22 جون 2009
پادکست با حضور قاضی سابق دیوان عالی
آغاز متن
(آغاز متن)
گوینده:
تارنمای America.gov مکالمۀ ما را با خانم ساندرا دِی اوکانر1، قاضی بازنشستۀ دیوان عالی، اجرا می کند. قاضی اوکانر اولین زنی است که در عالی ترین دادگاه کشور خدمت کرده است. ایالات متحده موفقیت خود را به عنوان یک کشور و یک جامعه مدیون قانون اساسی است، سندی که آزادی و حقوق هر یک از شهروندان آمریکایی را تضمین می کند. امروز، قاضی اوکانر دیدگاه های خود را دربارۀ مسائل جاری با ما مطرح کرده و ما را در درک اهمیت نظام قضایی آمریکا کمک می کند.
نمونۀ مناسبی از اعتماد آمریکایی ها به حاکمیت قانون، اعتقاد و اعتماد آنان به نظام حقوقی ایالات متحده است. همه روزه در سراسر آمریکا، دادگاه ها تصمیماتی اتخاذ می کنند که بسیاری از مردم را تحت تأثیر قرار می دهند. دادگاه ها بخش اصلی نظام حقوقی هستند، ولی تمام این نظام را تشکیل نمی دهند. میلیون ها آمریکایی برای انجام فعالیت های روزمرۀ خود بدون این که مستقیماً با دادگاه ها سرو کار داشته باشند، به خدمات قضایی وابسته هستند. آنها نیز به نظام حقوقی متکی هستند. شهروندانی که می خواهند خانه بخرند، شغلی جدید آغاز کنند یا امنیت فرزندان خود را تأمین کنند، همگی به قواعد آشکار و متدوالی که حاکمیت قانون در اختیار آنان می گذارد و نظام حقوقی ایالات متحده را تضمین می کند، احتیاج دارند.
قاضی اوکانر:
اعتقاد به حاکمیت قانون اساساً ذهنیت بسیار خوبی است و به نوعی چگونگی رسیدن به عدالت و بی طرفی در ساختار دولتی کشور محسوب می شود. من در سراسر جهان و در حالی که همه روزه شاهد شکل گیری دولت های جدیدی در دنیا هستیم، همواره یکی از مدافعان جدی حاکمیت قانون بوده ام.
گوینده:
ایالات متحده به عنوان کشوری کوچک آغاز شد. در آغاز تأسیس، آمریکا شکل کاملا جدیدی از دولت را که تاکنون آزمایش نشده بود و با تمامی اَشکال دولت های پذیرفته شدۀ آن زمان تفاوت داشت، به کار بست. ولی، کشور به شکوفایی رسید. البته، آمریکا نیز با چالش ها و موانعی روبرو بوده است، ولی حس عدالت جویی، که در اعماق قانون اساسی مدون آمریکا ریشه دارد، بدون تغییر مانده است. آمریکا موفقیت و توسعۀ خود را به نظام حقوقی و قضایی خود -- به اندازۀ دیگر عوامل -- مدیون است.
قاضی اوکانر:
هنگامی که این ملت تصمیم گرفت که از امپراطوری بریتانیا استقلال یافته و کشور خود را تأسیس کند، از ابتدا تصمیمی مبنی بر تهیۀ پیش نویس قانون اساسی برای ایالات متحده اتخاذ شد.
گوینده:
قانون اساسی ایالات متحده از ماندگارترین اسناد تاریخی است. این سند در زمانی نگاشته شد که قدرت سیاسی به طور انحصاری در قلمرو اختیارات شاهان و اشراف بود. این تفکر که قدرت یک کشور می توانست به توسط مردم و از طریق روش دولتی که فقط برای این هدف طراحی شده بود، تعیین شود، تفکری واقعا انقلابی محسوب می شد.
قاضی اوکانر:
و در آن زمان ما دارای کولونی هایی (مستعمره نشین هایی) بودیم که بعدها به شکل ایالت که به صورت یک واحد ملی عمل می کردند، در آمدند -- ما 13 کولونی داشتیم و مشکل این بود که چگونه باید کولونی ها را که هر کدام مشخصه هایی از استقلال داشتند، در یکدیگر ادغام کرد.
