View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

12 ژانويه 2009

بر تپش صبح

شعر و سخنان مایا آنجلو درمراسم گشایش دورۀ ریاست جمهوری درسال 1993

 

This document and its associated audio file (5:48) are distributed with permission of the Clinton Presidential Library.

آغاز متن

 

آقای رییس جمهوری و خانم کلینتون

آقای معاون رییس جمهوری و خانم گُر

و همۀ آمریکایی ها ...

 

یک سنگ، یک رودخانه، یک درخت

میزبان گونه هایی که از جانداران مدتها است از میان رفته اند،

نشانی از ماموت بودند.

 

دایناسوری که یادگارهای خشکی

 از اقامتش در اینجا

بر خاک سیارۀ ما بر جای گذاشته است

هر هشدار آشکاری از نابودی عاجل آنها

در تیرگی گرد و خاک و اعصار گم شده است

 

ولی امروز، سنگ به روشنی و با قوت به ما بانگ می زند

بیایید، شما می توانید بر پشت من

 بایستید و با آیندۀ دوردستتان روبرو شوید

ولی به دنبال پناهگاهی در سایۀ من نباشید

 

من در اینجا جایی برای پنهان شدن به شما نخواهم داد

 

شما، که تنها کمی پایین تر از فرشتگان خلق شده اید،

دیدری است

 که در تاریکی کوبنده خزیده اید،

مدتها است که سر در جهل فرو برده اید

 

لبهای شما واژگانی را بیرون می دهند که برای کشتار مسلح شده اند

 

سنگ امروز بر ما بانگ می زند، می توانید بر روی من بایستید،

ولی چهره تان را پنهان نکنید

 

آن سوی دیوار جهان،

رودخانه ای ترانه ای زیبا می خواند،

می گوید بیا کنار من بیارام

 

هر یک از شما کشوری هستید با مرزهایتان،

شکننده و به طرزی غریب مغرور،

ولی همواره برای شکستن محاصره تلاش می کنید

 

شما که برای منفعت

به جنگهای مسلحانۀ دست میزنید

گردن بندی از زباله بر ساحل من بر جای گذارده اند

 و جریانهایی از آوار بر سینه ام

 

با وجود این، اگر دیگر به دنبال جنگ نیستید،

امروز من شما را به ساحل رودخانه ام فرا می خوانم. بیایید.

 

خود را در صلح بپوشانید

و من آوازهایی را برای شما خواهم خواند

آوازهایی که هنگامی که من و درخت و سنگ یکی بودیم خالقمان به من هدیه داد.

 

پیش از آنکه ناباوری

مهر داغی بر پیشانی تان باشد

و هنگامی می دانستید که هنوز هیچ نمی دانید

 

رودخانه خواند و همچنان می خواند

 

اشتیاقی حقیقی برای پاسخ دادن

 به رودخانۀ ترانه خوان و سنگ خردمند وجود دارد

 

اینگونه می گوید آسیایی، هیسپانیک، یهودی

آفریقایی، بومی آمریکایی، سو،

کاتولیک، مسلمان، فرانسوی، یونانی،

ایرلندی ، خاخام، کشیش، شیخ،

همجنس باز، دیگر جنس باز، واعظ،

غنی، بی خانمان، آموزگار.

آنها همگی سخن گفتن درخت را می شوند.

 

آنها می شوند که نخستین و آخرین درخت

امروز با بشریت سخن می گوید. نزد من، کنار رودخانه بیایید.

 

خود را در کنار رودخانه بکارید.

 

هزینۀ هر یک از شما،

که از اعقاب مسافری هستید که رد شده است، پرداخت شده است.

 

شما، که اولین نامم را به من دادید،

شما پاونی ها، آپاچی ها، سناکاها،

شما مردم چروکی،

 که با من ماندید و سپس مجبور شدید که با پاهایی خونین

 مرا برای دیگر جستجوگرانی بگذارید که تشنۀ منفعت و گرسنۀ طلا بودند.

 

تو ای ترک، سوئدی، آلمانی، اسکیمو، اسکاتلندی ...

تو آشانتی، یوروبا، کرو، خریدی، فروختی، دزدیدی، به کابوسی رسیدی

 در حالی که رویایی را می طلبیدی.

 

اینجا را در کنار من ریشه بدوان.

 

من، سنگ، من، رودخانه، من، درخت

من مال شما هستم، هزینۀ عبور شما پرداخت شده است.

 

سرتان را بالا بیاورید،

شما سخت نیازمند این صبح روشن هستید که برای شما طلوع می کند.

 

زندگی در تاریخ را، با وجود درد جگر سوزش، نمی توان به عقب بازگرداند

ولی اکر با بیباکی با آن روبرو شوید،

 لازم نیست که دوباره زندگی کرد

 

چشمهایتان را بالا بگشایید

و به این صبحی که برای شما طلوع می کند نگاه کنید.

 

امید را دوباره خلق کنید.

 

زنان، کودکان، مردان،

آن را در کف دستتان بگیرید.

 

آن را به قالب درونی ترین نیازتان درآورید.

 آن را به صورت آشکارترین تصویری

 که از خود دارید بتراشید.

قلبهایتان را بالا بیاورید

هر ساعت جدیدی

 آبستن فرصتهای جدیدی برای آغازهایی دوباره است.

 

تا ابد همسر ترس نباشید،

 تا ابد هم آغوش ددمنشی نباشید

 

افق به سمت جلو ادامه دارد،

و به شما فضایی می دهد که در آن برای تغییر گامهایی نو بردارید.

اینجا بر تپش این روز زیبا،

شما ممکن است شجاعتش را داشته باشید

تا به بالا و به من، سنگ، رودخانه، درخت، کشورتان، نگاه کنید.

 

همان قدر به گدا که به شاه.

همان قدر به تو در این لحظه که به ماموت آن زمان.

 

اینجا بر تپش این روز نو،

شاید این توفیق را داشته باشی

که به بالا و به دوردست نگاه کنی

و به چشمان خواهرت، و به چهرۀ برادرت، کشورت

و به سادگی

بسیار ساده

همراه با امید

بگویی

صبح به خیر.

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