ملی که هیچ یک از اعضای جامعه را نمی توان از آن مستثنی کرد. از آنجا که سیستم های بازار خود به سهولت کالاهای عمومی تولید نمی کنند، بسیاری در جنبش محیط زیستی آمریکا اعتقاد داشته اند که دخالت دولت در جهت انگیزه بخشی به کمپانی ها ضروری است تا آن ها آثار زیست محیطی فعالیت های خود را به حداقل برسانند. در سال های اخیر، بسیاری از افراد هم به این باور رسیده اند که رویکردهای بازار بنیان از رهگذر تشویق سرمایه گذاری و نوآوری های تکنولوژیک، می توانند در پایان منافع بیشتری در بر داشته باشند. بحث بر سر جنبه های مثبت و امتیازات این دو نوع رویکرد از هنگام آغاز کار "آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا" (EPA) در سال 1970 تا لحظه حاضر ادامه داشته است.
زمانی که جنبش محیط زیستی در آمریکا در دهه های 1960 و 1970 آغاز شد، کانون توجهات بر پیروی از قوانین و مقررات معطوف بود. در نتیجه بنیان سنتی برای سیاست محیط زیستی آمریکا، مقررات "دستور و کنترل" بوده است. هدف از این مقررات آن بوده است که از طریق تعیین چگونگی عملکرد هر کمپانی در مورد آلودگی، از ایجاد مشکلات محیط زیستی جلوگیری کنند. این مقررات همراه با رضایت و انگیزه های مالی به مرحله اجرا گذارده می شوند. میزان آگاهی میان کمپانی ها درباره تاثیرات محیط زیستی فعالیت هایشان نیز از طریق این مقررات افزایش یافته است.
البته اجرای این مقررات بدون هزینه هم نبوده است. یکی از عواقب منفی آن بود که راه حل های "انتهای خط تولید" مورد استقبال قرار گرفت، راه حل هایی که هدف از آن ها کاهش عوامل آلودگی پس از تولید آن هاست، نه از میان بردن آن ها در همان ابتدای کار. علاوه بر این ها، سیاست های مقرراتی باعث دادخواهی های دادگهی فراوان شده است.
در عرض سال های اخیر سیاست گذاران در ایالات متحده به نحو روزافزونی بر تحلیل های اقتصادی برای تعیین نوع ابزار روشی تاکید کرده اند. ابزارهای روش انعطاف پذیر به کمپانی ها اجازه می دهند تا کارا ترین جایگزین های ممکن را برای رسیدن به هدف های سیاست محیط زیست انتخاب کنند، از این ابزارها برای کاهش هزینه های اجرایی و نیل به کارایی بالا با سرعتی بیشتر استفاده شده است. اقدامات بازار بنیان مانند مبادله و تجارت تصاعدات- سیستمی که طبق آن دولت یک محدودیت کامل در مورد آلوده کننده معینی تعیین می کند و سپس اجازه می دهد که نیروهای بازار میزان استفاده هر کمپانی را در زمینه رعایت محدوده خود تعیین کند- در مورد تصاعدات دی اکسید های گوگرد و اکسید های نیتریت یعنی آن آلودگی که باران اسیدی تولید می کند، در ایالات متحده معرفی شده است. اما این اقدامات هنوز هم بر پایه یک عامل واحد، هوا، آب، آبهای سطحی یا خاک قرار گرفته اند.
ایالات متحده بیش از هر کشور دیگر از تجزیه و تحلیل اقتصادی برای تعیین دقیق سیاست های محیط زیستی استفاده می کند و از این نوع تحلیل در مورد لزوم کاهش تصاعدات توسط منابع چندگانه آلودگی منجمله نیروگاه ها و موتورهای دیزلی بهره مند می شود. ایالات متحده به بعضی جنبه های تقلیل ضایعات یارانه می دهد، اگرچه به طور کلی، اصل بیشتربودن نفع عناصر آلوده کننده که مستلزم تحمل هزینه های آلودگی برای حفاظت از محیط زیست است، روش عادی و معمول است.
استراتژی های جدید
از زمان مطرح شدن نگرانی های محیط زیستی، کمپانی های آمریکایی موافقت خود را با استفاده از کاهش آلودگی نهایی محصول از طریق از بین بردن ضایعات تولید شد ه اعلام کرده اند. با هزینه بر شدن فرآیند پاکسازی ، کمپانی ها با استفاده از مواد، فرآیندها و تجهیرات از بین برنده ضایعات ایجاد شده توسط محصولات برای پیشگیری از آلودگی اقدام کرده اند.
