سیاست

11 آوريل 2008

تشكيل قانون اساسی

قانون اساسی ايالات متحده در جهت منافع مردم طرح شد

 
مدافعین دادن حق رأی به زنان در سال 1913 در واشنگتن دی سی برای به دست آوردن حق رأی زنان راهپیمائی کردند. (کتابخانه کنگره)



( پیشگفتار زیر توسط جی دبلیو پلتاسون از یکی از کتاب های منتشر شده توسط اداره انتشارات وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا به نام در باره آمریکا: قانون اساسی ایالات متحده آمریکا همراه با یادداشت های تکمیلی اقتباس شده است.)
تشكيل قانون اساسي
نوشته جی دبليو پلتاسون

جیمز مدیسون اعلام کرد که: «در تشکیل نظامی که مایلیم سالیان سال پایدار بماند، نباید از تغیرات حاصله از گذر زمان، غافل شد.» تدوین قانون اساسی به منظور تامین منافع همه افراد و اقشار انجام گرفته بود، از افراد فقیر، ثروتمند تا جنوبی ها، شمالی ها، کشاورزان، کارگران، و تاجرین. طی گذر سال ها، قانون اساسی به عنوان وسیله ای در جهت برآوردن نیازهای متغییر مردم تعبیر شده است.

نمایندگان حاضر در مجمع نمایندگان قویاً معتقد بودند که حق حاکمیت باید با اکثریت باشد، اما در عین حال در پی این نیز بودند که از اقلیت در برابر هرگونه بی عدالتی از سوی اکثریت دفاع کنند. آنان این امر را از طریق جداسازی و توزیع برابر قدرت دولت مرکزی به انجام رساندند. دیگر اهداف بنیادین قانون اساسی شامل احترام به حقوقِ افراد و ایالت هایی است که توسط مردمی اداره می شوند، جدایی دین از سیاست، و برتری دولت مرکزی است.

قانون اساسی بیست و هفت بار اصلاح شده است، که اعلامیه حقوق مدنی از جملۀ همین اصلاحات است. اصلاحات می توانند توسط دو سوم هر یک از دو مجلس کنگره و یا توسط مجمع ملی با پیشنهاد کنگره طرح شوند، مجلس ملی خود به وسیله کنگره و به موجب درخواست قانونگذاران دو سوم ایالات تشکیل می شود. پس ار تصویب به وسیله قانونگذاران سه چهارم ایالات و یا مجامع سه چهارم ایالات، اصلاحیه طرح شده بخشی از قانون اساسی می شود. چگونگی و مدت زمان تصویب اصلاحیه به وسیله ایالات را کنگره تعیین می کند. در بسیاری موارد، کنگره یک دوره هفت ساله را بدین منظور در نظر می گیرد.

نمایندگان حاضر در مجمع قانون اساسی می دانستند که قادر نخواهند بود در خصوص تمام وقایع و حالات قانون بنویسند. بنابراین، به کنگره اختیار لازم جهت تصویب قوانین لازم و مقتضی برای اجرای اختیارات به رئیس جمهوری، کنگره، و دادگاه های فدرال از سوی قانون اساسی داده شد. کنگره قوانینی را به تصویب رسانید تا سازمان های اجرایی مانند اداره هوانوردی فدرال و اداره پست را تاسیس نماید. کنگره همچنین قوانینی را تصویب نمود که بر آن اساس بتوان داد و ستد میان

ایالت ها را کنترل، و بنابراین بسیاری جنبه های اقتصاد ایالات متحده را تحت کنترل خود در آورد.

مصوبات مربوط به دادگاه ها:
قضات دولتی و فدرال، در بسیاری از پرونده ها و دعوی ها از مفاد قانون اساسی استفاده می کنند. در تفسیر معنای و مفهوم مفاد قانون اساسی در موارد خاص، دادگاه عالی آخرین مرجع تصمیم گیرنده است. دادگاه حق تجدید نظر قضایی دارد، بدین معنا که می تواند قانونی را خلاف قانون اساسی اعلام کند. پس از رأی قاضی ارشد، جان مارشال در پرونده ماربوری در برابر مدیسون در سال 1803، اختیار دادگاه عالی در این خصوص حدود و دامنه فراوانی به خود گرفت. از آن زمان دادگاه عالی رأی به خلاف قانون اساسی بودن 125 قانون فدرال و صدها قوانین ایالتی داده است.

اقدامات ریاست جمهوری:
رئیس جمهورهای پرقدرت برای افزودن به قدرت و اختیارات ریاست جمهوری، سعی به هر چه گسترده تر کردن دامنه عبارت های ماده دوم قانون اساسی داشته اند. از جمله این رئیس جمهورها می توان به جورج واشنگتن، توماس جفرسون، اندرو جکسون، آبراهام لینکلن، تئودور روزولت، وودرو ویلسون، فرانکلین دی روزولت، و جورج دبلیو بوش اشاره کرد. برای مثال، واشنگتن رئیس جمهوری را بدل به چهره شماره یک در امور خارجه کرد. لینکلن از اختیارات مطروحه در این ماده جهت آزادی بردگان از ایالات جنوبی در حال شورش در طول جنگ داخلی در خلال سال های 1861 تا 1865 سود جست.

آداب و سنن:
آداب و سنن، قانون اساسی را انعطاف پذیر کرده و بر همین اساس موجب افزایش اختیارات دولت مرکزی شده است. برای مثال، کابینه ریاست جمهوری به واسطه عبارت های موجود در ماده دوم قانون اساسی تشکیل شد، این ماده به رئیس اجرایی کشور اجازه می دهد که: “از آرا و عقاید مقامات ارشد سازمان ها و حوزه های اجرایی، در خصوص موضوعات مرتبط با وظایف ماموران خود به صورت مکتوب آگاه شود.”

اقدامات ایالتی و حزبی:
قانون اساسی برای انتخاب رئیس جمهور مجموعه شرایط کلی را در نظر می گیرد و در آن نامی از احزاب سیاسی به میان نمی آید. اما قوانین ایالتی و فعالیت های احزاب سیاسی، نظام رأی دهی مبتنی بر قانون اساسی را به مبارزات و انتخابات امروزی تغییر داده است.

قانون اساسی در پاسخ به نیازها و تقاضاهای فزاینده جامعه، کماکان دچار تغییر می شود. با این حال، روح و بیان قانون اساسی تا به به امروز ثابت باقی مانده است. مردم هر عصر و زمان، مفاد آن را، چنان که خود معقول و منطقی می بینند، برای حل و فصل مشکلات خود به کار می گیرند.

ویلیام ای گلداِستون، سیاستمدار انگلیسی از قانون اساسی ایالات متحده به عنوان “خارق العاده ترین اثر برآمده از ذهن و مقصود آدمی در یک برهه زمانی خاص” یاد می کند. در دنیای پر کشمکش و پر تغییر امروز، مردم آمریکا هیچ دارایی پرارزشی مگر این سند بزرگ ندارند. متن کامل قانون اساسی ایالات متحده و اصلاحیه های آن به همراه توضیحات کامل در صفحه بعد آورده شده است.


(جی دبليو پلتاسون استاد بازنشسته دانشگاههای كاليفرنيا، ارواين و نيز رئيس سابق دانشگاه كاليفرنيا است.)
در باره آمریکا: قانون اساسی ایالات متحده آمریکا همراه با یادداشت های تکمیلی بر گرفته ازدائره المعارف World Book چاپ 2004 ، شرکت ورلد بوک. با کسب اجازه از ناشر محترم.(www.worldbook.com)

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