17 فوريه 2009
سخنان اوباما به مناسبت سالروز تولد رییس جمهور شانزدهم
آغاز متن
کاخ سفید
دفتر منشی مطبوعاتی
12 فوریه 2009
اظهارات پرزیدنت باراک اوباما
در جشن دویستمین سالروز تولد لینکلن
کنگرۀ ایالات متحده آمریکا
واشنگتن دی. سی.
آماده برای ایراد
حضور در این جا باعث افتخار است – در مکانی که لینکلن خدمت کرد، مراسم تحلیف به جا آورد، و جایی که ملتی را که او نجات داد، آخرین وداع را با وی به عمل آوردند. در حالی که ما دویستمین سالروز تولد شانزدهمین رییس جمهور خود را جشن می گیریم، من نمی توانم ادعا کنم که بیش از بسیاری از سخنرانان امروز با کارها و زندگی لینکلن آشنا هستم اما، نسبت به این چهره منحصر به فرد، که از بسیاری جهات تحقق داستان زندگی من -- و داستان آمریکا را امکان پذیر ساخت؛ احساس قدردانی خاص دارم.
برگزاری این جشن در این مکان، در پایتخت، بسیار مناسب است. تاریخ حیات این بنا پیوند بسیار نزدیکی با زندگی این رییس جمهور جاویدان دارد. این بنا توسط صنعتگران و استادکاران، مهاجران و بردگان ساخته شد – در این جا بود، در زیر این سقف گنبدی، که سربازان اتحادیه کمک های درمانی از بیمارستان موقتی دریافت کردند، در طبقه پایین، در زیر زمین این ساختمان برای آنان نان پخته شد تا نیرو بگیرند، و شب ها درصحن مجالس سنا و نمایندگان خوابیدند و روزهایی از زندگی خود را در این مکان سپری کردند.
چیزی که آن سربازان در نگاه به این بنا دیدند با منظره ای که امروز ما می بینیم بسیار متفاوت است. زیرا ساختن این بنا تا پایان جنگ ناتمام ماند. کارگرانی که گنبد سقف را می ساختند، هنگامی که به سر کار می آمدند نگران بودند که آیا آن روز آخرین روز کاری آنان خواهد بود، آیا فلزاتی که برای اسکلت ساختمان به کار می بردند باید برای نیاز های جنگی ذوب و به گلوله تبدیل شوند. ولی هر روز بدون دستوری برای توقف کار ساختمان سازی، سپری شد، و بنابراین آنان به کار خود و بنای ساختمان ادامه دادند.
هنگامی که بالاخره به پرزیدنت لینکلن گفته شد که به فلزاتی که در این ساختمان به کار رفته است نیاز است، پاسخ وی کوتاه و صریح بود: کار همان گونه که باید باشد، پیش می رود. او معتقد بود که مردم آمریکا نیاز دارند به یاد داشته باشند، حتی در زمان جنگ، انجام کار باید ادامه داشته باشد، تا حتی در هنگامی که ملت دچار تردید می گشت، آینده آن باید تامین می شد. و در آن آینده، هنگامی که تفنگ ها خاموش شدند، ساختمان کنگره ملی، با مجسمه آزادی در بالای آن، به عنوان نمادی از اتحاد در سرزمینی که هنوز در صدد التیام تفرقه خود است، بر قرار باشد.
من امروز عمیقا بر این احساس وحدت، و توانایی در طرح آینده ای مشترک، حتی در لحظه ای که ملت ما دچار تفرقه بود، تاکید دارم. و لحظات متعددی است که وجه خاص این مرد فوق العاده را آشکار می سازد و من علاقه مندم امروز با شما موردی از– آن جنبه خاص رهبری – را در میان گذارم.
در هفته های پایانی جنگ، بر روی عرشۀ کشتی فرماندهی ریور کویین[i]، از پرزیدنت لینکلن در مورد سرنوشت سربازان شورشی که توسط ژنرال لی[ii] اسیر شده بودند، سئوال شد. با پیروزی در زمین، لینکلن می توانست به انتقام بیاندیشد. وی می توانست جنوب را مجبور به پرداخت هزینه گزاف برای شورشیان نماید. اما علی رغم تمام خونریزی ها و تمام بدبختی ها که هر طرف بر طرف دیگر تحمیل کردند، لینکلن دستور داد تا هیچ یک از سربازان اتحادیه مجازات نشوند. همان طورکه وی گفت، با آنها به صورتی برخورد شد که بتوانند "آزادانه به هر کجا که می خواهند بروند." تمام چیزی که لینکلن خواستار آن بود، بازگشت سربازان اتحادیه به خانه های خود و برگشت به مزارع و فروشگاه های خود بود. او حتی خواهان آن بود که "اسب آنها برای شخم زدن،...... و اسلحه آنان برای تیراندازی به سوی کلاغ ها، به آنها باز گردانده شود."
لینکلن می دانست این تنها راه برای التیام شکاف ایجاد شده است که کشور را به دو پاره تقسیم کرده بود. این راه حل، تنها راه حل برای شروع بهبودی وضعیت کشورمان که به شدت به آن نیاز داشت، بود. آنچه که لینکلن هرگز، حتی در بحبوحۀ جنگ داخلی فراموش نکرد، این نکته بود که علی رغم کلیه عواملی که ما را تقسیم نموده است – شمال و جنوب، سفید و سیاه – ما در سرشت خود، یک ملت و مردمی یکپارچه هستیم که با ریسمانی به نام آمریکا به یک دیگر پیوند خورده ایم که نمی تواند گسسته شود.
و حتی امروز که ما در این مکان با یک دیگر دیدار می کنیم، در حالی که بسیار کمتر از دوران لینکلن دچار شکاف هستیم، اما هنگامی که در بارۀ موضوع های حیاتی دوران خود بحث می کنیم – و به شدت نیز بحث می کنیم— بیایید به خاطر داشته باشیم که ما در خدمت همان پرچم، و نمایندگان همان مردم، و صاحبان آینده ای مشترک هستیم. این مناسب ترین ستایشی است که ما می توانیم به عمل آوریم – و پایدارترین بنای یادبودی است که ما می توانیم— برای آبراهام لینکلن، آن مرد فوق العاده، بنا کنیم. از شما متشکرم.
پايان متن