11 جولای 2008

تحول فرآیند انتخاب معاون رییس جمهور در طول قرن ها

تحول فرآیند انتخاب معاون رییس جمهور در طول قرن ها

 

اولین نامزد های معاونت ریاست جمهوری بیشتر رقیب یکدیگر بودند تا شریک کاری

میشل آستین- عضو هیئت تحریریه

واشنگتن- تصور کنید که در انتخابات سال 2008، آمریکایی ها به انتخاب یک رئیس جمهوری دموکرات و یک معاون رییس جمهوری از حزب جمهوریخواه بپردازند.

در صورتی که عالیترین مدیران اجرایی کشور از دو حزب متفاوت باشند، برای کاخ سفید مشکل خواهد بود پیام واحدی ارائه دهد و منازعات سیاسی پیشرفت امور را کند خواهد کرد. پس از دیدن چگونگی شکل گرفنن این فرایند بود که بنیانگذاران متوجه این نکته شدند.

در آغازکار، نامزدی که در کسب آراأ هیئت انتخاب کننده مقام دوم را احراز می کرد، به معاونت رییس جمهوری می رسید. گویا بنیانگذاران جمهوری معتقد بوده اند که به این ترتیب معاون رئیس جمهوری شخصی محبوب و معتبر خواهد بود و این امر به پیشبرد صحیح مسئلۀ جانشینی کمک می کند.

اما تدوین کنندگان قانون اساسی، پیدایش احزاب را پیش بینی نکرده بودند. در سال 1796، جان آدامز که یک فدرالیست بود به ریاست جمهوری رسید و توماس جفرسون از حزب دموکرات-جمهوریخواه، به مقام معاونت او رسید. در هنگام تصدی این مقام، جفرسون نقش خود را به عنوان رهبر مخالفان تلقی می کرد و بیشتر وقتش را به برنامه ریزی فعالیت های آیندۀ انتخاباتی علیه آدامز، اختصاص می داد.

در انتخابات سال 1800، جفرسون و معاون احتمالی او، آرون بر، هر دو به یک حزب سیاسی تعلق داشتند. با این همه، تعداد آرای هیئت انتخاب کننده برای بر و جفرسون، و طبق قانون، در چنین مواردی، رأی مجلس نمایندگان این تساوی را بر هم می زند. بر تصمیم گرفت به جای مقام معاونت، در صدد اشغال ریاست جمهوری برآید و در پی ایجاد خصومت میان آن دو، مجلس نمایندگان قبل از انتخاب جفرسون به عنوان برندۀ انتخابات، 30 بار رأی گیری کرد.

یکی از معدود وظایف معاون رییس جمهوری که در قانون اساسی آمده است، دادن رأی در سنا برای بر هم زدن تساوی آراء [موافق و مخالف] است. بر که ازجفرسون خشمگین بود، رای هایی داد که برخلاف میل رییس جمهور بود.

برای اجنتاب از مسائل مشابه در آینده، جفرسون کوشید تا متمم دوازدهم قانون اساسی آمریکا را در سال 1804 به تصویب برساند. این متمم مقرر کرد که رییس جمهوری و معاون او باید دارای مواضع سیاسی یکسان باشند. در این متمم شرایط لازم برای معاونت ریاست جمهوری نیز آمده است که با شرایط تعیین شده برای رییس جمهوری مشابه است: متولد آمریکا باشد، دست کم 35 سال داشته باشد، و حداقل 14 سال سابقۀ اقامت در آمریکا را داشته باشد. به علاوه، رییس جمهوری و معاون او نباید اهل یک ایالت باشند.


تهیۀ برگه های انتخاباتی [حاوی نام نامزدهای ریاست جمهوری و معاون او] تبدیل به یکی از شگرد های سیاسی شد. طی ملاقات هایی که رهبران حزب در کنوانسیون برای معرفی نامزد های خود ترتیب می دادند، دریافتند که برای به دست آوردن دل اعضای حزب، می توانند نامزد ریاست جمهوری را از یک جناح، و معاون او را از جناح دیگر حزب نامزد کنند. نتیجه این بود که غالبا ً کاندیدا ها با یک دیگر در تعارض بودند وبه معاونان رؤسای جمهوری وظایف و اختیارات جزئی تری محول می گشت. هنگام انتخابات مجدد ریاست جمهوری نیز اکثرا ً با افراد دیگری جایگزین می شدند.

