25 سپتامبر 2007
مأموران غالباً نسبت به مهاجران غیرقانونی كه دستگیر میكنند، احساس همدردی میكنند
آغاز متن
نویسنده: جِین مورس
عضو هیأت تحریریه یو. اِس. اینفو
اِلپاسو، تگزاس- "در رابطه با گشت مرزی آمریكا دو جناح وجود دارد". میشل لو بوف كه به مدت 5 سال به این كار مشغول بوده است این موضوع را تشریح میكند.
ما یك جناح داریم كه اجرا كننده قانون است. جناحی كه میداند " قوانین این چنین است. " من سوگند خورده ام كه از این قوانین حمایت كنم، و از این قوانین حمایت خواهم كرد."
"اما بدانید كه جناح دیگری هم وجود دارد: مأمورانی كه نسبت به این افراد، یعنی مهاجرین غیرقانونی كه به دست آنها دستگیر شدهاند، دلسوزی میكنند. اما ما میدانیم كه قانون این چنین است و باید اجرا شود. ما این كار را برای مصلحت عموم انجام میدهیم. مردم در آمریكا به این قوانین رأی دادهاند و به حكم دموكراسی، مصمم به اجرا شدن این قوانین هستند. و این كاری است كه ما انجام میدهیم."
لو بوف جزء چندین مأمور گشت مرزی آمریكا بود كه گروهی از روزنامهنگاران را درطول مرز بین الپاسو در تگزاس و خوارِز در مكزیكو، تحت محافظت داشت. این گروه توسط مركز مطبوعات خارجی وزارت امور خارجه آمریكا در لس آنجلس گزینش شده بودند.
بخش اِلپاسوی گشت مرزی آمریكا، بیش از 325,000 كیلومتر مربع را تحت پوشش دارد كه كل ایالت نیومكزیكو و دو شهر واقع در منتهی الیه غربی تگزاس را شامل میشود. این بخش مسئول دیدهبانی 290 كیلومتر مرز زمینی و 142 كیلومتر مرز آبی با كمك حدود 2,200 مأمور میباشد.
تا سال مالی 2007، مأموران گشت مرزی فقط در بخش اِلپاسو 64,838 مورد دستگیری داشتهاند؛ در سال 2006، این تعداد 122,248 بود. برخی از مهاجران غیرقانونی تلاش میكنند تا برای مقاصد تبهكارانه وارد آمریكا شوند. در سال 2007، مأموران بخش اِلپاسو 924 مورد توقیف، كشف 48,844 كیلوگرم ماری خوانا و حدود 184 كیلوگرم كوكائین داشتند.
مأموران مرزی میگویند كه با اینحال بیشتر افرادی كه سعی میكنند بطور غیرقانونی و مخفیانه به مرزها نفوذ كنند، مكزیكیهایی هستند كه به دنبال زندگی بهتر در آمریكا میباشند.
لو بوف میگوید كه وی دلیل این كار را میفهمد. وی كه بومی شهر سیاتل است ، و مجبور بود قبل از اینكه مأمور گشت مرزی بشود زبان اسپانیایی را یاد بگیرد، پدر و مادرش را به اِلپاسو آورد تا نوع كاری را كه انجام میدهد ببینند.
خانم لو بوف خاطراتش را بازگو كرد:" ما به خوارِز آمدیم و زمانی كه برگشتیم، مادرم ناگهان به گریه افتاد. آنجا خیلی فقیر است. مادرم نمیتوانست درك كند كه این مرز مال ماست و در یک طرف آن هیچ چیز نیست و در یک طرف دیگر، همه چیز است."
لو بوف اعتراف كرد كه " نمی دانم چقدر پول خرج كردهام تا برای مهاجرین غیرقانونی كه دستگیر میكنم ناهار بخرم. من احساساتیتر از همه مأموران نیستم. اما، تصور كنید كه اگر من این كار را انجام دهم، چه تعداد ازدیگر مأموران نیز این كار را انجام میدهند". وی گفت "مأموران هم انسان هستند و ما به نیازهای انسانی اهمیت میدهیم".
