30 ژانويه 2008
جان زاگبی توضیح میدهد که چگونه میانۀ سیاسی در ایالات متحده "دوباره متولد" شده است
آغاز متن
ارتقاء موقعیت رأی دهندگان مستقل
نوشتهٔ کارشناس نظرسنجی، جان زاگبی (1)
رئیس و مدیر عامل زاگبی اینترنشنال
28 ژانویهٔ 2008
یک دور مبارزه در انتخابات ریاست جمهوری چه تفاوتی میتواند ایجاد کند!
تقویم فشردهٔ آ انتخابات مقدماتی امسال روند گزینش نامزدهای احزاب اصلی را به عنوان نامزد های ورود به کاخ سفید آشفته کرده است، اما جالب توجه این است که این مسئله منجر به دو نمونه از جذابترین پیکارهای سیاسیکه ما طی دههها ناظر آن بودهایم، شده است. هم جمهوری خواهان و هم دموکراتها هنوز نسبت به این که چه کسی نامزد آنها خواهد بود، مردد هستند.
بخشی از این مسئله به دلیل چشم انداز سیاسی است که این مبارزات، به موازات نظر " تولد دوبار ه" میانه گیری سیاسی، در آن انجام می گیرد، و رأی دهندگان مستقل بخش بزرگی از آن به شمار می روند.
این تولد دوباره، که لزوما به معنای آن است که ما شاهد کاهش درصدی از رأیدهندگانی خواهیم بود که حاشیههای هر دو سوی طیف سیاسی را تشکیل میدهند، تأثیری را به همان میزان بر انتخابات عمومی امسال نوید میدهد.
انتخابات سال 2004 خلاف روال مرسوم بود. آن انتخابات یکی از موارد معدود در تاریخ آمریکا بود که رأیدهندگان سریعا به دو گروه اساسا مساوی رقیب تقسیم شدند. آن سال رأیدهندگان اندکی مردد بودند. من آن را انتخابات آرماگدون (2) [واپسین نبرد میان نیکی و بدی] نامیدم.
رأیدهندگان امسال از همه جهت خستگی خود را از خصومت ورزی نشان میدهند.
افزایش رأیدهندگان مستقل با افزایش چشمگیر سطح عدم اعتماد به نظام جاری سیاسی که دو حزب سیاسی اصلی را شامل میشود، همزمان شده است. رأیدهندگان به ما گفتهاند که طی چند سال گذشته به طور رو به فزاینده ای از نحوهٔ کار رهبران ملی خشمگین بودهاند. آنها بعد از یک دهه مشارکت در سطح بسیاربالا خواهان تغییر هستند. آنها تشنهٔ رهبری هستند که بتواند ملت را متحد سازد، به نحو شایستهای دولت فدرال را مدیریت و با فکر و درایت جنگ در عراق را اداره کند. خشمی که ما در آیووا و نیوهمشایر دیدیم قابل محسوس بود.
این عوامل نقش بزرگی در ارتقاء موقعیت باراک اوبامای دموکرات در آیووا داشت، با توجه به این که او در پیروزی غیرمنتظره بر هیلاری کلینتون، حامل پیامی مثبت و امیدوار کننده در مورد یک مسیری جدید برای کشور بود. کلینتون در نیوهمپشایر "تغییر شیوه کار" خود را برگزید و پیروزی پر زحمت او بر اوباما بیانگر این نکته بود که بدون توجه به این که چه کسی نامزد حزب دموکرات باشد، برنامهٔ حزبی آنها مشخص است. این مسئله با پیروزی اوباما در کارولینای جنوبی تقویت شد در حالی که رأیدهندگان در آن جا یک یورش سیاسی زننده توسط رئیس جمهور پیشین کلینتون را مردود شمردند؛ او توسط اعضای حزب خودش به تزریق مسائل نژادی به رقابتهای ریاست جمهوری در حزب دموکرات متهم شد.
