22 جون 2009
علی رغم طبیعت محافظه کارانه ایالت ها، اهمیت کنوانسیون قانون اساسی هنگامی به اثبات رسید که گروه برجسته 55 نفری، در مه 1787 در فیلادلفیا تشکیل جلسه داد. برداشت آنها از مسائل به واسطه تجربیات گسترده در عرصه عمومی پخته بود – بیش از نیمی از آنها در کنگره کنتینانتال خدمت کرده بودند، هفت تن از آنها فرماندار ایالتی بودند، و تعدادی از آنها در تدوین قوانین اساسی ایالت ها حضور داشتند.
جورج واشنگتن، ژنرال ویرجینیایی که جنگ با بریتانیا را رهبری کرده بود، با پذیرفتن سمت ریاست اعتبار خاصی به این جمع بخشید. سایر اعضای برجسته عبارت بودند از آلکساندر هامیلتون (نیویورک)، بنجامین فرانکلین (پنسیلوانیا)، و جیمز ویلسون (پنسیلوانیا). محسوس ترین غایب این جمع را می توان توماس جفرسون دانست که پیش نویس اعلامیه استقلال را تدوین کرده بود اما به عنوان سفیر ایالات متحده در پاریس خدمت می کرد.
بزودی آشکار شد که مهم ترین و مورد احترام ترین صدا در این کنوانسیون متعلق به جیمز مادیسون از ویرجینیا بود. مادیسون، که فرد فعالی در صحنه سیاسی ویرجینیا بود، با ایفای نقشی مؤثر در انصراف ویرجینا از ادعای مالکیت اراضی غربی و ایجاد یک حوزه ملی، به عنوان یکی از اعضای کنگره کنتینانتال آوازه ملی کسب کرده بود.
مادیسون به این نتیجه رسیده بود که آزادی آمریکایی ها به این بستگی داشت که اتحاد ایالت های شمالی به حدی مقتدر باشد که بتواند در برابر متجاوزان خارجی از مردم دفاع و در داخل کشور، بخش های زیادی حکومت مردمی را در تک تک ایالت ها تعدیل کند. او در دریافتن اینکه بهترین استعدادهای کشور در کنوانسیون حاضر بود نقش اول را ایفا می کرد. علاوه بر این، در هفته های پیش از تشکیل جلسه، او مطالعات عمیقی درباره تجربیات اتحادیه های عهد باستان و جدید انجام داده بود و یاداشتی درباره "نکات منفی نظام سیاسی ایالات متحده" نگاشت.
مادیسون، که اولین کسی بود که به فیلادلفیا رسید، نمایندگان ویرجینیا را متقاعد کرد که طرحی پیشنهاد دهند که بجای اصلاح ماده های قانون، آنها را با یک دولت ملی با اختیارات فراگیر جایگزین سازد. با قدرتی برآمده از مردم، کنگره اختیار "قانونگذاری در کلیه مواردی که ایالت ها در آن فاقد صلاحیتند و یا همبستگی ایالات متحده ممکن است به واسطه قانونگذاری انفرادی مختل گردد" را بدست می آورد. با خروج بیشتر از این ماده ها، طرح ویرجینیا خواهان تصویب قانون اساسی جدید، نه توسط مجالس قانونگذاری ایالتی، بلکه توسط کنوانسیون های منتخب مردم از چندین ایالت بود.
نمایندگان با جمع شدن در قالب یک کمیته، نکات مثبت و منفی طرح ویرجینیا را مورد بحث و بررسی قرار دادند. طرفداران افزایش اختیارات ملی به سرکردگی مادیسون و جیمز ویلسون، معتقد بودند که نظام غیر کارآمد دولت مرکزی که قرار است سیاست هایش را از طریق ایالت ها اجرا کند باید حذف شود. آنها در عوض تأکید داشتند که دولت ملی باید مستقیماً و انفرادی عمل کند و از طریق قوای مجریه و قضاییه خود، بتواند قوانین و احکامش را اجرا کند. افزون بر این، اصول برابری افراد ایجاب می کرد که نمایندگی در کنگره بر اساس جمعیت تعیین شود تا بدین ترتیب، یکسانی میان ایالت ها حذف گردد. مادیسون و همفکرانش امیدوار بودند که بر این دیدگاه، که میان نمایندگان بسیاری مشترک بود، تکیه کنند که اصلاحات موردی یا تدریجی در نظام موجود دیگر کفایت نخواهد کرد.
ولی در عین حال، اصلاحات رادیکال هم برای بسیاری از نمایندگان ایالت های کوچک تر بیش از اندازه جسورانه به نظر می رسید. ایالت های کوچک تر با اینکه ممکن بود با ضرورت گسترش اختیارات دولت مرکزی، از جمله اعطای اختیار کسب درآمد و نظارت بر بازرگانی موافقت کنند، ولی در عین حال نسبت به غلبه ایالت های بزرگ نگران بودند.
مسئله اصلی همانا موضوع نمایندگی بود. ویلیام پاترسون، نماینده نیوجرسی اصرار داشت که ایالت او "هرگز نمی تواند هم پیمان طرح مورد بررسی کمیته" شود. با ادامه پافشاری مادیسون و ویلسون بر لزوم یک طرح ملی گرا، احتمال اینکه نمایندگان کنوانسیون، علی رغم موافقت در سایر موارد، در موضوع نمایندگی ناکام بمانند ممکن به نظر می رسید.