View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

13 نوامبر 2009

سخنرانی هیلاری کلینتون در بیستمین سالگرد فروریختن دیوار برلین

نطق وزیر خارجه در مراسم شام جشن شورای آتلانتیک در برلین

 

آغاز رونوشت

وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا

دفتر سخنگو

8 نوامبر 2009

 

سخنرانی

هیلاری رادهام کلینتون، وزیر امور خارجه

در مراسم شام جشن شورای آتلانتیک

 

8 نوامبر 2009

هتل آدلون

برلین، آلمان

 

(تشویق.)

 

کلینتون، وزیر امور خارجه، خوب، من هم هنری را دوست دارم.

 

(خنده.)

 

کلینتون، وزیر امور خارجه: و من امروز بویژه از این بابت که  توسط شخصی مثل اومعرفی شده ام  و در چنین مراسم فوق العاده ای در جمع شما حضور دارم  احساس مباهات می کنم.

 

بسیاری از آنهایی که در این جمع حضور دارند و بسیاری دیگر که از آنها نام برده شد به قدری شایستگی دارند که هر چه از آنها قدردانی و تمجید کنیم باز هم کم است. ولی من امروز مفتخرم که این جایزه آزادی را به نمایندگی از مردم آمریکا بپذیرم، مردمی که نام برخی از آنها در کتاب های تاریخ وجود دارد اما بسیاری از آنها همواره ناشناخته خواهند ماند.

 

اما به خاطر ایستادگی شان، به خاطر اعتقاد راسخی که به آزادی و به این امید داشتند که آزادی بار دیگر در سرتاسر اروپا، و بخصوص در آلمان، برقرار و زنده خواهد شد، از سیاست های رؤسای جمهوری هر دو حزب در دوره های متوالی حمایت کردند، به کسانی رای دادند که به اهمیت پیمان فرا آتلانتیکی معتقد بودند، و همه ساله مالیات دادند تا از دفاع ما از اروپا و از پیمان ناتو حمایت کنند و پیامی تأثیرگذار و بسیار روشن بفرستند که ملت آمریکا خواهان آلمان و اروپایی مقتدر و پویا است.

 

و برای این جایزه،هیچ زمان و هیچ مکانی بهتر از همین لحظه در شهر برلین نیست؛ شهری که برخی از بزرگترین پیروزی های قرن بیستم در آن رقم خورد و شهری که امروز، مظهر قدرت دموکراسی های ما و دستاوردهاییست که با هم داشته ایم. بنا بر این، با سپاس فراوان این جایزه را به نمایندگی از همه آن آمریکایی ها می پذیرم.

 

و از شورای آتلانتیک تشکر می کنم، و فرِد، از شما به خاطر سال ها تلاش و پوشش دادن این بخش از جهان و به خاطر نقش رهبریتان دراین شورا سپاسگزارم، و همچنین مراتب امتنان خود را  از آلن اسپنس، به خاطر همکاری در میزبانی مراسم امشب و از رؤسای جمهوری استونی و لتونی که امروز به نمایندگی از دو کشوری که زمانی اسیر به شمار می آمدند در اینجا حضور دارند، ابراز می دارم.

 

و به عنوان اشاره ای شخصی، وقتی به دبیرستان می رفتم، عضو سازمانی بودم که، به شکل خاص خودمان که شاگرد دبیرستان بودیم، تلاش می کرد در دفاع از آزادی مردم حوزه بالتیک و سایر نقاط اروپای مرکزی و شرقی سخن بگوید. گهگاه مراسمی در دبیرستان یا در کتابخانه عمومی برای پناهندگانی که گریخته بودند برگزار می کردیم تا حرف های شان را بشنویم تا هم خودمان و هم مردم آمریکا به یاد داشته باشند که پای چه چیزی در میان است و به آنچه که یک  ستمکاری بی چهره  و وحشتناک به نظر می رسید چهره ای شخصی بدهند.

