21 فوريه 2008

یک استاد دانشگاه درباره نقش آفریقایی آمریکایی ها در سیاست خارجی گفتگو می کند

متن گفتگوی اینترنتی "از آمریکا بپرسید"، 20 فوریه

 

آغاز متن

کلارنس لوزان، استاد دانشگاه و نویسنده، در یک گفتگوی اینترنتی مورخ 20 فوریه به پرسشهایی در زمینۀ چگونگی کمک آفریقای آمریکایی ها به شکل دادن سیاست خارجی ایالات متحدۀ آمریکا پاسخ داد.

وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا
دفتر برنامه های اطلاعات بین المللی
کتن گفتگوی اینترنتی از "آمریکا بپرسید"

آفریقایی آمریکایی ها و سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا

مهمان: کلارنس لوزان
تاریخ: 20 فوریه 2008
زمان: 11:00 صبح به وقت شرق آمریکا (1600 به وقت گرینویچ)

مدیر برنامه: به گفتگوی اینترنتی ما خوش آمدید! ما مشتاقانه منتظر دریافت پرسشهای شما هستیم. شما می توانید پرسشهایتان را از همین الان بفرستید.

کلارنس لوزان: سلام. من اکنون آنلاین و آمادۀ گفتگو هستم.

مدیر: دکتر لوزان در حال بررسی پرسشهایی شما است. اگر بیش از یک پرسش دارید لطفاً آنها را یک به یک بپرسید.

پرسش [محمد القمدی]: سلام، من می خواهم دو سوال بپرسم: اولین پرسش این است که چه کسی آزادی بیان و دموکراسی بیشتری را برای آمریکایی ها تضمین می کند، دموکراتها یا جمهور خواهان؟ دومیین پرسش من این است که چه کسی بیشتر به استقرار دموکراسی و داع از آزادی بها می دهد، دموکراتها یا جمهوری خواهان؟ محمد القمدی.

پاسخ [کلارنس لوزان]: این پرسش بسیار خوبی است. البته هر دو حزب سیاسی باور دارند که در جهت آزادی های مردم آمریکا تلاش می کنند. من نمی خواهم که دیدگاههای هیچ یک از این دو حزب را بیش از حد تعمیم بدهم چرا که در هر دو حزب اختلافات عمده ای بر سر مسائل وجود دارد. بیشتر افراد موافق هستند که در داخل حزب جمهوری خواه علاوه بر جناح به شدت محافظه کار یک جناح میانه رو نیز وجود دارد. در حزب دموکرات نیز یک جناح میانه رو علاوه بر طیف لیبرال تر وجود دارد. مبارزات انتخاباتی جاری تا حدودی این اختلافات داخل این احزاب را نشان می دهد.

پرسش [adolatkal]: پروفسور عزیز! آسیایی آمریکایی های بسیاری در ایالات متحده آمریکا زندگی می کنند! نفوذ و نقش آنها نیز بسیار زیاد است! آیا اینجا یک ماه دیگر نیز به آنها اختصاص داده خواهد شد؟

پاسخ [کلارنس لوزان]: سلام. در واقع، ماه مه به عنوان ماه آسیایی آمریکایی ها در ایالات متحده آمریکا نامیده شده است. اگرچه این ماه به اندازۀ ماه تاریخ سیاه پوستان (فوریه) شناخته شده نیست، در این ماه آسیایی آمریکایی ها ودیگران از کمکهای آسیایی ها به جامعۀ ایالات متحده آمریکا قدردانی می کنند و در ضمن تاریخ غالباً بیرحمانه ای که آسیایی ها با آن در ایالات متحده آمریکا مواجه شده اند را نیز مرور می کنند. من فکر می کنم که با رشد جمعیت آسیایی ها و برجسته تر شدن آنها در جامعه ایالات متحده آمریکا نقش آسیایی ها بهتر شناخته شود.

مدیر برنامه: اگر تازه به ما ملحق شده اید خوش آمدید! دکتر لوزان به پاسخ دادن به پرسشهای شما ادامه می دهد. صفحۀ گوناگونی America.gov می تواند برای شرکت کنندگان در گفتگوی امروز جالب باشد:
http://amlife.america.gov/amlife/diversity/index.html

پرسش [adolatkal]: دکتر کارشناس عزیز! "جمع کردن بیشتر و عمیق تر!" ولی استفاده از یک نظریه در زندگی چه می شود؟ شما در سال 1997 از دانشگاه فارق التحصیل شده اید. ما اینجا در ازبکستان ضرب المثلی داریم که می گوید در این حین آبهای بسیار آمده اند و رفته اند! حتی قهرمان کتیب اخیر شما نیز از صحنۀ اصلی رفته است. از تئوری سیاسی سیاهان تا عملکرد سیاسی سیاهان فاصلۀ بسیاری وجود دارد.