هرچند ، پیشگیری از ایجاد آلودگی خودی خود باعث بهبود عملکرد مالی نمی شود. برای به دست آوردن مزایای مالی از عملکرد محیط زیستی بهبود یافته، به رویکرد مدیریت کیفیت کلی محیط زیست TQEM نیاز است. کمپانی ها به عنوان بخشی از این رویکرد ، سیستم مدیریت محیط زیست EMS را اعمال کردند که چارچوبی را برای کنترل تاثیرات محیط زیستی و در نظر گرفتن نگرانی های محیط زیستی در فرآیند تصمیم گیری یک سازمان فراهم می کند.
بر اساس بررسی اخیر، بیش از یک پنجم موسسات EMS را در دستور کاری خود قرار داده اند. به علاوه 5585 موسسه نیز گواهینامه های ایزو 1400 دریافت کرده اند که نشان دهنده مطابقت آنها با شیوه های مدیریتی مناسب تایید شده از سوی سازمان بین المللی استاندارد ISO می باشد. بعضی دیگر از سازمانها از ابزار محیط زیستی مختلفی نظیر حسابرسی محیط زیستی و تحلیل چرخه زندگی استفاده می کنند. هم چنین این کمپانی ها با انتقال تجربیات محیط زیستی خود به شرکای خارجی و صدور تکنولوژی های سودآور محیط زیستی به کاهش تاثیرات جهانی آلودگی کمک می کنند.
در سال 2004 ،انرژی مصرفی در ایالات متحده برابر 17 میلیارد بشکه نفت و یا سرانه 60 بشکه بود. در حدود 86 درصد از انرژیِ مصرفی این کشور از نفت، زغال سنگ و گاز طبیعی تامین می شود. و تنها 14 درصد آن از طریق انرژی هسته ای و تجدید پذیر است. افزایش قیمت نفت و وابستگی به منابع خارجی برای تامین حدود 65 درصد از نفت خام باعث افزایش نیاز به کارآیی و ذخیره انرژی و یافتن منابع جدید انرژی شده است. به علاوه، سوزاندن سوخت فسیلی باعث ایجاد دی اکسید کربن و دیگر گازهای گلخانه ای می شود . به همین دلیل آمادگی برای رویایی با جهانی مملو از کربن برای کمپانی های آمریکایی ضروری است.
هم اکنون، ایالات متحده بیش از 50 درصد از الکتریسیته خود را از نیروگاه های با سوخت زغال سنگ تامین کرده و دارای مقادیر فراوان زغال سنگ می باشد. امریکن الکتریک پاور به دنبال شیوه های مبتکرانه برای سوزاندن بدون آلودگی زغال سنگ و کنار گذاشتن دی اکسید کربن می باشد.این کار به صنعت از طریق افزایش تولید انرژی با زیان رسانی کمتر به محیط زیست کمک می کند. فلوریدا پاور اند لایت به وسیله افزایش کارآیی انرژی و سرمایه گذاری در 42 نیروگاه بادی، نیاز به 10 پالایشگاه جدید را کاهش داده است. جنرال موتورز مشغول کار بر روی توسعه ماشین های با سوخت هیدروژنی است که دی اکسید کربن تولید نمی کنند . و IBM نیز طرح هایی در زمینه ذخیره انرژی، کاهش نشر ترکیبات پرفلورو (PFC) ، استفاده از منابع تجدید پذیر انرژی ، تشویق کارمندان جایگزین به تغییر انتخاب های خود، و بهبود کارآیی زنجیره تولیداتی کمپانی در دست اجرا دارد.
قدرت سهام داران
کلید دستیابی به انگیزه مشترک مدرن یکی از نگرانی های اصلی کمپانی ها برای ایجاد رابطه دوستانه با سهام داران می باشد. سیاست گذاران دولت، خریداران، گروه های فعال در زمینه محیط زیست، سرمایه گذاران و کارمندان بخش عمده سهام داران را تشکیل داده که بر تشکیل استراتژی محیط زیستی قاطع اصرار می ورزند. کمپانی ها نیز به منظور ارضای این گروه ها از برنامه ها و نظرخواهی های همگانی در ارتباط با این فعالیت ها و تاثیر آنها بر محیط زیست استفاده می کنند.
دولت: قوانین نظارتی دولت ها محرک اصلی سیاست های محیط زیستی می باشد. رشد تصاعدی قوانین محیط زیستی ، کمپانی ها را وادار به مشارکت و سرمایه گذاری برای برآورده کردن این ملزومات حتی پیش از تصویب قوانین می کند. اکثریت کمپانی های عمده از لابیست هایی در واشنگتن و یا دیگر کارمندان برای دسترسی داشتن به رده های بالای سیاست گذاری به منظور کاهش تمایل کنگره به تصویب قوانین سخت گیرانه و یا ممانعت از اجرای جدی انها استفاده می کنند. مطالعات نشان می دهد که سازمان هایی که از قوانین نظارتی محیط زیستی به نام قوانین سخت گیرانه یاد می کنند از عملکرد محیط زیستی بالاتری برخوردارند. به علاوه ،این سازمان ها تمایل بیشتری برای اختیار کردن روش های ممانعت از آلودگی به جای راه حل های از بین بردن ضایعات محصول در مرحله پایانی و سرمایه گذاری در تحقیقات و پیشرفت های محیط زیستی از خود نشان می دهند.
