26 اکتبر 2009

مصاحبۀ کلینتون با کیتی کورک در اخبار شامگاهی سی بی اس

وزیر امور خارجه به پرسشهایی در مورد افغانستان، پاکستان و سیاست خارجی پاسخ می دهد

 

آغاز رونوشت

 

وزارت امور خارجۀ ایالات متحده

دفتر سخنگو

7 اکتبر 2009

 

مصاحبه

 

هیلاری رادهام کلینتون، وزیر امور خارجه

با کیتی کورک در اخبار شامگاهی سی بی اس

6 اکتبر 2009

 

واشنگتن دی سی

 

پرسش: وزیرکلینتون، اجازه دهید از شما در مورد تصمیمی که پرزیدنت اوباما با آن روبروست بپرسم. وی باید تصمیم مهمی در مورد راه پیش رو در افغانستان بگیرد. این تصمیم، تا چه اندازه، نه تنها از نظرپی آمدهای کوتاه مدت آن، بلکه همچنین در رابطه با سیاست خارجی دراز مدت ایالات متحده اهمیت دارد؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: کیتی، من فکر می کنم که این یکی از بهترین شکلهایی است که می توان آن را مطرح کرد، چرا که شما حق دارید – رئیس جمهوری، همانطور که قول داده بود، درگیر فرآیندی است که در آن دقت زیادی اعمال می شود. در بهار گذشته هنگامی که ما سیاست به ارث رسیده  را به عهده گرفتیم و تلاش کردیم که به آن ثبات ببخشیم، وی فرماندهان را تغییر داد و موافقت کرد که نیروهای بیشتری اعزام کند. ولی گفت که ما می خواهیم انتخابات افغانستان را پشت سر بگذاریم و سپس ارزیابی خواهیم کرد که وضعیتمان چیست. این کاری است که اکنون داریم انجام می دهیم. و من فکر می کنم که این فرآیند مهمی است که وی را قادر خواهد ساخت که تصمیم نهایی را اتخاذ کند.

 

ولی نمی توانید این را به عنوان یک ارزیابی مستقل از دیگر شرایط در نظر بگیرید. این ارزیابی باید در چهارچوب منطقه ای و تاریخی مورد توجه قرار گیرد. من هیچ شکی ندارم که این منطقه ازجهان – که غالبا به آن منطقۀ افغانستان-پاکستان اطلاق می شود ولی البته در منطقه ای قرار دارد که ایران و همچنین کشورهایی در شمال مانند ازبکستان و قزاقستان و همچنین هند را نیز در بر می گیرد – یکی از مهمترین حوزه های امنیت دراز مدت ما به شمار می رود. و بسیاری از افراد اتفاقاتی را که در افغانستان و پاکستان روی می دهد دارای پی آمد هایی بسیار فراتر از آن چیزی در نظر می گیرند که این تصمیم اولیه ممکن است ارائه داده باشد.

 

من فکر می کنم که رئیس جمهوری درست می گوید که باید نگاه کنیم که از منظر تاریخی چگونه به اینجا رسیدیم، چه کاری می توانیم انجام دهیم تا به ثبات افغانستان کمک شود. به هدف اصلی مان در از هم گسیختن، متلاشی ساختن و شکست دادن القاعده دست پیدا کنیم. دقیقا نگاه کنیم که چه کاری در ارتباط با طالبان، که علاوه بر پیوند آن با القاعده یک پدیدۀ بومی نیز هست باید انجام دهیم و با پاکستان که اکنون در حال جنگ با کسانی هستند که آنها را تهدید می کنند همکاری کنیم و در عین حال درک کنیم که این مسئله زوایای بسیار دیگری نیز دارد.

 

و ایالات متحده، تا حدی، باید تصدیق کند که در زمرۀ به وجود آورندگان این مشکلی است که اکنون با آن دست وپنجه نرم می کنیم . در دهۀ 1980 تقویت، آموزش و تجهیز طالبان، مجاهدین و جهادگران علیه اتحاد جماهیر شوروی، که به افغانستان حمله کرده بود، فکر بسیار خوبی به نظر می رسید. و با کمک ما و پشتیبانی پاکستان، این گروه، که در آن زمان بن لادن را هم شامل می شد، اتحاد جماهیر شوروی را شکست داد، در نهایت آنها را از افغانستان بیرون راند، شاهد سقوط دولتی بود که آنها تعیین کرده بودند و بقیه ماجرا را می دانیم – آنها قدرت را در دست گرفتند.

