View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

15 اکتبر 2009

اظهارات کلینتون دربارۀ مبارزه با خشونت علیه دختران

تأکید کلینتون بر بدرفتاری با زنان و دختران در جهان

 

آغاز رونوشت

وزارت امور خارجۀ ایالات متحده

دفتر سخنگو

25 سپتامبر 2009

اظهارات

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه

نطق افتتاحیۀ رویداد مبارزه با خشونت علیه دختران

به میزبانی دولت هلند

25 سپتامبر 2009

والدورف- آستوریا

نیویورک، نیویورک

خانم وزیر کلینتون: سخنانم را با گفتن مطلبی آغاز می کنم که از صمیم قلب به آن معتقد هستم، و البته روشن است که حضار در این جا هم به آن اعتقاد دارند، این که مسائل مربوط به زنان و دختران ضمیمۀ امور مهم جهان و سازمان ملل نیستند، این ها مسائل اضافه شده و الحاقیه نیستند؛ این مسائل حقیقتا ً در کانون آن چه ما قصد داریم به عنوان اعلامیۀ جهانی حقوق بشر پیاده کنیم، قرار دارند. که پیام راهنمای این سازمان است و هر یک از ما تلاش می کند به نام  ایجاد فرصت های برابر و عدالت اجتماعی آن را در کشور خود عملی سازد.

بنابراین، برای من فرصت بسیار خوبیست که دربارۀ موضوعی صحبت کنم که تا همین اواخر، در دورافتاده ترین رتبۀ دستور کار بین المللی قرار داشت: خشونت علیه زنان و دختران، و خصوصا ً امروز، خشونت علیه دختران.

دلم می خواست می توانستیم به محلی منتقل شویم که در میان دختران و زنانی باشیم که متحمل خشونت شده اند، اما لزومی ندارد، چون این شرایط را همه جا می یابیم. در خانه، در محل کار، در خیابان های بسیاری از کشور هایی که نمایندگانشان، از جمله دوستان من ماکسین و سلسو، در این جا حضور دارند. و آن را همین طور در مکان هایی مشاهده می کنیم که گاه به گاه سرخط خبر ها را تشکیل می دهند، و همچنین در پاراگراف های پایینی اخبار، که به خشونت به عنوان یک تاکتیک جنگی اشاره می شود، ارعاب و سرکوب دختران برای ممانعت از رفتن آن ها به مدرسه، با پاشیدن اسید به صورتشان، و تجاوز جنسی به آن ها به عنوان راهی برای ارعاب و انقیادشان و قدرت نمایی.

این برای من یکی از مهمترین اقداماتی است که در سازمان ملل در پیش گرفته ام. این هفته با پرزیدنت اوباما روی برنامۀ کاری تصمیم گیری می کردیم، در مورد همه چیز، از عدم گسترش سلاح های اتمی و تهدیدات ایران در ارتباط با  P5+1  گرفته تا ادامۀ چالش ها در خاور میانه، و خیلی امور دیگر. اما خیلی وقت ها، خبرنگاران – منظورم فقط خبرنگاران آمریکایی هستند – یک چنین سؤالی مطرح می کنند: "چرا این همه وقت به مسائلی اختصاص می دهید که اهمیت کمتری دارند، یا اهمیتشان به اندازۀ مسائل اصلی سیاست خارجی نیست؟"

و من معمولا ً با شکیبایی توضیح می دهم، برای بار میلیونم، که این خودش اصل سیاست خارجی است. چون در واقعیت، ما چه کار می کنیم؟ ما تلاش می کنیم زندگی مردمی را که نمایندۀ آن ها هستیم و همگی به طور مشترک از کرۀ زمین سهم دارند، بهبود ببخشیم. ما این کار را از طریق دیپلماسی و توسعه انجام می دهیم، و گاهی هم مجبور هستیم از طریق تدابیر دفاعی وارد عمل شویم. اما اعمال خشونت علیه هر یک از هم نوعانمان غیر قابل تحمل است. وقتی آن را در بافت فرهنگی تعداد زیادی از جوامع می یابیم، وقتی فرض می شود که اوضاع باید به همین منوال ادامه یابد، دیگر قطعا ً زمان اقدام دسته جمعی فرا رسیده است.

