View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

18 دسامبر 2009

سخنان هیلاری رادهام کلینتون، وزیر امور خارجه، در بارۀ دستور کار حقوق بشر برای قرن بيست يکم

 

آغاز متن

وزارت امور خارجۀ ایالات متحده آمریکا

دفتر سخنگو

برای انتشار فوری                                                                        14 دسامبر 2009

 

سخنان هیلاری رادهام کلینتون، وزیر امور خارجه، در بارۀ  دستور کار حقوق بشر برای قرن بيست يکم

 

14 دسامبر 2009

دانشگاه جورج تاون

تالار گاستون

واشنگتن دی سی

 

 

هیلاری کلینتون،  وزیر امور خارجه: متشکرم. خوشحالم که می توانم در دانشگاه جورج تاون و در این تالار باشکوه گاستون حضور داشته باشم و شما را در هفته امتحانات  به کاری سرگرم کنم. (خنده.) این یکی از آن دلایل شبه مشروع برای استراحت کردن است – (خنده) – که من از ارائۀ آن  بسیار خوشحالم.

 

باید از جاس به خاطر معرفی  تشکر کنم و سخنان او در مورد فرهنگ حقوق بشر، بدون شک، برای آنهایی که در دانشکده خدمات خارجی تحصیل می کنند یادآور این بود که تحصیل در این مرکز چه فرصت فوق العاده ایست. و برای من هم، ایراد این سخنان در دانشگاه جورج تاون مایۀ افتخار است چون برای بحث حقوق بشر هیچ جایی بهتر از این دانشگاه نیست. و سنت دیرینه حمایت از بیان آزاد و پرسش آزاد و آرمان حقوق بشر در سرتاسر جهان در  رئیس دانشگاه، دجویا، و بدنه اداری و هیئت علمی دانشگاه متجلی شده است.

 

می دانم که  دجویا، رئیس دانشگاه، درسی در زمینه حقوق بشر، و همچنین به اتفاق کارول لنکستر، یکی از همکاران قدیمی من و جانشین رئیس دانشکده امور خارجی، درسی در زمینه اخلاقیات توسعه بین الملل تدریس می کرده است. و می خواهم از هیئت علمی این دانشگاه به خاطر سهمی که در شکل دادن به تفکر ما در زمینه حقوق بشر، حل اختلاف، توسعه و موضوعات مرتبط دارند قدردانی کنم. حضور در این دانشگاه اهمیت دارد زیرا دانشجویان و اساتید اینجا، همه ساله، چیزی به گفتگوی بین ادیان می افزایند. شما از طریق مؤسسه حقوق بشر دانشکده حقوق و برنامه های دیگر به طرفداران و فعالان بسیاری که در خطوط مقدم جنبش جهانی حقوق بشر فعالیت دارند، صدا می دهید. و فرصت هایی که به دانشجویان می دهید تا در درمانگاه حقوق بین المللی زن فعالیت داشته باشند به ویژه برای شخص من اهمیت دارد.

 

همه این فعالیت ها نمایانگر التزام عمیق مدیریت، استادان و دانشجویان دانشگاه جورج تاون به این آرمان است. بنا بر این، اولین و مهم ترین دلیل حضور من در اینجا این است که تشکر کنم. تشکر به خاطر تأکید بر حقوق بشر. تشکر به خاطر آموزش نسل بعدی هواداران حقوق بشر، و به عبارت کلی تر، معرفی دانشجویانی که شاید هرگز در زمره فعالان نباشند، شاید هرگز برای سازمان های حقوق بشری از جمله عفو بین الملل کار نکنند، اما با جان و دلی سرشار از آن این دانشگاه را ترک خواهند کرد. بنا بر این، پرزیدنت دجویا، به خاطر همه کارهایی که شما و دانشگاه جورج تاون کرده اید تشکر می کنم.

 

امروز می خواهم درباره دستور کار حقوق بشر دولت اوباما برای قرن 21 با شما صحبت کنم. این موضوع ذهن بسیاری کسان را که مشتاق شنیدن رویکرد ما هستند به خود مشغول داشته و قابل درک هم هست چون مسئله بسیار مهمی است که اختصاص توان و توجه ما را به آن ایجاب می کند. سخنان امروز من، نمای کلی تفکر ما در ارتباط با حقوق بشر و دموکراسی و جایگاه آنها در سیاست خارجی و همچنین اصول و سیاست های ناظر بر رویکرد ما را ترسیم خواهد کرد.

 

ولی اجازه دهید بگویم که در این نطق چه چیزهایی نیست. این نطق نمی تواند حسابرسی جامعی از موارد نقض یا کشورهایی باشد که ما نگرانی های خود را در این زمینه با آنها مطرح ساخته ایم. این نطق نمی تواند یک فهرست بازبینی یا کارنامه باشد. گزارش حقوق بشر را همه ساله منتشر می کنیم که مسائل مورد توجه ما در آن به تفصیل شرح داده می شود. ولی امروز، امیدوارم بتوانیم از این فرصت استفاده کنیم تا از دیدگاه گسترده تری به این موضوع مهم نگاه کنیم و پیچیدگی، وزن اخلاقی و فوریت آن را دریابیم. با ذکر این نکات، اجازه دهید به موضوع بحث بپردازم.

 

پرزیدنت اوباما در نطق پذیرش جایزه صلح نوبل در هفته گذشته گفت در حالی که جنگ هرگز امری خوشایند و مطلوب نیست،  در برخی موارد درست و ضروری خواهد بود چون، به قول او، "فقط صلح عادلانه مبتنی بر حقوق و منزلت ذاتی تک تک انسان هاست که می تواند واقعاً ماندگار باشد." در سرتاسر تاریخ و در زمانه خود ما، افرادی بوده اند که این حقیقت را با خشونت طلبی انکار کرده اند. مأموریت ما این است که این حقیقت را بپذیریم، و با یک دستور کار اصولی حقوق بشر برای صلح ماندگار تلاش کنیم، و با یک راهبرد عملی آن را به اجرا بگذاریم.

 

نطق پرزیدنت اوباما همچنین به ما یادآری کرد که ارزش های اساسی ما، همان هایی که در اعلامیه استقلال ذکر شده – حق حیات، آزادی و دنبال کردن خوشبختی – تنها منشاء قدرت و پایداری ما نیستند؛ آنها حق طبیعی هر زن، مرد و کودک جهان اند. و این نوید اعلامیه جهانی حقوق بشر هم هست، پیش نیاز ساختن جهانی که در آن، همه افراد فرصت داشته باشند تا از ظرفیت های خدادادی خود استفاده کنند، و قدرتی است که پشت سر هر جنبش آزادی خواهی، هر حرکت دموکراسی خواهی، هر تلاشی در جهت توسعه و آبادانی و هر مبارزه ای علیه ظلم قرار دارد.

 

توان بالقوه در درون هر انسان برای درک، کشف و پذیرش جهان اطراف خود، توان بالقوۀ پیوستن آزادانه با دیگران برای شکل دادن به اجتماعات و جوامع خود، تا هر انسان بتواند احساس رضایت و خودکفایی را تجربه کند، توان بالقوه تجربه زیبایی ها و مصیبت ها، شادی ها و غصه ها با عزیزان – این ظرفیت مقدس است. اما این باور برای بسیاری از صاحبان قدرت که موضع خود را علیه یک "دیگری"– این دیگری هرچه باشد، قبیله، دین، نژاد، جنسیت یا حزب سیاسی دیگر-  می سازند خطرناک است. به پا خاستن علیه این هویت کاذب و گسترش دادن دایره حقوق و فرصت برای همه مردم – پیشبرد آزادی ها و امکانات آنها – این دلیل ما برای انجام کارهاییست که می کنیم.