 

ولی هنگامی که ما به هدف اولیه مان در بیرون راندن شوروی از افغانستان دست یافتیم، از آنجا خارج شدیم. و مشکلی که در پشت سرمان برای پاکستانی ها و افغانها باقی گذاشتیم، یک گروه مجهز، بنیادگرا، پایبند به مبانی عقیدتی و مذهبی جنگ آموخته بود. بنابراین من فکر می کنم این قابل درک است که مردم می گفتند، خوب تعهد واقعی شما چیست، چه هدفی را دنبال می کنید، آیا چهارچوب تاریخی و ژئواستراتژیک منطقه ای را درک می کنید؟

 

بنابراین من فکر می کنم که مطرح کردن این مساله به شیوه ای که شما انجام می دهید، اهمیت دارد. اجازه دهید به پرسش به طورجامع تری نگاه کنیم. پرسش این نیست که آیا ما نیروهای بیشتری اعزام می کنیم یا نه، آیا این کار را در زمینۀ توسعۀ اقتصادی انجام می دهیم یا نه. باید به آن در چهارچوب جامع تری نگاه کرد.

 

پرسش: خوب، پی  آمدهای دراز مدت آن برای سیاست خارجی ایالات متحده چیست؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: من فکر می کنم چندین پی آمد دارد. اول از همه، القاعده تا حدی ضعیف شده است ولی هنوز زنده و سالم است. ما هفتۀ گذشته این امر را در بازداشت زازی دیدیم که در اردوگاهی متعلق به القاعده در پاکستان آموزش دیده بود. پاکستان اکنون درک کرده است که ثبات آن کشور – و به گفتۀ برخی بقای آن – ولی مطمئنا ثبات آن در حفظ کنترل بر سرزمینش در گرو آن است که با طالبان، که برخی از آنها با القاعده متحد هستند، به نبرد بپردازد.

 

ما می دانیم که طالبان در حال تجدید قوا و نشان دادن تحرک بیشتری در افغانستان است. و ممکن است که هدف نهایی آنها روشن نباشد، ولی مطمئنا اگر آنها بتوانند مناطق بزرگی از افغانستان را کنترل کنند، یا حتی دوباره افغانستان را تسخیر کنند، دلایل کافی وجود دارد که به این باور برسیم  که آنها دوباره پشتیبانی و پناهگاهی را که تروریستهای جهادی به دنبالش هستند، و زمانی القاعده از آن برخوردار بود، در اختیارشان خواهند گذاشت.

 

ما می دانیم که پاکستان دارای سلاحهای هسته ای است و این عاملی است که این چالش را پیچیده تر می کند. ما می دانیم که ایران با این دو کشور هم مرز است و منافع خودش را دنبال می کند.

 

بنابراین ما در حال تحلیل این موضوع هستیم که چه چیزی بیشترین منفعت را برای ایالات متحده در بر دارد. این اولین وظیفۀ ما است. ما چگونه از حمله علیه خودمان پیشگیری  کنیم و یا آن را مختل می سازیم؟ چگونه از حمله علیه منافعمان و متحدانمان پیشگیری کنیم؟ چگونه از تبدیل شدن افغانستان به پناهگاهی برای حملات آینده و دیگر نقشه های فعالان جهادگر پیشگیری کنیم؟ و چگونه با پاکستان برای پشتیبانی از دولتش و ایجاد ثبات در آن کشورهمکاری می کنیم؟ این دستور کار بزرگی است.

 

پرسش: خانم وزیر، آیا بخشی از پرسش این است که چه کاری در دایرۀ قدرت ما می گنجد –

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: بله.

 

پرسش: در رابطه با اینکه در حقیقت چه کاری می توانیم انجام دهیم؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: بله، همینطور است.