 

بنا بر این، متشکرم. و تشکر می کنم که در شب سالگرد فردا وقتی اختصاص دادید تا به گذشته نگاهی بیاندازید، گذشته را به یاد بیاورید، و عواطف و احساس مسئولیتی را که بسیاری از شمایی که تاکنون صحبت کرده اید به روشنی به نمایش گذاشتید، به نسل بعدی و به نسل های آینده انتقال دهید.

 

و همراهی اعضای هیئت ریاست جمهوری ایالات متحده برای نمایندگی آمریکا در این مناسبت تاریخی باعث خوشوقتی است. سخنان اغلب آنها را تا اینجا شنیدیم: فیل مورفی، سفیر ما؛ دکتر برژینسکی و سپهبد اسکوکرافت، مشاوران امنیت ملی اسبق ما؛ و کریگ کندی، رئیس صندوق مارشال آلمان.

 

و البته، همانطور که هنری کیسینجر گفت، ما در یک فدراسیون هستیم. و چالش ها و سختی هایی را که هر کدام از ما به عنوان مشاور امنیت ملی یا وزیر امور خارجه با آن روبرو بوده ایم و خواهیم بود درک می کنیم. اما این بخشی از مسئولیتی است که ما، به اتفاق یکدیگر، قبول کرده ایم.

 

و میل دارم شخصاً از معاون صدر اعظم و وزیر امور خارجه تشکر کنم. ما برای اولین بار چند روز قبل در واشنگتن ملاقات کردیم و من این افتخار را پیدا کردم که میزبان گویدو باشم. و فردا، او برای یکناهار کاری میزبان من خواهد بود. احساسات و عواطفی که با سخنان او منتقل شد، داستان رفتن به برلین با پدرش، را همواره به یاد خواهم داشت. و مشتاقانه در انتظارم که در زمینه چالش های مهمی که امروز در پیش رو داریم با یکدیگر همکاری کنیم.

 

این جایزه در سال سالگردهای مختلف اهداء می شود – سالگردی که فردا آن را جشن می گیریم؛ بیست سال قبل در چنین شبی بود که تاریخ دیوار بتونی و سیم خاردار را درنوردید و آزادی را برای میلیون ها انسان در سرتاسر این قاره به ارمغان آورد. اما این تنها نقطه عطفی نیست که باید به یاد بیاوریم.

 

شصت و پنج تابستان قبل، نیروهای متفقین با هدف آزادسازی برلین در اروپا پیاده شدند. و در سال 1949، یعنی 60 سال قبل بود که ما پیمان ناتو را تشکیل دادیم و برای کمک رسانی به برلین غربی در جریان محاصره شوروی با انجام بیش از 250 هزار پرواز بزرگ ترین عملیات انساندوستانه تاریخ را رقم زدیم. و آدمیرال، از شما تشکر می کنم که این جایزه را از جانب نه تنها آنهایی که امروز خدمت می کنند، بلکه مهم تر از همه، کسانی که در زنجیره پیوسته ای از احساس تعهد و مسئولیت در سال های گذشته خدمت کرده اند می پذیرید.

 

آمریکایی ها و متحدانشان که برای آزادسازی این شهر در جنگ جهانی دوم جنگیدند، کشاورزان و هوا نوردانی که برای مردم برلین آذوقه و سوخت فراهم کردند، و سربازانی که در نسل های متوالی حافظ صلح بودند، همه این امید را داشتند که روزی فرا رسد که برلین در مرکز آلمانی آزاد، آرام، شکوفا و متحد و در اروپایی آزاد، آرام، شکوفا و متحد قرار داشته باشد.

 

اما هیچ چیز اجتناب ناپذیری در این رابطه وجود نداشت. و هیچ بخشی از این تاریخ نیست که بتوانیم آن را یک امر مسلم به شمار اوریم. شرایطی که امروز در آن هستیم ثمره تلاشی از جانب اروپا و آمریکاست که چندین نسل ادامه داشت. و درست است، فروپاشی دیوار برلین لحظه ای نمادین بود. لحظه ای بود که آرزوها و دعاها و فداکاری های میلیون ها انسان به فریاد برای آزادی تبدیل شد. ولی با اشتباه یک سخنگوی کمونیست سراسیمه در برلین شرقی،  یا حتی انبوه مردم مسالمت جویی که آن شب به خیابان ها ریختند آغاز نشد. حرکتی بود که از سال ها قبل در حال تکوین بود.

