24 فوريه 2010
فیلمها به ترویج درک فرهنگی کمک می کنند
واشنگتن- رابین هیسمن در ده سالگی از پدر و مادرش درخواست کرد که مجلۀ "زندگی روسی" را برای او مشترک شوند. هیسمن که به عکس های چاپ شده در مجله از کودکان روسی در محیط مدرسه و در حال بازی جذب شده بود، تفاوت زیادی میان این جوانان و خود و دوستانش نمی دید، و در مورد زندگی در این سرزمین بیگانه خیال پردازی می کرد.
این کارگردان آمریکایی در سال های دهۀ 1970 و 1980، در قلب دوران جنگ سرد بزرگ شد. هیسمن توضیح می دهد که هرچند رسانه های آمریکایی وقت، او را تشویق می کردند تا اتحاد جماهیر شوروی را به عنوان دشمن ایالات متحده در نظر گیرد، او نمی توانست کنجکاوی خود را در مورد زندگی واقعی پشت پردۀ آهنی پنهان نگه دارد. بینش دوران کودکی هیسمن به نمادی از زندگی حرفه ای آیندۀ او تبدیل گشت: تهیه کننده و کارگردان یک فیلم مستند، با علاقۀ ویژه ای به ترویج یک مبادلۀ فرهنگی صادقانه میان مردم آمریکا و مردم اتحاد جماهیر شوروی سابق.
هیسمن فیلم مستند خود را وسیلۀ قدرتمندی برای درک و دیپلماسی فرهنگی می داند.
هیسمن گفت: "فیلم های مستند داستان هایی هستند که توسط مردم روایت می شوند تا دیگران را از تجربۀ انسانی آگاه سازند. فیلم های مستند به راستی یکی از ارزشمندترین راه ها برای یادگیری مطالب درمورد فرهنگ های یکدیگر است. بیننده با دیدن یک فیلم مستند می تواند تمام خصوصیات، تصاویر، و صداهای یک مکان را تجربه کند، و مردم آن را به راستی بشناسد."
"پروستریکای من"، آخرین فیلم هیسمن که برای نخستین بار در 24 ژانویه در فستیوال سان دنس در پارک سیتی، ایالت یوتا روی پرده آمد، تلاش های او را جهت عرضۀ گوشه ای از زندگی واقعی در روسیۀ امروزی به بینندگان آمریکایی خلاصه می کند. این طرح پنج شهروند روسی از یک نسل منحصر به فرد را دنبال می کند: آخرین نسلی که در دوران اتحاد جماهیر شوروی به دنیا آمد و نخستین نسلی که در جامعۀ دموکراتیک روسیه به عنوان بزرگسال زیسته و فرزندان خود را بزرگ کرده است. "پروستریکا" اصطلاحی است که به اجرای اصلاحات و بازسازی نظام سیاسی و اقتصادی روسیه، توسط میخائیل گورباچف، رهبر پیشین این کشور، اطلاق می شود.)
هیسمن 36 ساله گفت: "من حکایت روس های نسل خودم را نقل می کنم. آنها در دوران نوجوانی شاهد تغییرات سریعی در کشور هستند. آنها دقیقاً هنگام فروپاشیدن اتحاد جماهیر شوروی از دانشگاه فارغ التحصیل شدند. امری که در یک جامعۀ جدید هیچ الگویی برای پیگری به جا نمی گذارد. همه باید آن را خودشان به تنهایی پیدا کنند."
بوریا و لوبیا میرسون، زن و شوهری که شخصیت های اصلی این فیلم مستند هستند، در خیابانی در یک محلۀ مسکونی مسکو بزرگ شدند. خانم و آقای میرسون که هردو آموزگار تاریخ در مدرسۀ شمارۀ 57 مسکو هستند، از هیسمن در خانه، سرِ کار، ودر زندگی پسر نه ساله شان استقبال کردند، و او را به چندین نفر ازهمکلاسی های پیشینشان که از دوران کودکی می شناسند، معرفی کردند. هیسمن مصاحبه هایی را با خانم و آقای میرسون و سه تن از همکلاسی هایشان، با فیلم های خانوادگی که در اختیار او گذاشتند، و فیلم های تبلیغاتی دولتی در هم می آمیزد تا پیچیدگی و غنای دوران کودکی و بزرگسالی شخصیت های فیلم را منتقل کند.
به نظر هیسمن فیلم های خانوادگی که در این فیلم مستند پخش شدند نقش ویژه و حیاتی در عرضۀ یک چشم انداز در خور اطمینان به بینندگان ایفا کردند.