پاسخ [کلارنس لوزان]: یک سری سوالات تحریک آمیز.
من فکر می کنم که سیاست سیاه پوستان در ایالات متحده آمریکا در حال تغییر است. اوج گیری کالین پاول و کاندالیزا رایس و همچنین ظهور باراک اوباما نمایانگر این تغییرات هستند. ما در حال پشت سر گذاشتن تسلط رهبران جنبش حقوق مدنی مانند جسی جکسون و اندرو یانگ و ورود به دوره رهبران سیاهپوستی هستیم که حوزۀ سیاسی شان بسیار گسترده تر از صرفاً مسائل جامعه سیاهپوستان است. نسل زیر چهل سال خودش را بسیار بیشتر از دید ملی و حتی بین المللی می بیند.
به علاوه، حضور رو به رشد سیاهپوستان از منطقه کاراییب، آفریقا، آمریکای لاتین و دیگر نقاط نیز در حال تغییر دادن سیاست سیاهپوستان است. من فکر می کنم که اوباما شانس بسیار خوبی برای بردن نامزدی دموکراتها و احتمالاً ریاست جمهوری دارد. و مخصوصاً این بدان دلیل است که پایگاه قدرت وی بسیار فراتر از صرفاً جامعۀ سیاهپوستان است و گروههای دیگر مانند جوانان، دانشگاه رفته ها، مردان همه نژادها و کم درآمدها را در بر می گیرد.

پرسش [نعمت الله خان]: هنگامی که به تاریخ آفریقایی آمریکایی ها نگاه می کنیم، می بینیم که رهبران، حامیان و پشتیبانان بزرگی جانشان را فدای آفریقایی آمریکایی ها کردند، از آبراهام لینکلن تا مارتین لوتر کینگ جونیور و مالکولم اکس.
آیا بخش غالب دیگر جامعه آمریکا نیز چنین فداکاری هایی را شاهد بوده است، لطفاً به ما بگویید؟

پاسخ [کلارنس لوزان]: من فکر می کنم که مانند بیشتر جوامع، ایالات متحده آمریکا نیز شاهد خشونت سیاسی بوده است. اگر منظور شما از بخش دیگر محافظه کاران یا آنهایی هستند که مخالف حقوق مدنی بودند، در این جنبشها مواردی از خشونت و ترور وجود داشته است. حقوق سیاسی در ایالات متحده تاریخچه ای طولانی از خشونت متقابل و نابود کردن خود دارد.

پرسش [نعمت الله خان]: آیا می توانید لطفاً شباهت خانم سجورنر تروت (1851) و خانم کاندالیزا رایس که هر دو زنانی سیاه پوست بوده اند و مهارتهایشان را ثابت کرده اند به ما بگویید؟

پاسخ [کلارنس لوزان]: این مقایسه ای بسیار جالب است. من نمی توانم شباهت فیزیکی شان را بگویم ولی به نظر من دکتر رایس مطمئناً جزء زنان سیاهپوست اسطوره ای است که نامشان را در جامعه ایالات متحده آمریکا و جهان حک کرده اند. چه با دیدگاههای خانم رایس موافق باشد یا خیر، نمی توان انکار کرد که او چندین موفقیت بزرگ داشته است و چهره زنان آفریقایی آمریکایی را تغییر داده است. همچنین، من فکر می کنم که وی اهمیت نقش زنان سیاهپوستی همچون سجورنر تروت در تاریخ سیاهان و تاریخ آمریکا را تایید بکند و به این میراث افتخار کند.

مدیر برنامه: اطلاعات بیشتری در مورد زندگی و کارهای سجورنر تورت در صفحه "زنان پرنفوذ" در دسترس است.
http://usinfo.state.gov/products/pubs/womeninfln/truth.htm

پرسش [نعمت الله خانi]: ما ماه ملی آمریکایی سرخپوستان را در نوامبر جشن گرفته ایم و این ماه در حال جشن گرفتن ماه تاریخ آفریقایی آمریکایی ها هستیم تا مرارتهای این دو گروه زنده جامعه آمریکا را به یاد آوریم.
شما این دو تاریخ را چگونه مقایسه می کنید؟ شباهتها و تفاوتهای آنها چیست؟

