View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

28 آگوست 2009

هیئت منصفه در آمریکا

 

آغاز متن

نظام هیئت منصفه در آمریکا از شیوه ای در بریتانیا سرچشمه می گیرد که هدف آن حمایت از زیردستان در برابر استبداد شاه بود. با گذشت صد ها سال، این نظام با تغییرات جامعه متحول گردید و پا بر جا ماند، و هم اکنون نیز نظارتی بر قدرت دولت است.

فرد گراهام ، گویندۀ خبر تروتی وی  است که نام سابق آن کورت تی وی  بوده، و از سال 1972 تا سال 1987 اولین گزارشگر دادگاه برای اخبار کانال CBS بوده است. این مقاله در شمارۀ ژوییۀ 2009 نشریۀ الکترونیکی USA، ساختار محاکمات با حضور هیئت منصفه به چاپ می رسد. 

 

نوشتۀ: فرد گراهام

در زمستان سال 2009، زندانیان زندان رومیه در لبنان اجازه یافتند تا نمایشی را به روی صحنه ببرند. آن ها روایت عربی 12 مرد خشمگین را انتخاب کردند، نوعی درام تلویزیونی آمریکایی که در سال 1957 هم یک فیلم پر فروش بر اساس آن ساخته شد، دربارۀ اعضای هیئت منصفه که بحث سرسختانه ای بر سر یک پروندۀ جنایی دارند و سرانجام هم متهم را گناهکار تشخیص می دهند.

روایتی که زندانیان بر روی صحنه بردند با موفقیت زیادی رو به رو شد – علی رغم این که لبنان، مانند غالب کشورها، از محاکمه با حضور هیئت منصفه برخوردار نیست و همۀ تماشاگران زندانی بدون بهره مند شدن از جلسات اضطراب آور مشاوره، که جوهر محاکمات با حضور هیئت منصفه را تشکیل می دهد، به حبس محکوم شده اند. در واقع، 90 درصد از محاکماتی که در آن از هیئت منصفه استفاده می شود، در آمریکا که این رسم رواج دارد، تشکیل می شود.

چه چیزی باعث می شود شیوۀ هیئت منصفۀ آمریکا برای مردم این چنین جذاب  باشد؟ چرا در آمریکا نشو و نما کرده اما در جاهای دیگر وجود ندارد؟ آیا این شیوۀ هیئت منصفه آمریکایی هم، مانند کشورهای دیگری که زمانی به طور وسیع از هیئت منصفه استفاده می کردند و به تدریج آن را با تصمیم های قاضی جایگزین کردند، حامل بذر افول خود است؟

این پاسخ ها را باید در ریشه های تاریخی شیوۀ هیئت منصفۀ آمریکا و ظرفیت چشمگیر سیستم آمریکا برای تطبیق با تحولات حقوقی و اجتماعی جستجو کرد که در غیر این صورت ممکن بود بقای محاکمات با حضور هیئت منصفه را تهدید کند.

سیستم هیئت منصفۀ آمریکا، میراثی است که از انگستان دوران قرون وسطی به آن رسیده، که هیئت های 12 نفری مردان "آزاد و قانونمند" در هر جامعه ای برای کمک به شاه در جاری ساختن عدالت، احضار می شدند. طی قرن ها، تصمیم گیری این هیئت ها برمبنای آن چه از جرم می دانستند، استوار بود. اما با یسشتر شدن جمعیت انگستان، این هیئت ها نمی توانستند به شایعات محله متکی باشند و به همین جهت، تصمیمات آنها را مبنی بر شواهد دادگاه می گرفتند. زمانی که سیستم حقوقی آمریکا، الگوی بریتانیا را درپیش گرفت، به اعضای هیئت های منصفۀ آمریکایی اخطار می شد آن چه ممکن بود درمورد پرونده بدانند را ندیده بگیرند و تنها با تکیه به شواهد دادگاه تصمیم گیری کنند.

