08 جون 2009
در برابر کمیتۀ روابط خارجی مجلس سنای ایالات متحده
آغاز متن
مه 2009
سخنان آغازین جودیت ای . مک هيل - نامزد معاونت وزیر امور خارجه برای دیپلماسی عمومی و روابط عمومی
در برابر کمیتۀ روابط خارجی مجلس سنای ایالات متحده
آغاز متن
13 مه، 2009
گزیدۀ سخنان
به عنوان دختر یکی از کارمندان وزارت امور خارجۀ ایالات متحده، این نکته را آموختم که هیچ وظیفه ای مهم تر از خدمت برای عموم نیست. وقتی که پدرم در دوره تبعیض نژادی آفریقای جنوبی، مقیم آن کشور بود، خانۀ ما زیر نظارت پلیس قرار داشت، دوستان بازداشت می شدند و مورد بی حرمتی قرار می گرفتند، و من معنای زندگی در جامعه ای را که فاقد آزادی است درک کردم. آن تجربه، اهمیت انجام مسئولیت های ما را به عنوان شهروندان خدمت عمومی و ایستادگی به خاطر چیزی را که ما درست می دانیم در من القاء کرد.
در تمام مدت عمرم سعی کرده ام که با این ارزش ها زندگی کنم. در مدت دو دهه که به عنوان مدیر موسسۀ دیسکاوری کامیونیکیشنز 1 خدمت کردم، ما، به خاطر بنای پل های ارتباطی دانش و اطلاعات را که ملل تمام دنیا را به هم پیوند داده و آنها را در مسائل مربوط به منافع و نگرانی های مشترک با هم متحد کرده است به خود می بالیم . ما کانال دستاورد همکاری های مشترک در زمینۀ آموزش بین المللی را، برای تأمین برنامه های آموزشی رایگان ویدیویی برای بیش از نیم میلیون دانشجوی آفریقایی، آمریکای لاتین و اروپای شرقی ایجاد کردیم. من با سازمان هایی نظیر جامعۀ آفریقایی، موسسۀ ملی دموکراتیک و صداهای حیاتی همکاری داشتم و ما به افراد در سراسر دنیا برای تقویت استعداد آنها به منظور پیشرفت شرایط در تمام بخش های جامعۀ خود کمک کردیم. و در سال های اخیر، من برای تأمین و برقراری صندوق سرمایه گذاری به منظور کمک به رشد کسب و کارهای کوچک در آفریقا و توسعۀ امکانات اقتصادی در سراسر آفریقا تلاش کرده ام.
بنا براین، افتخاری است برای من که از طرف پرزیدنت اوباما و وزیر امورخارجه، کلینتون، برای پیوستن به آنها به منظور رهبری ملت ما درجهت تجدید همکاری با مردم دنیا دعوت شده ام.
من قویا بر این باورم که دیپلماسی عمومی مکمل سیاست خارجی و امنیت ملی ما است.
انقلاب اخیر در ارتباطات و اطلاعات، نگرش ها، رفتارها و آرزوهای مردم را در همه جا، تغییر داده است – و این تغییرات مسائل دنیا را به طور بی سابقه شکل داده است.
من بر این باورم که برای تأمین منافع راهبردی در دنیای امروز، ایالات متحده باید در فراسوی دیپلماسی سنتی دولت با دولت حرکت کند و در جستجوی راه های ارتباطی ابتکاری برای ارتباط و همکاری مستقیم با مردم خارج باشد.
چالش هایی که ما امروز با آن مواجه هستیم، رویکردهای چند بعدی را دردیپلماسی عمومی ایجاب می کند. ما باید بیشتر گوش فرا دهیم و کمتر صحبت کنیم. ما باید بیاموزیم که مردم کشورها و فرهنگ های دیگر چگونه به حرف های ما گوش می دهند. ما نیاز داریم که منافع و آرزوهای آنها را درک کنیم و از رهبری خود برای تأمین اطلاعات و خدماتی که برای آنها واجد ارزش است بهره گیریم. اگر ما این کارها را درست انجام دهیم، می توانیم روابطی ایجاد کنیم که به صورت بخشی از زندگی روزانۀ آنها در آید. آنها باید روابط خود را با ما، ایالات متحده آمریکا، با دولت ما، و بزرگترین سرمایۀ همۀ ما – مردم آمریکا – به عنوان عامل اصلی برای توانایی خود به منظور نیل به پیشرفت و رفاه و تحقق آرمان های خود برای آینده روشن تر ببینند.
