20 ژانويه 2009

شعر الیزابت الکساندر در مراسم گشایش دورۀ جدید ریاست جمهوری

این شاعر شعری به نام "ترانۀ ستایش روز" نوشته است و آن را می خواند

 

آغاز متن

هر روز ما به دنبال کار خود می رویم، از کنار یکدیگر می گذریم، چشممان به چشم یکدیگر می افتد یا نه، می خواهیم صحبت کنیم یا صحبت می کنیم. همه چیز در بارۀ ما فقط سر و صدا است. همه چیز دربارۀ ما فقط تمشک وحشی سر و صدا و خاربن است، در حالی که نام هر یک از اجدادمان را بر زبان داریم. یک نفر لبۀ لباسی را می دوزد، سوراخ یونیفورمی را رفو می کند، پنچری تایری را می گیرد، چیزهایی را که باید تعمیر شوند تعمیر می کند.

 

یک نفر در جایی سعی می کند که با یک جفت قاشق بر یک طبل حلبی با ویولن سل، جعبۀ آواز، سازدهنی و صدا موسیقی بسارد.

 

زنی با پسرش منتظر اتوبوس ایستاده ااست.

 

کشاورزی به آسمان که متغیر فکر می کند، آموزگاری می گوید: "مدادهایتان را بردارید و شروع کنید."

 

ما یکدیگر را در واژگان می بینیم، واژگانی خاردار یا نرم، زمزمه شده یا دکلمه شده؛ واژگانی برای اندیشیدن و بازاندیشیدن.

 

ما از جاده های خاکی و بزرگراههایی رد می شویم که نشانگر ارادۀ یک نفر و دیگرانی است که گفتند: "من باید ببینم در آن سو چه می گذرد، من می دانم که در انتهای این جاده چیز بهتری وجود دارد."

 

ما نیاز داریم که جایی بیابیم که در آن ایمن باشیم؛ ما وارد چیزی می شویم که هنوز نمی توانیم ببینیم.

 

به سادگی بگو که بسیاری برای این روز جان داده اند. نام کسانی را بخوان که ما را به اینجا رساندند، کسانی که ریل قطار را نصب کردند، پلهار ا ساختند، پنبه و کاهو چیدند، آجر به آجر ساختمانهای درخشانی را ساختند که در آنها کار کنند و پاکیزه نگاهشان دارند.

 

ترانۀ ستایش مبارزه را سر بده؛ ترانۀ ستایش روز را سر بده. ترانۀ ستایش هر علامتی که با دست نوشته شده است؛ و یافتن آن بر میز آشپزخانه.

 

برخی با رعایت"همسایه ات را مانند خودت دوست داشته باش زندگی می کنند."

 

برخی دیگر "نخست در پی آزار مباش،" یا "بیش از آنچه که نیاز داری مگیر." را به کار می بندند

 

چه می شود اگر نیرومندترین واژه عشق باشد، عشقی فراتر از همسری، فرزندی و ملیت. عشقی که برکه ای از نور می آورد. عشقی که در آن نیازی به پیشدستی  درشکایت نباشد.

 

در جرقۀ نورانی امروز، این هوای زمستانی، هر چیزی ممکن است، هر جمله ای را می توان آغاز کرد.

 

بر لبه، بر کناره، بر دماغه، بر دندانه– ترانۀ ستایش را به خاطر پیش رفتن آن نور بستای.

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