 

هفته جاری، هفته حقوق بشر است. اما در وزارت امور خارجه، هر هفته، هفته حقوق بشر است. شصت و یک سال قبل در چنین روزی، رهبران کشورهای جهان چارچوبی از حقوق، قوانین و نهادهایی را اعلام کردند که بتوانند وعدۀ "دیگر هرگز" را تحقق بخشند. آنها با اعلامیه جهانی حقوق بشر و موافقتنامه های حقوقی با اهداف مختلفی از جمله مبارزه با نسل کشی، جنایات جنگی و شکنجه، و به چالش کشیدن تبعیض علیه زنان و اقلیت های نژادی و مذهبی، بر ماهیت جهانشمول حقوق بشر تأکید کردند. جنبش های جامعه مدنی و سازمان های غیر دولتی نوظهور در پیشبرد این اصل که هر انسان اهمیت دارد و در افشاگری علیه ناقضان این ضابطه به شرکایی اساسی واجتناب ناپذیر تبدیل شدند.

 

همزمان با بزرگداشت این پیشرفت، باید به کارهایی که هنوز انجام نشده است توجه کنیم. در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر به ما توصیه شده که این سند را "معیار به دستاورد" قرار دهیم. بنا بر این، باید چنین کرد. اما شکاف موجود بین وعده های صریح و تجربه زندگی این همه انسان را نمی توان انکار کرد. اکنون باید کار را تمام کنیم.

 

موضوع دستور کار حقوق بشری ما برای قرن 21 این است که حقوق بشر را به یک واقعیت بشری تبدیل کنیم و نخستین گام نگاه به حقوق بشر در چارچوبی گسترده است. شکی نیست، مردم باید از جور استبداد، از شکنجه، از تبعیض، از ترس از رهبرانی که آنها را زندانی یا "ناپدید" می کنند آزاد باشند.  اما آنها باید از ستمِ نیاز – فقدان غذا، فقدان بهداشت، فقدان آموزش، و برابری در قانون و در عمل نیز رها باشند.

 

انسان ها، برای تحقق بخشیدن به توان بالقوۀ خود باید در انتخاب قوانین و رهبران خود، دسترسی و اشتراک اطلاعات، سخن گفتن، انتقاد، و بحث آزاد باشند. باید بتوانند با آزادی به گونه ای که ترجیح می دهند عبادت کنند، همکاری کنند، و عشق بورزند. باید بتوانند آزادانه به دنبال مقام و منزلتی باشند که با بهبود خود و اتکای به نفس همراه است، ذهن و مهارت های خود را پرورش دهند، کالاهای خود را در بازار عرضه کنند، و در فرایند نوآوری مشارکت جویند. حقوق بشر هم شرایط منفی و هم شرایط مثبت دارد. انسان ها باید از استبداد، در هر شکل آن آزاد باشند، و باید برای استفاده از فرصت های یک زندگی کامل نیز آزاد باشند. به همین دلیل است که حمایت از دموکراسی و ترویج توسعه و آبادانی ارکان دستور کار حقوق بشری قرن 21 ما را تشکیل می دهند.

 

این دولت، مانند اسلاف پیش از ما، مروج دموکراسی خواهد بود و از آن حمایت و دفاع خواهد کرد. ما این واژه و مفهوم آن را در برابر آنهایی که از آن با تنگ نظری استفاده کرده اند و آنهایی که برای توجیه سیاست های غیر معقول از آن استفاده می کنند، رها نخواهیم کرد. ما مدافع دموکراسی هستیم ولی نه به این سبب که می خواهیم کشورهای دیگر هم مثل ما باشند، بلکه چون می خواهیم حقوق طبیعی همه انسان ها، چه در تالاهاسی و چه در تهران زاده شده باشند، همواره حفظ شود. دموکراسی برای تبدیل حقوق بشر به واقعیت انسانی در بلند مدت، خود را به عنوان بهترین نظام سیاسی ثابت کرده است.

 

اما این نکته ضروریست که منظور خود را از دموکراسی روشن کنیم چون دموکراسی علاوه بر انتخابات برای برگزیدن رهبران، شامل عناصر دیگری هم هست که عبارتند از شهروندان فعال و مطبوعات آزاد و دادگستری مستقل و نهادهای شفاف و کارآمدی که در برابر همه شهروندان پاسخگو باشند و حقوق آنها را به یک اندازه و به طور عادلانه حفظ می کنند. در نظام دموکراسی، احترام به حقوق چیزی نیست که رهبران به طور روزانه به انتخاب انجام دهند؛ احترام به حقوق دلیلی برای حکمرانی آنهاست. در دموکراسی ها، حقوق شهروندان نه فقط در روز انتخابات بلکه هر روز رعایت و حفظ می شود. و دموکراسی ها برای نشان دادن بزرگی و عظمت خود بر بی عیب و نقص بودن خود پافشاری نمی کنند بلکه با به کار گیری نهادها و اصول خود، بر کمال خویش و اتحاد خود می افزایند؛ درست همان کاری که کشور ما پس از 233 سال همچنان ادامه می دهد.

 

در عین حال، توسعه انسانی نیز باید در دستور کار حقوق بشری ما ملحوظ گردد. چون تأمین سطوح اولیه رفاه فردی – غذا، سرپناه، بهداشت، و آموزش – و بهروزی عمومی مانند پایداری زیست محیطی، محافظت در برابر بیماری های همه گیر، تأمین نیازهای آوارگان – برای مردم به منظورعمل به حقوق فردی ضروریست و چون توسعه انسانی و دموکراسی یکدیگر را متقابلاً تقویت می کنند. دولت های دموکراتیک اگر نیازهای اولیه شهروندان آنها دوام نمی آورند تأمین نشود، احساس استیصال و درماندگی ناشی از فقر و بیماری اغلب به خشونت منجر می شود که این خود حقوق مردم را بیشتر به خطر می اندازد و ثبات دولت ها را تهدید می کند. دموکراسی هایی که حقوق، فرصت و توسعه را برای مردم خود تأمین می کنند باثبات و قدرتمند اند و بیشتر احتمال دارد که مردم خود را قادر سازند که از تمام توان بالقوۀ خود بهره گیرند.

 

بنا بر این، حقوق بشر، دموکراسی و توسعه سه هدف جدا با سه دستور کار جدا نیستند. این نگاه با واقعیتی که با آن روبرو هستیم منطبق نیست. تأثیر واقعی و بلند مدت در زندگی انسان ها مستلزم اقدام همزمان در هر سه زمینه است همراه با احساس تعهد هوشمندانه، راهبردی، مصمم و بلند مدت. موفقیت را باید با این پرسش بسنجیم: آیا به خاطر اعمال ما انسان های بیشتری در جاهای بیشتری قادرند به حقوق جهانشمول خود عمل کنند و از توان بالقوۀ خود استفاده کنند؟

 

اصول ما به منزله ستاره راهنمای ما هستند، اما ابزار و شیوه های ما باید انعطاف پذیر بوده و با واقعیت موجود در هرکجا که می کوشیم تأثیر مثبت داشته باشیم منطبق باشند. حال، در مواردی– مثلاً در دموکراسی های نوپای آفریقا- دولت ها مایلند اما نمی توانند بدون کمک از عهده تشکیل نهادهای کارآمد و تدابیر حفاظتی برای شهروندان بر آیند  و ما می توانیم به عنوان شریک به آنها پیشنهاد کمک کنیم تا بکوشند  وبه اقتدار لازم دست یابند و پیشرفت مطلوب را حاصل کنند. در موارد دیگری مانند کوبا و نیجریه، دولت ها می توانند اما نمی خواهند تغییراتی را اجرا کنند که شهروندان آنها سزاوارش هستند. در چنین مواردی، باید با قاطعیت تمام رهبران را تحت فشار قرار دهیم تا به سرکوبگری پایان دهند و به طور همزمان از آنهایی که در این جوامع برای تغییر فعالیت می کنند حمایت کنیم. و در مواردی که دولت ها نه می توانند و نه می خواهند – در جاهایی مانند کنگوی شرقی – باید از آن افراد و سازمان های شجاعی حمایت کنیم که می کوشند از مردم خود محافظت کنند و برای کاشت بذر امید به آینده همه سختی ها را به جان می خرند.

