20 می 2009
گزیده ای از سخنان پرزیدنت اوباما ونتانیاهو، نخست وزیر اسراییل
آغاز متن
کاخ سفید
دفتر وزیر مطبوعات
18 مه 2009
گزیده ای از سخنان پرزیدنت اوباما ونتانیاهو، نخست وزیر اسراییل
در فرصت گفتگو با مطبوعات
دفتر کار رئیس جمهوری
(آغاز گزیده ها)
پرزیدنت اوباما: خوب، گوش کنید، من ابتدا می خواهم از نخست وزیر نتانیاهو به خاطر این دیدار تشکر کنم. من فکر می کنم که ما چند رشته گفتگوهای بی نهایت ثمربخش، نه تنها میان خودمان، بلکه در سطح کارکنان و سازمانها داشتیم.
بدیهی است که این بازتابی از مناسبات خارق العاده، مناسبات ویژه میان ایالات متحده و اسراییل است. اسراییل متحد پابرجای ایالات متحده است. ما دارای روابط تاریخی، پیوندهای عاطفی هستیم. اسراییل به عنوان تنها دموکراسی حقیقی خاورمیانه، برای مردم آمریکا مایۀ تحسین و سرچشمۀ الهام است.
یکی از حوزه هایی که در پیرامون آن صحبت کردیم، نگرانی عمیق ازبابت پیگیری بالقوۀ سلاح هسته ای به وسیلۀ ایران است. این موضوعی است که نخست وزیر اسراییل نگرانیهای خود را در بارۀ آن به صدای بلند ابراز داشته است، اما این یک نگرانی است که همۀ مردان و زنان هموطن او هم در سرتاسر طیف سیاسی در آن شریکند.
من به او نظر دولت خودمان را دایر بر این که ایران کشوری برخوردار از یک تاریخ خارق العاده و یک توان بالقوۀ خارق العاده است، و این که می خواهیم آنها عضو تمام عیار جامعۀ بین المللی و در موضع فراهم آوردن فرصت و رفاه برای مردم خود باشند، اما راه رسیدن به این هدفها پیگیری سلاح هسته ای نیست، خاطرنشان کردم. و من آنچه را به صورت علنی اظهار داشتم، در خلوت نیز به نخست وزیر نتانیاهو یاد آور شدم که دستیابی ایران به سلاح هسته ای نه تنها خطری برای اسراییل و ایالات متحده به شمار می رود، بلکه یک عامل عمیق برهم زنندۀ ثبات در مجموع جامعۀ بین المللی است و می تواند به یک مسابقۀ تسلیحاتی در خاورمیانه که برای همۀ اطراف ذینفع، از جمله خود ایران به طرز خارق العاده ای خطرناک خواهد بود، دامن زند.
ما در حال در گیری در فرایندی برای برقراری ارتباط با ایران و متقاعد ساختن آنها به این واقعیت هستیم که پیگیری سلاح هسته ای به سودشان نیست و باید مسیر حرکتشان را تغییر دهند. اما به نخست وزیر نتانیاهو اطمینان دادم که ما مبادرت به یک رشته اقدامات، از جمله تحریم های نیرومند تر بین المللی را برای حصول اطمینان ازاین که ایران جدی بودن ما را درک می کند، منتفی نمی دانیم. و بدیهی است که نخست وزیر نیز جدی بودن خود را در ارتباط بااین موضوع مورد تأکید قرار داد. من به او فرصت می دهم تا خودش در بارۀ این موضوع صحبت کند.
ما همچنین بحث های وسیعی پیرامون امکانات ازسرگیری جدی مذاکرات در بارۀ مسائل میان اسراییل و فلسطینی ها داشتیم. من پیش از این گفته ام و اکنون نیز تکرار می کنم که به اعتقاد من دستیابی به راه حل ایجاد دو کشور به گونه ای که اسراییلی ها و فلسطینی ها در صلح و امنیت کنار هم زندگی کنند، نه تنها به سود فلسطینی ها است، بلکه به مصلحت اسراییلی ها، ایالات متحده و جامعۀ بین المللی نیز هست.
نخست وزیر نتانیاهو: پرزیدنت اوباما، سپاس مرا بپذیرید. به خاطر ابراز دوستی به اسراییل و ابراز دوستی به شخص من از شما متشکرم. شما رهبر بزرگی هستید – رهبر بزرگی برای آمریکا، رهبر بزرگی برای دنیا، دوست بزرگی برای اسراییل، کسی که به طرز حادی از نگرانیهای امنیتی ما آگاه است. و تمامی مردم اسراییل از این بابت قدردان هستند و من از جانب آنها صحبت می کنم.
