22 فوريه 2008
سفیر آمریكا در ناتو تقویت امنیت جهانی برای اروپا را مورد بحث قرار میدهد
آغاز متن
سفیر ویكتوریا نولند
نماینده دائمی آمریكا در سازمان پیمان آتلانتیك شمالی (ناتو)
سخنرانی در مقابل اتاق بازرگانی آمریكا و باشگاه مطبوعات
پاریس، فرانسه
22 فوریه 2008
از شما، اولیور گریفیت مدیر اتاق بازرگانی آمریكا و خانم ایزابل بورده، مدیر اجرایی باشگاه مطبوعات، به خاطر اینكه امروز ما را در اینجا جمع كردید و همچنین از تمامی حضار صمیمانه تشكر میكنم. از دوست و شریك استراتژیكم، كرِگ استاپلتون سپاسگزارم. از اینكه سفیر افغانستان، آقای عمر، نیز توانسته است در اینجا حضور یابد خوشحالم. هر سخن نیکی كه امروز به زبان میآورم، ایده و نظر كرِگ بوده است و او آزاد است كه هر سخن تكان دهنده ای را كه من بیان می کنم، رد كند.
من به تازگی از كابل برگشتهام. بر خلاف آنچه كه اكثر افراد در اینجا و باشگاه مطبوعات فرانسه اعتقاد دارند، وضعیت در افغانستان در حال بهبود است.
این هفته، چه هفته عجیبی بود. ما شاهد یك دولت جدید اروپایی در كوزوو، یك روز جدید در صحنه سیاسی پاكستان، و فرصتهای جدید برای مردم كوبا هستیم، فرصتهایی كه امیدمان بر این است كه دموكراتیك خواهند بود.
اما امروز میخواهم بیشتر بر سازمان خودمان [ناتو] تأكید كنم. شاید این كار به نظر شما عجیب و كمی مشكوك باشد كه سفیر آمریكا در ناتو به پاریس بیاید تا بگوید كه یكی از مهمترین كارهایی كه رهبران فرانسه میتوانند برای امنیت جهانی انجام دهند این است كه ظرفیتهای سازمان ملل را تقویت كنند. پس چرا من این كار را انجام میدهم؟
اگر از حادثه 11 سپتامبر 2001، و یا در طی 60 یا 100 سال گذشته، چیزی فرا گرفته باشیم این است كه ما به یكدیگر نیازمندیم. ما در آمریكا به اروپایی نیاز داریم كه در حد اعلای نیرومندی و اتحاد بوده و آمادگی و تمایل داشته باشد كه تمامی ظرفیت خود را برای دفاع از امنیت جمعی و ارتقای ارزشهای مشتركمان بكار گیرد. من معتقدم كه شما هم نیازمند آمریكایی هستید كه به امور اروپا توجه دارد، مشاور و همكار اروپا باشد، و این یعنی یافتن راهحلهای مشترك برای مسائل مشترك. همانطوری كه اتحاد ما در قرن بیستم ضامن شكست فاشیسم و كمونیسم شوروی بود، در قرن بیست و یكم هم باید در خطر سهیم شده و در مسئولیت حفظ و ارتقای آزادی كه از آن بهرهمندیم نیز سهیم گردیم.