 

ادوارد گیبون، تاریخ نویس بزرگ فروپاشی امپراطوری روم گفت "حکومت مقتدری که حاصل زحمات نسل های متوالی است نمی تواند با بداقبالی یک روزه سرنگون شود." اما انباشته شدن روزها، روزهایی که مردم دیگر طاقت ظلم و محرومیتی را که باید در آن زندگی می کردند نداشتند، و دیگر نمی توانستند آنچه را در کسانی که  مدعی رهبری خود می دیدند تحمل کنند، در این موضوع نقش داشت. چنین بود که با نابودی دیوار برلین شاهد نقطه اوج حماسه ای شدیم که در بوداپست و در بخارست و در براتیسلاوا و در یک هزار جامعه دیگر سرتاسر اروپا جریان داشت.

 

در لهستان، نجار زاده ای که پیش از آن نیز مورد احترام بود به عنوان نخست وزیر یک کشور آزاد انتخاب شد. برای مردم لهستان، این واقعه نقطه پایان کارزاری برای آزادی بود که با تجمعات اعتراضی متعدد و سال ها محرومیت همراه بود. و برای یک برق کار اهل گدانسک، نقطه پایان مسیری بود که روزی آغاز شد که  اواز دیوار کارخانه کشتی سازی لنین بالا رفت تا اعتصابی را رهبری کند که بعدها به جنبش همبستگی تبدیل شد.

 

در کشورهای حوزه بالتیک لتونی، استونی و لیتوانی، یک زنجیر انسانی متشکل از یک چهارم جمعیت دست به دست هم دادند و به در هم شکستن زنجیرهایی را که کشورهای شان را در اسارت نگه داشته بودند مدد رساندند. ده ها هزار نفر در میدان دلاوران بوداپست جمع شدند تا خاکسپاری دوبارۀ ایمره ناگی، یک از قهرمانان انقلاب 1956 را نظاره کنند.

 

و چندی بعد در همان تابستان، سران کمونیست مجارستان مرز را به روی پناه جویانی طالب آزادی گشودند و در تاریکی صبحگاه 11 سپتامبر، به خیل انبوهی از خودروهای آلمان شرقی اجازه دادند تا با عبور از سرحدات مجارستان وارد اتریش شوند. این خودروهای کوچک پر از مسافران عازم تعطیلات وجه مشترک چندانی با گردان های زرهی پیمان ورشو که دغدغه اصلی چند نسل برنامه ریزان نظامی غرب شمرده می شدند، نداشتند . اما اثری که بر تاریخ گذاشتند کمتر از اثر یک تهاجم نظامی نبود. دیواری که بتوان آن را دور زد مصرف چندانی نداشت.

 

بنا بر این، هنگامی که سرمایه های سرتاسر منطقه، پناه جویان شرق، در سفارتخانه های آلمان غربی پناهگاه امن یافتند، و هنگامی که یک دولت رو به زوال به تعداد انگشت شماری از افراد اجازه داد با قطار مهر و موم شده عازم غرب شوند تا بلکه مانع مهاجرت بقیه مردم شود، این منظره باعث فریادهای اعتراض برای تغییر شد. مردم آلمان شرقی به خیابان های لایپزیگ سرازیر شدند و در تجمعات مسالمت آمیز شعار "ما ملتیم" سر دادند که پس از حوادث 9 نوامبر به "ما یک ملتیم" تبدیل شد.