گوینده:
در اواخر سال های 1700، آمریکا هنوز متحد نشده بود. سیزده کولونی مجزا، هر کدام با قوانین و دولت های مربوط به خود، در مورد بسیاری از مسائل اختلاف داشتند. ولی همۀ آنها یک نکتۀ مهم را احساس می کردند – این که ایالات متحده که در آن زمان کشوری ضعیف و آسیب پذیر بود، نمی توانست جز با همکاری آنان برای رسیدن به منافع و امنیت مشترک دوام بیاورد.
قاضی اوکانر:
ایالت ها به نوعی توافق رسیدند که برای مدت کوتاهی با یکدیگر همکاری کنند، ولی این شرایط کافی و رضایت بخش نبود و تدوینگران [قانون] تصمیم گرفتند که اقدام مناسب تری انجام دهند. همۀ آنها در سالن استقلال در فیلادلفیا، پنسیلوانیا، جمع شدند، درها را بستند، به هیچ نماینده ای از مطبوعات اجازۀ ورود ندادند و همگی تلاش کردند که به قوانینی اساسی برای شکل جدید دولت در ایالات متحده دست یابند.
گوینده:
قانون اساسی ایالات متحده در طول 200 سال گذشته، با 27 بار تغییر و اصلاح، همچنان بالاترین قانون کشور باقی مانده است. این سند به عنوان چارچوبی برای قانونگذاری -- بدین معنی که اصول اساسی را تعیین کرده است -- با حفظ ارزش ها و روح این کشور و نیز حقوق شهروندان تهیه شده است. آن اصول -- که به زبانی ساده و روشن نگاشته شده اند -- معیارهایی هستند که قوانین ایالات متحده بر اساس آنها تهیه می شود.
قاضی اوکانر:
تمام قانون اساسی ما را می توان در دفترچۀ کوچکی که در جیب یا کیف دستی شما به سادگی جا می شود، چاپ کرد. من همیشه یکی از آنها را همراه دارم -- و خیلی خوب است.
تقریبا تمامی کشورهای جهان نوعی از این سند اساسی، یا قانون اساسی، را دارند.
گوینده:
یکی از بخش های هر قانون اساسی مکتوبی از تضمین حقوق شهروندان است. در آمریکا، این بخش منشور حقوق نامیده می شود. در طول انقلاب آمریکا، هر یک از ایالت ها قانون اساسی خود را انتخاب کرد. بیشتر آنها شامل منشور روشنی از حقوق تمامی شهروندان بودند. اکثر آمریکایی ها معتقد بودند که هیچ قانون اساسی را نمی توان بدون چنین منشوری کامل دانست و بسیاری از رهبران ایالت ها ممکن بود اگر تقاضای آنان درمورد منشور حقوق پذیرفته نمی شد، از تصویب قانون اساسی ایالات متحده ممانعت به عمل آورند.
بیشتر آزادی های اساسی آمریکایی ها در این منشور حقوق -- اولین 10 اصلاحیۀ قانون اساسی -- تضمین شده است؛ آزادی هایی از قبیل آزادی بیان، آزادی مذهب و آزادی مطبوعات. بعضی اوقات آمریکایی ها درمورد سیاست ها و عملکرد دولتمردان احساس نارضایتی می کنند؛ ولی، در حقیقت، شهروندان آمریکایی در نهایت خود مسئول محافظت از حقوق خود هستند.
قاضی اوکانر:
و ما به آموزش احتیاج داریم؛ شهروندان ما باید آن قدر آگاه باشند که بتوانند نقش خود را به هنگام انتخابات ایفا کنند. ما به شهروندانی احتیاج داریم که نقش هر یک از قوای حکومت را بشناسند؛ زیرا جوانان این اطلاعات را از طریق ژن به ارث نمی برند و هر نسلی باید خود این مسائل را یاد بگیرد. و این نکته در سراسر جهان صدق می کند -- شما بیش از همه به آموزش و آگاهی درمورد نظام دولت و حکومت و نقشی که شهروندان می توانند ایفا کنند، نیاز دارید. من فکر می کنم که این موضوع در هر کشوری، از جمله کشور خودمان، حائز اهمیت فوق العاده ا? است.
گوینده:
بنیان گذاران دولت جدید آمریکا در سال 1789، بیش از هر چیز با اشتیاق به تضمین آزادی های شهروندان خود، هدایت می شدند. به علاوه، آنها می دانستند که به عنوان کشوری کوچک، آسیب پذیر و ضعیف باید برای بقای این کشور با یکدیگر همکاری کنند. مجمع قانون اساسی که در فیلادلفیا برگزار شد، برای حل این مسائل از طریق یک نظام حکومتی که تاکنون تجربه نشده بود، تشکیل شده بود.