دامنه چالشهایی كه امروز در پیش روی ماست، از تروریسم و افراط گرائیهای خشونتآمیز و سلاحهای كشتار جمعی گرفته تا نیاز به كاهش وابستگیامان به سوختهای فسیلی و پرداختن به فقر، بیماری و گرسنگی را كه هنوز بخش بسیار عظیمی از جمعیت جهان از آن در رنج هستند، شامل میشود. حتی اگر در مورد ایران، كره جنوبی و دیگر علایق مهم مشتركمان با روسیه همكاری نماییم، ما باید با هم كرملین را مدیریت كنیم كه تمام سعی خود را صرف قدرت دولت كرده، در زمینه نیروهای رسمی در اروپا اهمال كاری میكند، و همسایگان را مورد تهدید موشكی قرار داده است. ما باید همكاری مناسب دیپلماتیك و طرحهای مبنی بر اقدامات و فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران را ادامه دهیم تا این كشور از شورای امنیت سازمان ملل پیروی كند، تروریسم را ترك گوید و آن آیندهای كه سزاوار مردمش است را به آنها بدهد. همچنین باید چین را ترغیب كنیم به اینكه از قدرت روبه رشدش در جهت ثبات و صلح در كشورهای همسایهاش و در سطح جهان بهره بگیرد. خلاصه اینكه، ما در یك جهان پیچیده و خطرناك زندگی میكنیم، جهانی كه نیازمند این است كه آنهایی از ما كه از نعمت زندگی در جوامع آزاد بهرهمندند، نیروهایشان را جمع كنند تا از آنچه كه در خانه مان داریم محافظت كنیم و جامعه دموكراتیك را امن سازیم و آن را گسترش دهیم.
همانطور كه ما در آمریكا به دنبال شركایی در سراسر جهان میگردیم تا بر این چالشها غلبه كنیم، به هم پیمانان آسیایی خود و سایر نظامهای قدرتمند دموكراتیك جنوب و شرق خودمان نیز نظر داریم. اما تمركز اول ما بر روی اتحادیه اروپا است. البته به هر یك از 27 كشور عضو این اتحادیه توجه داریم اما توجه ما بیشتر بر خود این اتحادیه است.
اتحادیه اروپا با انجام 15 مأموریت در سه قاره، توانائیاش را در عرضه كردن كلیتی كه چیزی بیش از مجموع اعضایش است به اثبات رسانده است. امروز، اتحادیه اروپا فرآهم آورنده كمكهایی در جهت توسعه، استانداردهای حقوق بشر، برنامههای ضد خرابكاری، آموزش نیروهای پلیس، نظارت بر انتخابات، مهارتهای ایجاد كادرهای اجرایی، و مهمتر از همه، توانایی درهمكرد تمامی این موارد به صورت تركیبی مناسب برای رفع چالشهای كنونی است. مأموریت تركیبی نظامی-غیرنظامی این اتحادیه در بوسنی، مأموریتهای پلیس غیرنظامی (civpol) در تیمور شرقی و رفح، و فعالیتهای حفظ صلح در كشور چاد شواهدی بر این ادعا میباشند. ما در آمریكا، رهبری اتحادیه اروپا را به خاطر تمامی این موارد ستایش میكنیم.
اما همچنانكه ظرفیت اتحادیه اروپا برای عملیات مشترك از جنبه قدرت نرم بالا گرفته است، الزام جمعی فرا آتلانتیكی ما از جنبه قدرت سخت، بطور مشهودی پائین آمده است.
اگر در سال 1980 میانگین هزینه صرف شده در حوزه فراآتلانتیك برای دفاع ملی 3 درصد از تولید ناخالص ملی را شامل میگردید، این رقم امروز 1.7 درصد است. و اگرمیزان 4 درصدی مالیاتدهندگان آمریكا را كه هم اكنون در حوزه فراآتلانتیك به ما كمك میكنند، از این رقم كم كنید، این میانگین به 1.4 درصد نزدیكتر است.
چرا میزان سرمایهگذاری بر روی امنیت فراآتلانتیك كاهش یافته است؟ شما جواب این سؤال را میدانید. چون بعد از جنگ سرد، همه ما از صلح سود بردیم. و همچنین به دلیل اینكه در سالهای دهه 1990 این باور در مجامع اروپا و حتی برخی از مجامع آمریكا رایج بود كه قدرت نرم تنها پاسخ مناسب است. و اینكه قدرت سخت، خطرناك بود، و همچنین این قدرت باعث دشمنتراشی میشد و بكار بردن آن اشتباه جوامع كاملاً نظامیگرا بود.