 

پرسش: این خاضعانه است، آیا، تا حدی همینطور نیست؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب، خاضعانه است، و بخشی ضروری از این تحلیل است چرا که من فکر می کنم اهداف و دیدگاههای دولت قبلی در رابطه با آنچه که در افغانستان می توانستند به دست آورند هرگز با منابع موجود، و به قول برخی با واقعیت، انطباق نداشت. آنها به آنجا وارد شدند بر اساس آنچه که فکر می کردند که از هدف اولیۀ ما، یعنی تعقیب کسانی که به ما حمله کردند، حاصل می شود فاصلۀ زیادی داشتند. و من همیشه این را به آنها یادآوری می کنم.

 

کیتی، همانطور که می دانید، هنگامی که ما در 11 سپتامبر مورد حمله واقع شدیم من سناتور نیویورک بودم. من می خواهم شاهد این باشم که ما بن لادن و ظواهری را بکشیم یا دستگیر کنیم. آنها به ما حمله کردند. ما نمی توانیم اجازه دهیم که آنها از مجازات فرار کنند. ولی این لزوما به این معنی نیست که ما باید متعهد شویم که برای جامعه ای که ممکن است که نخواهد تغییر کند، که ممکن است حتی آمادۀ خواستن آن نوع توسعه و ارزشهایی که ما در نظر داریم نباشد، تلاش کنیم . ما باید برای هر کسی که انتخاب می شود – و هرچه بیشتر به نظر می رسد که این فرد کرزای باشد – روشن سازیم که کمک ما به وی و دولتش همراه با انتظاراتی است که ما در پی بر آورده ساختن آنها خواهیم بود. پرزیدینت اوباما دیگر به هیچ کسی در این زمینه چک سفید نداده است. وی خواهان دیدن نتیجه است.

 

و به همین ترتیب در پاکستان، من فکر می کنم که برای پاکستانی ها منصفانه باشد که بگویند ما پیش از این هم در این راه همراه شما بوده ایم. شما ما را با مشکل شبه نظامیانی که به خوبی مسلح شده بودند و با قاچاق مواد مخدر که کشور ما را ویران ساخته است تنها گذاشتید و ما باید راهی برای حفاظت از خودمان بیابیم و آیا شما اینجا خواهید بود؟ خوب، اگر قرار است آنجا باشیم، به چه شکلی با آنها خواهیم بود؟ و ما در حال جستجو برای یک برنامۀ راهبردی بسیار جامع تر به منظور پشتیبانی از دولت پاکستان و همچنین مردم پاکستان هستیم تا آنها درک کنند که داشتن یک پاکستان باثبات و امن در جهت منافع درازمدت اقتصادی و اجتماعی آنها است.

 

پرسش: آیا شما نگران هستید که این بحث، که مقداری از آن عممومی شده است، شاید این پیام را به متحدان و دشمنانمان بفرستد که ایالات متحده در زمینۀ تعهدش به این منطقه کمی متزلزل است؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب من امیدوارم که اینطور نباشد. چرا که واقعیت قطعا این نیست. چیزی که در جریان است یک فرآیند توام با تعمق است که رئیس جمهوری گفت پس از انتخابات ما آن را دنبال خواهیم کرد. تنها مشکل این است که انتخابات به درازا کشیده شده است و ما باید دست به کار شویم. ما نمی توانیم صبر کنیم تا اتفاقات بعدی رخ دهند. ما باید تصمیم بگیریم که برای تاثیر گذاری بر آنها چه کاری انجام خواهیم داد.

 

اتفاقا من فکر می کنم که در زمینۀ تصمیماتی مانند این که، هم از نظر مالی و هم بیشتر از نظر جان انسانها و جان مردان و زنان جوانی که ما برای عملیات نظامی مان به آنجا می فرستیم، غیرنظامیان جوانی که ما برای کار فرهنگی و کشاورزی به آنجا می فرستیم، هزینۀ بسیاری در بر دارند، ما باید این کار را به شیوه محتاطانه و سنجیده ای انجام دهیم، چون رئیس جمهوری باید مطمئن باشد که تصمیم درستی اتخاذ می کند، وی باید قادر باشد که در بارۀ این تصمیم نه تنها به مردم آمریکا بلکه به مخاطبان جهانی توضیح دهد و سپس باید قادر باشد که آن را ادامه دهد و از آن دفاع کند. و من فکر می کنم که این همان فرآیندی است که وی درگیر آن است.