قاضی اوکانر:
و آنچه که تدوین کنندگان بنا نهادند، ساختاری از دولت ملی بود که می توانست تمامی کولونی های مجزا را -- که بعد به ایالت تبدیل شدند -- در برگیرد. و آنان می خواستند که مسئولیت قانون گذاری در حیطۀ بهداشت و رفاه اجتماعی را به عهدۀ هر کدام از ایالت ها بگذارند. ولی آنان به داشتن یک دولت ملی با قدرت های ملی -- در درجۀ اول برای تنظیم قوانین تجارت -- نیز مایل بودند.
گوینده:
برخی از اولین نهادهای دولت آمریکا با مسائل عملی اقتصادی، مانند چاپ اسکناس، تنظیم قوانین تجارت بین المللی و جمع آوری مالیات بر واردات سرو کار داشتند. ایالت های شریک در این امر موافقت کردند که بخشی از قدرت و اختیارات خود را به دولت ملی تفویض کنند. بسیاری افراد به این موضوع بدبین بودند و مایل به داشتن دولتی بودند که بتوان اختیاراتش را محدود کرد.
قاضی اوکانر:
و من فکر می کنم بهترین کاری که تدوین کنندگان انجام دادند، ایجاد سه قوۀ مجزا در حاکمیت بود. قوۀ مجریه به ریاست رئیس جمهور ایالات متحده؛ قوۀ مقننه، شامل کنگره؛ و قوۀ قضاییه. این قوه نیز حائز اهمیت بسیاری بود.
گوینده:
قانون اساسی ایالات متحده را می توان یک سند زیرساختی دانست. در این سند سعی بر این نیست که به همۀ جزئیات حکومت یک کشور پرداخته شود. در عوض، این سند اصولی را که قوانین و مقررات باید از آن پیروی کنند، پایه ریزی کرده است. کلیت نظام از اصول حقوقی سنتی که در قوانین عرفی انگلستان یافت می شود، نیز استفاده می کند تا دادگاه ها بتوانند به وضع و اِعمال اصول قوانین عرفی نانوشته برای برطرف کردن مواردی که در قانون اساسی مسکوت مانده است، ادامه دهند. ولی همانطور که قاضی اوکانر توضیح می دهد، اختیارات هر یک از قوا همواره توسط دو قوۀ دیگر کنترل می شود.
قاضی اوکانر:
قوۀ مجریه، مقام های اداره های فدرال را منصوب و قضات معمولی و فدرال و تمامی مقامات فدرال دیگر را بر اساس قانون اساسی انتخاب می کند. کنگره قوه ای است که قوانین را تصویب کرده و بودجه را کنترل می کند؛ این قوه مسئول کنترل میزان پولی است که در اختیار رئیس جمهور و نیز دادگاه ها قرار می گیرد. و قوۀ قضاییه اختیار تفسیر قوانینی را دارد که کنگره به تصویب رسانده است – این که مفهوم آنها در شرایط بروزاختلافات چیست. این قوه همچنین اجرای مواد قانون اساسی را تضمین می کند؛ مثلا وقتی اقدامی که توسط یکی از دو قوۀ دیگر انجام گرفته است، مطابق قانون اساسی نباشد.
گوینده:
تدوین کنندگان قانون اساسی ایالات متحده خواستار این بودند که یکی از اصول اولیه دولت جدید این باشد که هیچ کدام از سه قوه نباید دارای اختیارات بیش از حد باشند. از نظر بسیاری افراد، تعادل ظریف موجود در حاکمیت آمریکا بهترین دستاورد قانون اساسی است.
قاضی اوکانر:
ایجاد سه قوۀ مجزا در حاکمیت -- مجریه، مقننه و قضاییه -- که هر کدام تا حدودی بر دو قوۀ دیگر نفوذ داشته باشد، اصل و گوهر قانون اساسی و تحولی فوق العاده بود که به مدت 200 سال به خوبی کار کرده است.
گوینده:
بسیاری از تدوین کنندگان قانون اساسی در مورد تمرکز بیش از حد قدرت در دولت مرکزی مردد بودند. به همین دلیل، ایجاد قوۀ قضاییه که ساز و کار دادگاه هایی را شامل می شد که توانایی تفسیر قوانین و سیاست های ارائه شده توسط دو قوۀ مجریه و مقننه را داشته باشد، بسیار مهم به نظر می رسید.
