29 آگوست 2008

سخنرانی پذیرش نامزدی از جانب باراک اوباما

سناتور ایلینوی نامزدی حزب دموکرات برای ریاست جمهوری را می پذیرد

 

آغاز متن

باراک اوباما

مجمع ملی حزب دموکرات

دنور، کلرادو

پنجشنبه 28 اوت 2008

 

به آقای رییس دین و دوست بسیار خوب من دیک دوربن؛ و به تمام هم میهنان من در این کشور بزرگ؛

 

با سپاس عمیق و فروتنی بسیار، من نامزدی از جانب شما برای ریاست جمهوری ایالات متحده را می پذیرم.

 

اجازه دهید که مراتب تشکرم را نسبت به فهرست تاریخی نامزدهایی که مرا در این سفر تاریخی همراهی کردند ابراز دارم، به ویژه نسبت به کسی که بیشترین مسافت را با من پیمود – مدافع کارکنان آمریکایی و الهام بخشی برای دختران من و شما – هیلاری رودهام کلینتون. به پرزیدنت کلینتون که دیشب از تغییر به شیوه ای دفاع کرد که تنها وی می تواند انجام دهد؛ به تد کندی، که روح خدمت را با خود دارد؛ و به معاون آیندۀ ریاست جمهوری ایالات متحده جو بایدن، من از همۀ شما تشکر می کنم. من سپاسگذارم که این سفر را با یکی از بهترین سیاستمداران دوران ما به پایان می برم، مردی که با همه راحت است، از رهبران جهان تا کارکنان قطار امترک که وی هر شب با آن به خانه بر می گردد.

 

به عشق زندگی ام، بانوی نخست آیندۀ ما، میشل اوباما، و به ساشا و مالیا – من شما را بسیار دوست دارم و به شما افتخار می کنم.

 

چهار سال پیش من در برابر شما ایستادم و داستان زندگی ام را برای شما تعریف کردم –زندگی مشترک کوتاه یک مرد کنیایی و یک زن کانزاسی که نه ثروتمند بودند و نه معروف ولی هر دو به آمریکا اعتقاد داشتند، پسر آنها می توانست به هر چیزی که می خواست برسد.

 

این وعده ای بوده است که همیشه این کشور را با دیگران متفاوت ساخته است – که با کار سخت و فداکاری، هر یک از ما می تواند رویای خودش را دنبال کند ولی باز به عنوان یک خانوادۀ آمریکایی گرد هم آییم، که تضمین کنیم که نسل بعدی نیز می تواند رویاهایش را دنبال کند.

 

این دلیلی است که من امشب اینجا ایستاده ام. چرا که طی دویست و سی و دو سال هر بار که این وعده در خطر بوده است، مردان و زنان عادی – دانش آموزان و سربازان، کشاورزان و آموزگاران، پرستاران و سرایداران – این شجاعت را داشته اند که آن را زنده نگاه دارند.

 

ما در یکی از آن لحظات سرنوشت ساز دیدار می کنیم – لحظه ای که کشور ما در حال جنگ است، اقتصاد ما آشفته است، و وعدۀ آمریکایی یک بار دیگر مورد تهدید قرار گرفته است.

*        *        *

 

و دموکراتها، ما نیز باید اعتراف کنیم که تحقق وعدۀ آمریکا به چیزی بیش از تنها پول نیاز دازد. این کار نیازمند تجدید حس مسؤولیت از جانب تک تک ما است تا آنچه را که جان اف. کندی "قدرت فکری و وجدانی" ما خواند بازبیابیم. بله، دولتها باید رهبری استقلال انرژی را به عهده بگیرند، ولی هر یک از ما باید سهم خود را در بهبود بهره وری انرژی در خانه ها و شرکتهایمان انجام دهیم. بله، ما باید نردبانهای بیشتری برای پیشرفت در اختیار افراد جوانی که به زندگی تبهکارانه و ناامیدانه سقوط می کنند قرار دهیم. ولی ما باید اعتراف کنیم که برنامه ها به تنهایی نمی توانند جای والدین را پر کنند؛ که دولتها نمی توانند تلویزیون را خاموش کنند و کودکی را وادار کنند که تکلیف مدرسه اش را انجام دهد؛ که پدرها باید مسؤولیت بیشتری برای ارائۀ آن عشق و راهنمایی ای به عهده بگیرند که فرزندانشان نیاز دارند.