بریتانیایی ها محاکمات با حضور هیئت منصفه را دفاعی در برابر اقدامات ظالمانۀ شاه می دانستند، اما تشکیل دادگاه با حضور هیئت منصفه دلایل عملی هم داشت. قوانین انگلیسی دارای مجازات های سختی بود، از جمله مجازات اعدام برای جرایم به نسبت جزئی و پیش پا افتاده. هیئت های منصفۀ بریتانیایی، با تبرئۀ متهمان یا تشخیص گناهکاری آنان در جرایم جزئی تر، تأثیر این مجازات ها را کاهش می دادند. 

 

مقاومت دربرابر ظلم

قوانین آمریکا چنین مشکلی نداشت، اما مستعمره نشینان آمریکایی در قرن هجدهم دلایل خاص خود را برای تشکیل دادگاه با حضور هیئت منصفه داشتند – آن را به عنوان سپری دربرابر تعقیب های کیفری ظالمانۀ بریتانیایی ها استفاده می کردند. حاکمان بریتانیایی، مکررا برای ارسال غیرقانونی کالا با کشتی های غیر بریتانیایی، علیه آمریکایی ها اعلام جرم می کردند، تا هیئت های منصفۀ محلی متهمان را تبرئه کند. وقتی جان پیتر زنگر ، ناشر برجستۀ آمریکایی به خاطر انتقاد از فرمانداری که توسط پادشاه انگلیس تعیین شده بود، به محاکمه کشیده شد، هیئت منصفه ای در نیویورک او را بی گناه تشخیص داد و همین امر پیش درآمدی زودرس برای آزادی مطبوعات گشت. با حرکت مردم آمریکا به سوی انقلاب، تعجبی نداشت که در اعلامیۀ استقلال، شاه انگلیس را به خاطر "محروم کردن آن ها در بسیاری از موارد از امتیاز محاکمه با حضور هیئت منصفه" محکوم کردند.

و زمانی که این کشور نوپا، منشور حقوق بشر را در سال 1791 به تصویب رساند، در آن تصریح شده بود که "در کلیۀ پیگرد های جنایی، متهم می تواند از حق محاکمۀ سریع و علنی، توسط یک هیئت منصفۀ بی طرف،  برخوردار باشد". به علاوه پیش بینی شده بود که حق محاکمه با حضور هیئت منصفه در مورد پرونده های غیرنظامی هم باید محفوظ باشد.

در سال هایی که سپری شده، دیوان عالی آمریکا این ضمانت ها را به نوعی تفسیر کرده تا هیئت منصفه بتواند خود را با شرایط متغیر تطبیق دهد. در حالی که خدمت در هیئت منصفه، زمانی تنها محدود به مردان سفید پوست بود که از دارایی برخورداربودند، این حق به تدریج به زنان هم داده شد. دادگاه مقرر کرد که حق برخورداری از محاکمه با حضور هیئت منصفه نباید جرایم جزئی را شامل شود، و این که متهمان می توانند از این حق گذشته و در برابر قاضی محاکمه شوند.

در اصل، همۀ هیئت های منصفه دارای 12 عضو بوده اند که باید تصمیم خود را به طور یکپارچه اعلام می کردند، اما دیوان عالی  با دادن انعطاف بیشتر به این سیستم مقرر کرد که این هیئت ها می توانند از 6 عضو هم تشکیل شوند و لزومی ندارد همۀ آرا یکپارچه باشند. طبق سنت، متهمان فقیر مجبور بودند به تنهایی در مقابل هیئت منصفه با دادستان رو به رو شوند، اما دیوان عالی مقرر کرد که دولت وظیفه دارد وکلای مدافع را به طور رایگان در اختیار آنان قرار دهد.

تا اندازه ای، حق محاکمه با حضور هیئت منصفه شاید با ابهت تر از آن چه در واقع است به نظر بیاید زیرا در عمل، اکثریت اعظم متهمان تقاضای استفاده از حق خود برای محاکمه ای با حضور هیئت منصفه را نمی کنند. آن ها می دانند که در صورت محاکمه با هیئت منصفه، اگر گناهکار شناخته شوند، وجود شواهد موجب می شود که تخلف آن ها برجسته تر شده و قاضی تمایل به تعیین مجازات سنگین تری می یابد. به همین خاطر آن ها با قرار و مدار با دادستان، مصلحتی به جرم اقرار می کنند – آن هاتوافق می کنند که در مقابل مجازات خفیف تر، به جرم سبک تری اعتراف کنند. دادستان غالبا با اقرار مصلحتی به جرم موافق است زیرا موجب صرفه جویی در زحمت، مخارج، و عدم یقین از تشکیل محاکمه می شود. در بسیاری از حوزه های قضایی، از هر 10 پیگرد قانونی، 9 تای آن به این شکل حل و فصل می شود، ی┌نی بدون محاکمه با حضور هیئت منصفه.