قاضی اوکانر:
هر ایالت -- هر کولونی یا هر ایالت -- دارای قوۀ قضاییه مجزا با نظام دادگاهی و دیوان عالی مخصوص به خود بود. و از آن جا که آنها در حال تشکیل دولت ملی و مرکزی بودند، می خواستند تا حدودی قادر به کنترل تفسیرهای به عمل آمده از قانون اساسی جدیدی که در حال نگارش آن بودند، باشند؛ به همین دلیل، قوۀ قضاییه را تشکیل دادند.
گوینده:
نظام حقوقی ایالات متحده دارای لایه های متعددی است، که یکی از دلایل آن تفاوت بین قوانین فدرال و ایالتی است. امروزه، ایالت ها دارای اختیارات بسیار زیادی هستند و از حوزۀ اختیارات قانونی خود به جدیت محافظت می کنند. در تاریخ آمریکا، هر گاه که قدرت یا اختیارات قانونی از ایالت ها به دولت فدرال منتقل شده، با مقاومت شدید ایالت ها مواجه بوده است.
قاضی اوکانر:
هر 50 ایالت ما نظام دادگاهی داشته و آنها نیز در تفسیر قوانین ایالتی نقش دارند. آنها می توانند قوانین فدرال را نیز تفسیر کنند؛ البته، چنین تصمیماتی را می توان از دیوان عالی ایالات متحده تقاضا کرد.
گوینده:
تدوین و تضمین اجرای قوانین در ایالات متحده هیچگاه آسان نبوده است -- و این انتخابی آگاهانه از طرف تدوین کنندگان قانون اساسی بوده است. تفکیک قوا تضمین می کند که قوای حکومتی نقشی خاص در ادارۀ کشور داشته باشند.
قاضی اوکانر:
نقش دادگاه ها هیچگاه اتخاذ سیاست ها یا بسط و گسترش آنها نیست. این وظیفۀ دادگاه نیست. دادگاه ها باید مسائل و مواردی از قانون را که در طول فرآیند دادرسی با آنها روبرو می شوند، حل و فصل کنند. در سطح فدرال، این نکته معمولا به معنای تفسیر قوانینی است که کنگره به تصویب می رساند. این کنگره است که سیاست ها را اتخاذ می کند، نه دادگاه های فدرال. من قانونگذار بوده ام و می دانم که پیش نویس قوانین روشن چقدر سخت است. و اتفاقی که می افتد این است که در بسیاری از موارد، قانونگذاران قوانینی را به تصویب می رسانند که روشن نیست یا می توان آنها را به اشکال مختلف تفسیر کرد. و اغلب مسئولیت تفسیر قوانینی که توسط کنگره به تصویب رسیده و دریافتن این که منظور کنگره از آن قانون چه بوده است، به دادگاه ها محول می شود. البته، این بدین معنا نیست که سعی کنند بفهمند چه چیزی به نظر قضات بهتر است، بلکه تفسیر این که مقصود کنگره چه بوده است.
گوینده:
تصمیم نهایی در این خصوص که آیا سیاست ها، قوانین و تصمیمات حقوقی از معیارهای قانون اساسی تبعیت می کنند یا خیر به عهدۀ دیوان عالی است. نُه قاضی که دیوان عالی را تشکیل می دهند می توانند هر قانونی -- فدرال، ایالتی یا محلی -- را که به نظر اکثریت قضات در تضاد با قانون اساسی است، فسخ کنند.
قاضی اوکانر:
گاه مسائلی در خصوص تضاد مصوبات کنگره با قانون اساسی پیش می آید. برخی اوقات، دادجویان یا شاکیان با پرونده ای دربارۀ موضوعی که کنگره اعلام کرده است به دادگاه مراجعه می کنند، ما فکر می کنیم که در تضاد با قانون اساسی است – این که آنها از حوزۀ اختیارات خود فراتر رفته اند. و گاه دادگاه ها باید در این مورد تصمیم گیری کنند. کار مشکل تر شاید وظیفۀ کنگره باشد که باید تصمیم بگیرد کدام سیاست ها را به تصویب برساند. و این مسئولیت دادگاه ها است که آنها را تفسیر کنند و در مورد چالش های قانون اساسی رأی دهند.