 

مسؤولیت فردی و مسؤولیت جمعی – این عصارۀ وعدۀ آمریکایی است.

 

و همانطور که ما به وعدۀ مان نسبت به نسل بعد در خانه عمل می کنیم، باید به وعدۀ آمریکا در خارج نیز عمل کنیم. اگر جان مک کین می خواهد که در مورد اینکه چه کسی طبیعت و قضاوت لازم برای خدمت به عنوان فرمادۀ کل نیروهای مسلح در آینده را دارد مناظره ای داشته باشد، این مناظره ای است که من برای آن آماده هستم.

 

هنگامی که تنها چند روز پس از حملات 11 سپتامبر سناتور مک کین توجهش را به عراق معطوف کرده بود، من ایستادم و با این جنگ مخالفت کردم چرا که می دانستم که این جنگ ما را از تهدیدات حقیقی که با آنها مواجه هستیم منحرف خواهد کرد. هنگامی که سناتور مک کین گفت که ما می توانیم به راحتی در افغانستان پیش برویم، من خواستار منابع و نیروهای بیشتری برای به پایان بردن مبارزه با تروریستهایی شدم که در حقیقت در 11 سپتامبر به ما حمله کرده بودند، و روشن ساختم که اگر اسامه بن لادن و معاونانش در تیررس ما هستند باید آنها را نابود سازیم. جان مک کین دوست دارد بگوید که وی بن لادن را تا دروازۀ جهنم دنبال خواهد کرد – ولی وی حتی به غاری که وی در آن زندگی می کند نیز نخواهد رفت.

 

و امروز، درحالی که درخواست من برای یک جدول زمانی برای خروج نیروهایمان از عراق توسط دولت عراق و حتی دولت بوش تکرار شده است، حتی پس از اینکه فهمیده ایم که عراق 79 میلیارد دلار مازاد بودجه دارد در حالی که ما دچار کسری بودجه هستیم، جان مک کین به تنهایی و با لجاجت از پایان دادن به یک جنگ اشتباه خودداری می کند.

 

این، آن نوع قضاوتی نیست که ما نیاز داریم. این آمریکا را ایمن نخواهد ساخت. ما به رییس جمهوری نیاز داریم که بتواند با تهدیدات آینده روبرو شود نه کسی که به ایده های گذشته چسبیده است.

 

شما نمی توانید با اشغال عراق یک شبکۀ تروریستی که در هشتاد کشور جهان فعال است را نابود کنید. شما نمی توانید تنها با سخنان سرسختانه از واشنگتن از اسراییل محافظت کنید و ایران را باز دارید. شما نمی توانید هنگامی که قدیمی ترین اتحادهایتان را خراب کرده اید واقعا از گرجستان دفاع کنید. اگر جان مک کین می خواهد با سخنان سرسختانه و استراتژی های بد دنباله روی جورج بوش باشد، این انتخاب او است – ولی این تغییری نیست که ما نیاز داریم.

 

ما حزب روزولت هستیم. ما حزب کندی هستیم. بنابراین به من نگویید که دموکراتها از این کشور دفاع نخواهند کرد. به من نگویید که دموکراتها امنیت ما را فراهم نخواهند کرد. سیاست خارجی بوش و مک کین میراثی را که چندین نسل از آمریکایی ها – دموکرات و جمهوری خواه – ساخته بودند بر باد داده است و ما برای بازیافتن این میراث اینجا هستیم.

 

به عنوان فرماندۀ کل نیروهای مسلح، من هرگز در دفاع از کشور تردید نخواهم کرد، ولی من نیروهایمان را تنها هنگامی در معرض خطر قرار خواهم داد که آنها ماموریتی روشن داشته باشند و من تعهد مقدسی داشته باشم که تجهیزات مورد نیازشان در نبرد را به آنها بدهم و هنگامی که به خانه باز می گردند مراقبت و مزایایی که شایستۀ آن هستند را در اختیارشان قرار دهم.

