11 ژانويه 2009
اعلام نامزدی ریاست جمهوری، 10 فوریه 2007، اسپرینگفیلد، ایلینوی

دراین جا، در اسپرینگفیلد بود که شمال، جنوب، شرق و غرب به هم پیوست و برای من یاد آور شایستگی مردم آمریکا شد – من باور داشتم که این شایستگی، برای بنای آمریکایی سرشار از امید می تواند به ما کمک کند.
به همین جهت، در سایۀ اولد استیت کاپیتول، که لینکلن از مجلسی که دو دسته شده بود خواست با یک دیگر وحدت داشته باشند، و مالامال از امید ها و آرزو های مشترک بود، من امروز در مقابل شما می ایستم و نامزدی خود برای ریاست جمهوری ایالات متحده را اعلام می کنم.
اذعان دارم که در اعلام این مطلب نوعی گستاخی - نوعی جسارت - وجود دارد. می دانم که مدت زیادی را به یادگیری راه و روش های واشنگتن اختصاص نداده ام. اما به قدر کافی در آن جا بوده ام که بتوانم مشاهده کنم راه و روش واشنگتن باید تغییر کند.
خلاقیت بنیانگذاران ما در این بوده که آن ها نظام حکومتی ای را طراحی کردند که قابلیت تغییر دارد. و باید دلگرم باشیم، زیرا قبلا هم این کشور را تغییر داده ایم. در مقابله با استبداد، گروهی وطن پرست موفق شدند یک امپراتوری را به زانو درآورند. علی رغم جنگ های داخلی، ما توانستیم ملتی را از نو متحد، و زندانیان را آزاد کنیم. علی رغم رکود اقتصادی، ایجاد اشتغال کردیم و میلیون ها تن از فقر نجات یافتند. ما از ورود مهاجران استقبال کردیم، خطوط آهن را تا غرب امتداد دادیم، انسان را به کرۀ ماه فرستادیم، و به ندای پادشاهی برای جاری ساختن عدالت و صداقت گوش فرادادیم.
هر بار، نسلی جدید ظهور کرده و کار هایی که می بایست را به انجام رسانیده است. امروز ما را دوباره خوانده اند – و زمان پاسخگویی نسل ما فرارسیده است.
زیرا ایمان استوار ما همین است – که علیرغم وجود همۀ مشکلات، مردمانی که به وطن خود عشق می ورزند می توانند آن را تغییر دهند.
...
همۀ ما می دانیم که چالش های امروز کدامند - جنگی بدون انتها، وابستگی به نفت که آیندۀ ما را با خطر مواجه می کند، مدارسی که بسیاری از دانش آموزان چیزی در آن فرا نمی گیرند، و خانواده هایی که هر چند سخت کار می کنند، اما با حقوق ماهانۀ خود مجبور به مبارزه با سختی های زندگی هستند. ما چالش ها رامی شناسیم. بخشی از آن ها شنیده ایم. و سال ها درموردشان به صحبت نشسته ایم.
آن چه ما را از رویارویی با این چالش ها باز می دارد، فقدان سیاست های صحیح و برنامه های مؤثر نیست. آنچه موجب توقف ما می شود، ضعف رهبری و ضعف سیاست ها است – به آسانی با هر چیز جزئی و پست منحرف می شویم، از تصمیم گیری های دشوار اجتناب می کنیم، و به جای بالا زدن آستین ها و ایجاد اتفاق رأی برای رویارویی با مشکلات عمده، به امتیازات حقیر سیاسی تن در می دهیم.
...
زمان تغییر شرایط فرا رسیده است. هنوز مدت زمانی نگذشته است که به پیشرفت هایی نیز نایل آمده ایم. اما واشنگتن راهی طولانی در پیش دارد. و آسان نخواهد بود. به همین خاطر باید اولویت هایمان را تعیین کنیم. انتخاب های سختی در انتظار ما است. و هرچند دولت نقش عمده ای در ایجاد تغییرات مورد نیازمان خواهد داشت، ما به بودجۀ بیشتری نیاز داریم و با اتکا به برنامه ها نمی توانیم به جایی که می خواهیم، برسیم. هر یک از ما در زندگی خود باید به قبول مسئولیت هایی بپردازد- برای یاد دادن اصول اخلاق مربوط به توفیق به فرزندانمان، هماهنگی با اقتصاد رقابتی، تحکیم جوامعمان، و سهیم شدن در فداکاری برای جامعه.