همان گونه که بعضی از شما می دانید، من ماه قبل سفری به گوما، واقع در شرق جمهوری دموکراتیک کنگو کردم. به یک اردوگاه پناه جویان سر زدم که محل زندگی 18,000 نفر و واقع در قطعه زمین بسیار کوچکی بود؛ در واقع زمینی پوشیده از گدازه های آتش فشانی. این خاطرۀ ناخوشایند جنگی بود که از سال 1998 تا به حال 5,4 میلیون کشته برجای گذاشته است.  با راه رفتن به آن اردوگاه، همان طور که در اردوگاه های دیگری هم تجربه کرده ام، شاهد بهترین و بدترین ابعاد انسانی بوده ام: بدترین، به خاطر آن چه این مردم را به جایی رسانده که مجبور به فرار از خانه هایشان، رها کردن زمین ها و گریز از خطر شده اند؛ و بهترین، به دلیل واکنش بین المللی.

کسانی که در این اردوگاه مرا راهنمایی می کردند- مردی که رییس و زنی که معاون آن جا بود- از زندگی روزانه در اردوگاه می گفتند، زیرا اردوگاه، تأمین امنیت نمی کند. تا زمانی که در اردوگاه هستند، که هیچ، اما اگر جرأت بیرون رفتن را به خود بدهند، همان طور که خیلی از دختران برایم تعریف می کردند، برای آوردن آب یا جمع کردن هیزم، یا فقط نفس تازه ای کشیدن، چون در آن جا هزاران نفر تنگاتنگ هم زندگی می کنند، زندگی شان با خطر مواجه می شود. ماهانه حدود 1,100 تجاوز جنسی در شرق کنگو گزارش می شود؛ یعنی به طور متوسط روزی 36 دختر و زن مورد تجاوز قرار می گیرند.

من داستان های وحشتناکی شنیده ام. یک دختر 15 ساله که جوانتر از سنش به نظر می رسید، هنگام برداشتن آب از رودخانه، دو نفر- که او مطمئن نبود چه کسانی بودند، دو فردی که از آنجا رد می شدند، یا میلیشیا، یا از افراد ارتش کنگو.  آن ها سرباز بودند، و به او گفتند که اگر تسلیم نشود، او را می کشند. آن ها او را کتک زدند، لباس هایش را پاره، و به او تجاوز کردند.

دختر نه ساله ای را دیدم که گیر دو سرباز افتاده بوده، آن ها کیسه ای به سرش کشیده اند و چند باردرمیان بوته زارها به او تجاوز کردند؛ و زنی که وقتی مورد حمله قرار گرفته، هشت ماهه حامله بوده، و بعد از این که مورد خشونت قرار گرفته و فرزندش سقط شده بود، دیگر او را در شهر محل زندگی خود نپذیرفته اند.

و زنی را دیدم که حدودا ً همسن من بود، او شوهر و چهار فرزند داشت. آن ها روی یک زمین کوچک اجاره ای کشاورزی می کردند، از همان زمین هایی که بسیاری از مردم فقیر جهان با کار روی آن تنازع بقا می کنند. او آن ها را راهزن می خواند. آن ها شوهرش را بیرون بردند و با گلوله کشتند. دو تا از بچه ها که برای کمک به پدرشان رفته بودند هم به ضرب گلوله کشته شدند، به درون خانه آمدند، دو فرزند دیگر را جلوی چشمان او کشتند، و بعد همگی کرارا ً و تا حد مرگ به او تجاوز کردند. او به من می گفت آرزوی مرگ دارد.

این ها از جملۀ وخیم ترین نمونه ها هستند، اما می توانیم به تعداد زیادی از این موارد اشاره کنیم. و از آن جا که من اعتقاد دارم در قرن بیست و یکم، رمز رسیدن به رفاه پایدار و ثبات، پیشرفت زنان و دختران است، این موضوع برای من و کشورم از اهمیت به سزایی برخوردار است. وقتی زنان بتوانند از حقوق خود برخوردار و فرصت های برابر در تحصیلات و بهداشت و اشتغال و مشارکت سیاسی داشته باشند، در خانواده های خود سرمایه گذاری می کنند، اوضاع خانواده را بهبود می بخشند، و در جوامع و کشور خود مشارکت می یابند. وقتی آنان به حاشیه رانده می شوند، وقتی با آن ها بدرفتاری می شود، وقتی نادیده گرفته می شوند، وقتی تحقیر می شوند، هر قدر هم اِلیتی ثروتمند و از تحصیلات بالا برخوردار باشد، پیشرفتی صورت نمی گیرد.

