View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

11 ژانويه 2009

جهانی یکپارچه

بیانات سناتور بارک اوباما در برلن، آلمان، 24 ژوییه 2008

 

... ای مردم جهان – به برلن بنگرید!

به برلن بنگرید، یعنی جایی که آلمان ها و آمریکایی ها بعد از گذشت کمتر از سه سال رویارویی در میدان جنگ، آموختند تا شانه به شانۀ هم کار و به یک دیگر اطمینان کنند.

به برلن بنگرید که تصمیم راسخ یک ملت با سخاوتمندی برنامۀ مارشال توأم گشت و معجزۀ آلمان را به وجود آورد؛ جایی که پیروزی بر استبداد منجربه ایجاد ناتو گشت، بزرگترین ائتلاف تشکیل شده برای دفاع از امنیت مشترک.

به برلن بنگرید، که جای گلوله ها در ساختمان ها و سنگ ها و ستون های تیرۀ نزدیک به دروازۀ براندنبورگ حاکی از این هستند که ما هرگز انسانیت خود را از یاد نخواهیم برد.

ای مردم جهان – به برلن بنگرید که دیواری را فرو آورد و دو سوی قاره ای از نو به یک دیگر متصل گشت، و تاریخ نشان داده برای جهانی که یکپارچه بایستد، هیچ چالشی دشوار نیست.

 شصت سال بعد از امداد رسانی از طریق پل هوایی، باز به سراغ ما آمده اند. تاریخ، ما را به نقطۀ عطف تازه ای رهنمون کرده است، که در برگیرندۀ وعده ها و خطرات تازه است. ...

فروریختن دیوار برلن، امید تازه ای را جایگزین آن کرد. اما این نزدیکی موجب بروز خطرات تازه ای هم شده – خطراتی که در محدودۀ مرزهای یک کشور یا با فاصلۀ یک اقیانوس، نمی گنجد.

...

در جهان نوین، این جریان های خطرناک دارای سرعت بیشتری نسبت به تلاش های ما برای مهار آن ها بوده است. به همین جهت ما نمی توانیم اتحاد را نادیده بگیریم. هیچ کشور واحدی، هرقدر گسترده یا نیرومند، قادر نیست به تنهایی بر این چالش ها فائق آید. هیچ یک از ما نمی تواند این تهدیدات را نادیده بگیرد، و یا از زیر بار مسئولیت روبرو شدن با آن شانه خالی کند. با این حال، در نبود تانک های شوروی و دیوار هولناک، از یاد بردن این واقعیت آسان تر جلوه می کند. و اگر با یک دیگر روراست باشیم، می دانیم که گاهی در هر دو سوی آتلانتیک، ما از یک دیگر جدا افتاده و سرنوشت مشترک خود را به دست فراموشی سپرده ایم.

 در اروپا، این دیدگاه که درهر چیز اشتباهی که روی می دهد باید آمریکا را جستجو کرد، به جای این که آمریکا نیرویی است که می تواند در جبران هر اشتباهی کمک کند، تبدیل به دیدگاهی همگانی شده است. در آمریکا، زمزمه هایی حاکی از رد کردن اهمیت نقش اروپا در امنیت و آیندۀ ما به گوش می رسد . هر دو دیدگاه، واقعیت ها را ندیده می گیرند – امروز اروپاییان بار سنگینی بر دوش دارند و دارای مسئولیت بیشتری در نقاط بحران زای جهان هستند؛ و همان طور که در قرن گذشته، پایگاه های آمریکایی برای دفاع از امنیت این قاره بنا شدند، هنوز هم کشور ما برای حفظ آزادی در جای جای جهان از خودگذشتگی های زیادی را متحمل می شود.

بله، تفاوت هایی میان آمریکا و اروپا وجود داشته است. و بدون شک این تفاوت ها در آینده نیز خواهد بود. اما مصائب شهروندان جهان هنوز ما را به یک دیگر پیوند می دهد. تغییر رهبری در واشنگتن، از سنگینی مشکلات نمی کاهد. در قرن جدید، آمریکایی ها و اروپایی ها به طور مشترک، باید تلاش بیشتری کنند – نه کمتر. مشارکت و همکاری میان کشور ها انتخابی نیست؛ تنها راه است، تنها راه حمایت از امنیت مشترک و پیش بردن طبیعت مشترک بشری.

به همین جهت، بزرگترین خطر این است که اجازه دهیم دیوارهای دیگری میان ما جدایی ایجاد کند.