و هنوز هم اتحادیه اروپا در چاد در حال كشف این واقعیت است كه حتی برای اجرای نسبتاً معتدلترین عملیات حمایت از صلح، شما به بالگردهای صحرایی و هواپیماهای حمل و نقل دوربرد نیازمندید، به سازوكار اطلاعاتی پیچیده، ابزارهای مراقبت و شناسایی و تجهیزات سازگار ارتباطی نیاز دارید. اگر نتوانید در وهله اول امنیت را برای افرادی كه آنها را تشویق به كمك كردن می كنید فرآهم كنید، تمامی كمكهای جهانی در زمینه توسعه، تمامی حمایتهای دولتی و آموزشهای پلیسی در جهان اثری نخواهند داشت.
سازمان ناتو در حال تجربه كردن درسهای جدیدی در افغانستان است. بنابراین وقتیكه رئیس جمهور فرانسه به كنگره آمریكا میآید، همانطور كه ساركوزی در نوامبر گذشته آمد، و میگوید كه: "اكنون اروپا باید پرونده اصلی ظرفیتهای نظامیاش را مجدداً مورد توجه قرار دهد... میزان بحرانهای موجود بیشتر از ظرفیتها برای غلبه بر آنها است..."، هیچ مقام آمریكایی با این گفته مخالفت نمیكند.
بنابراین امروز من در اینجا در پاریس هستم كه بگویم كه ما با فرانسه- نیازهای اروپا، نیازهای آمریكا، نیازهای ناتو، نیازهای دنیای دموكراتیك- ظرفیت دفاعی شایستهتر و قدرتمندتر اروپا، موافقیم. یك سیاست امنیت و دفاع اروپا (ESDP) با فقط قدرت نرم كافی نیست. همانطور كه چشم انتظار ریاست فرانسه بر سازمان ملل در این تابستان هستیم، امید داریم كه فرانسه تلاش در جهت تقویت هزینه دفاعی اروپا و نوسازی ظرفیتهای ارتش اروپا را كه بسیار به بالگردها، نیروهای ویژه UAV ، ارتباطات سازگار، آموزش ضدشورش به نظامیان و غیرنظامیان نیاز دارد، رهبری نماید. چون رئیس جمهور ساركوزی درست میگوید كه " ناتو نمیتواند همه جا باشد."
به این دلیل كه میدانیم اگر كشورهای اروپایی در زمینه دفاعی خود سرمایهگذاری نمایند، زمانیكه با هم همراه شویم قویتر و مجهزتر خواهند بود. این موضوع مرا به مسأله افغانستان برمیگرداند كه یكی از موضوعات مورد علاقه من دراین روزها و بزرگترین چالش عملیاتی پیمان ما كه در 59 سال گذشته اجرا شده است.
اول خبرهای خوب: پیمان ناتو كه در خلال جنگ سرد هیچ گلولهای شلیك نكرد، در سال گذشته چندین عملیات موفق با شركای افغانی مان داشت. علی رغم عناوین خبری ترسناك، "حمله بهاره" طالبان كه بیشتر خودنمایی بود، هرگز به وقوع نپیوست. جادهها، مدارس، بازارها و مشاغل در سرتاسر كشور ایجاد شدهاند. 6 میلیون كودك افغانی، كه یك سوم آنها دختر هستند هم اكنون به مدرسه میروند. بیش از 80 درصد افغانها به مراقبتهای بهداشتی دسترسی دارند. و همچنانكه رئیس جمهور كرزای دیروز به من گفت، در حال حاضر بیشتر مردم افغان بیشتر از 5 كیلومتر با درمانگاه فاصله ندارند. شهرها و روستاها در سرتاسر شرق و جنوب افغانستان – در غزنه، خوست، پاكتیا، نورستان و كونار، در وادی سانگین در هیلمند، و در ناحیه جنوبی قندهار – نسبت به سالهای قبل و در برخی موارد نسبت به دهههای قبل، امنتر و دسترسپذیرترند. شمار سربازان آموزش دیده افغان از 35,000 به حدود 60,000 افزایش یافته است و در برخی از عملیاتهای جنگی خود افغانها مبارزه را فرماندهی میكنند. در همین بهار، آمریكا 3,200 تفنگدار دریایی دیگر را برای تقویت دستاوردها ، حمایت از افغانها و پشتیبانی از این حركت، 2,200 نیرو برای مأموریتهای جنگی ایساف در جنوب و 1,000 آموزش دهنده دیگر را برای عملیات آزادی پایدار كه در وهله اول بر نیروهای پلیس افغانستان متمركز است، ارسال خواهد كرد.