 

لازم به ذکر نیست و همه شما می دانید که چالش هایی که در پیش رو داریم متنوع و پیچیده هستند. و اینطور نیست که بتوان یک رویکرد یا فرمول واحد، و یک دکترین یا فرضیه خاص را به آسانی در هر وضعیتی اعمال کرد. اما در اینجا می خواهم چهار عنصر رویکرد دولت اوباما را در به کار گرفتن اصول مان تشریح کنم و برخی از چالش هایی را که در این مسیر در پیش رو داریم با شما در میان بگذارم.

 

نخست، پایبندی به حقوق بشر با معیارهای جهانشمول و با پاسخگو قرار دادن همه، از جمله خود ما به این معیارها آغاز می شود. پرزیدنت اوباما، در دومین روز ریاست جمهوری خود، با صدور فرمان اجرایی مسئولان ایالات متحده را از دست زدن به شکنجه و یا رفتارهای بیرحمانه منع و دستور تعطیل بازداشتگاه خلیج گوانتانامو را صادر کرد. در سال آینده گزارش قاچاق انسان را مانند سال های قبل منتشر می کنیم اما این بار فقط در مورد کشورهای دیگر نیست و شامل کشور خود ما هم می شود. و از طریق سازمان ملل متحد در بررسی دوره ای جهانی کارنامه حقوق بشری خودمان شرکت خواهیم کرد و کشورهای دیگر را هم به همین کار دعوت می کنیم.

 

ما با پاسخگو قرار دادن خودمان، با قدرت اخلاقی بیشتری می توانیم از دولت ها بخواهیم تا از قوانین بین المللی و تعهدات ناشی از آن؛ که خودداری از شکنجه، بازداشت و آزار خودسرانه افراد دگراندیش، و دست زدن به قتل های سیاسی از جمله آنهاست، پیروی کنند. دولت ما و جامعه بین المللی باید از طریق مقابله با ظاهرسازی های آنهایی که مسئولیت های خود را انکار یا از خود سلب مسئولیت می کنند برخورد کند و متخلفان را پاسخگو قرار دهد.

 

در برخی موارد، بیشترین تأثیر را با محکوم ساختن علنی یک اقدام دولتی، مثلاً کودتای اخیر در هندوراس یا خشونت در گینه، به جا خواهیم گذاشت. در موارد دیگر، بهترین راه کمک به مظلومان وارد شدن به مذاکرات سخت در پشت درهای بسته ، مثلاً فشار آوردن به چین و روسیه در قالب دستور کار کلی ماست. در همه موارد، هدف ما تأثیرگذاری مثبت، نه ثابت کردن چیزی خواهد بود.

 

با این حال، نامیدن متخلفان نقطه آغاز یا پایان دعوت به پاسخگویی نیست. هدف ما این است که تشویق کنیم – و حتی طلب کنیم – که دولت ها هم با جای دادن حقوق بشر در قانون و در نهادهای دولتی، و با تشکیل دادگاه های قوی و مستقل، پلیس کارآمد و منضبط قبول مسئولیت کنند. و هنگامی که حقوق مردم برقرار شد، دولت ها باید با بلند شدن صدای منتقدان در برابر وسوسه محدودیت آزادی بیان مقاومت کنند و با هشیاری نگذارند قانون به ابزار سرکوب تبدیل شود.

 

می دانیم که همه دولت ها و همه رهبران دچار اشتباه می شوند و آنطور که باید عمل نمی کنند. بنا بر این، وقتی حق و حقوقی نقض می شود باید ساز و کاری برای پاسخگویی وجود داشته باشد. سخت ترین آزمایش برای دولت ها، که در دفاع از حقوق بشر ضروریست، غالباً پذیرش و جذب انتقاد است. و ما، در اینجا هم باید الگو و سرمشق دیگران باشیم. در شش دهه اخیر – گهگاه با کم و کاست ولی نتایج با اهمیت – از عذرخواهی به خاطر بازداشت شهروندان آمریکایی ژاپنی تبار در جریان جنگ جهانی دوم تا برقراری راه چاره قانونی برای قربانیان تبعیض در جنوب دوران جیم کرو، تا تصویب قانون برای لحاظ کردن حمله به هم جنس گرایان در جرایم نفرت - چنین کرده ایم.  وقتی به بی عدالتی در هر کجا توجه نشود، همه جا از عدالت محروم است. اعتراف به اشتباه و جبران آن باعث ضعف ما نمی شود، بلکه قدرت اصول و نهادهای ما را به نمایش می گذارد.

 

دوم، در پیگیری دستور کار حقوق بشری با عمل گرایی و سرعت عمل کنیم – نباید از اصول گذشت، بلکه باید به گونه ای عمل کرد که آنها واقعی شوند. و همه ابزاری را که در اختیار داریم به کار خواهیم بست و هنگامی که با مانع برخورد می کنیم، با انصراف و اتهام متقابل عقب نشینی نمی کنیم، و یا مکرراً با همان مانع برخورد نمی کنیم، بلکه با عزم راهبردی واکنش نشان می دهیم تا برای ایجاد تغییر و بهبود زندگی انسان ها راه دیگری پیدا کنیم.

 

تصدیق می کنیم که یک الگو برای همه مناسب نیست. و هنگامی که رویکردهای قدیمی اثر نکنند، از آزمایش رویکردهای تازه هراس نخواهیم داشت؛ همانطور که در سال جاری در رابطه با برمه، به بن بست سیاست انزوا پایان دادیم و تعامل سنجیده را آغاز کردیم. در رابطه با ایران، پیشنهاد مذاکره مستقیم با دولت را در خصوص مسائل هسته ای مطرح ساختیم ولی در عین حال، با مبارزان دموکراسی خواه داخل ایران هم اعلام همبستگی کردیم. همانطور که پرزیدنت اوباما در نطق جایزه نوبل خود تصریح کرد، "آنها ما را در طرف خود دارند."

 

و دولت ها را به خاطر اعمالشان پاسخگو قرار می دهیم، همانطور که به دنبال رفتار دولت های ماداگاسکار و نیجر، کمک های سال جاری مشارکت چالش هزاره را به این دو دولت قطع کردیم. همانطور که رئیس جمهوری در هفته گذشته تصریح کرد، "باید تا حد امکان سعی کنیم بین انزوا و تعامل، و فشار و مشوق تعادل برقرار کنیم تا حقوق بشر و منزلت انسانی با گذشت زمان به پیش روند."

 

ما برای ایجاد تغییر مثبت در نهادهای چندجانبه نیز فعالیت داریم. اینها ابزار ارزشمندی هستند که در شرایط مطلوب خود می توانند تلاش های چند کشور را گرد یک هدف مشترک متمرکز کنند. بنا بر این ما مجدداً به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد پیوستیم نه به خاطر اینکه اشکالات آن را نمی بینیم، بلکه چون معتقدیم که بیشترین امکان برای تأثیر سازنده با مشارکت حاصل می شود.

 

در اولین جلسه شورا، قطعنامه ای را در خصوص آزادی بیان مشترکاً ارائه کردیم  و به تصویب رساندیم؛ اعلام  قدرتمندانۀ اصول در دورانی که این آزادی چه با تلاش های جدید برای تحدید اعمال مذهبی، از جمله در کشور سوئیس، و چه با تلاش برای شناسایی هتک حرمت دین به عنوان جرم – راهکار کاذبی که یک اشتباه را جایگزین  اشتباه دیگری می کند، به خطر افتاده است. و من در شورای امنیت سازمان ملل متحد، افتخار ریاست جلسه ماه سپتامبر را داشتم که در آن، قطعنامه تدابیر حفاظتی علیه خشونت جنسی در اختلافات مسلحانه به عنوان یک الزام  به تصویب رسید.