ما پیش از این یکدیگر را دیده ایم، ولی این نخستین باری است که به عنوان رئیس جمهوری و نخست وزیر دیدار می کنیم. بنا بر این، من بخصوص از تاکید شما در بارۀ مناسبات ویژه میان اسراییل و ایالات متحده خشنودم. ما دارای هدف های یکسانی هستیم و با خطرهای مشابهی نیز مواجهیم. هدف مشترک صلح است. همه مردم در اسراییل، و نیز در ایالات متحده خواستار صلحند. خطر مشرکی که در پیش روی ماست؛ رژیم ها و سازمانهای تروریستی هستند که می خواهند صلح را مختل کنند و مردم ما و شما هر دو را به مخاطره اندازند.
در این زمینه بدترین خطری که ما با آن ربروهستیم این است که ایران به توانایی های نظامی هسته ای دست یابد. ایران به شکلی علنی خواستار نابودی ماست، که با هیچ معیاری پذیرفتنی نیست.ایران کشورهای میانه رو عرب را در خاورمیانه تهدید می کند. ایران منافع آمریکا را در سراسر جهان در معرض تهدید قرار می دهد. اما اگر ایران به سلاح های هسته ای دست یابد، می تواند یک چتر هسته ای برای تروریست ها فراهم کند، یا بدتر از آن، عملا می تواند سلاح های هسته ای در اختیار تروریست ها بگذارد.
بنا بر این در این زمینه، آقای رئیس جمهوری، من از بابت تعهد نیرومند شما برای حصول اطمینان ازاین که ایران به توانایی هسته ای دست نیابد و همچنین از اظهارات شمارا دایر بر نگاهداشتن همۀ گزینه ها بر روی میز بسیار قدردان هستم.
من در علاقه مندی شما برای پیشبردن فرایند صلح بشدت شریکم و میل دارم فرایند صلح را با فلسطینی ها بی درنگ آغاز کنم. من میل دارم، اگر ما بتوانیم، آقای رئیس جمهوری، دایرۀ صلح را وسعت بخشم و دیگران را نیز در دنیای عرب مشمول آن سازم – پس این، امکان صلح با تمامی جهان عرب (نامسموع) نیست که شخص بگذارد از دست برود.
من می خواهم این نکته را روشن سازم که ما میلی به حکومت بر فلسطینی ها نداریم. ما می خواهیم با آنها در صلح به سر بریم. ما می خواهیم که آنها، بدون داشتن قدرتهای معدودی که ممکن است کشور اسراییل را به مخاطره اندازند، بر خودشان حکومت کنند. و برای این منظور باید هدف روشنی وجود داشته باشد. هدف باید پایان دادن به مناقشه باشد. در اینجا تن دادن به سازشهایی هم از طرف اسراییلی ها و هم از سوی فلسطینی ها لازم است. ما برای ادای سهم خود آماده ایم. امیدواریم که فلسطینی ها نیز سهم خود را ادا کنند. اگر ما مذاکرات را از سر گیریم، چنانکه باید بگیریم، فلسطینی ها باید اسراییل را به عنوان یک دولت یهود به رسمیت بشناسند؛ همچنین باید اسراییل را به داشتن وسایل دفاع از خود قادر سازند. و اگر آن شرایط بر آورده شوند، اگر امنیت اسراییل، مشروعیت همیشگی آن رعایت و شناخته شود، در آن صورت من فکر می کنم ما می توانیم ترتیباتی را در نظر بگیریم که فلسطینی ها و اسراییلی ها در کنارهم با برخورداری از منزلت، امنیت و صلح زندگی کنند.
(پایان گزیده ها)
گزیده هایی از گفتگوی پرزیدنت اوباما و نخست وزیر نتانیاهو با مطبوعات
18 مه 2009
(آغاز گزیده ها)
پرسش: شما و نخست وزیر نتانیاهو هر دو به تفصیل در بارۀ برنامۀ هسته ای ایران صحبت کردید. برنامۀ شما برای تعامل، سیاست شما در زمینۀ تعامل چه مدتی به طول خواهد انجامید؟ آیا ضرب الاجلی در کار هست؟
پرزیدنت اوباما: می دانید، من میل ندارم یک ضرب الاجل مصنوعی تعیین کنم. من فکر می کنم این موضوع حائز اهمیت است که ما بدانیم ایران در وسط انتخابات خود قراردارد. همانطور که من فکر می کنم همۀ شما به عنوان خبرنگاران سیاسی با موضوع آشنایی دارید، زمان انتخابات همیشه بهترین وقت برای به سرانجام رساندن کارها نیست.