اما به دلیل آنکه برنامه های تغییر پذیر نتایج محیط زیستی بهتری را ارائه می دهند ، EPA برنامه هایی نظیر
http://www.epa.gov/p2
http://www.epa.gov/p2/pubs/partnerships.htm
را نیز معرفی کرده است. این برنامه ها صاحبان صنایع را ترغیب به تطابق داوطلبانه بیشتر با قوانین نظارتی در مقابل هزینه های کمتر و تایید عمومی از طرف EPA به عنوان پیشتازان فعالیت های محیط زیستی می کند.
مشتریان: مشتریان، نیز به عنوان صاحب نظران و هم به عنوان خریداران محصولات و خدمات، تاثیر به سزایی بر سیاست های محیط زیستی دارند. بر اساس نظر سنجی انجام شده توسط یو.اس.اس تو دی در ماه مارس سال 2007 ،بیش از 8 نفر از هر 10 آمریکایی معتقدند که سابقه محیط زیستی کمپانی ها عامل تعیین کننده ای در خرید و یا عدم خرید محصول آن کمپانی می باشد. خریداران شرکتی همانند آی بی ام و باکستر اینترنشنال , سازمان های دولتی از عملکرد های محیط زیستی محصولات برای تصمیمات تدارکاتی خود بهره می گیرند.
گروه های محیط زیستی: بیش از 1 نفر از هر 5 آمریکایی خود را از فعالان محیط زیستی به شمار می آورند.سازمان های فعال در زمینه محیط زیست از نفوذ خود برای بهبود قوانین سخت گیرانه و گسترش زمینه های تحت پوشش این قوانین استفاده می کنند. این سازمان ها علاوه بر اعمال نفوذ می توانند از دیگر اقدامات برای ترغیب کمپانی ها به "سبز بودن" – حامی محیط زیست- استفاده کنند.
بیشتر مصوبات محیط زیستی ایالات متحده از تبصره ای به نام " دادخواهی شهروندان" برخوردارند که در آن به شهروندان اجازه شکایت از شرکت های خاطی ناقض این قوانین و یا از سازمان حفاظت از محیط زیست به دلیل انچام ندادن وظایف حقوقی خود در قبال محیط زیست را می دهد.هر شهروندی توانایی حضور در دادگاه فدرال برای جلوگیری از نقض قوانین فدرال توسط کمپانی ها و یا کسب اجازه و مجبور کردن کمپانی ها به تبعیت از قوانین را دارا می باشد. "دادخواهی شهروندان" به صورت شاخص باعث افزایش نفوذ سازمان های سبز و جذب اعضای بیشتر به دلیل توانایی آنها برای کسب نتیجه شده است.
سرمایه گذاران: عملکرد ضعیف محیط زیستی می تواند منجر به افزایش هزینه ها شود، زیرا کمپانی هایی که ضایعات بالایی را تواید می کنند از مکان های دفع زباله خطرناک تر و کوره های بیشتر و مشکلات تطابقی بیشتر برخوردارند. سهام داران می توانند از طریق برقراری ارتباط مستقیم با مدیریت شرکت ها، و یا رای دادن علیه آنان از آنها انتظار پاسخ گویی در قبال فعالیت های محیط زیستی را داشته باشند. و در صورتی که هم چنان از نتیجه راضی نباشند می توانند با فروش سهام خود از سرمایه گذاری صرف نظر کنند.
تعدادی از سازمان ها رهنمون های محیط زیستی را ایجاد کرده اند که نمونه تز آنها در زیر ارائه شده اند:
http://www.ceres.org
http://www.equator-principles.com
http://www.oecd.org/dataoecd/12/1/34992954.pdf
به علاوه، سرمایه گذاران موسس عمده همانند صندوق های بازنشستگی برای بررسی عملکرد محیط زیستی کمپانی ها پیش از پیوستن به انان هم پیمان شده اند. به طور مثال بر اساس مطالعه انجام شده توسط اصول سرمایه گذاری مسئولانه ، ، ،http://www.unpri.org88 درصد از امضا کنندگان و 82 درصد از سرمایه داران مسائل مرتبط با محیط زیستی را پیش از تصمیم گیری در زمینه سرکایه گذاری در نظر می گیرند.