هیچ دیواری میان متحدان دیرین دو سوی آتلانتیک نمی تواند پایدار بماند. هیچ دیواری میان کشور های غنی و کشورهای فقیر پایدار نمی ماند. دیوار های میان نژاد ها و قبایل؛ بومیان و مهاجران؛ مسیحیان و مسلمانان و یهودیان، پایدار نیستند. اینها دیوارهایی هستند که ما اکنون باید فروبریزیم.

...

تاریخ به ما آموخته که دیوارها را می توان فروریخت. اما این کار ساده ای نیست. مشارکت و پیشرفت واقعی نیاز به کار مداوم و از خود گذشتگی دارد. باید بار سنگین توسعه و دیپلماسی را تحمل نمود؛ و نیز بار سنگین پیشرفت و صلح را. متحدان باید به یک دیگر گوش دهند، از یک دیگر بیاموزند، و مهم تر از همه، به یک دیگر اعتماد کنند.

به همین دلیل است که آمریکا نمی تواند در خود فرو رود. و همین طور اروپا نیز نمی تواند در خود فرو رود. آمریکا شریکی بهتر از اروپا ندارد. اکنون زمان ایجاد پل هایی محکم میان کشورهای سراسر گیتی فرا رسیده، مانند پلی که دو سوی اقیاتوس آتلانتیک را به هم متصل می کند. اکنون زمان پیوستن به یک دیگر است، و این کار باید از طریق همکاری مداوم، نهاد های پرقدرت، فداکاری مشترک، و تعهد جهانی به پیشرفت انجام گیرد تا بتوان با چالش های قرن بیست و یکم رویارویی نمود. و حالا زمانی است که کشور های ما – و همۀ کشور ها – باید این روحیه را بار دیگر ایجاد کنند.

اکنون زمان شکست دادن ترور و وحشت و خشکاندن چاه افراط گرایی است که آن را حمایت می کند. این تهدیدی واقعی است و ما برای مبارزه با آن نمی توانیم در مسئولیت های خود قصور کنیم. اگر ما برای رویارویی با اتحاد شوروی توانستیم ناتو را ایجاد کنیم، پس می توانیم برای از بین بردن شبکه هایی که مادرید و عمان را هدف قرار دادند، در لندن و بالی، در واشنگتن و نیویورک به اقدامات تروریستی دست زدند نیز در یک مشارکت جهانی گرد آییم. اگر توانستیم در یک نبرد ایدئولوژیک با کمونیسم شرکت کنیم، می توانیم در کنار اکثریت قاطع مسلمانان که افراط گرایی را مردود می شمارند و آن را در عوض امید، مولد نفرت می دانند نیز بایستیم.

در این زمان برای از پای درآوردن تروریست هایی که امنیت ما در افغانستان را تهدید می کنند، و قاچاقچیانی که به فروش مواد مخدر در خیابان های ما می پردازند، باید عزم خود را جزم کنیم. من به وجود مشکلات عظیم در افغانستان اذعان دارم. اما کشور من و کشور های شما در موفقیت اولین مأموریت ناتو در خارج از مرز های اروپا، سهم عمده ای دارند. این کار به خاطر مردم افغانستان و امنیت مشترک ما باید به انجام برسد. آمریکا به تنهایی قادر به انجام آن نیست. مردم افغانستان به نیرو های ما و به نیرو های شما نیاز دارند؛ و برای شکست دادن طالبان و القاعده، توسعۀ اقتصاد خود، و بازسازی کشورشان به حمایت ما و حمایت شما نیاز دارند. عقب نشینی در این مرحله خطرناک است.

اکنون زمان تجدید میثاق برای برخورداری از جهانی فاقد سلاح های هسته ای است. ... زمان تأمین ایمنی مواد هسته ای پراکنده است؛ زمان متوقف کردن سلاح های هسته ای؛ و کاهش زراد خانه های باز مانده از قبل. اکنون زمان رسیدن به صلح در جهانی بدون سلاح های هسته ای است.

اکنون زمانی است که ملت های اروپا باید فرصت انتخاب فردای آزاد خود را بدون نگرانی از شبح دیروز داشته باشند. در این قرن، به یک اتحادیۀ اروپای قدرتمند نیاز داریم که بتواند ضامن امنیت و رفاه این قاره بوده و کمک هایی هم به خارج از این قاره بکند. در قرن حاضر – در این شهر و در شهر های دیگر – باید ذهنیت های مربوط به جنگ سرد را کنار بگذاریم و تصمیم بگیریم در مواقع ممکن، با روسیه همکاری کنیم، برای دفاع از ارزش های خود پیشقدم شویم، و در جستجوی مشارکتی باشیم که از محدودۀ این قاره نیز فراتر رود.