پس بیایید کارمان را آغاز کنیم. بیایید این کار دشوار را به اتفاق انجام دهیم. بیایید این کشور را تغییر دهیم.
بیایید ما نسلی باشیم که به اقتصاد خود برای رقابت در عصر دیجیتال، شکل تازه ای می بخشد. استانداردهای بالایی برای مدارسمان در نظر بگیریم و برای موفقیت سیستم آموزشی، منابع مورد نیاز را در اختیار آن قرار دهیم. ارتش تازه ای از معلمان استخدام کنیم و در مقابل پاسخگویی بیشتر آنان، دستمزد بیشتری به آنان بدهیم و از آنان حمایت به عمل آوریم. دستیابی به تحصیلات عالی را آسان تر کنیم، و در پژوهش های علمی سرمایه گذاری بیشتری بکنیم، و امکان استفاده از باند پهن اینترنتی را تا قلب محلات فقیر نشین و مناطق روستایی سراسر آمریکا گسترش دهیم.
و با تغییر اوضاع اقتصادی، بیایید آن نسلی باشیم که کارگران را در رفاه و آسایش سهیم می کند. از منافعی که شرکت ها وعده داده و به سختی به دست آورده اند، حمایت کنیم. امکان پس انداز برای دوران بازنشستگی مردم سخت کوش را فراهم کنیم. و به اتحادیه ها و سازمان دهندگان آن ها اجازه دهیم تا طبقۀ متوسط کشور را دوباره احیا کنند.
بیایید نسلی باشیم که فقر را از آمریکا ریشه کن می کند. هر فردی که مایل به کار کردن است، باید از آموزش های حرفه ای مربوط برخوردار گردد و با دستمزدی که می گیرد بتواند مخارج خود و مهد کودک فرزندش را تأمین کند، تا هنگامی که او مشغول کار است مطمئن باشد فرزندش در محیطی امن به سر می برد. بیایید این کار را انجام دهیم.
بیایید نسلی باشیم که بالاخره به بحران بیمۀ درمانی خاتمه می دهد. می توانیم با تمرکز بر تدابیر پیشگیری، تأمین معالجات مؤثرتر برای بیماران، و از میان برداشتن کاغذبازی اداری از طریق استفاده از فن آوری، از میزان هزینه ها بکاهیم. بیایید نسلی باشیم که در همین جا و همین لحظه وعدۀ به وجود آمدن امکانات درمانی همگانی را تا پایان دورۀ اول کار رییس جمهور آینده می دهد.
بیایید نسلی باشیم که آمریکا را از زیر بار استبداد نفتی خلاصی می بخشد. ما می توانیم از سوخت جایگزین و اتانول که در کشور تولید می شود استفاده کرده و تولید خودروهایی که کم مصرف هستند را تشویق کنیم. می توانیم سیستمی برای محدود کردن انتشار گازهای گلخانه ای به وجود آوریم. می توانیم بحران فعلی گرم شدن کرۀ زمین را تبدیل به فرصتی برای ارائۀ نوآوری ها و ایجاد شغل نماییم و نیز انگیزه ای برای اقتصاد تجاری، که الگویی برای سایر جهانیان باشد. بیایید نسلی باشیم که با دستاورد های خود، موجب سربلند ی نسل های آینده می شود.
و مهمتر از هر چیز، بیایید نسلی باشیم که هرگز فراموش نمی کند چه وقایعی در آن روز در سپتامبر [11 سپتامبر 2001] روی داد و هر طور که می توانیم با تروریست ها به مقابله بپردازیم. ... می توانیم با همکاری یک دیگر و با ارتشی نیرومندتر تروریست ها را ردیابی کنیم، می توانیم شبکۀ مالی آن ها را تنگ تر کنیم، و می توانیم قابلیت های ضد اطلاعات را ارتقا دهیم. اما باید بدانیم که پیروزی نهایی دربرابر دشمنان فقط با ایجاد دوبارۀ اتحاد و صدور این آرمان هاست که می تواند نور امید را به دل میلیون ها تن از مردم جهان بتاباند.