در سال های اخیر سهام داران در متقاعد کردن بانک های بزرگ به در نظر گرفتن ریسک های محیط زیستی پروژه های سرمایه گذاری شده توسط آنان ، تولید کنندگان کامپیوتری به افزایش تعداد کامپیوتر های باز یافتی و ارائه دهندگان خدمات رفاهی به استفاده از منابع تجدید پذیر موفق بوده اند.
کارمندان: کارمندان متحمل بیشترین تاثیرات فغالیت های ضعیف محیط زیستی می باشند. جذب کارمندان به محیط های نا امن هزینه بر بوده و کارگران و اتحادیه های آنان معمولا برای کاهش آلودگی ها بر کمپانی ها فشار می آورند. نادیده گرفتن کارمندان، اغلب منجر به تغییر شغل و یا بسیج حمایت عمومی از طریق ممانعت از فعالیت کمپانی ها و جایگزینی آنان باعث افزایش هزینه ها می شود. کمپانی ها نیز از طریق آموزش کارمندان در مورد امنیت و بهداشت محیط زیست و سیستم های مدیریتی محیط زیستی با این مسائل برخورد می کنند.
حرکت به سوی دوام پذیری
در حالی که در دهه های اخیر، رشد فزاینده ای در اقتصاد آمریکا وجود داشته است، بر اساس اعلام سازمان حفاظت از محیط زیست در گزارش سال 2007 خود به نام :" محیط زیست، نکات برجسته ای از گرایشات داخلی" ، عملکرد محیط زیستی روند متفاوتی و مخلوطی داشته است.
گزارش سال 2005 ، EPA با نام فهرست نشر مواد سمی ، در ارتباط با پیشرفت در نشر مواد شیمیایی سمی است :
اطلاعات ارائه شده نشان دهنده پخش 4.34 میلیارد پاند از حدود 650 ماده شیمیایی توسط صنایع آمریکایی در سال 2005 می باشد. دو صنعت استخراج معادن اهن و خدمات الکتریکی مسئول پخش بیش از نیمی از این مواد سمی هستند. تخلیه کلی انجام شده در سال 2005 توسط کارخانه های تولیدی حتی با کاهش 16 درصدی کارخانه ها و افزایش 13 درصدی ارزش واقعی حمل و نقل ، 58 درصد از میزان مشابه آن در سال 1988 بیشتر بوده است. به علاوه، حدود نیمی از ضایعات تولیدی در سال 2005 بازیافت و یا به انرژی تبدیل شده است.
دیگر نشانه های پیشرفت: تولید کنددگان آمریکایی حدود 14.6 میلیارد دلار برای کاهش آلودگی و هزینه های عملیاتی پرداخت کرده اند که نشان دهنده 0.4 درصد از ارزش حمل و نقل و حدود 10 درصد از هزینه های سرمایه ای جدید می باشد. کمپانی های آمریکایی شروع به در نظر گرفتن تکنولوژی سبز به عنوان منابع سودآوری کرده اند که در حدود 30.4 میلیارد دلار تکنولوژی محیط زیستی را در سال 2006 صادر کرده است.
در طول قرن ها، با گسترش پدیده صنعتی شدن شاهد زوال و تنزل محیط زیست بوده ایم. بر همین اساس، سیاست گذاران به این نتیجه رسیده اند که مسائل محیط زیستی بخش جدا نشدنی از سلامت اقتصادی کمپانی ها می باشند. امروزه بسیاری از مدیران شرکت ها بر این عقیده اند که حفاظت از محیط زیست برای توسعه پایدار و ایجاد جهانی بهتر ضروری است. تداوم پذیری- بر اساس توصیف غول تولیدی، پراکتر اند گمبل ، به معنی اطمینان از کیفیت بهتر زندگی برای تمام انسان ها، چه در این زمان و چه در آینده – امروزه به صورت مسئولیت و فرصتی تجاری در بیشتر دفاتر هیئت مدیره در آمریکا انگاشته می شود.
اگرچه دردهه های اخیر کمپانی ها بیشتر بر پیدا کردن راه حلی برای از بین بردن آلودگی و جلوگیری از ایجاد آن تمرکز کرده اند ، امروزه توجهات از به سمت نشر گاز دی اکسید کربن و انرژی جایگزین منعطف شده و این روند به احتمال بسیار درآینده نیز ادامه خواهد یافت. افزایش قیمت نفت خام و وابستگی به درصد بالای نفت خام وارداتی باعث افزایش نیاز به دست یافتن به راه حل های سریعتر به این مشکلات شده اند.
نظریات بیان شده در این مقاله لزوما بیان گر دیدگاه ها و یا سیاست های دولت آمریکا نيست.
پايان متن
اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.