 

رویکرد حقوق بشری ما به کلیه کشورها، به ویژه با کشورهای عمده مانند چین و روسیه مبتنی بر عمل گرایی اصولی است. همکاری با این کشورها برای سلامت اقتصاد جهانی و اهداف ما در منع گسترش سلاح های هسته ای، و همچنین در مدیریت مسائل امنیتی نظیر مسائل مربوط به کره شمالی و ایران و مقابله با مشکلات جهانی همچون تغییر آب و هوا ضروریست.

 

ایالات متحده خواهان روابط مثبت با چین و روسیه است و این به معنی بحث بی پرده دیدگاه های متفاوت است. خواست ما در چین دفاع از حقوق اقلیت ها در تبت و در شین شیانگ، و حق آزادی بیان و آزادی عبادت است و اینکه جامعه مدنی و سازمان های مذهبی مواضع خود را در چارچوب حاکمیت قانون مطرح کنند. و ما عمیقاً اعتقاد داریم که آنهایی که مانندً امضا کنندگان Charter 2008 به طور مسالمت آمیز و در چارچوب قانون اساسی برای اصلاحات تلاش می کنند، نباید مورد پیگرد قانونی قرار بگیرند.

 

در ارتباط با روسیه، قتل روزنامه نگاران و فعالان را مردود می دانیم و از افراد شجاعی که برای دموکراسی خواهی این همه خطر را به جان می خرند حمایت می کنیم. در ارتباط با چین، روسیه و دیگر کشورها، همزمان با تعامل در مسائل مورد علاقه متقابل، با بازیگران اجتماعی همین کشورها که برای پیشبرد حقوق بشر و دموکراسی فعالیت دارند، نیز وارد تعامل می شویم. این تصور که یا باید به دنبال حقوق بشر بود یا به دنبال "امنیت ملی" غلط است. این تصور که برای پیشبرد تغییر دموکراتیک تنها ابزار مؤثر فشار و انزوا هستند؛ نیز نادرست است.

 

ما در سرتاسر تلاش هایمان در دیپلماسی و در بخش توسعه، همواره به دنبال راه های نوآورانه ای برای حصول نتیجه هستیم. به همین دلیل است که برای اولین بار، دستور طرح بازنگری چهار ساله دیپلماسی و توسعه را صادر کردم تا بتوانیم بر اساس تحلیل اهداف، چالش ها، ابزار و ظرفیت هایی که برای تحقق اهداف سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا در اختیار داریم راهبردی آینده نگر تدوین کنیم. و اشتباه نکنید، مسائل مربوط به دموکراسی و حکومت داری – یا به اصطلاح آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده، D&G – در این بازنگری اهمیت محوری دارند.

 

سومین بخش رویکرد ما این است که ما از تغییراتی که توسط شهروندان و جوامع آنها ایجاد می شود، پشتیبانی می کنیم. طرح تبدیل حقوق بشر به یک واقعیت انسانی نمی تواند تنها طرحی برای دولت ها باشد. چنین اقدامی به همکاری بین افراد و سازمان ها در درون  جوامع و ورای مرزها نیازمند است؛ بدین معنا که ما با دیگرانی که در تعهد ما به تضمین یک زندگی شرافتمندانه برای تمامی افراد بشر شریک هستند، همکاری می کنیم.

 

شش هفتۀ پیش در مغرب، من با فعالانی از جامعۀ مدنی سراسر خاور میانه و آفریقای شمالی ملاقات کردم. آنها نمونه هایی هستند که نشان می دهند چگونه تغییرات ماندگار از درون به وقوع می پیوندند و این تغییرات چطور به عملکرد فعالانی بستگی دارد که فضایی برای تعامل شهروندان و جامعۀ مدنی در جهت پایه ریزی توسعه و دموکراسی، بر اساس احترام به قانون، ایجاد کنند. دولت های خارجی و جامعۀ مدنی جهانی نمی توانند آغازگر تغییرات باشند، ولی ما می توانیم آنها را ترویج دهیم، تقویت و از آن دفاع کنیم. ما می توانیم رهبران مردمی و محلی را تشویق و از آنها حمایت کنیم و از فعالان حقوق بشر و دموکراسی که برای مطرح کردن مسائل حساس یا ابراز مخالفت، با مشکل روبرو می شوند -- که اغلب چنین است -- پشتیبانی و محافظت کنیم. این به معنای استفاده از ابزارهایی مانند "صندوق جهانی مدافعان حقوق بشر" است که در سال گذشته برای 170 فعال و مدافع حقوق بشر در سراسر جهان کمک های قانونی ارائه و به نقل مکان و جابجایی آنها کمک کرده است.

 

و ما می توانیم به شکلی علنی از این مدافعان پشتیبانی کنیم، همان کاری که با اعزام یک هیئت بلندپایۀ دیپلماتیک برای ملاقات با آنگ سان سوچی انجام دادیم یا همان کاری که من در سراسر جهان، از گواتمالا تا کنیا و مصر انجام داده و صدای جامعۀ مدنی یا رهبران سیاسی را که برای اعمال تغییر از درون در جوامع خود فعالیت می کنند، به گوش جهان رسانده ام؛ یا به اقدامات مخفیانه برای تأمین امنیت مخالفان و محافظت از آنها در برابر آزار و شکنجه مبادرت ورزیده ام.

 

ما می توانیم با نشان دادن پیشرفت های فعالان و مدافعانی که در این زمینه فعالیت می کنند، صدای آنها را در جهان تقویت کنیم. آنها اغلب مأموریت خود را در انزوا دنبال می کنند و معمولاً در جوامع خود به حاشیه رانده شده اند. ما می توانیم مشروعیت اقدامات آنها را مورد تأیید قرار دهیم. ما با اعطای نشان و جایزه، مانند جوایز "زنان دلیر" که اوائل امسال بانوی اول میشل اوباما و من اهدا کردیم و جایزۀ مدافعان حقوق بشر که من در ماه آینده اهدا خواهم کرد چنین اقداماتی را گرامی می داریم؛ ما می توانیم از مؤسسات دیگر نیز مانند وایتال وُیسِز [Vital Voices]، مرکز عدالت و حقوق بشر رابرت اف. کندی و بنیاد لانتوس که چنین اقداماتی انجام می دهند، قدردانی کنیم.

 

ما می توانیم دسترسی به تریبون های عمومی را برای آنها فراهم کنیم تا دیدگاه هایشان آشکار شوند و یا به پی گیری نقش سازمان های غیردولتی در نهادهای چندجانبه ای چون سازمان ملل متحد و سازمان امنیت و تعاون اروپا (OSCE) ادامه دهیم. می توانیم دیگر هم پیمانان را نیز مانند اتحادیه های بین المللی کارگری که در جنبش همبستگی در لهستان نقش مؤثری ایفا کردند یا سازمان های مذهبی که از حقوق افراد مبتلا به HIV/ایدز در آفریقا دفاع می کنند، با خود همراه کنیم.

 

می توانیم به مأموران تغییر کمک کنیم که با دسترسی به اینترنت و تلفن های همراه، به تبادل اطلاعات بپردازند تا بتوانند با برقراری ارتباط فعالیت های خود را سازماندهی کنند. هزاران تظاهر کننده در ایران، با استفاده از تلفن های دوربین دار و صفحه های فِیس بوک توانستند نشان دهند که مطالبات و حقوقشان پایمال شده است و سند بی سابقه ای ساختند که تمام جهان، از جمله رهبران ایران، آن را مشاهده کردند. من در وزارت امور خارجه واحد ویژه ای برای استفاده از فن آوری در سیاستمداری قرن بیست و یکم تأسیس کرده ام.

