08 جون 2008

سازمان ها و مؤسسه های غیر دولتی که سياست دولت را تحت تأثير قرار می دهند

 

(مقالۀ ذيل برگرفته از نشريۀ وزارت امور خارجه آمريکا تحت عنوان "چگونه ايالت متحده اداره می شود" است(.… تشکیلات دولتی آمريکا به گونه ای طراحی شده است که مشاوره ای باشد، برای شهروندان قابل دسترسی باشد، و بتواند پذيرای عقايد و علايق متنوع و بي شماری باشد. به همان نسبت که دولت در طول سالیان، تکامل يافته و رشد کرده است، مؤسس هایی که در تلاش برای تأثير گذاری بر دولت هستند نيز رشد کرده و تکامل يافته اند.

رسانه ها
رسانه ها در ايالات متحده تحت نظر بخش خصوسی اداره می شوند و با هيچ نوع سانسور سياسی از سوی دولت روبرو نیستند. آن گونه که از دير باز کاملا مرسوم بوده است، روزنامه ها، مجله ها، تلويزيون، راديو و ساير رسانه های مستقل به تبليغ ديدگاه های مختلف پرداخته اند، چه آنها که در انتقاد از سياست های دولت بوده و چه آنها که در جهت حمايت از آنها.رسانه ها در تأثير گذاری بر سياست دولت حد اقل در سه زمینۀ مهم انجام وظیفه می کنند. نخست این که، صنعت گسترده رسانه ای عملکرد سياستگزاران را دائماً تحت بررسی مو شکافانه قرار می دهد. مقام های دولتی این مسئله را به خوبی درک می کنند که تقريباً هر آنچه را که انجام می دهند يا می گويند -- حتی در خلوت -- ممکن است در رسانه ها منعکس شود، و از اين رو تمايلی ندارند که تصميمی بگیرند يا عملی انجام دهند که مايل نيستند علنی شود. دوّم آن که، رسانه ها به گزارش اطلاعات می پردازند و در مورد مسائل مربوط به سياست دولت، تحليل های مستقل تهيه می کنند و از اين طريق مردم را آموزش می دهند. و سرانجام آن که، رسانه ها، تريبونی را برای ناشران و چهره های راديويی و تلویزيونی (و خوانندگان، شنوندگان و بينندگان آنها) فراهم می کنند تا نظرهای تحليلی خود را که ممکن است ديگران را تحت تأثير قرار دهد ارائه دهند. به عنوان مثال، بسياری از روزنامه های کثيرالانتشار، از نامزدهایی خاص برای بر عهده گرفتن مقامی خاص حمايت می کنند يا مقاله های ارسالی را در جانبداری از يک روش سياسی خاص در مقابل روشی ديگرچاپ می کنند. با آشکارساختن عملکرد مقام های مسئول، آموزش دادن مردم در مورد مسائل، و جانبداری آگاهانه از نامزد های خاص، رسانه ها می توانند سياست را به طور مستقيم يا، از طریق شکل دادن اذهای عمومی، به طور غير مستقيم تحت تأثير قرار دهند.

گروههایی خاص با منافع مشترک/سازمان های غير دولتی (ان.جی،او)
گروههای خاص با منافعی مشترک، سازمان هایی از بخش خصوصی هستند که اعضاء آن دارای منافع يا مواضع مشترک بوده، از منابع خود با هدف به دست آوردن صدايی رسا تر در بحث های سياسی به صورت مشترک استفاده می کنند. بدون اغراق، هزاران گروه از اين دست که نمايندۀ تقريباً هر نوع منافع قابل تصور می باشند وجود دارند. برخی از سازمان ها پيشينه ای طولانی در تلاش برای تحقق يک هدف کلی دارند در حالی که سازمان های ديگر به طور موقت و برای طرفداری و يا مخالفت با پيشنهادی خاص در مورد سياست گذاری تشکيل شده اند. سرشناس ترين نمونه های گروههای دارای منافع مشترک آنهايی هستند که از مسئلۀ حفاظت از محيط زيست، منافع شهروندان سالخورده، حمايت از اقليت ها، و سياست های تجارت آزاد حمايت می کنند. چگونه سازمان ها برای تحت تأثير قرار دادن سياست های دولت عمل می کنند
سازمان ها و مؤسسه های گوناگون سعی بر آن دارند تا به شيوه های مختلف سياست های دولت و اذهان عمومی را تحت تأثير قرار دهند: آموزش مقام های دولتی و کارکنان آنان در مورد اثرات مثبت و منفی پيشنهادات مربوط به سياست گذاری؛ اجرای مبارزات تبليغاتی و بکارگيری ابتکارات در زمینۀ روابط عمومی در جهت حمايت از نظرات آنان؛ تدارک برای ایراد اظهار نظرهای کارشناسانه و فراهم آوردن اطلاعات، داده ها و نظرسنجی ها به منظور حمايت از موقعيت آنان؛ برنامه ريزی برای ارائۀ شهادت شهود در مقابل هیئت های کنگره؛ تشويق اعضاء برای رأی دادن، برقراری ارتباط با مقامات منتخب، و فرستادن يادداشت برای رسانه ها به منظور حمايت از موقعيت آنها؛- تشکيل هیئت های کاری سياسی به منظور ارائه کمک های مالی به مبارزات نامزدهايی که از موقعيت آنان حمايت می کنند.