 

پرسش: اجازه دهید از شما چند سوال در مورد وضعیت آنجا بپرسم. آیا شما فکر می کنید که وضعیت افغانستان در حال بدتر شدن است؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: من فکر می کنم که آمیخته ای از بهتر و بدتر است. همانطور که دیده ایم، ارزیابی ژنرال مک کریستال این بود که وضعیت در حال بدتر شدن است و طالبان در حال به دست آوردن تحرک بیشتری هستند، که آنها تهاجمی تر عمل می کنند، تجهیزات بهتری دارند و در محدودۀ وسیعتری از کشور نسبت به گذشته حرکت می کنند.

 

در عین حال، من فکر می کنم که تحولات مثبتی نیز وجود دارند که زیاد به آنها توجه نمی شود چون در صدر اخبار قرار ندارند. در هشت سال گذشته تغییرات زیادی در افغانستان روی داده است. افراد بسیار بیشتری، به ویژه کودکان، زنان و دختران، به مدرسه بازگشته و از خدمات درمانی بهره مند شده اند. تحولات مثبت زیادی روی داده است. ثبت نام در دانشگاهها، مشتمل برتعداد بسیار زیادی از دانشجویان زن، بالا رفته است. بیشتر کشور، اگر نه توسط دولت کرزای در کابل ولی توسط نیروهای محلی و نه طالبان تحت کنترل است.

 

بنابراین در اینجا ما تصویر مختلطی داریم. ولی من شکی ندارم که اگر طالبان را به حال خود رها کنیم، نیروهای آنها با پشتیبانی و تشویقی که دریافت می کنند، و تا حدی، با نیرو گرفتن از اعتقاد  مقاومت در برابر اشغالگران خارجی و دفاع از اسلام جان تازه ای خواهند یافت که حتی از این هم پیشتر بروند و این چیزی است که ما باید تصمیم بگیریم که چگونه از آن پیشگیری کنیم.

 

پرسش: به نظر می رسد که در دولت مقداری اختلاف نظر وجود دارد زیرا ژنرال مک کریستال، همانطور که شما خوب می دانید، گفت که وضعیت در حال بدتر شدن است و به نظر می رسد که ژنرال جیم جونز، مشاور امنیت ملی، میزان اضطراری بودن وضعیت را کم اهمیت دانسته و گفته است که –

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب، ولی من –

 

پرسش:– که من پیش بینی نمی کنم که بازگشت طالبان به افغانستان خطری فوری باشد.

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب، این یک خطر فوری نیست. و من فکر نمی کنم که این دو نظر با هم تناقضی داشته باشند. فکر می کنم به همین دلیل است که گفتم وضعیتی بینابین است. من فکر می کنم که وضعیت از نظر کنترل و ثبات با آنچه که ما در نظر داشتیم متفاوت است. ما در لبۀ پرتگاه و در آستانۀ سقوط نیستیم.

 

ولی این همان چیزی است که این فرآیند برای انجام آن طراحی شده است – ارزیابی بدون رنگ و لعاب از حقایق موجود در محل چیست؟ و فقط این نیست که ژنرال مک کریستال با دو سفیر بسیار توانمند ما در کابل و اسلام آباد همفکری کند. ما به جامعۀ اطلاعاتی مان نگاه می کنیم. ما نگاه گسترده ای داریم، حتی خارج از دولت، تا بهترین ارزیابی ممکن را به دست آوریم. ریچارد هولبروک یک گروه از همۀ بخشهای دولت ایجاد کرده است که در زمینۀ درک وقایع افغانستان و پاکستان بسیار مفید است. ولی درنهایت، این رئیس جمهوری است که باید در مورد راه پیش رو تصمیم بگیرد. بنابراین آیا اختلافی در دیدگاهها و توصیه ها وجود دارد؟ بله و خدا را شکر که  چنین است. منظورم این است که، اگر تنها یک نظر وجود داشت و تنها یک گزینه به رئیس جمهوری ارائه می شد من نگران می شدم.

 

پرسش: ژنرال مک کریستال درخواست 40,000 نیروی اضافه کرده است. به نظر شما آیا وی باید این نیروها را دریافت کند؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب، من توصیه ام را برای رئیس جمهور نگاه خواهم داشت. ولی فکر می کنم که این تنها بخشی از ارزیابی کلی باشد ولی مربوط به این می شود که در بُعد نظامی چه کاری می توان انجام داد. ولی این باید با بخش توسعۀ غیرنظامی و راهبرد گسترده تر سیاسی، شامل افغانستان، پاکستان و منطقه همراه شود. بنابراین، این بخشی از اطلاعات ما است ولی پاسخ اصلی نیست. ما باید به همه چیز نگاه کنیم.