او گفت: " آمریکایی ها هیچگاه از فرصت دیدن یک زندگی عادی و روزمره در اتحاد جماهیر شوروی برخوردار نبوده اند. فیلم های خانوادگی راهی بسیار زیبا، شخصی، و خودمانی برای روایت یک داستان هستند. فیلم های خانوادگی برای نگهداری از خاطرات برای نسل های آینده گرفته می شوند. این فیلم ها دیدگاه بسیار متفاوتی را از آنچه که اغلب آمریکایی ها از اتحاد جماهیر شوروی دیده اند، به نمایش می گذارند."
هیسمن گفت که با ارائۀ یک دیدگاه شخصی و خودمانی بر زندگی شخصیت های فیلم، "فکر می کرد که این فیلم قطعاً نظر مردم را تغییر می دهد، و رفتارهای قالبی را دربارۀ زندگی در اتحاد جماهیر شوروی و یا زندگی در روسیۀ امروزی، از میان می برد." او گفت: "دست کم این است که "پروستریکای من" به بینندگان نشان می دهد که "مطالب بسیار بیشتری برای آموختن وجود دارند."
در حالیکه "پروستریکای من" زندگی به سبک روسی را برای بینندگان آمریکایی به تصویر می کشد، هیسمن همچنین می کوشد تا خصوصیات فرهنگی و زندگی به سبک آمریکایی را به روس ها بیاموزد. از سال 2006 تا کنون، او مسئول برنامۀ فیلم های مستند در فستیوال فیلم های آمریکایی (Amfest) در مسکو بوده است. این فستیوال که بخشی از آن توسط سفارت ایالات متحده در مسکو حمایت مالی می شود، فیلم های آمریکایی را که بر پردۀ سینماهای بزرگ مسکو نمی آیند، برای روس ها به نمایش می گذارد. این فستیوال تعداد بسیاری از فیلم های مستند را نیز شامل می شود. از آن جمله اند، آب های رنج آور، حکایت دو فرد را که در سال 2005 گرفتارکاترینا، طوفانی که سواحل خلیج ایالات متحده را به ویرانی کشید، شدند بازگویی می کند؛ و رزمجوی زباله ها، حکایت فعالیت های مردی در ایالت نیومکزیکو است که برای تصویب قانونی تلاش می کند که او را به ساختن خانه های پایدار با استفاده از لاستیک، قوطی، و شیشه های دور انداخته شده قادر سازد. کارگردان ها در این فستیوال شرکت می جوید و در مورد فیلم های خود با بینندگان بحث و گفتگو می کنند.
هیسمن گفت: "مردم در مورد اینکه چگونه فیلم ها موجب تغییراتی در زندگی آنها شده اند ساعت ها با کارگردان ها صحبت می کنند."
این فستیوال مردم را از منطقۀ بزرگ مسکو، و همچنین دانشجویانی را که برای دیدن فیلم ها به شهر می آیند، به خود جذب می کند. برخی اوقات، شعاع فرارسی Amfest به جوامع مجاور که ممکن است ارزشی برای یک فیلم ویژه داشته باشند، گسترش می یابد. برای نمونه، نمایش اینجا و اکنون، داستان یک زوج پیش و پس از عمل پیوند حلزون گوش، گروهی از روس های ناشنوا را از وجود چنین درمانی آگاه ساخت. شخصیت های فیلم ناشنوا به دنیا آمده بودند و عمل پیوند حلزون گوش دنیای جدید و شنوایی را برای آنها به وجود آورد.
برای انتخاب فیلم های فستیوال، هیسمن ارزش آموزشی آنها را با توجه به دیدگاه هایی که فیلم ها از زندگی به سبک آمریکایی به بینندگان روسی ارائه می دهد، در نظر می گیرد. ولی تصمیم او برای به نمایش گذاشتن فیلم ها تنها برمبنای پیامی که همراه دارند گرفته نمی شود.
هیسمن گفت: "این فیلم ها کارهای هنری هستند. هدف آنها در حین تبلیغاتی و آموزشی بودن، تنها آموختن نیست. این بخش بسیار زیبایی از فیلمسازی است، ولی هدف اصلی این فیلم ها روایت یک داستان زیباست."
هیسمن علاقۀ زیادی به گسترش دادن Amfest در جهت فرارسی به بینندگان بیشتر دارد.
او گفت: "من فکر می کنم که این فستیوال اثر قابل توجهی بر کسانیکه این فیلم ها را دیده اند، داشته است. اگر فرصت های بیشتری به منظور به نمایش گذاشتن فیلم ها برای تعداد نفر بیشتری وجود می داشت برای هر دو طرف جالب بود."