در جناح جمهوریخواهان، جایگاه نامزدها و نیز مهمترین مسائل در آن روزهای رأیگیری مقدماتی و گردهماییهای حزبی آشفته و نابسامان بود اما آنها هم تلاش کردند تا خود را به عنوان "عامل تغییرکه وضع موجود در کاخ سفید را در عین نگهداشتن امور در دست حزب جمهوری خواه، دگرگون خواهد کرد" معرفی کنند. .
در رقابتهای مربوط به رأی گیریهای مقدماتی، این رأیدهندهٔ مستقل بود که مبارزه برای کاخ سفید در سال 2008 را متمایز میکرد و در حالی که ما به سوی تعیین نامزدها و انتخابات عمومی حرکت میکنیم، دلیلی برای تغییر این روند وجود ندارد. این مورد سبب مطرح شدن سؤالی می گردد مبنی بر این که "این رأیدهندگان چه کسانی هستند و از چه نوع نامزد انتخاباتی حمایت میکنند؟"
رأی دهندگان مستقل در آیووا و نیوهمشایر کاملا شبیه بقیهٔ رأیدهندگان هستند. آنها از نظر تعداد زن و مرد هم مشابه هستند. آنها در شهرها، حومهٔ شهرها و مناطق روستایی زندگی میکنند و تعداشان تقریبا به همان تناسب حامیان احزاب است. درآمد سالانهٔ آنها در ایالت خود قابل مقایسه با دیگران است.
اما تفاوتهای خاصی وجود دارد و این تفاوتها تأثیرگذار اند.
احتمال این که رأیدهندگان مستقل به طور محکم و مصمم در هر دو ایالت، پیش از انتخابات، نامزدی را انتخاب کرده باشند اندکی کمتر از سایر ایالات بود. آنها همچنین در میانهٔ یک طیف ایدئولوژیکی مردد مانده بودند. سایر نمونه برداریها از رأیدهندگان آمریکایی در سال گذشته به ما سرنخی در مورد این که چرا مستقلها میانهروتر هستند میدهد، چون آنها عقاید محکمی در مورد مسائل سیاسی ندارند. هنگامی که آنها یک غذای سیاسی را مصرف میکنند، از غذاهای ادویه دار میگذرند و یک خوراک ملایم میخورند که باعث سوءهاضمه نشود. شما این مورد را در گزینش های آنان در آیووا و نیوهمپشایر میبینید.
رأیدهندگان با نشانههای مختلف خستگی از بگو مگو ها را نشان دادهاند. آنها خواهان راهحل هستند. آنها مدیریت خوب میخواهند. آنها کسی را میخواهند که با گروه مخالفان خود نجنگد بلکه به جای آن با مخالفان کار کند. آنها خواهان یک فرماندهٔ کل هستند.
این تصادفی نیست که تا به حال تعداد بسیار زیادی از رأیدهندگان مستقل، در آیووا و نیوهمشایر و فراتر از آن آشکارا پیدایشان شده است. آنها از نامزدهایی حمایت کردهاند که نمایندهٔ تغییر هستند – نه لزوما تغییری بنیادین یا ایدئولوژیکی بلکه تغییری که لزوما منجر به برنده شدن یک حزب و باختن دیگری نمیشود. این موضوعی است که به طور مشخص توسط اوباما مطرح شده است که بیانگر توانایی او برای به دست آوردن حمایت گسترده است. جان مک کین جمهوری خواه در همان گروه است و پیروزی در نیوهمپشایر را به طور عمده به دلیل جذابیت این مسئله و به کمک رأیدهندگان مستقل به دست آورد. در حالی که مایک هاکبی در تصمیمگیریهای حزبی در آیووا برنده شد، برنده شدن او به همان اندازه به دلیل پیام مردم باورانهٔه و رفتار آرامشبخشش بود که دفاع او از یک طرز فکر و باور بزرگ در این مورد نقش مهمی داشت.