 

پرسش: هنگامی که شما در سال 2007 از عراق بازگشتید، از پرزیدنت بوش انتقاد کردید و گفتید که وی باید وقت بیشتری برای گوش کردن به فرماندهانی که در میدان حضور دارند صرف کند. فرماندۀ عملیات در افغانستان می گوید که وی به نیروهای بیشتری نیاز دارد، بنابراین چرا وی نباید این نیروها را دریافت کند؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب، من فکر می کنم که رئیس جمهوری گوش می کند. وی یک جلسۀ خصوصی با ژنرال مک کریستال داشت. من پیش بینی می کنم – و هنگامی که ما در اتاق وضعیت بودیم ژنرال مک کریستال روی صفحۀ ارتباط ویدیویی بود؛ هیچ محدودیتی در مورد چیزی که باید و می تواند بگوید وجود نداشت، تنها پرسشهای نامحدودی وجود داشتند. بنابراین من فکر می کنم که ما نظرات زیادی دریافت می کنیم. ولی در نهایت این رئیس جمهوری است که فرماندۀ کل قوا است. و وی باید، بر اساس همۀ اطلاعاتی که به وی ارائه می شود و همۀ تحلیلها، تصمیم بگیرد که چه چیزی به بهترین شکل منافع ایالات متحده را تامین می کند. و این همان چیزی است که رئیس جمهوری در تلاش انجام آن است.

 

پرسش: شما در مورد نظراتی مانند طرح معاون رئیس جمهوری، بایدن، که آشکارا وضعیت را به یک راهبرد نظامی کم دامنه محدود می کند که در آن از هواپیماهای بدون سرنشین برای حملات ضد تروریستی علیه القاعده استفاده شود و حضور نظامی ما را محدود می کند، چه فکر می کنید ؟ آیا شما فکر می کنید که این فکر خوبی باشد؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب من فکر می کنم که معاون رئیس جمهوری تحلیل سنجیده ای در مورد آنچه که فکر می کند مفید است و آنچه که موثر خواهد بود دارد. من به توصیه های وی نخواهم پرداخت، ولی فکر می کنم که همۀ ما نقش مهمی برای ایفا کردن در این زمینه داریم. تنها معاون رئیس جمهوری نیست که بر سر میز نشسته و می گوید که خوب، چطور است این کار را انجام دهیم و آیا این کار بهتر نیست. همۀ ما سر میز می آییم و می گوییم این چیزی است که فکر می کنم باید انجام دهیم.

 

پرسش: آیا می توانید فقط بگویید که این نظر تا چه حد شما را تحت تأثیر قرار می دهد؟ آیا فکر می کنید که این یکی از گزینه های ممکن است؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب، من در این مورد نظری نخواهم داد چرا که فکر می کنم در نهایت، همانطور که گفتم، این تصمیم رئیس جمهوری است. ولی اهمیت شنیدن دیدگاههای مختلف در همین است. ممکن است کسی نظری را مطرح کند که باید با دیدگاههای دیگران مخلوط شود و اینطور نیست که همه یا هیچ چیز باشد. همۀ افراد آنچه که به نظرشان منافع ما را به بهترین شکل تامین می کند، بهترین راه دستیابی به آن، چگونگی محافظت از خودمان، منافعمان و متحدانمان و چگونگی ایجاد ثبات در این منطقۀ ناآرام را مطرح می کنند و سپس من مسؤولیت نهایی پی بردن به  بهترین اقدام را دارم.