 

تقریباً در تمامی کشورهایی که من سفر می کنم -- از اندونزی تا عراق، از کرۀ جنوبی تا جمهوری دومینکن -- جلسه ای یا میزگردی با گروه های خارج از دولت برگزار می کنم تا از وضعیت آنها مطلع شوم و تریبونی برای صداها، دیدگاه و نظرات آنها بوجود بیاورم. در آخرین سفرم به روسیه، از یک ایستگاه رادیویی مستقل دیدن کردم تا مصاحبه ای انجام دهم و با گفتار و رفتارم حمایت ما را از رسانه های مستقل هنگامی که آزادی بیان در خطر است، نشان دهم.

 

در سفرم به چین، جلسه ای با زنان فعال داشتم. کنفرانس سازمان ملل متحد دربارۀ زنان در سال 1995 در پکن، به نسلی از زنان و رهبران جامعۀ مدنی که امروزه به مدافعان حقوق بشر در چین تبدیل شده اند، انگیزه و روحیه بخشید. من در سال 1998 با گروهی کوچکی از وکلا و فعالان در یک آپارتمان شلوغ در طبقۀ پنجم یک ساختمان قدیمی (بدون آسانسور) ملاقات کردم. آنها برای من در مورد اقدامات و تلاش هایشان به منظور کسب حقوق مالکیت، تصمیم گیری دربارۀ ازدواج و طلاق و داشتن حقوق برابر شهروندی برای زنان توضیح دادند.

 

هنگامی که مجدداً در اوائل امسال به چین سفر کردم، برخی از همان زنان را دیدم، ولی گروه آنها هم اکنون بزرگتر شده و دیدگاه ها و اهدافش را نیز گسترش داده است. در حال حاضر، این زنان نه تنها برای حقوق قانونی خود، بلکه برای حقوق زیست محیطی، بهداشتی و اقتصادی نیز فعالیت می کنند.

 

با این حال، یکی از آنها، دکتر گائو یائوجی، به دلیل صحبت دربارۀ ایدز در چین، مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. در حالیکه وی باید به دلیل کمک به مقابله با این بحران، توسط دولت خود مورد تشویق قرار می گرفت. سازمان های غیردولتی و رهبران جامعۀ مدنی به حمایت های مالی، فنی و سیاسی ما نیازمند هستند. بسیاری از دولت های سرکوبگر تلاش کرده اند تا استقلال و کارآیی فعالان و سازمان های غیردولتی را با کنترل و محدود ساختن فعالیت هایشان، محدود کنند؛ از جمله، بیش از 25 دولت به تازگی محدودیت های جدیدی نیز وضع کرده اند. ولی کمک های مالی و پشتیبانی های ما می توانند نقطۀ اتکایی برای سازمان های محلی، برنامه های آموزشی و رسانه های مستقل ایجاد کنند. و البته یکی از مهم ترین روش هایی که طی آن، ما و دیگران در جامعۀ بین المللی می توانیم تغییر از درون را پایه گذاری کنیم، از طریق کمک های هدفمند به گروه های نیازمندِ حمایت و مشارکت هایی است که توسعۀ اقتصادی گسترده را تقویت کنند.

 

کمک های توسعه ای ما، برای ایجاد موفقیت درازمدت، باید در حصول نتیجه و هموار کردن راه برای رشد اقتصادی گسترده و خودکفایی بلندمدت بیشترین کارآیی را داشته باشند. تقویت اقتصادی، ورای کمک به مردم برای رفع نیازهای مادی روزمرۀ خود، باید به آنها امکان دهد که آیندۀ خود را تضمین کنند و چشم انداز جامعۀ دموکراتیکی را که از حقوق آنها دفاع وعادلانه حکمرانی کند، به آنها ارائه دهد. بدین ترتیب ما رویکردی توأم با احترام به حقوق را به سوی توسعه پی گیری خواهیم کرد -- مشورت با جمعیت های محلی، تضمین شفافیت، نهادهای پاسخگو دربارۀ واسطه گری -- تا فعالیت های توسعه ای ما با تلاش هایمان برای حمایت از حکومت دموکراتیک همخوانی داشته باشند. این همان چالش شدیدی است که ما امروز در افغانستان و پاکستان با آن روبرو هستیم.

 

چهارمین بخش رویکرد ما این است که ما دامنۀ تمرکز خود را وسعت خواهیم بخشید. ما فراموش نخواهیم کرد که تغییر مثبت باید در شرایطی تقویت شود که امید وجود دارد و ما نقاطی با شرایط مصیبت بار و یأس آلود حاد را نادیده نخواهیم گرفت. در نقاطی که زندگی انسان ها در وضعیت نامتعادلی قرار دارد، ما باید هر چه در توان داریم انجام دهیم تا شرایط را به سوی آینده ای بهتر سوق دهیم.

 

تلاش های ما در حمایت از افرادی که در زمینۀ حقوق بشر، تقویت قدرت اقتصادی و حکومت دموکراتیک فعالیت دارند، با انگیزۀ تعهد ما -- و نه – بنا به مصلحت به پیش رانده می شوند. ولی، این تلاش ها باید ادامه پیدا کنند و نباید امواجی زودگذر یا تحت تأثیر تغییرات سیاسی در کشور ما باشند. پیشرفت دموکراتیک مسئله ای ضروری است، ولی سریع نیست و ما هیچ گاه نباید دوام و پایداری آن را ساده بیانگاریم. پس رفت و بازگشت به عقب همواره تهدیدی واقعی است؛ همانگونه که در نقاطی مانند کنیا شاهد بودیم که افرادی که در خشونت های پس از انتخابات مقصر بوده اند، به چه سادگی از عدالت و قانون گریخته اند؛ یا در آمریکای جنوبی و مرکزی، که همواره نگران رهبرانی بوده ایم که املاک مردم را متصرف شده، حقوق آنها را پایمال کرده اند و عدالت را زیر پا گذاشته اند تا سلطۀ خود را بیشتر کنند.

 

و هنگامی که تغییرات دموکراتیک به وقوع می پیوندند، ما هرگز نباید قانع و راضی باشیم. در عوض، باید به تقویت سازمان های غیردولتی و نهادهای نوپای دموکراتیک ادامه دهیم. دموکراسی های جوان مانند لیبریا، تیمور شرقی، مولدوا و کوزوو برای تضمین پیشرفت های خود در بخش بهداشت، آموزش و رفاه همگانی به کمک ما نیاز دارند. ما باید برای به ثمر رساندن توسعۀ دموکراتیک در نقاطی چون اوکراین و گرجستان -- که در آغاز این دهه، پیشرفت های دموکراتیک را تجربه کرده، ولی به واسطۀ عوامل داخلی و خارجی، برای تثبیت و تحکیم دستاوردهای دموکراتیک خود، با دشواری مواجه بوده اند -- به تعامل خود ادامه دهیم.

 

بدین ترتیب، ما -- هم در روابط دوجانبۀ خود و هم از طریق نهادهای بین المللی -- همچنان آماده ایم تا دولت هایی را که خود را ملزم به اصلاح خود کرده اند، یاری دهیم و به آنها در مبارزه با فساد و آموزش نیروهای پلیس و کارمندان بخش های اجتماعی کمک کنیم. و ما به حمایت خود از سازمان ها و نهادهای منطقه ای مانند "سازمان کشورهای آمریکایی"، "اتحادیۀ آفریقا" و "اتحادیۀ کشورهای آسیای جنوب شرقی"، در مواردی که آنها برای دفاع از اصول و نهادهای دموکراتیک گام برمی دارند، ادامه خواهیم داد.