در عین حال ما باید صادق باشیم. دشواری جدی این مأموریت برای افغانها و همپیمانان ناتو آشكار شده است. شورشیها به تاكتیكهای تروریستی و كشنده ابزارهای انفجاری خودساز، بمبگذاری انتحاری، آدمربایی و قتلهای هدفمند متوسل شدهاند. آنها معلمان را در مقابل دانشآموزان و نمایندگان دولت را شهرها و خارجیها را درهتلهای كابل میكشند. آنها در كوهستانها و غارهای موجود در مرز افغانستان و پاكستان برای حملات بعدی شان در شهرهای ما و شهرهای اروپا نقشه میكشند و آموزش میبینند. در مناطقی كه امنیت ضعیف است، طالبان و اربابان مواد مخدرشان بیشتر زمینهای حاصلخیز را زیر كشت خشخاش بردهاند. جرم و خرابكاری در حال افزایش است و مردم افغان هر روز برای دیدن عمل و عدالت از سوی رهبران منتخبشان، كم طاقتتر میشوند. در عین حال، ما به عنوان یك جامعه بینالمللی تقلّا كردهایم تا تلاشها را هماهنگ كنیم.
همانطور كه عراق باعث سازگار شدن ارتش و استراتژی و تاكتیكهای توسعه امریكا گردید، مأموریت افغانستان نیز در حال ایجاد تغییراتی در ناتو است. هر ماه كه میگذرد، همپیمانان ناتو در زمینه بهایی كه برای ادامه جنگ ضد شورش در قرن بیست و یکم باید بپردازند، چیزهای بیشتری میآموزند- نوعی تركیب نظامی-غیرنظامی كه قهرمانان را دوشادوش كاركنان بخش توسعه، دیپلماتها و آموزش دهندههای نیروهای پلیس قرار میدهد. چه از طریق پرواز شبانه بالگردها در سراسر دشت، همراه كردن آموزش دهندگان با افغانها، هدایت شوراهای قبیلهای به دست ریشسفیدان روستا یا اجرای تیمهای نظامی-غیرنظامی بازسازی استانها، همگی ما در حال بازسازی روش برقراری امنیت میباشیم. رابرت گیتس در مقام وزیر دفاع گفته است ، این امر نیازمند آموزش جدید، تجهیزات جدید، یك دكترین جدید و انعطافپذیری جدید در تركیب كردن تلاشهای نظامی و غیرنظامی در قالب یك رویكرد درست و جامع به امنیت است.
با این چالشهای ذهنی، ما از تعهد ساركوزی بسیار استقبال میكنیم كه "فرانسه تا زمانی كه لازم باشد در مسأله افغانستان دخالت میكند چون آینده ارزشهای ما و ارزشهای پیمان آتلانتیك ما مطرح است." با داشتن نیروهایی در كابل، تیمهای ادغام شده آموزشی احتیاطی و هواپیمای میراژ در جنوب و اعلام وزیر دفاع كنونی، یعنی مورین، مبنی بر اینكه موارد بیشتری تحت بررسی است، ما شاهدیم كه فرانسه نقش رو به رشدی را در این مبارزه بازی میكند.