کار وزارت امورخارجه به عنوان سازمان هدایت کننده برای دیپلماسی عمومی، باید تسهیل پیوندهایی باشد که به توسعۀ این روابط کمک می کند.
روشن است که ما باید شجاعانه و قاطعانه برای توسعۀ رویکرد دیپلماسی روشن، هماهنگ و جامع اقدام کنیم – و باید آن را اکنون انجام دهیم.
اگر نامزدی من مورد تأیید قرارگیرد، مسئولیت این چالش را با رعایت ضوابط اساسی زیر به عهده خواهم گرفت:
اول: دیپلماسی عمومی رکن اساسی سیاست خارجی است و باید در فرایند دیپلماسی در هر سطح، از تنظیم برنامه تا اجراء و تحقق آن منظور گردد. بنا به گفتۀ معروف ادوارد آر . مورو، دیپلماسی عمومی باید در آغاز پروازها در صحنه حاضر باشد، و حضور آن فقط به پاک کردن خرابی های بعد از سقوط هواپیما محدود نشود . تصمیم های ما، باید با پژوهش های دقیق، پیشاپیش به اطلاع برسد، و ما باید کوشش کنیم که بافت و شرایط آن تصمیم ها را هنگامی که عرضه می شود تهیه کنیم نه بعد از جریان امر.
دوم : دیپلماسی عمومی ما باید حالت راهبردی داشته باشد – و فقط در برنامه های بدون ارتباط و جداگانه خلاصه نشود. یک درس مهم که در این سال ها آموختیم این است که ما باید بهتر فکر کنیم و برنامه ریزی راهبردی را، با ماموریتی شفاف و دیدی منضبط به هدف های بلند مدت جهانی همراه ارزیابی دقیق برنامه ها، کارمندان و مصارف تنظیم کنیم. این مسئله به ما اجازه می دهد که برنامه های پویا، جدی و منسجم تدوین کنیم تا منافع سیاسی ما و مردم جهان بیشتر در نظر گرفته شود.
سوم: برای کسب نتایج نیاز به منابع داریم . اگر نامزدی من تأیید شود، من مشتاقم که با شما برای دریافت منابع مورد نیاز دیپلماسی عمومی و پشیبانی لازم در این مورد همکاری کنم، و ما از آن منابع با کارایی و به طور ثمربخش بهره گیریم.
چهارم: برای رسیدن به پاداش باید با خطر مواجه شد. اگر می خواهیم برنامۀ راهبردی جدید را توسعۀ دهیم، باید وضع موجود را به چالش بطلبیم و باید فرهنگی را به وجود آوریم که ابتکار را بارور و خطر را تحمل کند.
پنجم: فن آوری جدید، اگر به طور موثر و مبتکرانه مورد استفاده قرار گیرد، می تواند تحول آفرین باشد، وسایل ارتباطی پیشرفته می تواند امکانات بی سابقه برای همکاری و ارتباط مستقیم با مردم در اختیار بگذارد، آنها را به یک دیگر پیوند دهد و به طور چشمگیری بسیاری از تلاش های سنتی دیپلماسی عمومی را افزایش دهد. آنها برای ما امکاناتی فراهم می کنند که یک الگوی کهنه و قدیمی را که در آن دولت ما به عنوان یک تن با انبوهی [از مردم] سخن می گوید پشت سر بگذاریم به نوع جدیدی که تعامل و همکاری دسته جمعی را در سراسر خطوط بر مبنای همکاری ممکن می سازد روی آوریم، درغیر این صورت از مردم دنیا جدا می شویم. ما باید با یک چهارچوب نهادینه شده بیشترین بهره را از رسانه های جدید ببریم، با این تفاهم که این ابزارها باید به دقت در انطباق با اوضاع و احوال ویژه طراحی گردند واز آنها همواره در خدمت برنامۀ راهبردی بزرگتری استفادÕ شود.
