14 آوريل 2008
تطبیق سالیانه با تعهدات مالیاتی، برای بیشتر افراد بازپرداخت به همراه دارد
آغاز متن
نویسنده: مایکل جی فریدمن
عضو هیئت تحریریه
برای بیشتر آمریکاییها تسلیم اظهارنامه مالیاتی کاری سخت است که تا آخرین لحظه ممکن به تعویق انداخته میشود. بعضی تصمیم میگیرند که "زود اعلام کنند" ولی در عوض در دفاتر پست محلی صف میبندند که بسیاری از آن دفاتر در آخرین شب، تا نیمه شب آماده به خدمت باز میمانند. یک پانزده آوریل دیگر فرا رسیده است و یک بار دیگر شهروندان ایالات متحده برای تسلیم اظهارنامه مالیات بر درآمد خود میشتابند.
روز مالیات زمانی نیست که آمریکاییها مالیات خود را میپردازند بلکه مهلت سالیانهای است برای تطبیق تعهدات مالیاتی سالیانهشان با پرداختهایی که از حقوق ماهیانهشان در طی سال قبل نگهداشته شده است. برای بیش از چهار اظهارنامه مالیاتی از هر پنج تا، این تطبیق در واقع منجر به بازپرداخت از مالیاتهای اضافه پرداخت شده میشود. برای این دسته از آمریکاییها، روز مالیات یک تعطیلی واقعی است.
ایالات متحده هم مانند کشورهای دیگر از درآمدهای مالیاتی برای هزینه اداره دولت، پرداخت خدمات عمومی و اجرای سیاستهای اجتماعی و اهداف اقتصادی استفاده میکند.
درآمد مالیاتی فدرال ایالات متحده نسبتا یک نوآوری جدید است. آمریکاییها بعد از مخالفت با سیستم مالیاتی بریتانیا، یک قانون اساسی تهیه کردند که به شدت توانایی دولت فدرال آنها برای اعمال مالیات "مستقیم" را محدود میکرد. ایالات متحده در طول تاریخ خود، نیازهای درآمدی خود را از طریق اِعمال تعرفههای گمرکی بر واردات و از طریق سایر مالیاتهای "غیرمستقیم" تأمین کرده است. گرچه در دوران جنگ داخلی، نیاز به درآمد به شدت افزایش یافت. کنگره در 1862 نخستین مالیات بر درآمد کشور را با توجیه آن به عنوان یک اقدام اضطراری اِعمال کرد و یک دهه بعد آن را لغو کرد.
آمریکاییها بعدها در قرن نوزدهم به طور روزافزونی به مالیات بر درآمد به عنوان اقدامی اصلاحی نگریستند چرا که میتوانست به طور "تصاعدی" با نرخهای بالاتر برای سطوح بالاتر درآمد اعمال شود. در مقابل، تعرفههای موجود، مالیاتهای غیرمستقیم و مالیات بر املاک به شدت به مصرفکنندگان و کشاورزان ضربه میزد. کنگره در 1894 مالیاتی را بر درآمدهای سالانه بیش از 4,000دلار مقرر داشت. سال بعد دادگاه عالی آن مالیات را برخلاف قانون اساسی دانست.
در 1913 شانزدهمین ماده الحاقی به قانون اساسی ایالات متحده به کنگره اختیار داد تا "بر درآمدها مالیات مقرر کرده و آنها را جمعآوری کند." کنگره کمی بعد در همان سال چنین مالیاتی را تصویب کرد. حتی در آن حالت، مالیات بر درآمد تبدیل به یک منبع اصلی درآمد نشد تا سال 1943، هنگامی که دولت فدرال مقرر داشت که کارفرمایان تعهدات برآورد شده را از چکهای پرداخت حقوق کارمندان کسر کنند. امروز مالیات بر درآمد بزرگترین منبع درآمد دولت فدرال ایالات متحده آمریکا است.