پاسخ [کلارنس لوزان]: یک پرسش بسیار خوب. ابتدا باید بگویم که این دو تاریخ غالباً با هم در هم آمیخته اند تا جایی که بسیاری از آفریقایی آمریکایی ها دارای میراث سرخپوستی نیز هستند (منجله خود من). اگر چه این مساله معمولاً مورد تصدیق قرار نگرفته است، این بدان معنی است که سیاهپوستان و سرخپوستان نکات مشترک بسیار دارند. در دوره برده داری معمولاً هنگامی که بردگان سیاهپوستان فرار می کردند در جوامع سرخپوستی پناه می جستند.
امروزه این پیوندهها به قوت گذشته نیستند، تا حدی به این دلیل که مناطق جغرافیایی این گروهها بسیار متفاوت هستند – سیاهپوستان آمریکا معمولاً در مناطق شهری بزرگ و بیشتر در ساحل شرقی، جنوب شرق و غرب میانه مستقر هستند در حالی که جمعیت سرخپوستان در جنوب غرب، غرب و شمال غرب مستقر است.
به علاوه، جامعه سرخپوستان خود را به عنوان ملتی جدا در نیمکره غربی می بیند و به آنها تا حدودی شناسایی رسمی در این زمینه داده شده است در حالی که سیاهپوستان خود را تنها در مرزهای ایالات متحد می بینند.

پرسش [نعمت الله خان]: تبعیض بر اساس نژاد و رنگ تا نوزایی ملت آمریکا در قرن هفتدهم همچنان یک مساله بود تا اینکه آبراهام لینکلن صدایش را بر علیه تبعیض نژادی مهاجران آفریقایی و برده داری بلند کرد و حتی وی جانش را بر سر این مساله از دست داد. از انقلاب دهه 1960 به این سو چه درسی از مرگ شانزدهمین رییس جمهور ایالات متحده گرفته شده است؟

پاسخ [کلارنس لوزان]: مطمئناً هنگامی که لینکلن ترور شد کشور در برهه پرآشوبی قرار داشت. جنگ داخلی و پیامدهای برده داری که در پی آن ناگهان میلیونها نفر باید وارد جامعه می شدند موجب دوره ای از آشوب اجتماعی در گذاری بزرگ شد. از بسیاری جهات، دهه 1960 نیز در ایالات متحده دوره گذار بسیار بزرگی بود (جنگ ویتنام، شورشهای شهری، و تقاضای حقوق برابر از جانب سیاهپوستان، هیسپانیکها، زنان، سالمندان، همجنسبازان و جوانان). بلافاصله پس از ترور لینکلن و همینطور شورشهای دهه 1960، کشور قوانین و سیاستهایی مترقی تصویب کرد تا به نگرانی های مطرح شده پاسخ دهد.
ولی، بحثها همانجا به پایان نرسیدند و یک واکنش محافظه کارانه در دهه های پس آن سالهای اطلاح طلبی در پی آمد. مطمئناً امروزه افرادی هستند که استدلال می کنند که چرخ جامعه دوباره به سمت اصلاحات بیشتر و برنامه های سیاسی عمومی لیبرال تر در حال حرکت است. رقابت انتخاباتی امسال احتمالاً این روشن کنندۀ این مساله خواهد بود.

پرسش [نعمت الله خان]: آزادی، این واژه هر بار که با آمریکایی ها و جامعه شان درگیر شد معنی اش را تغییر داد. در برخی مواقع معنی آن آزادی برای همه بوده است، برخی مواقع جنگی برای پایان دادن به برده داری، برخی موارد حرکت به سمت سرزمین آزادی و دموکراسی.
آیا امروزه دستاوردهایی واقعی برای همه آمریکایی ها صرف نظر از نژادشان به دست آمده است؟

پاسخ [کلارنس لوزان]: شما حق دارید، معنی آزادی در هر برهه ای از تاریخ مفهومی چالش برانگیز است. من فکر می کنم که بیشتر آمریکایی ها، در همه گروههای نژادی و قومیتی، موافق باشند که آزادی های اساسی وجود دارند و قوانین و سیاستهای جدا کننده سابق از میان رفته اند در ایالات متحده امروز هیچ مقبولیتی ندارند.

با این وجود، این بدان معنی نیست که تبعیض (عمومی و فردی) وجود ندارد. برخی ممکن است به نابرابری های موجود میان سفیدپوستان و رنگین پوستان از نظر دسترسی به تحصیلات، درآمد، فرصتهای شغلی، امکانات بهداشتی، عدالت کیفری و دیگر تبعیضهای نهادینه شده اشاره کنند که هنوز باید مورد رسیدگی قرار گیرند. برای برخی، اندیشه آزادی به معنی رهایی از این نابرابری ها است.

مدیر برنامه: از پرسشهای بسیار شما متشکریم! دکتر لوزان به بررسی و پاسخ دادن به آنها ادامه می دهد.