اتکای شدید به اقرار مصلحتی به جرم عموما از سوی ناظران سیستم قضایی آمریکا مورد انتقاد قرار می گیرد. این امر منعکس کنندۀ این واقعیت است که در حالی که دادستان و وکیل مدافع در تئوری باید از شرایط یکسانی برای پیرزو شدن در برابر هیئت منصفه برخوردار باشند، اما در واقع، دادستان امتیازات بیشتری دارد. متهم حق مشاورۀ حقوقی دارد، اما معمولا وکیل مدافع او یک وکیل تسخیری فاقد تجربۀ کافی است که اشتغال زیادی دارد و بیشتر مایل است سرو ته پرونده را با یک اقرار مصلحتی به جرم هم بیاورد تا این که در برابر هیئت منصفه به دفاع از آن بپردازد. به علاوه، معمولا دادستان برای انجام تحقیقات ضروری، تحلیل شواهد، و کنترل اعضای احتمالی هیئت منصفه، بیشتر از وکیل مدافع از منابع مالی بهره مند می شود. درنتیجه، متهمان در ارتباط با حق برخورداری از محاکمه با حضور هیئت منصفه، تا حدی دچار بدبینی می شوند، زیرا به نظر می رسد  بازده حقوقی آن گاهی کمتر از آن چه نوید می دهد، است.

درواقع، دانش پژوهان، قضات، و ناظران دیگر سیستم هیئت منصفه به یک رشته مشکلات اشاره می کنند که  نتیجۀ تحولات مدرن است و دولتمردانی که در منشور حقوق بشر پاسدار محاکمه با حضور هیئت منصفه بودند، نمی توانسته اند آن را به تصور آورند.

 

تأثیر نژاد

یکی از این مسائل مشکل ساز، تأثیر نژاد بر انتخاب هیئت منصفه است. طبق سنت، طی گزینش اعضای هیئت منصفه، هر دو طرف دارای حق حذف تعداد معینی از اعضای احتمالی هیئت منصفه بوده اند و این کار را می توانستند بدون ارائۀ دلیل خاصی انجام دهند. در سال های اخیر، بعضی از دادستان ها از حقی موسوم به "چالش های لازم الاجرا" برای حذف همۀ آفریقای آمریکایی ها از میان اعضای هیئت منصفه استفاده کرده اند، و این طور استدلال می کنند که آن ها در پرونده های جنایی به نفع متهمان جهت گیری می کنند. دیوان عالی این رسم را محکوم، و مقرر کرده که دادستان برای حذف سیاه پوستان از هیئت منصفه باید دلایل قانع کننده ارائه دهد. اما اجرای این مقررات با مشکل رو به رو می شود زیرا دادستان ها تبحر خاصی در ارائۀ دلایل غیر نژادی جهت حذف بعضی افراد که تصادفا سیاه پوست از آب درمی آیند، یافته اند. نتیجۀ آن رنجشی وخیم است که متهمان سیاه پوست و وکلای مدافع آنان از سیستم پیدا می کنند، سیستمی که به زعم آنان متهم را از داشتن یک هیئت منصفۀ هم طراز محروم می کند.

مشکل دیگری که بنیان گذاران آمریکا هرگز نمی توانستند پیش بینی کنند، تأثیر متهمان سرشناس بر سیستم هیئت منصفه است. محبوبیت تلویزیون و فیلم های سینمایی در ایالات متحده، فرهنگ اشخاص سرشناس را پدید آورده که موجب شده بعضی، آدم های ثروتمند و معروف را محق تر از افراد عادی تلقی کنند. این موضوع، زمانی که یک فرد سرشناس محاکمه می شود و بعضی از اعضای هیئت منصفه طرفدار او هستند، می تواند نتیجۀ غریبی به بار آورد.