در پایان: دیپلماسی عمومی چیزی نیست که دولت به تنهایی بتواند یا باید عهده دار آن باشد. ما، باید از روحیه خوش بینی و تنوع مردم آمریکا، از جمله بسیاری از جوامع متشکل از خارجیانی که در این کشور زندگی می کنند، با پیوندها و مناسبات عمیق و شبکه های? گسترده در سرتاسر جهان بهره گیریم. ما با چالش های بزرگ و منابع محدود روبه رو هستیم. ما باید از شرکت و همکاری منابع عمومی و خصوصی که می تواند نیروی چشمگیری برای افزایش چند برابر تلاش های ما باشد، سود بجوییم.
من بر این باورم که این ضابطه ها، می توانند شالوده ای برای یک چهارچوب جدید دیپلماسی عمومی در قرن بیست و یکم فراهم آورند. ولی اجازه دهید که رک و راست باشم، این کار آسانی نخواهد بود. بدون چشم انداز بلند مدت راهبردی عملی یا برنامه برای دیپلماسی عمومی، کارایی تلاش های ما، چنانچه پیشتر دیده ایم، به طور چشمگیری محدود خواهد بود. و ساختار سازمانی دیپلملسی عمومی جاری، میراث ادغام سال 1999 سازمان اطلاعاتی ایالات متحده با وزارت امورخارجه بهترین گزینه به شمار نمی رود. ما باید نقش ها و مسئولیت ها را روشن سازیم و دیپلماسی عمومی را در فرهنگ وزارت امورخارجه ادغام کنیم. علاوه بر آن دیپلماسی عمومی گرفتارعدم هماهنگی کافی بین سازمان ها و منابع مالی نابرابر در تمام سازمان ها است. گیتس و کلینتون وزیران دفاع و امور خارجه، هر دو در بارۀ لزوم حل و فصل این شرایط صحبت کرده اند
اگر ما تمام سرمایه های دولت و طیف کامل شرکای خارجی – با دربرگیری بخش بیشتری از مردم آمریکا تحت هدایت در آوریم. توان بالقوه فن آوریهای ارتباطی را مهار کنیم و از رهبری ای که به وسیلۀ رئیس جمهوری و وزیر امور خارجه ارائه می شود، بیشترین بهره را ببریم، در باورمن که می توانیم به طور چشمگیری دیپلماسی عمومی را توسعه دهیم.
اجازه دهید اضافه کنم وقتی اعضای این کمیته در سفرهای خود به کارهای بزرگ از جمله در زمینه دیپلماسی عمومی– مصاحبه با خبرگزاران خارجی، صحبت مستقیم با محافل خارجی و مشارکت در برنامه های تنظیم شده توسط سفارتخانه های ما– اقدام می کنند، ما مشارکتهای بیشتر را در سراسر دستگاه دولت مورد استقبال قرار می دهیم. من اگر مورد تأیید قرار گیرم، در انتظار همکاری با شما برای تشویق هر عضو کنگره و عضو ارشد رسمی دولت در جهت بررسی دیپلماسی عمومی به عنوان جزیی از کار خود خواهم بود.
من بر این باورم که این لحظه موقعیت نادری است که ما تعامل ملتمان را با مردم دنیا تجدید و شهرت خود را به عنوان یک نیروی جهانی برای انجام کار نیک دوباره احیا کنیم.
آقای رئیس از شما و اعضای این هیئت برای توجهی که به این مسئله اساسی مبذول داشتید و به من امروز امکان گفتگو را با خود دادید سپاسگزاری می کنم. خوشحالم که به پرسش های شما پاسخ دهم.
1- Discovery Communications
پايان متن