سازمان های تحقيقاتی سياست گذاری های دولت
اين سازمان ها، که در پاره ای از اوقات "اتاق های فکر" ناميده می شوند، تحقيقات ابتکاری انجام می دهند، کتاب و مقاله منتشر می کنند، و مقاله هایی را که حاوی ديدگاه هایی چند پيرامون سیاست های دولت است، تهيه می کنند. کارشناسان آنها اغلب برای شهادت دادن در مقابل کنگره به آن جا فرا خوانده می شوند، و اثراتی که از آنها منتشر شده است اغلب به منظور حمايت از نظرات این سازمان ها از سوی ديگران نقل می شود.در حالی که برخی از اين گروهها جهت گيری کاملاً مشخصی به سوی سیاست های ليبرالی يا محافظه کارانه دارند، بسياری ديگر به عنوان منابع موثق مطالعاتی در مورد مطالبی که سياست دولت را تحت تأثير قرار می دهند مورد احترام بسيار قرار دارند. پاره ای از این مراکز تحقيقاتی یا " اتاق های فکر"که سابقه ای طولانی در کمک به بحث پیرامون سیاست های دولت دارند شامل 'مؤسسه بروکيينگز' ، 'بنياد هريتيج '، 'مؤسسه کاتو '، 'مؤسسه امريکن انترپرايز '، 'مرکز مطالعات استراتژيک و بين المللی ' و 'مؤسسه کامپتيتيو انترپرايز ' می باشند.

انجمن های صنفی
انجمن های صنفی، سازمان های دارای عضوهستند که از منافع يک صنعت و يا حرفه ای خاص جانبداری می کنند. آنها نگرانی های اعضاء خود را به سياست گذاران هم در دستگاه مقنّنه و هم مجريه منتقل می کنند. با همين میزان اهميت، آنها سیاست ها، قوانين، و پيشنهادات نوين را به اطلاع اعضاء خود می رسانند تا آنها در مورد آنچه که از آنان خواسته شده است آموزش ببينند.

اتحاديه های کارگری
در حالی که هدف اصلی اتحاديه های کارگری معرفی اعضاء به عنوان نماينده در مذاکرات با کارفرمايان است، اين اتحاديه ها در تحت تأثير قرار دادن سیاست های دولت نقشی ارزنده ايفا می کنند. به هنگام بحث پيرامون مسائلی نظير تجارت، محيط زيست، ايمنی محيط کار، بهداشت، و ساير مسائل مهم، سهم آنها به نمایندگی از جانب اعضاء در نظر گرفته می شود.اين اتحاديه ها به دليل توانايی آنها در بسيج اعضاء خود برای دادن رأی و یا اعتراض، تشکیلاتی با نفوذ محسوب می شوند. بر عکس اتحاديه های صنفی، که معمولاً نمايندۀ تعداد نسبتاً اندکی از شرکت ها می باشند، اتحاديه های کارگری نمايندۀ ميليون ها کارگری هستند که رأی نيز می دهند. افراد و مشاغل بخش خصوصی
شهروندان مستقل و مشاغل خصوصی معمولأ ائتلاف ها و يا گروه هایی را با منافع مشترک تشکيل می دهند تا به این وسيله صدای آنان در راهروهای دولتی شنيده شود، اما بسياری نيز به منظور تحت تأثير قرار دادن سیاست های دولت، خود به چنین اقداماتی مبادرت می کنند. اين اقدامات شامل نوشتن نامه به مقامات منتخب در بارۀ سیاست های خاص، نوشتن نامه به سردبير يکی از روزنامه های محلی، و شرکت در جلسه های پرسش و پاسخ و ساير مراسم دولتی می شود که در آن سياست به بحث گذاشته می شود. به دليل آن که مشاغل تا حدی بسيارگسترده تحت تأثير سیاست های دولت قرار دارند، شرکت های بسياری دفاتر روابط با دولت ايجاد کرده اند تا نماينده منافع آنان در واشنگتن باشند. در حالي که وظيفۀ نخست اين نمايندگي ها ارتباط با سياست گذاران و تشريح اين نکته است که چگونه قوانين پيشنهادی می تواند آن شرکت را تحت تأثير قرار دهد، آنها وظايف ديگری را نيز بر عهده دارند:- اطمينان يافتن در اين مورد که کارفرمايان آنان از قوانين و سیاست هايی که به کار می گيرند مطلع هستند. اين امر سازگاری با قوانين را تسهيل می کند. ارائه نظرهای کارشناسی و مشاوره ای پيرامون اثرات قوانين پيشنهادی که می تواند به قانونگذاران در وضع قوانين عادلانه تر با عواقب نا خواسته کمتر کمک کند. نمايندگان شرکت هايی که به گونه ای مؤثر و اصولی از منافع شرکت های خود به طور اخص و جامعه مشاغل به طوراعم حمايت می کنند، به دولت در اتخاذ تصميم های آگاهانه کمک می کنند." برايس هارلو ، 1984

