07 آوريل 2008
یکپارچه شدن با اقتصاد جهانی در بردارنده چالش ها، و در عین حال، منافع واقعی است
(مقاله زیر از نشریه وزارت امور خارجه، نگاهی اجمالی به اقتصاد ایالات متحده، اقتباس شده است.)
بسط های اقتصادی البته تا ابد ادامه پیدا نمی کنند. از سال 1854 تا کنون، اقتصاد ایالات متحده 32 دور بسط و قبض را پشت سر گذاشته است. در عصر جدید، بسط ها به طور متوسط طولانی تر، و قبض ها کوتاه تر شده اند: در 10 دور سال های 2001-1945، متوسط طول مدت بسط ها 57 ماه، و قبض ها 10 ماه بود؛ در مقایسه، در همه 32 دور، میانگین طول مدت بسط ها 38 ماه، و قبض ها 17 ماه بود.
تولید – محصول کار یک کارگر در هر ساعت – که به طور مداوم در حال افزایش بوده است، تنها راه دستیابی به توسعه اقتصادی با افزایش مداوم، و درآمدهای بیشتر است. روند افزایش در تولید ایالات متحده از زمان اوج خود در سال 2002 تا کنون، کند شده است.
نگرانی کارگران طبقه متوسط ایالات متحده در مورد امنیت شغلی در حال افزایش است زیرا آنها با تغییر فناوری مداوم و رقابت از جانب کارگران خارجی دارای دستمزد پایین، روبرو هستند. در حالی که اغلب اقتصاددانان صراحتا دستاوردهای عظیم تجارت را ترویج می نمایند، شمار کم اما رو به افزایشی از این اقتصاد دانان نیز هشدار می دهند که شاید ده ها میلیون شغل از ایالات متحده به سرزمین های خارجی منتقل شده و حتی ایالات متحده صنایعی را بطور کل از دست بدهد.
با این حال، عقب نشینی از یکپارچه شدن با اقتصاد جهانی تقریبا غیر قابل تصور به نظر می رسد. تجارت دو طرفه کالاها و خدمات، 27 درصد GDP ایالات متحده را در سال 2005 تشکیل می داد که در سال 1970 تنها 11 درصد بود. مشاغل دست کم 12 میلیون کارگر ایالات متحده اکنون به صادرات وابسته است.
در حالی که بسیاری از کارگران ایالات متحده، چالش های بزرگی را پیش رو دارند، که مهم ترین آنها کسب آموزش کافی است، خوش بینان معتقدند که ایالات متحده، به دلیل پیشینه مثبت قویش در زمینه سازگاری پیدا کردن با تغییر، از موقعیت خوبی برای بهره برداری در یک اقتصاد جهانی در نوسان برخوردار است.
شورای رقابت پذیری می گوید "به دلیل تغییرات ساختاری که در سرتاسر جهان در پیش است، ایالات متحده تقریبا به طور اجتناب ناپذیر، جزئی کوچک تر از یک اقتصاد جهانی در حال رشد خواهد بود. اما دلیلی وجود ندارد که ایالات متحده نتواند موقعیت خود را به عنوان مرفه ترین کشور دنیا حفظ کند."