25 ژانويه 2007

فرهنگ های آمریکایی و ایرانی، زن پيشگام را به فضا فرستادند

رويای انوشه انصاری برای سفر به فضا در ايران متولد شد و در آمريکا پرورش يافت

 

پورتلند، اورگان - ایران و ایالات متحده هزاران کیلومتر با یکدیگر فاصله دارند، ولی آسمان هر دو یکی است. و زمانی که کودکان ایرانی و آمریکایی به آسمان نگاه می کنند، معمولا امیدها و آرزوهای مشابهی دارند.

انوشه انصاری، یک زن کارآفرین و پیشگام فضا، به یاد می آورد که در دوران کودکی اش در شهر تهران عاشق این بود که شب ها به ستاره ها و سیاهی عمیق آسمان چشم بدوزد. او می گوید، "امکانات بیکرانی که در عالم وجود دارند همیشه من را مجذوب و شیفته کرده است." زمانی که والدینش به وی اجازه می دادند او شب را در بالکن خانه شان می خوابید تا بتواند آسمان شب را نگاه کند. او سعی می کرد هیچیک از قسمت های سریال های تلویزیونی "گمشده در فضا" یا "پیشتازان فضا" را از دست ندهد. با وجود اینکه ایران هیچ برنامه فضایی نداشت، او می دانست که می خواهد فضانورد شود.

در روز 18 سپتامبر 2006، زمانی که انصاری اولین زن فضانورد شخصی در تاریخ شد، رویای کودکی وی به واقعیت پیوست. چهره خندان او را در تلویزیون و تعداد بیشماری از مجله ها و روزنامه ها دیده اید. بلاگ فضایی وی بیش از 50 میلیون بازدیدکننده داشته است، و تعمق های وی درباره سفر فضایی اش در سرتاسر جهان مورد توجه قرار گرفته است.

در مصاحبه که انصاری اخیرا با يو.اِس.اينفو انجام داد، او گفت، "مشاهده زمین به عنوان یک سیاره بدون مرز چیزی است که آرزو دارم انسان های بیشتری می توانستند، ببینند،" و اضافه کرد اگر انسان ها این منظره را می دیدند، "نحوه ای که زندگی خود را اداره می کردند و نحوه ای که رهبران کشورهایشان را اداره می کردند، بسیار متفاوت می بود. ما قدر محیط زیست و همه این کره خاکی را بسیار بیشتر می دانستیم."

موفقیت مدیریتی منجر به تحقق رویا می شود

برای انصاری، مسیر به فضا هیچوقت یک مسیر ساده و راحت نبود. سعی و کوششی که در نهایت منجر به سفر وی به فضا شد، نشان دهنده اراده فراوان او و نمایانگر یک زندگی بسیار جالب است، زندگی ای که حتی اگر وی هیچوقت زمین را ترک نمی کرد، باز هم بسیار ارزشمند و قابل توجه است.

دوران نوجوانی انصاری مملو از چالش های گوناگون بود. در سن 16 سالگی، خانواده انصاری به آمریکا مهاجرت کرد - زندگی با اقوام، بدون دارایی شخصی و عاجز از صحبت به زبان انگلیسی. ولی وی استعداد زیادی در علوم و ریاضی داشت و عزم راسخی که از این استعداد استفاده کند. او انگلیسی را یاد گرفت و در رشته مهندسی برق و علوم کامپیوتری مدرک خود را دریافت کرد. او و همسرش، حمید انصاری، یک شرکت فناوری پیشرفته را تاسیس کردند، و چند سال بعد آن را به قیمت بسیار گزافی فروختند. او جایزه های زیادی را به خاطر تیزهوشی حرفه ای اش از آن خود کرده، و مجله فوربز وی را به عنوان یکی از مدیران برتر زن در ایالات متحده معرفی کرد.

در طول تمام این سال ها، او آرزوی دوران کودکی اش برای سفر به فضا را از دست نداد. پس از فروش شرکت خود، او به مطالعه دروس فیزیک نجومی در دانشگاه پرداخت و یکی از سردمداران حمایت از سفرهای فضایی خصوصی شد، "با آرزوی ایجاد چیزی جدید، یک صنعت جدید." وی و برادر شوهرش کمک نقدی هنگفتی به جایزه 10 میلیون دلاری "ایکس پرایز" کردند، جایزه ای که قرار بود به اولین شرکتی که بتواند یک سفینه قابل استفاده مجدد بسازد، تعلق گیرد. نام این جایزه به "انصاری ایکس پرایز" تغییر یافت، و در سال 2004 برت روتان یکی از پیشگامان فضا این جایزه را از آن خود کرد.