پرسش [نعمت الله خان]: انقلاب فرهنگی دهه 1960 ملت آمریکا را تغییر داد تا کشوری متمدن تر باشند، آیا می توانید لطفاً به ما بگویید که سیاهپوستان از رشد سریع 1945 تا 1950 چه سودی بردند؟

پاسخ [کلارنس لوزان]: من فکر می کنم که اگر منظور شما از "متمدن تر" این است که این کشور به قوانین و سیاستهای رسمی و غیررسمی تبعیبض نژادی پایان داد، مطمئناً همین طور است. و از از این نظر، حقوق مدنی و قوانین حق رای که تصویب شدند به جامعه سیاهپوستان سود رسید. این بدان معنی است که دسترسی به شغل و تحصیلات که قبلاً وجود نداشت به دست آمد. و از آن زمان طبقه متوسط سیاهپوست رشد بسیاری داشته است. ولی در همین حین، بسیاری از زمینه های فقر همچنین وجود دارد و برخی ممکن است استدلال کنند که نوعی جدایی میان طبقه متوسط سیاهپوست و سیاهپوستان فقیر به وجود آمده است.

بسیاری از سیاهپوستان متولد دوره رشد سریع به دانشگاه رفتند و توانستند زندگی شغلی خوبی به دست آورند در حالی که افراد بسیار دیگری نتوانستند از فرصتهای جدید استفاده کنند. چیزی که شاهد آن بوده ایم این است که فرزندان بسیاری از آن افراد دورۀ رشد به خوبی والدینشان عمل نکرده اند.

پرسش [نعمت الله خان]: "همانطور که رنگ خود دید را شکل می دهد، نژاد دید فرهنگی را شکل می دهد، آنچه که ما میبینیم گستره یکدلی و هماهنگی پاسخها است."
آیا این ادراکی درست است که سرنوشت ملت آمریکا را شکل داده است؟

پاسخ [کلارنس لوزان]: سلام. مطمئناً از بسیاری جهات مساله نژاد نقشی محوری در سرنوشت ایالات متحده داشته است. نه تنها برده داری به عنوان یک موتور اقتصادی عمل کرد، همه مسائل مربوط به برده داری نیز تاثیری فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشتند. جدی ترین مساله ای که کشور را دچار تفرق کرد و آن را به سمت جنگ داخلی سوق داد، برده داری و نقشی که بردگان در جامعه آمریکا بازی می کنند بود. این مسائل، اگرچه با پارامترهایی بسیار متفاوت، امروزه نیز زنده هستند و احتمالاً در عمومی ترین شکل خود در نامزدی سناتور باراک اوباما برای ریاست جمهوری خود را نشان می دهند. در حالی که مبارزه وی را نمی توان تنها به نامزدی یک سیاهپوست تقلیل داد، ماهیت تاریخی شانسهای وی نمایانگر یک تاریخ و وضعیت حاضر است و در دیدی که ایالات متحده از خود به عنوان یک ملت متحد دارد اهمیت دارد.

پرسش [نعمت الله خان]: از جیمز فورتن، پسرک قرن هجدهم تا ژنرال کالین پاول، آفریقایی آمریکایی ها چه دستاوردهایی داشته اند؟
لطفاً اطلاعات بیشتری به ما بدهید.

پاسخ [کلارنس لوزان]: انتصاب کالین پاول به عنوان وزیر امور خارجه از چندین نظر مهم بود. نخست، مدت کمی پیش از این غیر قابل تصور بود که یک آمریکایی سیاهپوست چنین پست مهمی را در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به دست بگیرد. احتمالاً این آخرین حوزه ای بود که سیاهپوستان آمریکا و دیگر رنگین پوستان در آن حضور نداشتند. دوم، به طور گسترده ای این درک وجود داشت که توانایی های پاول برتر و بی رقیب بودند. سوم، نژاد تقریباً هرگز وارد تصویر نشد. انتقادات وارده به وی بر اساس مخالفتهای سیاسی و ایدئولوژیک بودند.

کلارنس لوزان: از همه شما برای پرسشهای جالب و چالش برانگیزتان ممنونم. من از این بحث و گفتگو بسیار لذت بردم. از شما متشکرم. پروفسور لوزان.

مدیر: ما از کلارنس لوزان تشکر می کنیم که امروز به ما ملحق شد. گفتگوی اینترنتی اکنون بسته است.

متن کامل گفتگوی اینترنتی امروز در صفحه "از آمریکا بپرسیدما در دسترس خواهد بود" .


(مهمانان بر اساس تخصصشان انتخاب شده اند. دیدگاههای ابراز شده از جانب آنها متعلق به خود ایشان می باشد و لزوماً نمایانگر دیدگاههای وزارت امور خارجه ایالات متحده نمی باشد.)

پايان متن

اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