 

سپس، تنها هشت روز پس از فروپاشی دیوار برلین، دانشجویان را دیدیم که در پراگ راهپیمایی و حرکتی را آغاز کردند که به همان انقلاب مخملی که هاول نمایشنامه نویس را بر کرسی ریاست جمهوری نشاند تبدیل شد. گذار به دموکراسی برای کشوری که در بهار 1968 بانگ آزادی سر داده بود، نمی توانست با سرعت کافی همراه باشد.

 

تحولاتی که در سال 1989 به وقوع پیوست به دست بانیان متعددی رقم خورد. برخی آگاهانه عمل کردند، برای نمونه، پاپ لهستانی که انجیل آزادی را احیا کرد. دیگران، مانند پرزیدنت گورباچف به دنبال رهایی از گذشته های تیره و تار بودند. ولی با این کار به فروپاشی این دیوار کمک کردند.

 

ولی تکرار می کنم، این رویدادها هیچ کدام اجتناب ناپذیر نبودند. در ژانویه 1989، سران کمونیست آلمان شرقی پیش بینی کردند که این دیوار تا 50 و حتی 100 سال دیگر هم پابرجا خواهد ماند. تاریخ می توانست در مسیر دیگری حرکت کند. و در برخی نقاط جهان اینچنین شد و اینچنین هست.

 

پس باید ببینیم که حالا در کجای کار ایستاده ایم؟ در بزرگداشت لحظه ای که تاریخ از بتون و از سیم خاردار عبور کرد، سربازانی را به یاد می آوریم که جلوی جنگ ایستادند و صلح را حفظ کردند، یا دگراندیشان و فعالانی که با طلب آزادی و زندگی بهتر هستی خود را به خطر انداختند، یا میلیون ها مادر و پدر، و کارگر و دانشجویی که هیچگاه ایمان خود را به این که نظام استوار بر ظلم و جور را می توان و خواهند شکست داد، از دست ندادند.

 

بنا بر این، ما همه شهروندان همه کشورهایی است را که به حفظ جهان با هدیه ای که امروز می پذیریم کمک کردند به به خاطر می سپاریم. اما این هدیه، طبق روال معمول، شرایطی را به همراه داشت. این هدیه با  مسئولیت پیشبردن اصولی است که حقانیت آنها 20 سال قبل در این شهر به اثبات رسید همراه بود. وقتی که دیوار برلین فرو ریخت، نمی توانستیم بدانیم که مردم اروپا به جای آن چه خواهند ساخت. و جامعه آتلانتیک با یک سلسله بحران های پی در پی و بحران اعتماد مواجه شد.

 

 من بحث های اتحاد مجدد را که از راه دور دنبال می کردم به خوبی به یاد دارم: بحث هزینه ها و چگونگی تحقق آن را. چگونه کسی هرگز می تواند صنایع، نیروهای مسلح، و ذهنیت مللی را که به واسطه این دیوار از هم جدا شده بودند به هم بپیوندد؟ و ائتلاف اروپایی آتلانتیکی سخت در جستجوی سیاست هایی بود که درخور از خود گذشتگی های مردم اروپای مرکزی و شرقی باشند و به آنها کمک کنند تا بر ویرانه های نظام از هم پاشیده قبل دموکراسی های جدید بنا نهند.

 

حال، سرانجام و با کمک یکدیگر به موفقیت هایی نایل شدیم که 20 سال قبل در این شب قابل تصور هم نبود. و با پذیرش تاریخی کشورهای اروپای شرقی در پیمان ناتو و با ورود آنها به اتحادیه اروپا، این قاره از اساس متحول شد.

 

اما تاریخ ما با فروریختن دیوار برلین به پایان نرسید. بلکه از نو آغاز شد. و این نه فقط برای ده ها میلیون مردم اروپا و برای ایالات متحده، بلکه برای مردم سرتاسر جهان نیز حائز اهمیت است. و این موهبت آزادی، این اتحاد ارزش ها، و این التزام به ساختن آینده ای بهتر را چگونه باید به کار گرفت تا از عهدۀ مقابله با چالش هایی که امروز در راه آزادی قرار دارند برآییم؟

 

و کشورهای جدید اروپای متحد شرکای ما هستند که در افغانستان در صف ما ایستاده اند، در برابر دزدان دریایی از دریاها پاسداری می کنند، برای مبارزه  با فقر در تلاشند، به جلوگیری از تروریسم مدد می رسانند، و ارزش های مشترک ما را اشاعه می دهند. امروز، نبردهای ما ممکن است متفاوت باشند و کشورهای ما همچنان بسترهای ناکاملی برای دموکراسی هستند. اما اهداف ما تغییر نکرده و همان است که بود. و کار ما یقیناً تمام نشده است.

