30 آگوست 2007
آغاز متن
پنجاه سال پیش، مبارزات جوانان سیاهپوست برای وارد شدن به "دبیرستان سنترال" شهر لیتل راك در سال تحصیلی 58-1957، موجب پیشرفت جنبش حقوق مدنی در ایالات متحده شد.
به یک مقاله مربوط مراجعه کنید: http://usinfo.state.gov/scv/life_and_culture/little_rock_nine.html
"نه داستان لیتل راك" واقعاً در برگیرنده نه داستان است.
وقتی گلوریا رِی كارلمارك به 50 سال پیش فكر می كند، بیشتر به یاد والدینش می افتد. آنها كه سنشان بالاتر رفته بود، سخت گیر و دارای تحصیلات عالیه بودند (هردوی آنها از دانشگاه تاسكیگی در آلاباما فارغ التحصیل شده بودند)، چهارمین فرزند خود، كارلمارك را بزرگ كردند و در مورد موضوعات مهم تری با او صحبت می كردند.
زمانی كه سال تحصیلی آغاز شد و اخبار تشكیل شدن گروه های طرفدار جدایی سفید و سیاه پوستان از به خانواده آنها رسید، والدین كارلمارك در مورد سختی هایی كه در صورت اصرار ورزیدنش به ماندن در دبیرستان سنترال گریبانگیر او خواهند شد با وی صحبت كرد ند.
او به شدت اندیشید اما نتوانست عقب نشینی كند. او می گوید: "چنین كاری مرا در مورد تمامیت وجودم به تردید می انداخت. بعضی چیزها ارزش مردن را دارند. من دیگر خودم نبودم. من به چیزی تبدیل شدم كه یك اصل خیلی مهم، هر روز در مدرسه، بود." كارلمارك حتی استدلال می نمود كه چون والدینش مالیات می پرداختند، او نیز سزاوار آموزشی بود كه آمریكایی های دیگر از آن برخوردار بودند.
كارلمارك می گوید كه به دلیل اذیت های همكلاسی های سفید پوست در سال تحصیلی 58-1957، "ما خاطرات دلپذیری از دبیرستان نداریم. در سال های پیش، یادآوری های شادی آوری از خاطرات گذشته نداشته ایم." او می گوید كه یكی از آنها، زمانی كه در مورد خاطرات دبیرستان سنترال صحبت می كند، در مورد خودش از ضمیر شخص سوم استفاده می كند.
اما نه دانش آموز لیتل راك از یك رابطه شاد و قوی برخوردار هستند. موسسه ضرب سكه ایالات متحده در ماه می در هتلی در لیتل راك از سكه یادبودی كه به افتخار آنها ساخته بود پرده برداشت. در همین جلسه، زمانی كه كارلمارك با یو. اِس. اینفو صحبت می كرد، صحبت هایش با ورود ارنست گرین، یكی دیگر از "نه دانش آموز لیتل راك" قطع شد. آنها در مورد اینكه چه كسانی در جلسه حاضر شده و چه كسانی قرار است بیایند صحبت كردند. كارلمارك توضیح داد كه: "هر وقت دور هم جمع می شویم، اولین كاری كه می كنیم كنترل كردن این است كه چند نفر از ما حاضر هستند؟" این عادتی است باقی مانده از سالی كه با 2000 دانش آموز سفیدپوست كه بسیاری از ایشان رفتاری خصومت آمیز داشتند، به یك مدرسه می رفتند اما به وسیله برنامه های درسی مختلف از یكدیگر جدا شده بودند. او گفت: "در ابتدای روز، ما نه نفر بودیم. در انتهای روز نیز مجدداً كنترل می كردیم كه ببینیم آیا هنوز هم نه نفر هستیم یا نه."
این نه نفر، علاوه بر ضرب سكه ای كه مبارزه آنها را به نمایش می گذارد، توسط سازمان پست ایالات متحده نیز، كه تصاویر ایشان را در سال 2005 روی یك تمبر چاپ نمود، مورد تجلیل قرار گرفتند. فرمانداری ایالتی نیز تندیس هایی از آنان را در زمین های مجلس قانونگذاری ایالتی نصب كرد و كنگره ایالات متحده نیز مدال طلای كنگره را به آنان اعطا نمود.
با تعمق در این افتخارات و توجهی كه به وی در مراسم پنجاهمین سالگرد، كه از 24 تا 25 سپتامبر برگزار خواهد گردید، معطوف خواهد شد، كارلمارك می گوید: "این حوادث بسیار تواضع آوراست و تجلیلی از خداوند است. متأسفم از اینكه والدین من اینجا نیستند."
گرچه كارلمارك به نقشی كه ایفا كرده می بالد اما داستان لیتل راك را گواهی بر قانون اساسی ایالات متحده می داند. او می گوید: "شما نمی توانید كشور دیگری را بیابید كه قانون اساسی بهتری داشته باشد. رییس جمهور آمد تا حقوق اساسی ما در رابطه با مدرسه رفتن را تضمین كرده و به كودكان كوچك كمك كند."
در سال 1958، یعنی زمانی كه دبیرستان های لیتل راك برای جلوگیری از اختلاط دانش آموزان تعطیل شدند، كارلمارك به میسوری نقل مكان كرد و جالب اینجا است كه تحصیلات خود را در آنجا در مدرسه ای مختلط كه نام آن نیز "دبیرستان سنترال" بود به پایان رساند، سپس مدرك دانشگاهی خود را در رشته های شیمی و ریاضیات گرفت. او تا كنون در شغل های آموزگار، ریاضیدان، تحلیلگر كامپیوتر و نویسنده كار كرده است. او هم اكنون در هلند زندگی می كند.
به صحبت گلوریا ری كارلمارك در مورد نقش دِیزی بِیتس، رییس ایالتی NAACP، گوش دهید: http://stream.state.gov/streamvol/libmedia/usinfo/890/usinfo-audio/gloria-new.wmv
پايان متن
اين تارنما توسط دفتر برنامه های اطلاعات بين المللی وابسته به وزارت امور خارجه ايالات متحده منتشر می شود.
پيوند با ساير تارنماها نبايد به منزله تاييد نظرات ذکر شده در آنها تعبير گردد.