انتخابات آنها در ماه ژوئن پایان خواهد یافت و ما امیدواریم که در آن هنگام یک جریان جدی تعامل بر قرار شود، ابتدا از طریق فرایند 1+5 که هم اکنون بر قرار است، و [سپس] به طور بالقوه از طریق گفتگوهای بیشتر میان ایالات متحده و ایران.
همانطور که قبلا هم متذکر شده ام، من معتقدم که این نه تنها به سود جامعۀ بین المللی است که ایران سلاح های هسته ای تولید نکند، بلکه اعتقاد راسخ من این است که عدم تولید سلاح های هسته ای به سود ایران هم هست، چون این کاربه یک مسابقۀ تسلیحاتی در خاورمیانه دامن خواهد زد که از جمیع جهات به طرز عمیقی برهم زنندۀ ثبات است. ایران می تواند با وسایل دیگر منافع خود، جلب احترام بین المللی و رفاه مردمش را تأمین کند و من آماده ام تا آنچه را که معتقدم استدلال قانع کننده ای است، دایر بر این که مسیر متفاوتی باید در پیش گرفته شود، ارائه دهم.
نکته ای که ما از آن آگاهیم این است که حداقل، تاریخ مذاکرات با ایران نشان می دهد که ممکن است گفتگوهای زیادی صورت گیرد ولی با اقدام عملی دنبال آن نشود. به همین دلیل فکر می کنم این از نظر ما حائز اهمیت است که ضرب الاجل مصنوعی تعیین نکنیم، که متوجه باشیم که قصد ادامۀ بی پایان گفتگوها را نداریم. ما وضعیتی به وجود نخواهیم آورد که گفتگوها به صورت بهانه ای برای عدم اقدام در آید و در همان حال ایران به تولید یک [ابزار] هسته ای – و استقرار یک سلاح هسته ای ادامه دهد. این چیزی است که اسراییل آشکارا نسبت به آن احساس نگرانی می کند، ولی همچنین یک موضوع نگران کننده برای ایالات متحده و مجموع جامعۀ بین المللی است.
انتظار من این است که اگر ما بزودی، اندکی بعد از انتخابات ایران گفتگوها را آغاز کنیم، تا پایان سال می توانیم درک نسبتا خوبی از این که آیا آنها درجهت درستی حرکت می کنند و این که آیا اطراف در گیر[در گفتگو] در حال پیشرفت هستند و حسن نیتی برای حل اختلافات وجود دارد یا نه، داشته باشیم. این بدان معنا نیست که همۀ مسائل تا آن هنگام حل خواهند شد، بلکه به این معنی است که ما احتمالا خواهیم توانست تا پایان سال [نتیجۀ] این رویکرد را بسنجیم و ارزیابی کنیم.
پرسش: از شما سپاسگزارم، آقای رئیس جمهوری. آیا نگران نیستید که دراز شدن دست شما از طرف افراط گرایان نظیراحمدی نژاد، نصرالله و مشعل به ضعف تعبیر شود؟ و از آنجا که همکاران من راجع به ضرب الاجل قبلا از شما پرسیده اند، اگر جریان تعامل با شکست مواجه شود، آنوقت چه می شود آقای رئیس جمهوری؟
پرزیدنت اوباما: این برای من روشن نیست که چرا دراز کردن دست از طرف من به ضعف تعبیر خواهد شد.
پرسش: یک مثال.
پرزیدنت اوباما: ببخشید؟
پرسش: مثالِ قطر. آنها ترجیح می دادند که با شما در یک طرف باشند، وسپس به سمت افراط گرایان، به سمت ایران رفتند.