مشکل خشونت علیه زنان و دختران، به ویژه در مناطق جنگی بسیار حاد است، اما این مشکل تنها مربوط به مناطق جنگی نیست. سازمان ملل در سال های اخیر، اقدامات بسیار خوبی در مناطق جنگزده در پیش گرفته است. در حالی که پسربچه ها را مجبور به شرکت در جنگ کرده و کشتن را به آن ها یاد می دهند، و غالبا ً برای وابسته کردنشان آنان را به مواد مخدر معتاد می کنند، دختران هم مورد تجاوز قرار گرفته و مجبور به بردگی جنسی می شوند. این چیزیست که برای هزاران هزار کودک اتفاق افتاده. این را نیز می دانیم که با وجود زحمات کسانی که در این جا حضور دارند، غالبا ً این اعمال ددمنشانه و غیرانسانی نه تنها روی افراد تأثیر می گذارند، بلکه روی بافتی که همۀ ما را به عنوان موجودات انسانی به یکدیگر پیوند می دهد نیز تأثیر گذار است.

هفتۀ آینده در نیویورک، ریاست جلسۀ شورای امنیت با موضوع اپیدمی خشونت علیه زنان و دختران در مناطق جنگی را به عهده دارم. ایالات متحده، قطعنامه ای جهت تقویت تلاش ها برای جلوگیری از این اعمال ددمنشانه و پاسخگو بودن کسانی که مرتکب این اعمال می شوند، ارائه خواهد داد. ما برای مدیریت، هماهنگی، و دفاع از تلاش ها جهت پایان دادن به خشونت های جنسی در مناطق جنگی، از دبیر کل درخواست یک نمایندۀ ویژه خواهیم کرد.

اما خشونت علیه زنان و دختران درهمه جا اتفاق می افتد. نه تنها خشونت های خانوادگی ، بلکه موارد جنین کشی دخترها، قتل های مرتبط با جهیزیه و قاچاق زنان و دختران هم وجود دارد. بسیار هشدار دهنده است که حتی در میان مردم تحصیلکرده در برخی کشور ها، میزان سقط جنین به خاطر دختر بودن نوزاد بسیار بالاست. میلیون ها دختر گمشده وجود دارد که بعضی، این تعداد را تا 100 میلیون تخمین می زنند. این دختران گمشده، یا سقط شده اند، یا در نوزادی کشته شده اند و یا در شرایطی نگه داشته می شوند که به دلیل سوءتغذیه و عدم رعایت بهداشت رها می گردند تا بمیرند، تعداد موارد مرگ قبل از پنج سال، مضطرب کننده است.

در دهۀ 1990 در تایلند دخترانی را دیدم که پدرانشان آن ها را وقتی تنها هشت سال داشتند، برای روسپی گری فروخته بودند. تا وقتی به دوازده سالگی می رسیدند بسیاری از آن ها به خاطر ابتلا به ایدز در حال مرگ بودند. من در نواحی شمال تایلند گشته ام و یکی از افرادی که با من بود، گفت می توان فهمید کدام خانواده ها دختر هایشان را فروخته اند، زیرا آن ها کسانی هستند که ماهواره دارند، در ضمن، فشار های گروهی هم زیاد است؛  دو خانه درمیان، ماهواره داشتند.

ما از این آمار باخبر هستیم. یک سوم از جمعیت کل زنان در مرحله ای از زندگی خود با نوعی خشونت مبنی بر جنسیت روبرو می شود. در بعضی از مناطق جهان، این میزان بالغ بر 70 درصد است. به برآورد سازمان ملل، هرسال 5,000 مورد قتل ناموسی رخ می دهد. نزدیک به 50 درصد از تجاوزات جنسی در جهان، علیه دختران پانزده ساله یا جوانتر صورت می گیرد. و بیش از 130 میلیون زن و دختر در جهان مورد ختنۀ آلت تناسلی قرار گرفته اند.

در همۀ جهان، فرزندان پسر از ارزش بیشتری برخوردار هستند و دختران یا وادار به ازدواج های زود هنگام می شوند، یا از تحصیل و تغذیۀ مناسب و بهداشت محروم می شوند، و یا مجبور می شوند تن به کارهای اجباری بدهند. به همین دلیل اتفاقات زیادی می افتد. ما امروز دو زن جوان در کنار خود داریم و خیلی های دیگر، که این دو به نمایندگی از سوی آن ها در این جا حضور دارند.