 

پرسش: اجازه دهید، اگر می توانم، به شکل جامع تری بپرسم – برنامۀ راهبردی ما در افغانستان و پاکستان این است که "القاعده را مختل و متلاشی کنیم و در نهایت شکست دهیم و جلوی بازگشت آنها به افغانستان را بگیریم." آیا می توان بدون تامین ثبات در این کشور به شکل امنیت و فرصتهای اقتصادی برای مردم افغانستان، به این هدف دست یافت؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: کیتی، من فکر می کنم که هیچ بحثی در مورد ترک افغانستان مطرح نیست. من فکر می کنم که این مباحثه، که به نفع یک دموکراسی است و برای رئیس جمهوری اهمیت دارد، نباید به این صورت تفسیر شود که این یا آن راه را باید در پیش گرفت. من فکر می کنم که کمک توسعه ای، حکومت قانون، حکومترانی بهتر از کابل گرفته تا سطوح محلی، همۀ اینها بخشی از قدرت بخشی به افغانها است. ولی آنچه که از همه مهمتر است آموزش نیروهای امنیتی افغانی موثری است که قادر به دفاع از سرزمینشان و محافظت از مردمشان باشند.

 

بنابراین من فکر می کنم که توصیۀ همه، با یک دیدگاه بسیار مشترکی در جریان است که ما به چه سرعتی می توانیم به افغانها کمک کنیم که واقعا خودشان از خوشان دفاع کنند. و در این نسخه عوامل متعددی وجود دارند که ما در حال بررسی آنها هستیم.

 

پرسش: می خواهم از شما در مورد مجموعۀ این فکر مبادرت به حملات قاطع تر بپرسم. بسیاری از افراد در مورد این فکر – نظر بایدن، معاون رئیس جمهوری – می گویند که این فکر در عراق کارآیی نداشت؛ آنچه که در عراق مفید واقع شد یک حملۀ تمام عیار علیه شورشیان و افزایش نیروها بود و مردم فکر می کنند که این نوع عملیات به کاهش خشونت منجر شد.

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب، چیز دیگری که در عراق موثر بود تصمیم افراد بسیاری در استان انبار، سنی ها، دایر بر توقف همکاری با القاعده بود چون آنها خشن تر و مداخله گر تر از آن بودند که کسی بخواهد با آنها زندگی کند و همچنین تصمیم مشارکت با عراقی ها و فشار بر آموزش نیروهای امنیتی آنها.

 

چیزهای بسیاری مفید واقع شدند، ولی عراق افغانستان نیست. عراق یک دولت مرکزی داشت که بسیاری سلطه طلب بود. آنها سابقه ای طولانی در برخورداری از ارتشی قوی و کارآ داشتند. این چیزی نبود که طالبان پس از رانده شدن در پی حملات 11 سپتامبر پشت سرشان باقی گذاشتند. و به همین دلیل من فکر می کنم که بسیاری از مقایسه ها میان این دو درست نیستند. بنابراین از دید من ما می توانیم در این زمینه که چه چیزی در شرایطی بسیارمتفاوت موثر بوده یا نبوده است کسب اطلاع کنیم. ولی ما باید با دقت زیاد به وضعیتی که اکنون در دست داریم نگاه کنیم – نه اینکه نظراتی را از جاهای دیگر به این وضعیت پیوند بزنیم و سعی کنیم که آنها را به این بدنه بچسبانیم. اجازه دهید این وضعیت را بررسی کنیم و بفهمیم به چه چیزی نیاز دارد که ما می توانیم تامین کنیم.

 

پرسش: به من اشاره می کنند که وقت رو به اتمام است. آیا می توانم یک سوال دیگر بپرسم؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: (خنده.) البته.

 

پرسش: من از صحبت با شما خیلی لذت می برم، چون فکر می کنم که مردم می فهمند که چه می گویید.

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: امیدوارم اینطور باشد.

 

پرسش: بسیار خوب، خیلی سریع. سوالی که من دارم، شما وزیر کلینتون پیش از این به آن اشاره کردید، ولی ایالات متحده چگونه می تواند پشت رئیس جمهوری بایستد که بسیاری از مردم کشورش به وی اعتماد ندارند؟ آیا این مشارکت بدی نیست؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: کیتی، ما از این به بعد انتظارات بسیار بیشتری خواهیم داشت. و من، فکر می کنم از سال 2003، پرزیدنت کرزای را می شناسم و با وی کار کرده ام.

 

پرسش: آیا شما به شدت از وی ناامید شده اید؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب، من فکر می کنم که برخی از چیزهایی که می بینیم از ویژگی های خود این کشور است. ما با کشورهای زیادی کار می کنیم که دولتشان یا ظرفیت لازم را ندارد و یا دچار فساد است و نمی تواند به مردمش خدمت کند. و ما باید بفهمیم که چگونه می توانیم بهتر با آنها کار کنیم. در نهایت، مردم افغانستان باید معتقد داشته باشند که دولتی دارند که حافظ منافعشان است. در غیر این صورت –

 

پرسش: ولی آنها اینطور فکر نمی کنند.