قاضی اوکانر:
حاکمیت قانون با این مفهوم استدلال می شود که نهادی که کشور برای تصویب قانون استفاده می کند، از نمایندگان مردم تشکیل شده است. سپس، شما به قوۀ قضاییه احتیاج دارید که بتواند قوانین را تفسیر و در صورت لزوم اجرای آنها را تضمین کند. و برای انجام این کار، به افرادی عادل و بی طرف و شایستۀ قضاوت احتیاج دارید. به همین دلیل، در کشورهای مختلف، به ساز و کارهایی برای انتخاب قضات شایسته، عادل و بی طرف نیازمندید.
گوینده:
تصمیمات حقوقی اصلی تأثیر بسزایی بر جامعۀ آمریکایی داÐند. چنین تصمیماتی اغلب اساس مناظره های سیاسی را تشکیل می دهند و می توانند نقش مهمی در شکل دادن دیدگاه های رأی دهندگان در دوران انتخابات ایفا کنند. برخی اوقات، قضات به دلیل تصمیم گیری هایشان مورد انتقاد قرار می گیرند.
قاضی اوکانر:
در طول سال های اخیر، شاهد انتقادات بسیاری علیه قضات بوده ایم؛ بسیار بیش از آن که من می توانم در تمام عمرم به یاد بیاورم. صحبت های بسیاری دربارۀ قضات عملگرا که در جایگاه قضاوت قانون وضع می کنند، شنیده می شود. من برخی از این نظرها را بسیار اغراق آمیز و بسیار مضر می دانم. زیرا، قضات سیاستمداران معمولی نیستند و در مورد پرونده ها بر اساس سلیقۀ سیاسی خود تصمیم نمی گیرند.
گوینده:
چگونگی تشکیل قوۀ قضاییه به حل مشکلات اعتماد عمومی حتی قبل از آغاز آنها کمک می کند. ولی با این حال، اختلافات همواره بروز می کنند. شاید مهمترین مثال در طول سال های اخیر تصمیم دیوان عالی در خصوص نتیجۀ جنجال برانگیز انتخابات ریاست جمهوری سال 2000 باشد. این تصمیم دربارۀ چگونگی شمارش آرا در ایالت فلوریدا بود.
قاضی اوکانر:
متأسفانه در فلوریدا، آنها تصمیم گرفتند که موضوع را به عهدۀ افراد مسئول رأی گیری بسپارند و بدین ترتیب نظام به هیچ وجه هماهنگ نبود. سپس این موضوع به دیوان عالی ارجاع داده شد و نظر دیوان عالی این بود که این انتخاباتی فدرال است و از قوانین فدرال تبعیت می کند و تحت قوانین فدرال، ما شرط حمایتی برابر داریم و در مورد هر رأی دهنده، قوانینی برابر با رأی دهندگان دیگر اعمال می شود.
گوینده:
نظام حقوقی آمریکا در طول سالیان دستخوش تغییرات بسیاری بوده و رشد بسیاری داشته است. این نکته که نظام قضایی آمریکا در طی این مدت طولانی مؤثر باقی مانده است -- حتی با این که این نظام پیچیده تر شده و تعداد موارد آن افزایش یافته است -- در حقیقت بزرگداشت طراحی اولیه آن است.
قاضی اوکانر:
من در مکانی دورافتاده در مزرعه ای در آریزونا و نیو مکزیکو بزرگ شده ام که مرکز بخش آن شهرستان کوچکی بود که فقط یک وکیل داشت. در نهایت وکیل دومی نیز به آنجا آمد و سپس آن دو همواره درگیر کارهای حقوقی بسیاری بودند. این تمام ماجراست: دو وکیل، کار بیشتر. و این تجربۀ ما در این کشور است.
گوینده:
در اشکال مختلف، این نتیجۀ منطقی جامعۀ بزرگتر است که در آن حاکمیت قانون و اِعمال آن، عنصر اصلی عدالت است. تعداد وکلا در آمریکا همچنان رو به افزایش است.
قاضی اوکانر:
مشاغل حقوقی برای جوانان جذابیت پیدا کرده است و ما دارای دانشگاه های حقوق زیادی هستیم. و من فکر می کنم که این درست است که وقتی وکلای بیشتری دارید، احتمالا پرونده های حقوقی بیشتری نیز دارید و تصور می کنم ما واقعاً بیش از میزان نیاز در کشور دارای پرونده های دادرسی حقوقی هستیم.