 

من جنگ عراق را به شکلی مسؤولانه به پایان خواهم برد و مبارزه با طالبان و القاعده در افغانستان را به پایان خواهم رساند. من ارتشمان را بازسازی خواهم کرد تا برای نبردهای آینده آماده باشد. ولی من همچنین دیپلماسی سرسختانه و مستقیمی را بازسازی خواهم کرد که می تواند جلوی دستیابی ایران به سلاحهای اتمی را بگیرد و تهاجم روسیه را متوقف سازد. من مشارکتهای جدیدی برای شکست دادن تهدیدات قرن بیست و یکم ایجاد خواهم کرد: تروریسم و تکثیر سلاحهای هسته ای؛ فقر و نسل کشی؛ تغییرات آب و هوایی و بیماری. و من موضع وجدانی مان را ترمیم خواهم کرد تا آمریکا یک بار دیگر آن آخرین و بهترین امید برای همۀ کسانی باشد که طرفدار هدف آزادی هستند، که خواهان زندگی صلح آمیز هستند، و آرزومند آینده ای بهتر هستند.

 

*        *        *

 

این کشور ما از هر کشور دیگری ثروتمندتر است ولی این چیزی نیست که ما را غنی می سازد. ما نیرومندترین ارتش جهان را داریم، ولی این چیزی نیست که ما را نیرومند می سازد. دانشگاهها و فرهنگ ما مایۀ رشک همۀ جهان هستند، ولی این چیزی نیست که دنیا را به سواحل ما جذب می کند.

 

در عوض، این آن روح آمریکایی – وعدۀ آمریکایی – است که حتی هنگامی که مسیر نامشخص است ما را به پیش می راند؛ که ما را با وجود تفاوتهایمان به هم پیوند می دهد؛ که ما را وادار می سازد که نگاهمان را نه به آنچه که دیده می شود که به آنچه که دیده نمی شود معطوف کنیم، آن مکان بهتری که پشت پیچ پنهان است.

 

این وعده بزرگترین میراث ما است. این وعده ای است که من شبها هنگامی که دخترانم را به رختخوابشان می برم به آنها می دهم و شما به فرزندانتان می دهید – وعده ای که مهاجران را به عبور از اقیانوس و پیشروان را به حرکت به سمت غرب رهنمون ساخته است؛ وعده ای که کارگران را به صوف اعتصاب رهنمون ساخته و زنان را به خواستار شدن حق رای.

 

و آن این وعده است که چهل و پنج سال پیش در چنین روزی آمریکایی ها را از هر گوشۀ این سرزمین به یک مرکز خرید در واشنگتن کشاند تا در برابر بنای یادبود لینکلن در کنار هم بایستند و به موعظه گر جوانی از جورجیا گوش کنند که در مورد رویایش صحبت می کرد.

 

مردان و زنانی که در آنجا گرد هم آمدند می توانستند چیزهای مختلفی بشنوند. آنها می توانستند سخنان خشم و تفرق را بشنوند. آنها می توانستند بشنوند که باید در برابر ترس و ناامیدی از رویاهای بسیاری که به حقیقت نپیوسته اند سر تعظیم فرود آورند.

 

ولی در عوض چیزی که مردم شنیدند – مردمی از همۀ نژادها و رنگها، از همۀ طبقات اجتماع – این بود که در آمریکا، سرنوشت ما به شکلی ناگسستنی به یکدیگر گره خورده است. که با یکدیگر، رویاهای ما می توانند یکی شوند.

 

آن موعظه گر بانگ برآورد که "ما نمی توانیم به تنهایی حرکت کنیم. و هنگامی که حرکت می کنیم، باید قول دهیم که همواره به سمت جلو حرکت کنیم. ما نمی توانیم به عقب باز گردیم."

 

مردم آمریکا، ما نمی توانیم به عقب بازگردیم. نه هنگامی که این همه کار باید انجام شود. نه هنگامی که این همه کودک باید آموزش ببینند، و این همه سربازان جنگ آزموده باید مورد مراقبت قرار گیرند. نه هنگامی که این همه خانواده باید محافظت شوند و این همه زندگی باید ترمیم شود. مردم آمریکا، ما نمی توانیم به عقب بازگردیم. ما نمی توانیم به تنهایی حرکت کنیم. در این لحظه، در این انتخابات، ما باید یک بار دیگر قول دهیم که به سمت آینده حرکت می کنیم. اجازه دهید که به این وعده عمل کنیم – این وعدۀ آمریکایی – و به قول کتاب آسمانی، سرسختانه و بدون تزلزل به این امید که اعتراف کنیم وفادار بمانیم.

 

متشکرم، خدا شما را حفظ کند و خدا ایالات متحدۀ آمریکا را حفظ کند.

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