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب، برخی اینطور فکر می کنند و برخی نمی کنند. و چالش ما در کارهای آینده مان – و سفیر ما، سفیر آیکنبری که از ژنرالهای سابق عملیاتی در افغانستان است و من فکر می کنم به وی دیدی بی همتا و بسیار مهم می دهد – گفت و شنودی را با پرزیدنت کرزای شروع کرده است که محتوای آن این است که "شما چه کاری برای مردمتان انجام خواهید داد؛ چه کسانی را در اطراف خود به کار خواهید گماشت؛ با توجه به وضعیتی که امروز دارید شما باید تا جایی که می توانید بی اعتمادی و فساد را از میان ببرید تا بتوانید اعتبار داشته باشید."

 

ما در این مورد بسیار سخت گیر خواهیم بود، زیرا شما نمی توانید از مردمی که توسط طالبان و متحدانشان تهدید شده اند و مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند، اگر فکر کنند که چاره ای ندارند، انتظاری داشته باشید، برخی از این متحدان حتی افغانی نیستند بلکه جنگجویان خارجی هستند –این جهان بینی خارجی، این تفکر جهادی به آنها تحمیل شده است. آنها باید مطمئن باشند که از آنها محفاظت خواهد شد. و در گفتگوهای ما با افراد پایین تر از رئیس جمهوری، افرادی که در دولت ملی کار می کنند و افرادی که در مناطق محلی هستند، ریش سفیدان روستاها – همۀ آنها یک چیز را می گویند – به ما کمک کنید که بتوانیم از خودمان محافظت کنیم و سپس اینجا را ترک کنید.

 

این فشردۀ خوبی است از آنچه که ما می خواهیم انجام دهیم. ما می خواهیم به آنها کمک کنیم که بتوانند از خودشان محافظت کنند، این شامل داشتن دولتی می شود که از آنها محافظت کند، داشتن نیرویی نظامی که به اندازۀ کافی بزرگ و آموزش دیده باشد تا بتواند از آنها محافظت کند، و باید روشی جایگزین داشته باشیم تا بتوانیم طالبان و دیگرانی را که همواره پشت درهای آنها در انتظار خواهند بود عقب برانیم. ولی اینکه این را چگونه به عملیات روزمره تبیدل کنیم کاری است که ما در کاخ سفید در حال مطالعه بر روی آن هستیم.

 

پرسش: چون آموزش ارتش افغانستان کار بزرگی است که سالها طول می کشد، اینطور نیست؟

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: خوب، اینطور است. ولی ما درسهای بسیاری در مورد چگونگی بهتر انجام دادن آن فرا گرفته ایم. ما در عراق این کار را در ابتدا خیلی خوب انجام ندادیم و یاد گرفیم که چطور بهتر شویم. ما در دیگرنقاط جهان شاهد موفقیت بوده ایم، ولی نه، من قیافۀ خوشحال نخواهم گرفت تا بگویم که بله ما این کار را ظرف یک یا دو سال انجام می دهیم. این کار سختی است و این کار نیازمند دولتی است که اعتماد، اطمینان و وفاداری نیروهای امنیتی را با خود داشته باشد. بنابراین ما سعی خواهیم کرد که این کار را به انجام برسانیم، نه به این دلیل که هدف ما این است که افغانستان را از نو بسازیم، بلکه به این دلیل که منافع ملی ما حکم می کند که اطمینان حاصل کنیم که از سمت افغانستان دیگر حمله ای به ما صورت نمی گیرد، درست همانطور که همکاری با پاکستان نیز برای پایان دادن به این مسئله درجهت منافع ما قرار دارد.

 

پرسش: ما می خواهیم به آنها ابزار کار بدهیم –

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: درست است.

 

پرسش: که بتوانند خودشان کشورشان را بسازند –

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: درست است.

 

پرسش: ولی این مسیر مشکلی است که پیش رو قرار دارد.

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: همینطور است. همینطور است.

پايان رونوشت

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