05 ژانويه 2009
سنت نخستین سخنرانی رئیس جمهوری به زمان جورج واشنگتن باز می گردد
واشنگتن – از هنگام ایراد اولین سخنرانی در مراسم تحلیف جورج واشنگتن در سال 1789، این امر سنت مهمی در آمریکا بوده است. اکثر روسای جمهوری از سخنرانی مراسم تحلیف برای ارائه چشم اندازهای خود برای ایالات متحده و بیان اهداف خود به مردم آمریکا استفاده می کنند.
سخنرانی های مراسم تحلیف از 135 کلمه سخنرانی جورج واشنگتن در 4 مارس 1793 تا 8445 کلمه سخنرانی ویلیام هاریسون در 4 مارس 1841 متفاوت بوده است. ایراد نطق ها در مورد نحوۀ کار ریاست جمهوری در آینده است و در سخنرانی های ریاست جمهوری در آنان جملات به یادماندنی که بسیار تکرار می شود، وجود دارد. در ادامه، منتخبی از این جملات آمده است:
"بدون کینه ای نسبت به هیچ کس، با نیکوکاری نسبت به همه، با ثبات قدم در انجام کارهای صحیح، همان گونه که خداوند قدرت دیدن آن را به ما داده است، بیایید برای اتمام کاری که مشغول انجام آن هستیم، کوشش نمائیم؛ بر جراحت های ملت مرهم نهیم، از معلولین جنگ و بیوه ها و فرزندان یتیم کشته شدگان در جنگ مراقبت کنیم، و آن چه که ممکن است به تسلی خاطر وعدالت و صلحی پایدار میان خودمان ودر میان کلیه کشورهای منجر شود، انجام دهیم."
- ابراهام لینکلن، 1865، در آخرین روزهای جنگ داخلی در ایالات متحده
اجازه دهید بر اعتقاد استوار خود تاکید کنم که تنها چیزی که باید از آن بترسیم، خود ترس است."
- فرانکلین دی روزولت، 1933، در اواسط دوران رکود بزرگ اقتصادی
و به این ترتیب هم وطنان من: نپرسید کشور شما چه کاری می تواند برای شما انجام دهد، بپرسید شما چه می توانید برای کشورتان انجام دهید."
- جان اف. کندی، 1961
"اتفاق امروز، اگرچه در تاریخ کشورمان رویدادی معمولی به شمار می آید، برای بعضی از ما در این جا موقعیتی جدی و بسیار خطیر است. انتقال منظم قدرت، آنچنان که در قانون اساسی تصریح شده است، به صورت عادی، همان گونه که در دوقرن گذشته صورت گرفته است، انجام می شود، و برخی ازما فکر نمی کنند که ما واقعاً، از این نظر چقدر بی همتا هستیم. در نگاه بسیاری از افراد در جهان، این مراسم، که هر چهار سال یکبار برگزار می شود و ما آن را به عنوان موضوعی عادی پذیرفته ایم، چیزی کمتر از معجزه نیست."
رونالد ریگان، 1981
من به تاریخ به عنوان کتابی با صفحه های بسیار نگاه می کنم، که ما هر روز یکی از صفحه های آن را با
اعمال سرشار از امید و معنی دار خود پر می کنیم. نسیمی ملایم می وزد، صفحه ای ورق می خورد، داستانی آشکار می شود. و به این ترتیب، امروز فصلی دیگر از این کتاب آغاز می شود، داستانی کوچک و باشکوه از یکپارچگی، تنوع و بخشایش—که در آن شریک هستیم و با یک دیگر نوشته شده است."
جورج اچ دبلیو بوش، 1989
بزرگترین پیشرفتی که ما داشته ایم، وبزرگترین پیشرفتی که در آینده خواهیم داشت، در قلب انسان ها است. در پایان، تمام ثروت دنیا و هزاران ارتش قابل قیاس با قدرت و شایستگی روح انسان نیست."
ویلیام جفرسن کلینتون، 1997
در بیشتر مواقع از قرن گذشته، ایمان آمریکایی ها به آزادی و دموکراسی به صورت صخره ای در دریای خشمگین بوده است که اکنون به صورت بذری با باد حرکت کرده و در بسیاری از کشورها ریشه دوانده است. ایمان آزادی خواهانۀ ما بیش از اعتقادی منحصر به کشور ما است، بلکه به صورت امید فطری انسانیت، و ایده آلی که ما با خود حمل می کنیم، اما مالک آن نیستیم، و اعتقادی که با خود حمل می کنیم و آن را به دیگران تحویل می دهیم، است.
جورج دبلیو بوش، 2001