 

پس باید به الگوهای نمونه از نسل هایی نگاه کنیم که ما را با موفقیت از قرن بیستم عبور دادند و بار دیگر، به اتفاق هم مسیر روشن و مشترکی را ترسیم می کنیم تا به پاسداری از مردم و از محیط زیست برخیزیم، افراط گرایان خشونت طلب را شکست دهیم، از گسترش سلاح های هسته ای جلوگیریم، با کار جمعی میزان انتشار گازهای گلخانه ای را کاهش دهیم و به مسئله تغییر آب و هوا بپردازیم، و برای افزایش امنیت انرژی مان بکوشیم – امنیت انرژی مسئله ایست که در این منطقه اهمیت ویژه ای دارد و آینده اروپا و آینده همه جهان در گروی آن است.

 

برای بسط آزادی به شمار بیشتری از مردم در جهان، ما نمی توانیم بپذیریم که آزادی به همه انسان ها تعلق ندارد. ما نمی توانیم اجازه دهیم که ظلم، که به واسطه مذهب یا قبیله و تبار تعریف و توجیه می شود جایگزین سرکوب به نام ایدئولوژی گردد. هرگونه شرایطی که در هرکجا باعث تضعیف ظرفیت بالقوه پسران و دختران و مردان و زنان و شأن و منزلت انسان شود و پیشرفت جهانی را به خطر بیاندازد، ما وظیفه داریم با آن مقابله کنیم.

 

کشورهای اروپایی در مقابله با چالش های پیش روی توسعه اقتصادی و اجتماعی جهان همواره نقش عمده ای ایفا کرده اند. ما باید فعالیت ها مان را برای احیای اقتصادی ادامه دهیم و باید دموکراسی و حقوق بشر را فراتر از مرزهای کنونی آزادی بگسترانیم  تا شهروندان در همه جا از این فرصت برخوردار شوند که آرزوهای خود را دنبال کنند و از توان بالقوه خدادادی خود استفاده کنند.

 

هنگامی که صدراعظم مرکل در هفته گذشته به واشنگتن سفر کرد، با بیانی شیوا درباره دیوارهای قرن گذشته و دیوارهای امروز که کمتر قابل رویتند ولی به همان اندازه هولناکند، سخن گفت . اینها دیوارهای بین حال و آینده، بین مدرنیته و گرایش های پوچ انگارانه هستند، دیوارهایی که بین وجدان و عاطفه مشترک ما جدایی می اندازند، و بسیاری را از پیشرفت و فرصت هایی که آرزوشان را دارند محروم می سازند.

 

به عنوان فردی که جوانی اش را در میان حصارهای ظلم گذرانده است، صدراعظم مرکل با آگاهی و شناخت کامل در این باره سخن می گوید. ولی فردا، هنگامی که از دروازه براندنبورگ پیاده عبور می کند، به عنوان یک فرزند آزاد براندبورگ و رهبر یک ملت آزاد شده گام بر می دارد. آن لحظه باید به منزرلۀ  فراخوانی به اقدام باشد و نه تنهاً زمانی برای بزرگداشت اقدامات گذشته. آن فراخوان بایداین انگیزه را در ما ایجاد کند که همکاری هایمان را ادامه دهیم و برای مقابله با عواملی که آزادی را امروز به چالش می کشند در جستجوی راه های جدیدی باشیم.