یکی از کلاسیک ترین نمونه ها در سال 2005 و طی محاکمۀ مایکل جکسون فقید در کالیفرنیا به دلیل اتهام هتک حرمت کودکان بود. هنگام گزینش اعضای هیئت منصفه معلوم شد اگر چه انجام وظیفه به عنوان عضو این هیئت در محاکمه ای چنین طولانی خسته کننده است، اما بسیاری از اعضای احتمالی، برای به دست آوردن این موقعیت، ماهرانه نقشه کشیده بودند. تماشاگران از همۀ نقاط جهان برای مشاهدۀ جکسون در محاکمه گرد می آمدند، و بعضی از اعضای هیئت منصفه چنان دچار جوّ زدگی شده بودند که رفتارهای غریبی از خود نشان می دادند. نمونه اش این که، یک عضو هیئت منصفه، به طور پنهانی یک نوار ویدیویی از گزارش تلویزیون درمورد محاکمه را باخود به اتاق هیئت منصفه برده بود. وقتی هیئت منصفه با اجماع رأی مایکل جکسون را از همۀ اتهامات تبرئه کرد، دو تن از اعضای هیئت منصفه در تلویزیون ظاهر شده اعلام کردند که او در واقع گناهکار است و آن ها قصد دارند کتابی دربارۀ این پرونده بنویسند.

نوشتن کتاب توسط اعضای هیئت منصفه و دربارۀ شخصیت های سرشناس، یکی از مشکلات همیشگی است. برای تعداد زیادی از این افراد، بستن  قرارداد برای نوشتن کتاب، بهترین فرصت زندگی و شانس پولدار شدنشان است، و نمی توانند در مقابل این وسوسه مقاومت کنند. در سال 1995، بعد از محاکمۀ جنجالی او جی سیمپسون ، هنرپیشه و ستارۀ سابق فوتبال، که به طور بحث انگیزی از قتل همسر سابق خود و دوست او تبرئه شد، قاضی دادگاه شکایت کرد که هر یک از اعضای هیئت منصفه به نوعی مشغول قرار داد بستن برای چاپ کتاب است. ناظران حقوقی معتقد هستند که اعضای هیئت منصفه با استفاده از حق آزادی بیان که در متمم اول قانون اساسی آمده، می توانند دربارۀ پرونده ای که درمورد آن قضاوت کرده اند، مطلب بنویسند، اما غالب منتقدان معتقدند که این رسم ممکن است تأثیری غیراخلاقی بر شیوۀ هیئت منصفه بگذارد.

آمریکای شهرنشین مشکلات دیگری را برای سیستم هیئت منصفه ایجاد می کند که بنیان گذاران آمریکا نمی توانسته اند آن را پیش بینی کنند. پوشش رسانه ای پرونده های خبرساز چنان فراگیر شده که انتخاب یک هیئت منصفۀ سالم ممکن است هفته ها یا شاید ماه ها به طول بیانجامد. شغل تازه ای که کار آن ارائۀ مشاوره برای انتخاب اعضای هیئت منصفه است، از فنون پیچیده ای برای سنجش افکار استفاده می کند که به وکلای مدافع در انتخاب اعضایی که با آن ها موافق باشند، کمک زیادی می کند. محاکمات با حضور هیئت منصفه در مورد پرونده های خبرساز گاهی به قدری پیچیده هستند که متهمانی که از عهدۀ استخدام تیم های حقوقی برمی آیند از یک امتیاز هم استفاده می کنند، آن ها این فکر را در ذهن عموم مردم ایجاد می کنند که سیستم به نفع ثروتمندان کار می کند.

علی رغم مشکلات، شیوۀ هیئت منصفه، جایگاه سالمی در ایالات متحده دارد. هیئت منصفه از قدرت فوق العادۀ ایالت برای مجازات یا عدم مجازات شهروندان برخوردار است. در این مورد، آن ها برتر از حاکم مطلق هستند – و همین امر موجب شده در سراسر جهان از جذابیت زیادی برخوردار باشند.

آراء بیان شده در این مقاله لزوما منعکس کنندۀ دیدگاه ها و سیاست های دولت آمریکا نیست.

 

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