گوینده:
بسیاری از مشاغل آمریکایی از اصلاح قوانین مربوط به صدمه و خسارت حمایت می کنند و بر این عقیده اند که بسیاری از پرونده های حقوقی که مثلا به دلیل نقض قوانین مدنی یا زیست محیطی علیه آنها تشکیل می شوند، کاملا بی اساس بوده و فقط به افزایش ثروت وکلا می انجامد. برخی منتقدان حتی اظهار داشته اند که نظام حقوقی آمریکا از راه خود منحرف شده است و باید به هدف اولیه خود برای ایجاد عدالت برای شهروندان بازگردانده شود. البته، به گفتۀ اوکانر، تعداد وکلا و پرونده های حقوقی مسئلۀ اصلی یک نظام حقوقی سالم نیست.
قاضی اوکانر:
من فکر نمی کنم که داشتن وکلای بیشتر الزاما به این معنا است که دادگاه ها یا نظام حقوقی از راه خود منحرف شده اند. آن چه که ما لازم داریم قوۀ قضاییه عادل و بی طرف است. و این هدف ما بوده است. فکر می کنم که تدوین کنندگان قانون اساسی به این مسئله در خصوص قضات فدرال دست یافته اند. دادگاه های فدرال عموماً از قضات بسیار شایسته ای تشکیل شده اند.
گوینده:
قوۀ قضاییه عادل و بی طرف از طریق نظام عادلانه برای انتخاب قضات به دست می آید. قضاتی که ریاست دیوان عالی ایالات متحده را به عهده دارند، توسط رئیس جمهور منصوب شده و پس از جلسات دادرسی عمومی به تأیید نمایندگان مردم در کنگره می رسند.
قاضی اوکانر می گوید که در کشوری با تنوع ایالات متحده، شما می توانید روش های مختلفی از حکومت را پیدا کنید.
قاضی اوکانر:
ما 50 ایالت داریم. و حجم عظیم دادرسی ها نه فقط در دادگاه های فدرال، بلکه در دادگاه های ایالاتی اتفاق می افتد. حال، ایالت ها دارای روش های متفاوتی برای انتخاب قضات ایالتی هستند. برخی از ایالت ها در حقیقت قضات خود را از طریق انتخابات حزبی و مردمی منصوب می کنند. فکر نمی کنم در هیچ کشور دیگری در دنیا چنین اتفاقی بیفتد. و این مایۀ تعجب مردم کشورهای دیگر است که ما قضاتمان را به این روش انتخاب می کنیم. من شخصاً فکر نمی کنم که انتخابات حزبی روش مناسبی برای انتخاب قضات باشد. من اعتقاد دارم که قضات باید بر اساس شایستگی و صلاحیت انتخاب شوند. فکر می کنم خوب است که انتخاباتی برای ابقای قضات در سمت خود برگزار شود؛ یعنی اسم قاضی را روی برگۀ رأی بنویسید و تصمیم بگیرید که وی را نگه دارید یا نه -- این کار بدی نیست. ولی این که از قضات بخواهیم در انتخابات شرکت کنند و مبالغ هنگفتی پول جمع کنند، روش بسیار بدی برای انتخاب قاضی است. و بدین ترتیب، این یکی از مشکلات نظام ما است و من قطعاً انتخابات حزبی قضات را به هیچ کشوری که به دنبال راهی برای انتخاب قضات است پیشنهاد نمی کنم.
گوینده:
با این که ممکن است توجه زیادی به نظام حقوقی آمریکا نشود، این نهاد شاید مهمترین بخش دولت آمریکا است. این نظام نمایندۀ پایه و اساس رؤیای آمریکایی است – این که مردم می توانند کیفیت زندگی خود را با سختکوشی و خلاقیت ارتقا دهند. نظام دادگاهی تحقق این رؤیا را از طریق محافظت هوشمندانه از املاک، مقررات مالی و دیگر حقوق فردی تضمین می کند. در نهایت، این به نفع همۀ شهروندان است که از نظام حقوقی حمایت کرده و از موارد و شروط آن پیروی کنند. اطمینانی که از نظام حقوقی سالم حاصل می شود، بدین معنا است که می توان با اطمینان و اعتماد به نفس برای آینده برنامه ریزی کرد.
گوینده:
این پادکست توسط دفتر برنامه های اطلاعاتی بین المللی وزارت امور خارجۀ ایالات متحده تهیه شده است. پیوندها به تارنماهای دیگر یا دیدگاه های مطرح شده نباید به عنوان تأیید محتوا یا نظرها برداشت شود.
(پایان متن)
اطلاعات بیشتر
1. Sandra Day O’Connor
پايان متن