همچنانكه موج سربازان را در بهار به سوی جنوب افغانستان گسیل میداریم، باید همچنین از تداوم سرعت فعالیتهای غیرنظامی مان نیز اطمینان یابیم. صحبت كردن درباره به هم بافتن تلاشهای نظامی و غیرنظامی كافی نیست: ما باید مطمئن شویم كه در میدان كار، عملكرد مشترك داریم و منابع مورد نیاز را فرآهم آوریم. به همین دلیل بود كه رئیس جمهور بوش در سال گذشته به منظور حمایت از توسعه و حاكمیت و مبارزه با تلاشهای مربوط به مواد مخدر در افغانستان، بیش از 10 میلیارد دلار از كنگره تقاضا نمود تا تضمین كنیم كه به عنوان جوامعی آزاد با رهبران افغان همكاری میكنیم تا زندگی با كیفیت بهتر، همراه با جادهها،مدارس، قدرت، آب، و گزینههای استخدامی جدید را، به جای خشخاش،برای آنها فرآهم نماییم. اما در بخش عظیمی از افغانستان، بخصوص در جنوب، به میزان كافی در جهت ارتقای حاكمیت صحیح، حاكمیت قانون، مبارزه با مواد مخدر و برنامههای ضد فساد، سرمایهگذاری نكردهایم.
هرچند مأموریت اتحادیه اروپا در زمینه آموزش آموزش دهندگان 200نفری پلیس بسیار مورد استقبال قرار گرفته است و نقش مهمی را در سطح ملی و استانی ایفا میكند، اما طبق برآورد ما، افغانستان به حداقل 3,000 مربی ادغام شده پلیس نیاز خواهد داشت تا بتواند جریان موجود را برگرداند و در افغانها نسبت به كارآیی و قابل اطمینان بودن پلیس محلی شان، اعتماد ایجاد نماید. چه چیزی در جهت جذب دلها و اذهان افغانها 18 ماه قبل از دور انتخاباتی آینده در افغانستان از ایجاد اعتماد در امنیت جامعهاشان حیاتیتر است؟ من خود به عنوان یك مادر میگویم كه یك مادر افغان و یك پدر افغان چگونه می توانند از تغییر دموكراتیك حمایت میكنند اگر از امنیت فرزندانشان در آینده مطمئن نباشند؟
همانطور كه در بروکسل میگوییم كه هیچ توسعهای بدون امنیت وجود ندارد و هیچ امنیتی بدون توسعه وجود ندارد، حال سؤال این است كه آیا ما به آنچه كه موعظه میكنیم و باید انجام دهیم، عمل میكنیم.
این مسأله مرا به نكته اساسیتر میكشاند: ما به یك اتحادیه اروپای قویتر نیازمندیم، ما به یك ناتوی قویتر نیازمندیم و اگر از افغانستان درسی آموختهایم این است كه ما به یك رابطه قویتر و بازتر بین آنها نیازمندیم. من فراتر میروم و میگویم كه اگر ما به راستی به یك رویكرد فراآتلانتیكی نسبت به امنیت باور داریم، رویكردی كه بهترین قدرت نرم و سخت ما را تركیب كند، ما به مكانی نیاز داریم كه بتوانیم به عنوان خانواده ناتو-اتحادیه اروپا درآنجا برای این مأموریتها برنامه ریزی كنیم و آموزش بدهیم.
بسیار خوب! نترسید! من درباره تركیب مؤسسات یا حتی یكی كردن مسئولیتهای آنها صحبت نمیكنم، نگران نباشید. این كار برای اروپا یا برای آمریكای شمالی بیمعنا است. اروپا به مكانی نیاز دارد كه بتواند بطور مستقل عمل كند و ما به اروپایی نیاز داریم كه در دفاع از علایق و ارزشهای مشتركمان قادر و مایل باشد كه اینچنین عمل كند.
اما ما نمیتوانیم به حضور یافتن خود در بخشهای مختلف و دور دنیا و بازی بیهوده ادامه دهیم. ائتلافهای مبنی بر تمایل، محدودیتهای خاص خودشان را دارند. ما باید یاد بگیریم كه با هم فكر كنیم، آموزش بدهیم و عمل كنیم، و در عین حال استقلال هر یك از سازمانها را حفظ كنیم. این فقط مربوطه به افغانستان و كوزوو كه ناتو و اتحادیه اروپا هم اكنون بطور مشترك در آنجا مداخله مینمایند نیست بلكه به عملكرد مشترك كارآمد در زمان تقاضا برای حمایت از امنیت و توسعه مربوط میشود- از قلمرو فلسطین گرفته تا آفریقا، تا چالشهای آیندهای كه امروز فقط میتوانیم آنها را تصور كنیم.