مشکل این جاست که غالبا ً اقدام قانونی علیه افرادی که مرتکب خشونت می شوند، صورت نمی گیرد، حتی وقتی در ارتش رسمی یک کشور عضویت دارند. ما مشغول فشار آوردن به دولت جمهوری دموکراتیک کنگو هستیم که پنج تن از افسرانی را که یا خود در این گونه اعمال دخالت داشته و یا با اغماز با آن برخورد کرده اند، محاکمه شوند.

زنان جوان زیادی هستند که مقاومت می کنند و به کمک ما نیاز دارند. داستان مختار می، زن جوانی که با او آشنا شدم و در سال 2002 طبق دستور شورای دهکده اش در پاکستان، و به خاطر کاری که برادرش کرده بود، مورد تجاوز گروهی قرار گرفت. او را مجبور کرده بودند برهنه به خانه برگردد و انتظار داشتند که خودکشی کند. منظورم این است که چنین بلاهایی سر زنان می آید. تحقیر می شوند، شرم زده می شوند، و مورد حمله قرار می گیرند. تقصیر خودت است. برو خودت را بکش. و تا جایی که توانستیم بفهمیم، گناهش این بود که برادرش هنگام قدم زدن با دختری از روستای بالا دست دیده شده بود.

چه بر سر او آمد؟ او نپذیرفت که خودش را بکشد، و قبول نکرد پنهان شود، و تسلیم محیط فرهنگی که در آن به او حمله شده بود، نگردید. جریان او تبدیل به یک موضوع بین المللی شد. و مردم سؤال کردند: چه کاری می توانیم برای او بکنیم؟ مردم کمک های مالی کردند. او اولین مدرسه را در روستایی که زندگی می کرد تأسیس کرد. خودش هم در همان مدرسه ثبت نام کرد. و حالا، به خاطر پولی که  توانست با شجاعتش در بلند کردن صدایش جمع آوری کند، این مدرسه دارای یک سرویس آمبولانس، یک اتوبوس مدرسه، یک خانۀ امن برای زنان، یک دفتر حقوقی، و یک خط تلفن قرمز است.

او اکنون زن جوان شناخته شده ایست و دیگر تنها نیست. و ما کارمان حمایت از آنانی است که مقاومت می کنند. من دوستی در این جا دارم، مالی ملچینگ، که اولین باری که با او آشنا شدم و با هم کار کردیم، 10 سال پیش در سنگال بود؛ او به طرز حساب شده ای و با رفتن از روستا به روستا، مخالفت با بریدن آلت تناسلی زنان را آغاز کرد؛ او با این کار به عنوان یک مسئلۀ بهداشتی مخالفت کرد و از آن مسئله ای ساخت که پیران قبیله و امام های مذهبی احساس نکردند با عقاید خود یا اسلام مغایرت دارد. و این کار امکان پذیر است. به زمان نیاز دارد، و ما به هیچ وجه نمی توانیم قطع امید کنیم.

سخنان خودم را با درخواست اقدام از سوی بسیاری از رهبران مذهبی به پایان می رسانم که سال قبل برای حمایت از خاتمه دادن به خشونت علیه زنان گردآمدند، و این چیزی بود که گفتند: در سنت دینی هر یک از ما، زندگی انسان دارای ارزش بنیادی است. خشونت علیه زنان، موجب محرومیت آنان از شأن خدا داد آن هاست. ما نمی توانیم ساکت بمانیم وقتی دختران و زنان ما تحت خشونتی هستند که مجازات ندارد.

این ملاقات نمی توانست از این مهمتر و به موقع تر باشد. حالا، باید کار را ادامه دهیم. و امیدوارم در مجمع های عمومی آیندۀ سازمان ملل ، جمعیت ما سالن های بزرگتری را پر کند. افرادی متعهد خواهند شد. من می دانم که دولت آلمان علاقۀ زیادی به ادامۀ کار دارد. و ما می توانیم با دوستانمان نه تنها از برزیل، بلکه همکاران بسیار دیگری که امروز در این جا می بینم، همکاری داشته باشیم. و امیدوارم بتوانیم صدای آن دسته از زنان باشیم که هرگز در برابر شورای امنیت حضور پیدا نخواهند کرد، آن ها گوما را هرگز ترک نمی کنند، و هرگز از مناطق روستایی پاکستان بیرون نمی روند، آن ها روستای خود در آمریکای لاتین یا هر جای دیگر را ترک نمی کنند که به این جا بیایند و مشکلاتشان را مطرح کنند. بنابراین، مسئولیت رساندن صدای آن ها بر دوش ماست.

خیلی سپاسگزارم. (تشویق حضار.)

پايان رونوشت

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