در واقع، ارائه مراقبتهای پزشكی به مهاجرین غیرقانونی كه در طی عبور از مرز دچار بیماری یا صدمه میشوند، بخشی از شغل ما است. لو بوف نجات یك پسربچه پنج ساله را به یاد آورد كه در میان یك آبراهه منتهی به ریو گراند، رها شده بود.
وی گفت: "آن قاچاقچی كمترین اهمیتی به آن بچه كوچك نمیداد. وقتی سؤال میكنید كه چرا قاچاقچیان را اینقدر سخت محاكمه میكنیم، به دلیل است كه برای آنها زندگی انسانهایی كه به مرز می آورند اهمیتی ندارد؛ برای آنها فقط پولی كه به دست میآورند، مهم است."
افسر ارشد گشت مرزی، مارتین هرناندِز گفت كه اكثر مهاجران غیرقانونی دستگیر شده توسط وی، انسانهای محترمی هستند. وی گفت " آنها از جمله خوشایندترین افرادی هستند كه ملاقات كردهام. اگر به شما احترام بگذارند، شما نیز به آنها احترام میگذارید. این "گرگهای صحرایی"، یا همان قاچاقچیان، یعنی افرادی كه به سوی شما سنگ پرتاب میكنند هستند كه اسباب اصلی دردسر میباشند."
هِرناندِز تصدیق كرد كه مأمورانی كه درست در مرزها مشغول كار هستند تمایل دارند كه خشونت بیشتری را تجربه كنند. وی گفت كه مهاجران غیرقانونی فكر میكنند كه میتوانند " با یك ضربه، آزادیشان را به دست بیاورند— یعنی فکرمی کنند که اگر بتوانند از مرزبگذرند، دیگر به آزادی وسامان رسیده اند!
لو بوف گفت كه مأموران گشت مرزی آمریكا تا آخرین حد ممكن از خودشان دفاع می كنند. "ما از جامعهای كه در آن كار میكنیم، دفاع خواهیم كرد. ما از دیگر مأموران دفاع خواهیم كرد. مردم این را میدانند."
لو بوف افزود :" ما نمیخواهیم به كسی آسیب بزنیم" وی در ادامه گفت: "ما اینجا هستیم تا از كشورمان محافظت كنیم و در حالیكه راههای قانونی برای ورود به اینجا وجود دارد، جلو ورود غیرقانونی این افراد را به كشور بگیریم."
لو بوف اظهار داشت كه همكاری با دستگاه اجرای قانون مكزیك، به آمریكا در انجام وظایفش كمك میكند. وی از دستگیری چهار بزرگسالی كه تلاش داشتند از آبراهه عبور كنند، یاد كرد. وقتی آن چهار نفر وی را دیدند، به سوی مكزیكو فرار كردند. وی گفت: " ما مقامات مكزیكی را فراخواندیم و آنها توانستند دو نفر از آن چهار نفر را به خاطر قاچاق انسان دستگیر كنند."
وی اظهار داشت كه "ما به خوبی با مقامات مكزیكی همكاری میكنیم، هم مقامات فدرال و هم دولتی و و محلی. ما ارتباط شخصی داریم بطوریكه میتوانیم صدا بزنیم و بگوییم "آهای، اتفاقی افتاده است. میتوانید كمك كنید؟"
باز هم، زمانی كه مأموران افراد یكسانی را بازداشت میكنند كه سعی دارند بارها و بارها بطور غیرقانونی از مرز عبور كنند، غالبا ناامید میشوند.
هِرناندِز گفت " من خودم را ناراحت نمیكنم. من یك گرانولا و مقداری آبمیوه به آنها میدهم و میگویم "هفته بعد شما را می بینم".
پايان متن
اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.