12 فوريه 2008
سناتور لوگار ميگويد، تداوم حمايتها از سوی اروپا ضروری است
آغاز متن
افغانستان: آزمايشی تعیین کننده برای ناتو
ريچارد لوگار
اقدامات جاری بين المللی برای تثبيت و بازسازی افغانستان بايد به موفقيت برسد. هيچ شكی وجود ندارد كه افغانستان، آزمايشی سرنوشت ساز برای ناتو است. نقشه حملات 11 سپتامبر در افغانستان ريخته شد، القاعده هنوز در آنجا فعاليت دارد و سرنوشت اين كشور هم استراتژيك و هم نمادین است.
نرخ مرگ و مير نوزادان در مقايسه با زمانی كه طالبان بر سر قدرت بود، 22 درصد كاهش يافته است. در سال 2001، فقط 8 درصد از افغانها دسترسی آسان به خدمات بهداشتی داشتند. امروزه، تقريبا دو سوم افغانها از اين خدمات بهره مند هستند. از زمان سقوط طالبان، نزديك به هزار مايل (1,609 كيلومتر) از جاده های اصلی و فرعی بازسازی شده اند. اين امر به اقتصاد در حال رشد اين كشور كمك كرده است؛ در سال 2007، توليد ناخالص داخلی (GDP)، 13 درصد افزايش داشت. از سال 2002 تا كنون ميزان دانش آموزان مدارس پنج برابر شده است. اكنون 5 ميليون دانش آموز در مدارس درس ميخوانند و 60 ميليون كتاب درسی بين آنها تقسيم شده است. تاكنون، ايالات متحده نزديك به 5 ميليارد دلار برای اقدامات بازسازی اعطا كرده است. ديگر کشورهای جامعه بين المللی حتی بيش از اين ميزان سرمايه گذاری كرده اند.
با وجوديكه اين سرمايه گذاریها دستاوردهای قابل مشاهده ای را به بار آورده است، اما وضعيت كلی افغانستان هنوز بحرانی است. نهادهای دموكراتيك آسيب پذير هستند و دولت مناطق قابل توجهی از كشور را تحت كنترل ندارد. قاچاق بسیار گسترده مواد مخدر بودجه طالبان را تامین میکند که، علیرغم شکستهای متعدد، به نظر میرسد قادر به بازتولید نیروهایش است. اکنون، این اوضاع نیازمند یک تعهد راسخ توسط کشورهای ناتو و دیگر شرکای ائتلاف جهت کمک به برقراری امنیت و پیشبرد هدف بازسازی، دموکراسی و حکومت قانون در افغانستان است.
افغانستان، به نوبه خود، باید به ایجاد یک ارتش شایسته، جمع آوری بودجه کافی و حفظ کنترل قلمرو آن کشور متعهد باشد. ناتو فقط میتواند یک نیروی موقتی باشد.
در پایان جنگ سرد، بحثی در مورد پایداری و هدف پیمان ناتو آغاز شد، و پس از بحثهای طولانی، ثبات در اروپا به واسطه اضافه شدن اعضای جدید ناتو به مقدار زیادی افزایش یافت. این مباحثات دوباره پس از کشمکشهای منطقه بالکان بالا گرفت. به نظر میرسد هر کدام از این وضعیتها موجب استحکام مجدد ارزش پیمان ناتو شده است.
ولی، از آن جا که نیروی ایساف به رهبری ناتو با محدویتهایی در هماهنگی اقداماتش در میان اعضا مواجه شده است، بحث بر سر سودمندی این پیمان همچنان ادامه دارد. نقصان نگران کننده ای در تعهد سیاسی وجود دارد که موجب مختل شدن عملیات جاری در افغانستان شده است.
دورانی که ناتو میتوانست ماموریتهایش را محدود به دفاع از قاره اروپا بکند متعلق به گذشته های دور است. با پایان جنگ سرد، جدی ترین خطرهایی که اروپا و آمریکای شمالی را تهدید میکند ریشه در مناطق دیگر جهان دارد. و این امر ما اروپاییها و آمریکاییها را ملزم میدارد تا در بازسازی پیمان، ایجاد ساختارهای جدید و تغییر تفکرمان باشهامت تر باشیم.
ناتو، برای مطابقت کامل با امنیت و رفاه مردم کشورهای عضو، باید به شکل جهانی فکر و اقدام کند. و از شنیدن این امر که دولت بوش در حال بازبینی رویکرد کنونی اش به افغانستان است، خوشنودم. امروز با اشتیاق منتظر شنیدن اخبار بیشتر در این زمینه هستم.
این تصمیم مبنی بر ارسال 3,000 تفنگدار دریایی اضافی به افغانستان باید نمایانگر این امر برای شرکای ما باشد که ایالات متحده متعهد و آماده وقف نیروهای لازم برای مبارزه با شورشیان است. همچنین در کنار نیروهای کانادایی، انگلیسی و هلندی میایستیم که درخواست حمایت بیشتر از شرکا دارند.
به شدت معتقدم که ناتو توانایی پرداختن به چالشهای در افغانستان را دارد. فرماندهان ناتو نشان داده اند که پیچیدگی این ماموریت را درک میکنند. آنها میدانند که موفقیت در افغانستان همانقدر به نگرش مردم، پیشروی در بازسازی و توسعه اقتصاد بستگی دارد که به موفقیتهایی که در میدانهای نبرد به دست می آوریم. ولی فرماندهان ناتو باید منابع لازم را جهت فراهم کردن امنیت در اختیار داشته باشند و باید انعطاف پذیری لازم را برای استفاده از نیروها جهت پرداختن به مهمترین و حساسترین نیازهای امنیتی افغانستان داشته باشند.
(نویسنده این مقاله سناتور ایالات متحده از ایالت ایندیانا است.)
پايان متن
اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.