تحولات قرن بیستم

دورۀ معاصر انتخاب معاون رییس جمهوری از سال 1940 هنگامی که پرزیدنت فرانکلین د. روزولت از شرکت در انتخابات برای بار سوم امتناع کرد و رضایت اودر صورتی جلب می شد که هنری والاس، وزیر کشاورزی جای جان نانس گارنر، معاون رییس جمهوری، را می گرفت، آغاز گشت. رهبران حزب با او موافقت کردند و در کنوانسیون ملی حزب دمکرات پس از تعیین والاس به عنوان نامزد مقام معاونت، او را برگزیدند.

از ان هنگام تا کنون تنها یک بار نامزد ریاست جمهوری، تصمیم مربوط به تعیین نامزد مقام معاونت را به کنوانسیون ملی حزب سپرده است. در سال 1956، ادلای استیونسون نامزد دموکرات، انتخاب میان سناتور ها، استز کیفاور و جان ف. کندی را به اعضای مجلس نمایندگان واگذار کرد. هر چند کیفاور برنده شد، اما فرصتی برای معرفی سناتور کندی پیش آمد و موجب گشت که چهار سال بعد در رقابت های ریاست جمهوری پیروز شود.

امروز، خود نامزد ریاست جمهوری است که به انتخاب فردی که روابط کاری خوبی با او داشته باشد به عنوان کسی که همراه با او در رقابت انتخاباتی شرکت می کند، می پردازد . رهبران حزب با پیشنهاد نامزدهایی که می توانند با جلب رأی دهندگان ازمناطق مختلف کشور یا متعلق به پیشینه های عقیدتی متفاوت، توازنی در در برگۀ انتخاباتی به وجود آورند، می کوشند در این جریان اعمال نفوذ کنند. در آغاز، نامزد هایی مانند دوایت آیزنهاور از حزب جمهوریخواه، در سال 1952 از رهبران حزب خواست تا فهرستی از اشخاص مناسب در اختیار وی بگذارند تا تصمیم نهایی را بگیرد.

بعد از سال 1952، نامزدها به انتخاب شخصی معاون خود متمایل شدند. آن ها ازنامزدها ها بی سر و صدا برای شرکت در یک بحث غیر رسمی دعوت به عمل می آوردند و شخصی را که بیش از بقیه با او راحت بودند و مناسب تشخیص می دادند، انتخاب می کردند. در سال 1968 ریچارد نیکسون، نامزد حزب جمهوریخواه، در ست چند دقیقه قبل از اعلام رسمی به کشور، کارکنان شگفت زدۀ خود را از تصمیمش دایر بر انتخاب اسپیرو اگنیو، فرماندار مریلند، برای مقام معاونت، آگاه ساخت.

دادن اختیارکامل انتخاب معاون به نامزد ریاست جمهوری، موجب بروز برخی مشکلات شده است. برای مثال، در سال 1972، جورج مک گاورن از حزب دموکرات بعد از اعلام انتخاب توماس ایگلتون، در یافت که ایگلتون برای درمان، افسردگی خود از شوکهای برقی استفاده کرده است. دو هفتۀ بعد، ایگلتون از فهرست کاندیدا ها حذف گردید.

برای اجتناب از چنین پیش آمد هایی، باراک اوباما و جان مک کین، نامزد های ریاست جمهوری، هرکدام از کمک یک گروه استفاده خواهند کرد. این گروه، با تهیۀ فهرستی از اسامی نامزدها با آنها مصاحبه های مقدماتی ترتیب می دهد وسوابق آنها را برای پی بردن به نقاط ضعفی که ممکن است به مبارزات انتخاباتی آسیب برساند،به طور کامل بررسی می کند.

برای مطالعۀ مقالۀ "انتخاب نامزد معاونت ریاست جمهوری، یک تصمیم سیاسی و شخصی" به:


مراجعه کنید.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