03 آوريل 2008
تاريخ نگاران توضیح می دهند چگونه هر فرد آمریکایی مسیر تاریخ آمریکا را تغییر داده است
آغاز متن
تاريخ نگاران آمريکا، حاوی یک سلسله مقالات جداگانه شامل فرصت ها، تصمیمات خاص، و تحولات فکری، قضایی یا قانونی است که چگونه تأثیر گذاری آنها را بر دگرگونی مسیر تاریخ آمریکا عرضه می کنند.
تاريخ نگاران از زوایای مختلفی به تحلیل چگونگی بروز این دگرگونی ها پرداخته اند. توماس کارلایل، نویسندۀ انگلیسی قرن نوزده، معروف است که تاریخ را " اساسا ً تاریخ مردان بزرگی که در آن نقش داشته اند" توصیف کرده و قهرمانان را به منزلۀ گردانندگان این دگرگونی ها می داند. در قرن بیستم، مکتب مورخان فرانسه که با نام وقایع نگاران ( نام نشریه ای که در آن آثار خود را منتشر می کردند) شناخته می شوند، با کارلایل و سایر تاريخ نگاران سنتی که تاریخ را صرفا ً گاه شمار جنگ ها و رویداد های سیاسی تلقی می کردند، به مخالفت برخاستند. آن ها در تغییر ریشه های تاریخ، خواستار تأکید تاریخ بر زندگی روزمرۀ مردم عادی قرن های پیشین بودند.
دیگر تاريخ نگاران معاصر، فناوری را به عنوان نیروی محرک تلقی کرده و یا به تحلیل تأثیرات اقلیمی، منابع طبیعی، و یا ویرانی های زیست محیطی پرداخته اند. دانشنامۀ اینترنتی ویکیپیدیا در حال حاضر برای "نظریه های تاریخ" دارای 121 مدخل است.
ما در این کتاب از زاویه ای دیگر می نگریم – که شاید بشود به آن نظریۀ نقطۀ اوج تاریخ گفت ، واژه ای که از کتابی پرفروش در ایالات متحده، نوشتۀ مالکوم گلادول اقتباس شده است.
گلادول می نویسد، "نقطۀ اوج از حوزۀ اپیدمولوژی گرفته شده است. این اصطلاح، بیماری همه گیر را در زمانی توصیف می کند که ویروس در اوج فعالیت خود است. نقطۀ اوج، نقطۀ جوش است. نقطه ای را در منحنی نشان می دهد که خط نمودار در بالاترین نقطه است. گلادول اضافه می کند، "یکی از مسائلی که در این کتاب کشف کردم این است که نظریه ها هم می توانند مسری باشند، درست مانند بیماری های ویروسی."
قلمرو ما در این کتاب بر این است که با تحلیل تعدادی از رویداد هایی که "نقطۀ اوج" بوده اند، نه تنها می توان دریافت که ایالات متحده چگونه تبدیل به کشوری شده که می بینیم، بلکه با ارزش هایی که در تار و پود مردم آن تنیده شده هم آشنا می شویم. از نقطه نظر زمان حال، ساده است فراموش کنیم که تنها 200 سال پیش از این، ایالات متحده یک دموکراسی نو پا بود، مستعمرۀ تازه آزاد شده از یک قدرت جهانی، با اقتصادی عقب مانده که صرفا ً متکی به کشاورزی و بهره برداری از منابع طبیعی بود. و فراموش کردن این هم آسان است که نهاد ها، افکار، قوانین، و ارزش هایی که بر ایالات متحدۀ امروز حاکم هستند، از سوی انسان هایی در شرایط خاص ایجاد گشته اند.
ما از 11 تاریخ نگار که هر یک از آن ها دارای تخصص در زمینه ای متفاوت است خواستیم تا هر کدام تحولاتی که منجر به ایجاد نظریه یا نهادی اساسی در آمریکای امروز شده را مورد تجزیه تحلیل قرار دهند. در غالب مواقع، این مورخان دریافتند که یک فرد در قالب یک قهرمان، نقش مهمی ایفا کرده است: تصمیم جورج واشنگتن مبنی بر کناره گیری از ریاست جمهوری بعد از دو دوره انتخاب شدن به این ضمانت داد که کشور به شاه نیاز ندارد. تصمیم سال 1954 دیوان عالی که منجر به ملغا شدن تبعیض نژادی در مدارس آمریکا شد و نمی توان بدون یاد کردن از ارل وارن، رییس دیوان عالی، از آن گذشت. برنامۀ مارشال، که به اروپای ویران شدۀ بعد از جنگ جهانی دوم مساعدت های زیادی کرد، مسلما ً با نام مناسبی معرفی شده است.
اما می توان شاهد رویداد هایی که کمتر شخصی بوده اما تحولاتی را موجب شدند، نیز بود – قوانین مصوب کنگره، تصمیمات دادگاه ها، تحول مدارس دولتی – نمونه هایی از نظریۀ نقطۀ اوج در عمل هستند. آن ها زمانی به وقوع پیوسته اند که نظریه ها، جنبش های اجتماعی، منافع اقتصادی، و نیرو های دیگر به نقطۀ اوج رسیده بودند. وقتی برخی تحولات ناگهانی را به دقت مورد ملاحظه قرار می دهیم، متوجه می شویم که وقوع آن ها خیلی هم ناگهانی نبوده است.
منظور ما این نیست که این نقاط اوج فقط در آمریکا رخ می دهند. با بازگویی وقایع آمریکا ما امیدوار هستیم خوانندگان با دیدی متفاوت به تاریخ، جوامع و نهاد های آن نظر بیفکنند.
پايان متن
اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.