چگونگی عملکرد
مالیات بر درآمد دولت فدرال تصاعدی است. هر فرد، مقدار خاص مشخصی از مالیات معاف است. بعضی هزینههای خاص نیز ممکن است از درآمد مشمول مالیات کسر شود یا فرد ممکن است انتخاب کند تا از "کسری استاندارد" استفاده کند. در میان مهمترین کسریها یکی بهره رهن است؛ این به آمریکاییها کمک میکند تا بتوانند صاحبخانه شوند.
بعد از این معافیتها و کسرها، باقیمانده "درآمد" مشمول مالیاتبندی در تعدادی از دستهبندیها میشود که در دامنهای از 10 درصد تا 35 درصد قرار میگیرد.
برای سالیان زیادی آمریکاییها اظهارنامههای مالیاتی سالیانه خود را با مداد و کاغذ تکمیل کردند و به اداره خدمات درآمد داخلی (1) پست کردند، این اداره مالیاتها را جمعآوری کرده و قوانین مالیاتی را اجرا میکند. آن شیوه هنوز قابل قبول است اما امروز بسیاری از پرداختکنندگان مالیات از نرمافزار تدارک مالیاتی استفاده میکنند. این برنامهها برای ورود اطلاعات مورد نیاز، تکمیل فرمهای ضروری و در صورت لزوم تسلیم اظهارنامه مالیاتی به صورت الکترونیکی آماده هستند. اکثریت اظهارنامههای مالیاتی اکنون به صورت الکترونیکی تسلیم میشوند و بیشتر بازپرداختها، به جای این که از طریق چکهای کاغذی پرداخت شود، مستقیما به حساب بانکی پرداختکنندگان مالیات انتقال مییابد.
سیستم مالیاتی "الهامبخش" عقل و هوش
رابطه عشق و نفرت آمریکاییها با سیستم مالیاتی آن، همچنین الهامبخش نسلهای کارشناسان، فیلسوفان، سیاستمداران و عقلا با بسیاری از جملات حکیمانهشان بوده است – جملاتی ارجمند تا تندخویانه – که تکیهگاه اصلی فرهنگ شدهاند.
بنجامین فرانکلین، طراح و تهیهکننده قانون اساسی در 1789 بسیار پیش از تصویب مالیات بر درآمد فدرال میاندیشید که "قانون اساسی جدید ما اکنون ایجاد شده است و ظاهری دارد که وعده پایداری و دوام آن را میدهد؛ اما در این جهان نمیتوان از هیچ چیز مطمئن بود، به جز مرگ و مالیاتها."
رئیس جمهور فرانکلین دلانو روزولت، کسی که از 1933 تا 1445 رئیس جمهور آمریکا بود گفت: "بالاخره مالیاتها بدهیهایی هستند که ما برای امتیازات عضویت در یک جامعه سازمان یافته، میپردازیم."
اولیور وندل هولمز، قاضی دادگاه عالی که از 1902 تا 1932 در دادگاه خدمت کرد، گفت: "من علاقهمند به پرداخت مالیات هستم. من با پرداخت مالیات، تمدن خریداری میکنم."
در سطحی معمولیتر، اِروین گریسولد، وکیل نماینده دولت ایالات متحده نزد دادگاه عالی ایالات متحده از 1973- 1967 گفت: "ما برای مدتهای مدیدی مرگ و مالیات را به عنوان دو استاندارد اجتنابناپذیر پذیرفتهایم، اما کسانی هستند که معتقدند بین این دو، مرگ ارجح است. همانطور که مردی گفته است ’حداقل مرگ این امتیاز را دارد که وضعش با هر بار دیدار کنگره بدتر نمیشود."
و پائولا پاوندستون کمدین گفته است: "دستمزدِ گناه مرگ است، اما پس از پرداخت مالیات، بیشتر از هر چیز احساسی شبیه خستگی وجود دارد."
1. Internal Revenue Service
پايان متن