اتحاديه های ايالتی و حکومت های محلّی
به دليل آن که ايالت ها و حکومت های محلی به ميزانی قابل توجه تحت تأثير سیاست های دولت فدرال قراردارند، لذا اتحاديه های خود را تشکيل داده اند تا اطمينان حاصل کنند که منافع ايالت ها، شهر ها، نواحی، و ساير حکومت ها در نظر گرفته می شود. گروه های عمدۀ چندی که در اين زمينه فعال می باشند عبارتند از: انجمن ملّی فرمانداران، مجمع ملّی شهرها، کنفرانس ملی قانون گذاران ايالتی، انجمن ملّی شهرستا ن ها، انجمن بين المللی مديران شهر ها، کنفرانس شهرداران آمريکا، اين سازمان ها به خصوص در مورد حمل و نقل، ماليات ها، محيط زيست، آموزش و پرورش، و سیاست های اجتماعی به طور صريح عمل می کنند. سياست گذاران فدرال اغلب برای مشاوره در مورد هر چه بهتر سازمان دادن و اجرای برنامه هايی چون مسکن، تغذيه، و بهداشت که بودجۀ آن به صورت فدرالی تأمين می شود ، ولی به صورت یک کجا تحويل می شود، از حکومت های ايالتی و محلی کمک می گيرند.

احزاب سياسی
در ايالات متحدۀ آمريکا دو حزب اصلی سياسی ملی فعاليت دارند: حزب دموکرات و حزب جمهوری خواه. اين تشکيلات، به همراه احزاب کوچکتر، بخش عمدۀ نظام دولتی آمريکارا تشکيل می دهند. احزاب سياسی نامزدها را برای احراز مشاغل دولتی بسیج می کنند و برای مبارزات سياسی به جمع آوری کمک های مالی می پردازند. ساير فعاليت های آنها عبارت است از: اجرای برنامه های آموزشی برای رأی دهندگان، انجام تحقيقات در مورد مسائل و ديدگاه ها، تهيۀ اطلاعات در مورد مقام ها و فعاليت های دولت یا احزاب سياسی کوچکتر نيز به مخالفت سازمان يافته با آن دسته که در رأس امور قرار دارند می پردازند و از اين طريق کنترلی مضاعف بر اختیارات دولت اعمال می کنند.

دولت های خارجی و سازمان های چند جانبه
دولت آمریکا، به عنوان قدرت اداره کنندۀ يک کشور مستقل، به مفهوم واقعی کلمه تنها در مقابل مردم آمريکا پاسخگواست. به هر حال، راههايی نيز برای دولت های خارجی در تحت تأثير قرار دادن سياست ايالات متحده وجود دارد. به عنوان مثال، عهدنامه ها هنگامی که به تصويب می رسند، جزئی از قوانين آمريکا محسوب می شوند. درمذاکره پيرامون اين عهد نامه ها، دولت های خارجی بر آنچه که بخشی از قوانين آمريکا به حساب خواهد آمد نفوذ خواهند داشت. دولت های خارجی و سازمان های بين المللی می توانند آمريکا را از طرق ديگر، چه مستقيم و چه غير مستقيم، نيز تحت تأثير قرار دهند. مثالی گويا در اين زمينه مناقش های تجاری است که در آن، دولت های خارجی مجاز هستند بر واردات کالا از ايالات متحده ماليات وضع کنند. اين دولت ها ممکن است آگاهانه کالاهای بخصوصی را از صنايع يا ايالات پر نفوذ آمريکا هدف قراردهند با اين تصور که طرف های در گير در ايالات متحده از دولت بخواهند که به منظور اجتناب از پرداخت ماليات، سیاست های خود را تغيير دهد.در حالي که دولت های خارجی می توانند از طريق روابط عمومی ومذاکره از طريق سفارتخانه های خود در ايالات متحده اقداماتی را به عمل آورند، اما نمی توانند به مبارزات هيچ يک از نامزدها برای عهده دار شدن مسئوليت های فدرال کمک های مالی کنند.

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