 

ما باید به داستان های موفقیت افراد و گروه ها توجه نشان دهیم تا آنها بتوانند به پیشرفت خود ادامه دهند و به عنوان الگوهایی برای دیگران نیز به کار بروند. در شرایطی که ما این اقدامات موفقیت آمیز را تقویت می کنیم، وجدان ما ایجاب می کند که در برابرسختی های شدیدی که در نقاطی مانند سودان، کنگو، کرۀ شمالی و زیمبابوه مانع راه ما می شوند، یا مشکلات ناشی از مسائل پیچیده ای مانند پایان دادن به نابرابری جنسی یا تبعیض علیه همجنس گرایان در مکان هایی ازخاور میانه گرفته تا آمریکای جنوبی، تا آفریقا و آسیا، تسلیم نشویم.

 

حال، ما باید به پافشاری برای رسیدن به راه حلی در سودان، جاییکه تنش های مداوم می توانند ویرانی و تباهی ناشی از نسل کشی در دارفور و بحران حاد آوارگان را تشدید کنند، ادامه دهیم. ما برای یافتن راهی که از طریق آن ما و هم پیمانانمان بتوانیم امنیت را افزایش دهیم، به تلاش خود ادامه می دهیم و در همان حال بر اقداماتی درجهت پیش گیری از بروز نسل کشی در نقاط دیگر جهان نیز تمرکز بیشتری خواهیم داشت.

 

و البته باید همچنان بر مسئلۀ زنان متمرکز باشیم -- حقوق زنان، نقش زنان و مسئولیت های زنان. همانطور که در سال 1995 و در پکن گفتم، "حقوق بشر، حقوق زنان است و حقوق زنان، حقوق بشر" است، و البته، ای کاش می توانستیم به همین سادگی آن را به عمل تبدیل کنیم. چنین آرمانی در بسیاری از نقاط جهان ما بسیار از واقعیت به دور است، ولی، شرایط بسیار سخت و فاجعه باری که زنان در کنگوی شرقی با آن روبرو هستند، در هیچ نقطه ای از جهان دیده نمی شود.

 

من در ماه اوت، به گوما ، کانون یکی از خشونت بارترین و آشوب زده ترین نقاط کرۀ زمین، سفر کردم . و در مدت اقامتم در آنجا، با قربانیان خشونت های وحشیانۀ جنسیتی و جنسی و نیز پناهجویانی که به دلیل فعالیت نیروهای نظامی، از خانه های خود آواره شده اند، ملاقات داشتم. من صحبت های آنان را که برای پایان دادن به کشمکش ها و مراقبت از قربانیان در چنان شرایط وحشتناکی کار می کردند، شنیدم. من در طول یک روز، بهترین و بدترین ویژگی های انسانی را مشاهده کردم -- اعمال خشونت بارِ هولناکی که زنان را از نظر جسمانی و روحی تحت تأثیر قرار داده است و دلاوری زنان و مردان، پزشکان و پرستاران و داوطلبانی که برای درمان جسم ها و روح ها کار می کنند.

 

آنها در خط مقدم مبارزه برای حقوق بشر می جنگند. مشاهدۀ شجاعت و مقاومت آنها و مردم کنگو و قدرت آنها برای ادامۀ این راه نه تنها باعث فروتنی من در برابر آنها می شود، بلکه هر روز به من روحیه می دهد تا به کار خود ادامه دهم.

 

بنابراین، این چهار جنبه از رویکرد ما -- پاسخگویی، واقع بینی اصولی، مشارکت همه جانبه، تمرکز گسترده در نقاطی که حقوق انسانی در خطر هستند -- ما را یاری می دهند که شالوده ای بریزیم که به مردم قدرت می دهد بایستند و بر فقر، گرسنگی و بیماری غلبه کنند و حقوق آنها را تحت حکومت های دموکراتیک تضمین می کند. ما باید سرکوب، فساد و خشونت را ریشه کن کنیم.

 

و ما باید استعدادهای انسانی را از طریق ایجاد دسترسی به فرصت های تحصیلی و اقتصادی فعال کنیم. زیرا، هنگامی که فردی از غذا و تحصیلات برخودار است، ولی آزادی بحث و گفتگو با همشهریان خود را ندارد، در حقیقت از حق حیاتی که شایستۀ آن است، محروم شده است. و هنگامی که فردی بیش از آن گرسنه یا بیماری که بتواند کار کند، رأی دهد یا مراسم مذهبی خود را به جا بیاورد، وی نیز از زندگی ای که سزاوارآن است، محروم شده است. آزادی به شکل نیمه کاره نتیجه ای ندارد و راه حل های جزئی و نیمه کاره نیز نمی توانند کل مسئله را حل کنند.

 

ولی می دانیم که مدافعان استعدادهای انسانی هیچگاه به سادگی به دستاوردی نرسیده اند. ممکن است بگوییم که حقوق، اجزای لاینفک انسان هستند، ولی رسیدن به آنها همیشه کار سختی بوده است. و فرقی نمی کند که ما آرمان های خود را تا چه اندازه روشن و آشکار ببینیم، اقدام برای عملی کردن آنها نیازمند تصمیم های بسیار سختی است. حتی اگر همه با این مسئله موافق باشند که ما باید هر اقدام لازمی را که زندگی مردم کرۀ زمین را بهبود می بخشد، انجام دهیم، همیشه در مورد بهترین و مناسب ترین روش و عملکرد اختلاف نظرهایی وجود دارد. این طبیعت حکومت است. ما همه با نمونه هایی از تصمیم ها و نیات مثبت که به نتیجه ای نرسیدند یا برخی و حتی به عواقب ناخواسته ای که حقوق بشر را به شکل گسترده تری نقض کردند منجر شدند آشنا هستیم. و ما همه می توانیم از نمونه هایی که در گذشته ناموفق بوده ایم، درس بگیریم، زیرا سختی های گذشته ثابت می کنند که پیشرفت چقدر مشکل است؛ البته ما نقطه نظر برخی را که معتقدند پیشرفت در برخی نقاط غیرممکن است، نمی پذیریم، زیرا ما می دانیم که پیشرفت اتفاق می افتد.

 

غنا از دورانی از کودتاهای مستمر به شکل یک حکومت دموکراتیک باثبات، ظهور کرد. اندونزی از یک حاکمیت سرکوبگرانه به سوی یک دموکراسی پویا که اسلامی و در عین حال غیرمذهبی است، گام برداشت. شیلی دیکتاتوری را با دموکراسی و اقتصاد آزاد جایگزین ساخت. اصلاحات قانونی در مغولستان، دموکراسی چندحزبی و بدون خشونت را با خود به ارمغان آورد. و هیچ نمونه ای بهتر از پیشرفت های حاصله در اروپای مرکزی و شرقی از زمان سقوط دیوار برلین در بیست سال پیش وجود ندارد؛ رویدادی که من افتخار حضور در بزرگداشت آن را در ماه گذشته و در دروازۀ براندنبورگ داشتم.

 

در حالیکه اقدامات پیش روی ما گسترده و دلهره آور به نظر می رسند، ما به همراهی شرکایمان در همۀ قاره ها، شرکایمان در سازمان های مذهبی، سازمان های غیر دولتی، بنگاه های اجتماعی و هم پیمانانمان در دولت ها، به استقبال آینده می رویم؛ از هندوستان، بزرگترین کشور دموکراتیک در جهان و کشوری که به استفاده از فرآیندها و اصول دموکراتیکی که برای اتحاد 1/1 میلیارد نفر جمعیت آن بهترین روش است، ادامه می دهد، تا بوتسوانا، جاییکه رئیس جمهوری جدیدِ قدیمی ترین دموکراسی در آفریقا نوید حکومت بر اساس "پنج D" -- دموکراسی، سربلندی، توسعه، انضباط و رهایی -- را داده و دستورالعملی برای حکومت مسئولانه را ارائه کرده است که به شدت با فاجعۀ غیرضروری و غیرطبیعی موجود در کشور همسایۀ آن، زیمبابوه، در تضاد است.