اما همۀ این کار ها زمانی امکان پذیر خواهد بود که جنگ عراق پایان پذیرفته باشد. اکثر شما می دانید که من از ابتدا با این جنگ مخالفت می کردم. به اعتقاد من این جنگ اشتباه غم انگیزی بود. امروز ما غم از دست رفتن عزیزان بسیاری از خانواده ها را داریم، قلب هایی که شکسته شد، و جوانانی که می توانستند زنده باشند. ای آمریکا، زمان آن فرا رسیده که نیروهای خود را به خانه بازگردانیم ... و عراقی ها را متوجه سازیم که ماقصد نداریم تا ابد در کشورشان بمانیم، و شیعه ها و سنی ها را ملزم به نشستن بر سر میز مذاکره نماییم تا به صلح دست یابند.
و در پایان، چیزی درمورد این جنگ وجود دارد که جبران کردن آن هنوز دیر نشده – و آن بازگشت زنان و مردان – سربازان ما است – که بیشترین از خود گذشتگی ها را کرده اند. بیایید با تأمین آنچه که به آن نیاز دارند، و دوباره سازی ارتشی که به آن عشق می ورزند، از آن ها قدردانی کنیم. بیایید نسلی باشیم که دست به این اقدام می زند.
...
به همین خاطر، این مبارزۀ انتخاباتی تنها تعلق به من نیست. به همۀ ما تعلق دارد – این مبارزه دربارۀ کارهایی است که ما می توانیم در کنار یک دیگر انجام دهیم. این مبارزه باید فرصت و ابزاری برای تحقق امید ها و آرزوهای شما باشد. شما باید وقت، انرژی و توصیه های خود را صرف تشویق ما کنید، زمانی که ما کاری درست انجام می دهیم، و در صورتی که راه خطایی در پیش گرفتیم هم باید ما را مطلع سازید. این مبارزه معنای شهروندی و هدف مشترک را از نو احیا می کند، و مدعی است که در برابر نیروی میلیون ها تن که خواستار تغییر هستند، موانع اندکی می تواند وجود داشته باشد.
این تغییر تنها به دست ما تحقق نمی یابد. چند دستگی موجب ناکامی است.
اما زندگی یک وکیل خود ساختۀ بلند قامت اهل اسپرینگفیلد [آبراهام لینکلن] به ما می گوید که امکان آینده ای متفاوت وجود دارد.
او به ما می گوید کلمه ها دارای قدرت هستند.
او به ما می گوید که قدرت در اعتقاد راسخ نهفته است.
که فراسوی همۀ اختلافات نژادی و مذهبی، ایمانی و مکانی، ما یک ملت واحد هستیم.
او به ما می گوید در امید قدرت وجود دارد.
می گویند زمانی که لینکلن نیرو ها را برای مبارزه علیه برده داری بسیج می کرد، اظهار داشت: "ما عناصر عجیب، متضاد، و حتا متخاصمی که از چهار جهت گرد آورده بودیم را تشکل دادیم و در این مبارزه وارد شدیم."
امروز و در این جا، هدف ما هم همین است.
من به همین علت در این رقابت ها شرکت کرده ام.
نه فقط برای کسب یک سمت، بلکه برای بودن در کنار شما و ایجاد تحول در یک ملت.
قصد دارم در نبرد آینده پیروز شوم – برای عدالت و ایجاد فرصت ها.
قصد دارم در نبرد آینده پیروز شوم – برای ایجاد مدارس بهتر، مشاغل بهتر، و مراقبت های درمانی برای همه.
از همه می خواهم کار ناتمام ماندۀ به کمال رساندن کشور را از سرگرفته و آمریکایی بهتر را بسازیم.
و اگر شما در این کار خطیر با من همراه شوید، اگر احساس می کنید که سرنوشت شما را می خواند، و همان چیزی که من می بینم را می بینید، یعنی آینده ای سرشار از امکانات که دربرابر شما گسترده شده؛ اگر همان حسی را دارید که من نیز دارم، که زمان بیدار شدن فرارسیده، و باید ترس را از خود دور کنید، و دین خود را به گذشته و نسل های آینده ادا کنید، پس من آمادۀ اقدام هستم و در کنار شما حرکت و هم شانۀ شما کار خواهم کرد. ما در کنار یک دیگر، و با انجام آن از همین امروز، کاری را که باید پایان پذیرد در دست گرفته و رهنمون تولد دوبارۀ آزادی در روی زمین می شویم.