اکنون زمانی است که باید از ثروتی که ناشی از بازار های آزاد است استفاده کنیم، و در منافع آن به طور برابر سهیم شویم. تجارت، سنگ بنای رشد و توسعۀ جهانی است. اما اگر این رشد و توسعه تنها به تعداد معدودی از کشور ها خلاصه شود، نمی توانیم آن را پایدار حفظ کنیم. ما باید به اتفاق، تجارتی ایجاد کنیم که مولد ثروت و حافظ مردم و کرۀ زمین باشد. اکنون زمان تجارت آزاد و منصفانه برای همگان فرارسیده است.

اکنون زمانیست که باید پاسخی برای خاور میانه و طلوع دوبارۀ آن داشته باشیم. کشور من در کنار کشور شما و بقیۀ اروپا باید پیامی مستقیم برای ایران در جهت کنار گذاشتن بلندپروازی های هسته ای، بفرستد. ما باید از لبنانی هایی که برای رسیدن به دموکراسی تظاهرات کردند و خون دادند، و اسرائیلی ها و فلسطینیانی که به دنبال صلح پایدار هستند، حمایت به عمل آوریم. و علیرغم اختلافات گذشته، اکنون زمان آن است که جهان از میلیون ها عراقی که خواستار بازسازی حیات خود هستند حمایت کند، ولو ما مسئولیت را به دولت عراق سپرده و بالاخره این جنگ را پایان ببخشیم.

اکنون زمانی است که باید به اتفاق به نجات کرۀ زمین بیندیشیم. بیایید تصمیم بگیریم که ما جهانی را به میراث برای فرزندان خود باقی نگذاریم که سطح اقیانوس ها بالا آمده باشد، گرسنگی افزایش یافته، و توفان های وحشت انگیز سرزمین ها را به ویرانی بکشانند. بیایید تصمیم بگیریم که همۀ کشور ها – از جمله کشور خودم – با عزمی راسخ اقدام کرده و میزان حجم گاز کربنی که در هوا انتشار می یابد را کاهش دهند. اکنون زمان آن است که آیندۀ کودکان را به آن ها بازپس دهیم. اکنون زمان اقدام با یک تن واحد است.

...

جهان، آنچه را در این جا می گذرد نظاره کرده و به خاطر می سپارد - آنچه ما در این لحظه انجام می دهیم. ما دست خود را به طرف مردم چهار گوشۀ جهان و نقاط فراموش شده که آرزومند یک زندگی شرافتمندانه و همراه با آسایش هستند، دراز می کنیم؛ آیا ما با کمک امنیت و عدالت، بچه های بنگلادش را از فقر می رهانیم، برای پناهندگان چاد مأمن تهیه، و بلای ایدز را نابود می کنیم؟

آیا ما از حقوق بشر در برمه، از وبلاگ نویسان در ایران، و رأی دهندگان در زیمبابوه طرفداری می کنیم؟ آیا به عبارت "دیگر هرگز" در دارفور معنا خواهیم بخشید؟

آیا می پذیریم که الگویی مؤثرتر از نمونۀ کشور های خود ما برای نشان دادن به جهان وجود ندارد؟ آیا شکنجه را نفی و از حکومت قانون حمایت می کنیم؟ آیا از مهاجرانی که از سایر سرزمین ها می آیند استقبال می کنیم، و تبعیض علیه آنانی که به ما شباهت ندارند، و مناسک عبادیشان متفاوت است را از بین می بریم؟ و آیا به وعدۀ خود مبنی بر برابری فرصت برای همۀ مردم عمل می کنیم؟

ای مردم برلن – مردم جهان – زمان ما فرا رسیده. اکنون زمان مال ما است.

من می دانم که کشورم هنوز به کمال نرسیده است. بار ها برای وفا کردن به وعدۀ آزادی و برابری برای همۀ مردم مبارزه کرده ایم. ما هم سهم خود در خطا کردن ها را داشته ایم، و برخی اوقات اقدامات ما در جای جای جهان نمایانگر نیات خوب ما نبوده است.

...

ای مردم برلن – و مردم جهان – میزان چالش هایی که با آن روبرو هستیم بالاست. راهی که درپیش داریم طولانی است. اما من دربرابر شما می خواهم بگویم که ما وارثان مبارزه برای رسیدن به آزادی هستیم. با نظربه آینده، و عزمی راسخ در قلبمان، بیایید تاریخ را به یاد بسپاریم و به سرنوشت خود پاسخ دهیم، و بار دیگر جهان را از نو بسازیم.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