 

در پایان، باید بگویم مسئله این نیست که ما چه می کنیم، مسئله این است که ما که هستیم. و اگر ترجیح بدهیم خارج از این مبارزه بمانیم، نمی توانیم همین کسانی که هستیم  -- افرادی که به حقوق بشر اعتقاد دارند- باشیم. اعتقاد به حقوق بشر یعنی متعهد کردن خود به اقدام عملی؛ و هنگامی که وعده و نوید حقوقی را که همۀ مکان ها و همۀ افراد را شامل می شود انتخاب می کنیم، حقوقی که می تواند از منزلت انسانی محفاظت کند، در همان حال کار و تلاش سختی را که این وعده را به واقعیت تبدیل می کند نیز می پذیریم.

 

شما در این دانشگاه بزرگ وقت خود را برای تحصیل و آموختن مواردی که ما تلاش داشته ایم در زمینۀ حقوق بشر انجام دهیم، یا همانطور که جَس گفت، فرهنگ حقوق بشر- صرف کرده اید. شما کمبودها و شکست ها را می بینید. شما می بینید که همانطور که ماریو کومو دربارۀ سیاست در ایالات متحده گفت، ما با نظم و شعر مبارزه و با نثر حکومت می کنیم. خوب، این نکته در سطح بین المللی نیز صدق می کند. ولی ما به دیدگاه های شما، به انتقادهای شما، به حمایت شما نیاز داریم. ما به تحلیل های هوشمندانۀ شما در این باره که چگونه با همکاری یکدیگر می توانیم به آرامی و به طور پیوسته این حلقۀ فرصت و حقوق را برای همۀ افراد گسترش دهیم، نیازمندیم.

 

این کاری است که ما بسیار جدی می گیریم؛ کاری که می دانیم تمامی پاسخ ها را برای آن نداریم. ولی، این همان کاری است که آمریکا تصمیم گرفته است انجام دهد. و ما ادامه می دهیم، روز به روز، اینچ به اینچ، تا بتوانیم تا حد امکان بیشترین پیشرفت ها را برای بشریت به تحقق برسانیم. از همۀ شما بسیار سپاسگزارم. (تشویق)

مدیر برنامه: وزیر تنها وقت پاسخ به سه پرسش را دارد، و ما فکر کردیم به دلیل اینکه بسیاری از شما – یعنی دانشجویان- درس خواندن برای امتحانات نهایی خود را برای حضور در اینجا کنار گذاشتید، پرسش ها را از سوی دانشجویانمان خواهیم پذیرفت.

پرسش: با درود به وزیر کلینتون. از اینکه امروز برای ما صحبت کردید بسیار سپاسگزارم. شما به وضعیت در اوگاندا اشاره کردید. آیا می توانید کمی بیشتر در مورد راه هایی که ایالات متحده می تواند از طریق آن از حقوق هم جنس گرایان، دو جنس گرایان و افرادی که تغییر جنسیت داده اند در مناطقی که حقوق آنها محترم شمرده نمی شوند محافظت به عمل آورد، صحبت کنید؟

 کلینتون، وزیر امورخارجه: بلی. نخست اجازه بدهید بگویم که طی سال گذشته ما پیام بسیار صریحی را در بیانیه های عمومی و گفتگوهایی که پیرامون حقوق بشر داشته ایم در حمایت از حقوق هم جنس گرایان، دو جنس گرایان، و افرادی که تغییر جنسیت داده اند به سراسر جهان رسانده ایم. برخی از موارد ویژه که از گوشه و کنار جهان توجه ما را جلب کرده اند، موجب نگرانی ما نیز هستند. ما در مورد قتل و ضرب و جرح سازماندهی شدۀ هم جنس گرایان در برخی از کشورها صحبت کرده ایم و دولت های این کشورها را از نگرانی عمیق خود مطلع ساخته ایم- نه به این دلیل که دولت ها مسئول این قتل ها و ضرب و جرح ها بوده اند و یا از وقوع آنها آگاهی داشتند، بلکه به خاطر جلب توجه بیشتر دولت ها به اینگونه موارد نقض، مانند سوء رفتارهایی که در عراق شاهد آن بوده ایم.

ما عمیقاً دربارۀ اتفاقاتی که در ایران رخ می دهند نگران هستیم. به طور کلی، به عنوان واکنش ما واکنش در برابر پی آمد انتخابات در ماه ژوئن گذشته فکر می کنیم، بد رفتاری هایی در بازداشتگاه ها و مکان های دیگر صورت گرفته اند که ما را عمیقاً نگران کرده اند. سپس من به قانونی در اوگاندا اشاره کردم که نه تنها هم جنس گرایی را جرم می شمارد بلکه محکومیت به مرگ را به آن ضمیمه می کند. ما نگرانی خود را به صورت مستقیم و غیر مستقیم مطرح کرده ایم، و به مطرح کردن آن همچنا ن ادامه خواهیم داد. این لایحه هنوز توسط قانونگذاران اوگاندا به تصویب نرسیده است، ولی از حمایت محکم گروه های گوناگون، ازجمله رهبران مذهبی اوگاندا برخوردار است. ما این قانون را نقض بالقوۀ جدی حقوق بشر می شماریم.

واضح است که افکار جدیدی در ذهن مردم سراسر جهان دربارۀ شیوه های ممکن برای حمایت از هم جنس گرایان، دو جنس گرایان و افرادی که تغییر جنسیت داده اند شکل گرفته اند، و این امر در صدر اولویت های ما قرار دارد، زیرا ما شاهد موارد زیادی هستیم که این افراد مورد حملات جسمی جدی قرار می گیرند و تلاش ها جهت در حاشیه قرار دادن آنها به طور روزافزون افزایش یافته اند. مبارزه و تشویق دیگران به مبارزه علیه اینگونه خشونت ها برای ایالات متحده حائز اهمیت است.

پرسش: شما امروز در مورد ایران صحبت کردید، و به عنوان یک آمریکایی ایرانی تبار به راستی از شما قدردانی می کنم. من یک دانشجو در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه جورج تاون هستم و در تابستان گذشته برای نخستین بار به ایران سفر کردم، و مشاهدۀ رویدادهایی که پس از انتخابات رخ دادند، لحظه ای تاریخی و باورنکردنی بود.

اکنون که شش ماه از برگزاری انتخابات گذشته است، ایالات متحده چگونه می تواند میان حمایت از فعالان حقوق بشر و معترضان در خیابان های ایران، و دستور کار وسیع ترمان در مورد مسائل امنیت بین المللی در ارتباط با برنامۀ هسته ای ایران موازنه برقرار کند؟ چگونه می توانیم میان این دو مسئله موازنه برقرار کنیم؟

کلینتون، وزیر امورخارجه: درست. خوب باید میان این دو مسئله موازنه برقرار کرد. مهم ترین اقدام برای ایجاد موازنه حصول اطمینان از این است که مخالفت سر سخت ما در ارتباط با رویدادهایی که در داخل ایران در حال وقوع است به هیچ وجه حقانیت جنبش معترضان را تحلیل نبرد. این نمونۀ بسیار خوبی از تصمیمگیری در یک مورد دشوار است. انتخابات و واکنشی که درست پس از برگزاری انتخابات توسط مردمی که نتایج آن را بی اعتبار و باطل می شماردند، آغاز گشت، ما را در موقعیت جدی قرار دادند تا بهترین راه حمایت از آنهایی را که جان خود را در خیابان ها به خطر می اندازند در نظر بگیریم. ما می خواستیم حمایت خود را به وضوح بیان کنیم، ولی نمی خواستیم توجه از نگرانی های مشروع به ایالات متحده تغییر یابد، زیرا ما هیچ نقشی در واکنش خود جوشی که در برابر برخورد دولت ایران جان گرفت نداشتیم.