هر کسی که با وی صحبت کند متوجه هیجانی که در صدای جوان وی وجود دارد، خواهد شد. این هیجان به هنگام توصیف اینکه چگونه فقط چند روز پس از تولد 40 سالگی اش در صندلی موشک سایوز نشسته بود و به فضا پرتاب شد، کاملا مشهود است. او گفت، "لحظه ای که توانستم زمین را از پنجره سفینه سایوز ببینم، متوجه شدم که بالاخره به هدفم رسیده ام."

در طول سفر 10 روزه اش، او در ایستگاه فضایی بین المللی کار کرد و تجربه های بسیار زیادی کسب کرد. او هر 90 دقیقه یک بار به دور مدار زمین می گشت، و 16 بار در روز طلوع و غروب خورشید را مشاهده می کرد. او به خبرنگار ي.اِس.اينفو گفت، "زمان دیگر هیچ معنایی نداشت، تا روزی که به من گفتند، امروز آخرین روز من در ایستگاه است و باید دوباره به زمین بازگردم."

از زمان بازگشتش به زمین، او شدیدا سرگرم ترویج و توسعه سفر فضایی خصوصی بوده است. صحبت های وی در مورد کاپ ایکس پرایز - مجموعه ای از مسابقات با جوایز نقدی که هر سال برگزار می شوند - مشوق نوآوری در فناوری فضا هستند. او همچنین به دنبال ایجاد جایزه های جدید ایکس پرایز جهت ترویج و حمایت از سفر های فضایی در مدار زمین و یا حتی سفرهای فضایی به ماه و مریخ است.

یک رویای آمریکایی با ریشه های ایرانی

در این سفر فضایی، رنگ های پرچم ایران و همچنین یک پرچم آمریکا روی لباس فضایی او، برای ادای احترام به کشور محل تولدش و همچنین کشور متبوعش، نقش بسته بود.

انصاری در مورد نقش هر یک از این دو کشور در زندگی اش صحبت می کند. او می گوید، "من رویای آمریکایی را زندگی کرده ام. میزان آزادی و فرصتی که برای مردم در این کشور فراهم است، خارق العاده است." ولی وی اضافه می کند، "تربیت ایرانی به من کمک تا انسانی که امروز هستم، بشوم. نظم و انضباط، و شخصیت قوی ای که دارم، بیشترش به خاطر فرهنگ ایرانی من است." او بر اهمیتی که هر دو فرهنگ در "امروز چه کسی هستم و دستاوردهایم چه بوده است" داشته اند، تاکید کرد.

او کاملا از اینکه پس از سفر فضایی اش تبدیل به سرمشقی برای دیگران شده است، آگاه است - و این مسئله ای است که از آن استقبال می کند. او امیدوار است که دیگران هم بتوانند به موانع و مشکلاتی که وی بر آنها غلبه کرده نگاه کنند، و با مشاهده دستاوردهای وی روحیه بگیرند. او می گوید، "امیدوارم، به هنگام شب، زمانی که دختر جوانی در کشوری دوردست، به آسمان نگاه می کند و در مورد سفر به فضا رویاپردازی می کند، به خود بگوید، انوشه این کار را کرد، پس من هم می توانم بکنم."

در پاییز گذشته، زمانی که وی در مدار زمین در گردش بود، زنان ایرانی به یکی از رصدخانه های حومه تهران رفتند تا عبور ایستگاه فضایی از آسمان ایران را تماشا کنند. دختران ایرانی، درست همانگونه که انصاری در زمان کودکی به آسمان شب نگاه می کرد و رویای سفر به فضا را در سر می پروراند، اکنون می توانند به آسمان شب نگاه کنند و بدانند که انصاری را به هنگام عبور از آسمان کشورشان مشاهده کرده اند، و بدانند که آنها نیز می توانند رویاهایشان را به واقعیت تبدیل کنند.

بلاگ فضایی آن-لاین انصاری در آدرس زیر موجود است:
www.anoushehansari.com

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