 

این دین ما به خودمان و به همه آنهایی است که در آرزوی همان آزادی هایی هستند که مردم برلین از آن برخوردارند و آن را امری عادی و مسلم تلقی می کنند. و ما باید مشارکت قدرتمندتری تشکیل دهیم تا دیوارهای قرن بیست و یکم را فرو بریزیم و با آنهایی که در پشت این دیوارها پنهان می شوند مقابله کنیم: با بمب گذاران انتحاری؛ با آنهایی که دخترانی را به قتل می رسانند و یا ناقص العضو می کنند که تنها آرزویشان رفتن به مدرسه است؛ با رهبرانی که منافع خود را بر منافع مردم خود ارجح می دانند.

 

به جای این دیوارهای جدید، باید اتحادیه فراآتلانتیکی را به عنوان سنگ بنای ساختار همکاری جهانی تجدید کنیم. وقتی که برای دفاع از مصالح عمومی متحد می شویم، هیچ اتحادیه ای در این دنیا وجود ندارد که قدرتش بیشتر باشد. دیواری نیست که نتوانیم آن را متلاشی کنیم. حقیقتی نیست که بتوانیم از آن بترسیم.

 

اکنون ما، مانند گذشته، می دانیم که کار پیش رو با سرعت انجام نخواهد گرفت و مطمئناً آسان هم نخواهد بود. ولی ما بار دیگر، فراخوانده شده ایم تا اختیار آینده مان را به دست بگیریم و بر اصول و ایثار نسل هایی تأکید کنیم که با کمک آنها به چنین نقطه عطفی رسیده ایم که اکنون بزرگداشت آن را جشن می گیریم. چیزی از موضوعیت آرمان هایی که باعث شد مردم برلین آن دیوار را متلاشی کنند کاسته نشده است. آزادی هایی که در آن شب از آنها دفاع شد کم ارزش تر نیستند. و حقوق و اصولی که ما را به این نقطه رسانده اند به همان اندازه شایستۀ دفاع و پاسداری ما هستند.

 

حال، عمر بعضی از ما ممکن است به پنجاهمین سالگرد قد ندهد. هرچند که اگر قرار بود شرط ببندیم، من روی هنری شرط می بستم.

 

(خنده.)

 

کلینتون وزیر امور خارجه: اما باید اطمینان داشته باشیم که مردان و زنانی که به آن مناسبت دور هم جمع می شوند ما را به یاد می آورند، درست مثل ما که از نسل هایی یاد می کنیم که ما را از جنگ سرد عبور دادند و سرانجام در سال 1989 شاهد به ثمر رسیدن آن همه ایثار بودند.

 

پس، بیایید اراده کنیم که وقتی نوبت به بررسی اعمال ما در متن تاریخ شد، فرزندان ما و فرزندان آنها بتوانند بگویند که ما وظیفه مان را به خوبی انجام دادیم. خیلی متشکرم.

 

(تشویق.)

 

گوینده: خانم وزیر، در حالی که آنها در اینجا ایستاده اند و مشغول عکس گرفتن هستند، اجازه دهید به خاطر سخنرانی قوی، مهم و تاریخی تان از شما سپاسگزاری کنم.  شما از پایین آوردن دیوارهای قرن بیست و یکم و رویارویی با کسانی که پشت آن دیوارهای ایستاده اند سخن گفتید. شما درسهای گذشته را به مسؤلیتهای آینده کشاندید.

 

اکنون دریافت کنندگان جوایز امشب در کنار شما ایستاده اند، ولی شما آنچه را نیز که دکتر کیسینجر، با سابقه ترین عضو هیئت مدیرۀ شورای اتلانتیک  "باشگاه" خواند در کنار خود دارید ، باشگاه مشاوران امنیتی و وزیران امورخارجه را که در جستجوی بهترین صلاح کشورهای خود و بهترین صلاح اتحادیه و بهترین صلاح جهان هستند. ما به همۀ شما درود می فرستیم و من پایان مراسم گشایش شورای آتلانتیک جوایز آزادی را اعلام می کنم.

پايان رونوشت

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