بنابراین، این مسئلۀ حساسی است. اما فکر می کنم که فعالان داخل ایران می دانند که ما از آنها پشتیبانی می کنیم. ما بی شک آنها را تشویق کردیم تا ما را از آنچه که داخل ایران می گذرد مطلع نگه دارند. یکی از اقداماتی که ما اندکی پس از انتخابات در بحران تظاهرات انجام دادیم این بود که واحدی که در وزارت امور خارجه ایجاد کرده ایم متشکل از جوانانی که در زمینۀ فناوری زرنگ و دانا هستند، می دانستند که اطلاعات زیادی دربارۀ اعتراضات از طریق شبکۀ توئیتر در میان گذاشته می شود. از طرف دیگر، صرفنظر از رویدادهای درون ایران، مسئولان توئیتر نوعی وقفه را در شبکه خود برنامه ریزی کرده بودند- معلوم است که اصلاً نمی دانم راجع به چه چیزی صحبت می کنم (خندۀ حضار.) یعنی حقیقت این است که اصلاً نمی دانم تفاوت tweeter با twitter چیست (خندۀ حضار.)

در نتیجه، این جوانان هوشمند در وزارت امور خارجه با مسئولان شبکۀ توئیتر تماس گرفتند و خواستار به تعویق انداختن تعمیرات برنامه ریزی شدند. هر کاری که قرار است انجام دهید (خندۀ حضار)، به تعویق بیاندازید زیرا مردم ایران وابسته به این شبکه هستند. بنا بر این ما این ایجاد موازنۀ محتاطانه را  به انجام رساندیم.

ما واقعاً فکر می کنیم که پیگیری یک دستور کار در ارتباط منع گسترش سلاح های هسته ای، یک مسئلۀ حقوق بشر است. منظور من این است، چه چیزی بدتر از مواد هسته ای یا حتی سلاح های هسته ای در دست یک دولت یا بازیگران غیر دولتی است که آن را درجهت تهدید و ارعاب، و حتی در بدترین موارد در جهت نابود ساختن دیگران به کار می گیرد؟

به این ترتیب است که تداوم این جریان را تلقی می کنیم.  بنا بر این ما فکر می کنبم که پیگیری این کار نه تنها به سود امنیت ملی ایالات متحده بلکه به سود کشورها در اروپا و خاورمیانه و همچنین به سود  مسئلۀ حقوق بشر است. ما نمی خواهیم در موقعیتی قرار داشته باشیم که تنها به یکی از این دو مسئله بپردازیم: دنبال کردن پیمان نامۀ منع گسترش سلاح های هسته ای یا حمایت از معترضان در ایران. ما در حد توانمان به هر دو مسئله رسیدگی خواهیم کرد تا به نتایجی که اهداف مورد نظر ما را پیش خواهند برد دست یابیم.

پرسش: به نظر شما هنرمندان برای ترویج حقوق بشر چه نقشی می توانند ایفا کنند. در اوایل تابستان من فرصت این را پیدا کردم که در یکی از ساختمان های سنا به سخنرانی لین ناتبج، نمایشنامه نویس، در دفاع وی از حقوق زنان در کنگو گوش فرا دهم. به نظر شما چگونه می توان اعمال خلاقیت هنری را با سیاستمداری توام کرده و به آن وسعت بخشید؟

کلینتون، وزیر امور خارجه: این پرسش بسیار خوبی است، زیرا من فکر می کنم که هنر و هنرمندان یکی از کارآمدترین ابزارها برای فرارسی و نفوذ در نظام های استبدادی و امید دادن به مردم اند. آنها در جنگ سرد ابزار بسیار مؤثری بودند. تعداد زیادی از شهروندان اروپای شرقی به من می گویند که در این دوران موسیقی، ادبیات، و اشعار آمریکایی به آنها امید دادند. به خاطر می آورم وقتی که واسلاو هاول، در دوران ریاست جمهوری همسرم به کاخ سفید آمد، مراسم ضیافت شامی به افتخار او برگزار کردیم. من از او پرسیدم: "دوست دارید کدام هنرمند در این مراسم حضور داشته باشد؟" و نمی دانستم که پاسخ او چه خواهد بود. او در پاسخ گفت: "لو رید." (خندۀ حضار.) " موسیقی او در زندان و خارج از زندان برای ما اهمیت بسیاری داشت."

خوب، شما می توانید از هنرمندان آمریکایی دیگری نام ببرید که در جهان سفر کرده اند. ما خواهیم کوشید تا تعداد مبادلات هنری را افزایش دهیم  تا مردم بتوانند مستقیماً ارتباط برقرار کنند. البته، امروزه شما می توانید با دانلود کردن موسیقی آنها یا با استفاده از سایر برنامه های رایانه ای ارتباط بر قرار کنید؛ ولی وقتی دولت آمریکا فردی را برای انجام این کار به مکانی می فرستد، ارتباط ویژه ای صورت می گیرد که من فکر می کنم برای تعهدمان بسیار حائز اهمیت است.

هنرمندان نیز می توانند به طور قابل توجه و گیرنده ای بر برخی از چالش هایی که با آن مواجه هستیم نور بیافکنند. شما به نمایشنامه ای دربارۀ وضعیت زنان در کنگو اشاره کردید. نمایشنامه ای را دربارۀ وضعیت زنان در بوسنی به یاد می آورم که هنگام جنگ در آن منطقه دیدم. بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم. هنوز چهرۀ زنانی که از خانه هایشان بیرون کشیده می شدند، از همسرانشان جدا می شدند، اغلب مورد تجاوز جنسی قرار می گرفتند، و مانند زباله کنار جاده رها می شدند، در ذهن من زنده است. بنابراین من فکر می کنم هم خود هنرمندان و هم آثار آنها بهتر از گفتارهای من یا سیاست های ترویج کنندۀ دولت می توانند روحیه ای را که در تک تک ما وجود دارد به تصویر کشیده و نشان دهند که محدودیتی در حق تفکر، و رویا دیدن وجود ندارد و علیرغم تلاش های نظام های استبدادی در سراسر جهان می توان آن را گسترش داد.  هیچ راهی برای محروم ساختن مردم از احساس های هیجان انگیز و الهام بخش در درون روانشان وجود ندارد. هنرمندان می توانند صدای آن باشند، و می توانند به آن شکل و حرکت دهند. این موضوع در مکانی که مردم با احساس افسردگی و ناامیدی در حاشیه قرار داده شده اند و احساس می کنند که فراموش شده اند، برخورداری از نور امید به آینده ای بهتر و اینکه راه بهتری در پیش روی آنها وجود دارد بسیار حائز اهمیت است.

بنابراین، من هر کاری که در توانم باشد انجام خواهم داد تا فرارسی های هنری را افزایش و بهبود بخشم. ولی این زمینۀ بزرگی برای مشارکت بنیادهای خصوصی، سازمان های غیر دولتی، خود هنرمندان، و دانشگاه ها مانند جورج تاون نیز هست. جالب است که در دنیای امروزی، ما در معرض سیل اطلاعات قرار داریم. ما نیز در محیط رسانه ای زندگی می کنیم که در آن هر دو سوی موضوع باید پوشش داده شوند. من همیشه به شوخی می گویم، اگر یک ایستگاه تلویزیون یا یک روزنامه با فردی مصاحبه کند که ادعا کند زمین گرد است، باید با فرد دیگری از انجمن زمین مسطح نیز مصاحبه کند تا پوشش این موضوع به طور عادلانه و منصفانه انجام گیرد. (خنده و تشویق حضار.)

پس بخشی از کاری که ما باید انجام دهیم، پیگیری راه هایی برای عبور از تمام موانع است. من فکر می کنم هنر از قدرت عظیمی برای چنین کاری برخوردار است. ما هرگز نباید نقشی را که هنر در تحقق بخشیدن به آرزوهای مردم در سراسر جهان ایفا می کند، فراموش کنیم.

با سپاس فراوان. (تشویق حضار.)

 

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