بیشتر از یک سال است که میگویم این انتخابات در میانه برنده خواهد شد، به این معنا که این انتخابات بیشتر یک انتخابات سنتی خواهد بود، در مقایسه انتخابات 2004 که بیشتر یک انتخابات حزبی بود. مستقلها نیرویی اصلی در این روند هستد. آمار ما از آیووا و نیوهمشایر نشان می دهد رأیدهندگانی که بدون وابستگی حزبی ثبت کردهاند بیشتر احتمال داشته است که خود را میانه رو بنامند. 5/39 درصد آنان در آیووا خود را در آن گروه قرار دادهاند حالی آنکه فقط 25 درصد از تمام رأیدهندگان چنین کاری کردهاند. این تفاوت در نیوهمشایر ،با 6/45 درصد از رأیدهندگان مستقل که خود را میانه رو خواندهاند در مقایسه با 31 درصد از تمام رأیدهندگان، حتی مشخصتر هم بود. در هر دو ایالت کمتر احتمال وجود داشت که مستقلها خود را به عنوان محافظهکار طبقهبندی کنند اما به اندازهٔ همهٔ افراد دیگر احتمال این که خود را لیبرال بنامند وجود داشته است.
رأیدهندگان مستقل در آیووا جوانتر از حد متوسط رأیدهندگان بودند – 8/23 درصد بین سنین 18 تا 29، در برابر فقط 3/15 درصد چنین رقم یدر کل آراء گرفته شده.. نسبت تعداد بسیار کمتری از آنان – فقط 3/11 درصد – بیش از 65 سال داشتنددر برابر 5/21 درصد از کل رأیدهندگان در همان ایالت. رأیدهندگان مستقل در نیوهمشایر در یک طیف سِنیا مشابه با متوسط رأی دهندگان پراکنده بودند.
رأیدهندگان جوانتر، از جمله رأیدهندگان مستقل، کمک کردند که اوباما در آیووا در بالاترین مکان قرار گیرد اما آنها در نیوهمشایر نتوانستند موفق باشند. آنجا در مسابقه تعیین نامزد دموکراتها، زنان – که در مبارزات اولیه از کلینتون حمایت کرده اما بعدا در شب رأی گیری حزبی برای حمایت از سناتور ایلی نویز از او دور شده بودند – دوباره در نیوهمشایر به سوی او بازگشتند. میتوان گفت که آنها با کمک به او در برنده شدن در نیوهمشایر مبارزهٔ را او برای ریاست جمهوری نجات دادند.
تلاشهای اوباما برای کشاندن بسیاری از رأیدهندگان مستقل جوان به این روند، نتایج بسیاری به دست آمد با این جاذبه که او شیوهٔ جدیدی از سیاست را به کار خواهد گرفت. آن چه که پیشبینی نشده بود این بود که بسیاری از آن رأیدهندگان کلینتون را جایگزینی جذاب خواهند یافت. بین آخرین پیگیری آراء توسط من که یک روز پیش از رأی گیری مقدماتی اعلام شد و خود رأیگیری مقدماتی، براساس پرسش از رأیدهندگان، کلینتون 8/8 درصد در میان رأیدهندگان مستقل رأی به دست آورد. اوباما در میان همان گروه استوار باقی ماند. به پیروزی کلینتون همچنین از طریق رأیدهندگان زن کمک شد. آنها بعد از این که او در یک توقف انتخاباتی و اشک در چشمانش دیده شد، در کنار او قرار گرفتند.
جذابیت اوباما به جنوب هم کشیده شد، و در آنجا او بسیاری از رأیدهندگان را به سوی فرآیند سیاسی جذب کرد و با یک تفاوت بزرگ 28 درصدی بر کلینتون در رقابتی سرشار از احساسات نژادی بود پیروز شد.
در حالی که ما به سوی انتخابات عمومی در پاییز امسال میرویم، صدای رأیدهندگان مستقل در هر ایالت که هریک تفاوت اندکی از نظر ساختار جمعیتی دارند، شنیده خواهد شد. نامزئی که به این گروه گوش میسپارد و به نگرانیهای سیاسی آنان پاسخ مؤثرتری میدهد، بیشتر امکان را دارد که در روز انتخابات پیشی بگیرد.
1. Pollster John Zogby
2. Armageddon Election
پايان متن
اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.