و خبر خوب این است كه ممكن است برای ایجاد این نوع ارتباط ، همه چیز به خوبی پیش برود. در این شهر، ما رئیس جمهوری را داریم كه اماده است تا از ریاست خود بر اتحادیه اروپا برای تقویت سهم اروپا در مسائل دفاعی و سپس بازگرداندن فرانسه به ناتوی تجدیدسازمان شده، استفاده نماید. با قوه محركه فرانسه در هر دو سازمان، هم اكنون فرصتی داریم تا هر دو را بیشتر به یكدیگر نزدیك كنیم. در واشنگتن، رهبران همه ردههای نظامی در حال فراخوانی بیشتر اروپا میباشند و درخواست رئیس جمهور ساركوزی را در جهت "حركت دست در دست" اتحادیه اروپا و ناتو، میستایند.
بنابراین، تبعیضها و سنگدلیهای قدیمی در هر دو سوی آتلانتیك در حال رنگ باختن است. در حال حاضر ما باید در شكستن موانع درون سازمانها به یك اندازه خردمندانه عمل كنیم. از جانب اتحادیه اروپا، به شریكی مانند تركیه كه بطور سخاوتمندانهای به مأموریتهای اتحادیه اروپا كمك میكند و خواهان همكاری با آژانس دفاعی اروپا است، باید خوشآمد گفت، و باید مورد مشورت قرار گرفته و توافقنامه امنیتی و حقوق متناسب با توانایی و میزان كمكهایش به او ارائه گردد. در عوض، ناتو باید درهای همكاری را كاملا بر كشور قبرس بگشاید و موافقتنامه امنیتیاش را نهایی كند و در عین حال كشور مالت را تشویق كند كه به برنامه همكاری برای صلح بازگردد. كلید این معامله بزرگ در دستان اعضای دیرپای هم اتحادیه اروپا و هم ناتو، مانند فرانسه، انگلستان و آلمان، است. امریكا كاملاً آماده است تا كمك كند اما كشورهای اروپایی باید فرآیند ذوب كردن تودههای یخی "كشمكش منجمد" و احمقانه بین این دو سازمان را رهبری كنند.
در حالیكه 21 كشور از اعضای ناتو، هم در اتحادیه اروپا و هم در ناتو حضور دارند، همراه با دركی نو از دو سوی آتلانتیك مبنی بر اینكه ما به یكدیگر نیازمندیم، فقط به این معناست كه نهایتاً این كار را قطعی كنیم. و همانطور كه راه دشوار را تجربه كردهایم، تاریخ به پایان نرسیده است. اگر به دموكراسی و صلح اهمیت میدهیم، باید قویتر از آنهایی باشیم كه با دموكراسی و صلح درمیافتند. همچنانكه رئیس من، خانم رایس دوست دارد بگوید، باید تمایل داشته باشیم كه برای حفظ " تعادل جهانی قدرتی كه طرفدار آزادی است" پول و خون هزینه كنیم.
این كار نیازمند جسارت، خلاقیت و بصیرت خواهد بود. این كار همچنین بطور قابل توجهی نیازمند سرمایهگذاری بیشتر از جانب همگی ما است. اما اگر در گذشته واشنگتن وژنرال لافایت می توانستند نیروی خودرا جمع كنند تا "كت قرمزها" [ارتش بریتانیا] را پس برانند، بنابراین در همین نسل كنونی ما آنها میتوانند یكی از همكاریهای بزرگ تاریخ را دوباره شكل دهند- یعنی اتحادیه فراآتلانتیك - تا بدین طریق بر آخرین چالش خود در زمینه امنیت و آزادی، غلبه كنیم. از اینكه امروز به سخنان من توجه كردید، تشكر میكنم و آماده بحث و گفتگو میباشم.
پايان متن
اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.