پرزیدنت اوباما: آه، بله، من در بارۀ آن تعبیر مطمئن نیستم. نگاه کنید. تنها کمی بیشتر از صد روز، نزدیک به چهارماه، از دورۀ تصدی ما می گذرد. ما یک اصل روشن را ارائه داده ایم دایر بر این که در جایی که بتوانیم مسائل را از راه دیپلماسی حل کنیم، باید به چنین کاری دست بزنیم. ما انتظار نداشتیم، فکر نمی کنم کسی در جامعۀ بین المللی و کسی در خاورمیانه انتظار داشته باشد، که خصومت و سوء ظن سی ساله میان ایران و ایالات متحده ظرف چهارماه رفع شود. بنابر این ما فکر می کنیم که برای ما بسیار حائز اهمیت است که فرصتی برای این کار ایجاد کنیم.
اکنون، متوجه باشید که علت این که انتخاب یک رویکرد دیپلماتیک برای ما تا این اندازه اهمیت دارد این است که رویکردی که ما با پشت کردن به دیپلماسی اختیار کرده بودیم با موفقیت روبرو نشد. هیچکس این موضوع را انکار نمی کند. حماس و حزب الله نیرومند تر شدند. ایران بدون مانع به پیگیری کار خود برای دستیابی به توانایی های هسته ای ادامه داده است. بنا براین خودداری از مذاکره کارساز نبود. این چیزی است که آزموده شده است. پس کاری که ما خواهیم کرد آزمودن چیز تازه ای است، که عملا تعامل با ایران و برقراری ارتباط با آن است.
موضوع حائز اهمیت حصول اطمینان از این موضوع است که یک جدول زمانی مشخصی وجود داشته باشد، که بر اساس آن ما بگوییم به نظر نمی رسد این گفتگوها به هیچ پیشرفت جدی بیانجامد. این چیزی است که قبلا آزموده نشده است، بنا بر این ما نمی توانیم پیشداوری کنیم، اما همانطور که گفتم، در پایان سال ما باید استنباطی از این که آیا گفتگوها شروع به دادن نتایج مهمی کرده اند، آیا ما شاهد آغاز حرکتی جدی از طرف ایرانیها هستیم، داشته باشیم.
اگر این امر اتفاق نیفتد، آنگاه جامعۀ بین المللی خواهد دید که این ایالات متحده، یا اسراییل یا کشورهای دیگر نیستند که می خواهند ایران را منزوی و قربانی کنند، بلکه این ایران است که با عدم تمایل به درگیر شدن در مذاکرات جدی برای این که چگونه می توانند بدون تهدید امنیت دیگران امنیت خود را حفظ کنند، باعث انزوای خودشان می شوند – و مآلا این آن چیزی است که ما در پی دست یافتن به آن هستیم.
ما میل داریم به وضعیتی برسیم که در آن همۀ کشورهای منطقه بتوانند توسعه اقتصادی و برقراری مناسبات بازرگانی را بدون این که مردمشان در معرض تهدید بمب و نابودی قرار گیرند، پی گیری کنند.
این آن چیزی است که من فکری می کنم مورد علاقۀ نخست وزیر باشد، این آن چیزی است که موردعلاقۀ من است و من امیدوارم که سرانجام همان چیزی هم باشد که مقامات حاکم در ایران نیز به آن علاقه مند هستند.
پرسش: آقای رئیس جمهوری، نخست وزیر اسراییل و دولت اسراییل در موارد بسیاری، در برخی موارد، گفته اند که اگر فقط تهدید ایران رفع شود، آنها می توانند در ارتباط با تهدید از جانب فلسطینی ها به طور جدی پیشرفت کنند. آیا شما با این نوع برقراری ارتباط موافقید؟
و خطاب به نخست وزیر اسراییل، شما در بارۀ مسیر سیاسی صحبت می کردید. آیا شما آماده اید در آیندۀ نزدیک بر اساس راه حل دوکشور وارد مذاکرات تعیین وضعیت نهایی، نظیر مرزها، نظیر بیت المقدس بشوید؟ و آیا شما هنوز چنین ارتباطی را بین تهدید از جانب ایران و توانایی خود برای پیشرفت در زمینۀ تهدید از جانب فلسطینی ها برقرار می کنید؟
پرزیدنت اوباما: خوب، بگذارید من این نکته را بگویم. شکی نیست که برای هردولت اسراییلی که باشد مذاکره، در وضعی که آنها احساس خطری فوری می کنند، دشوار است. و من این موضوع را قبلا هم گفته ام. من نگرانی اسراییل را از بابت امکان دستیابی ایران به سلاح هسته ای، وقتی که رئیس جمهوری آن کشور در گذشته گفته است اسراییل نباید وجود داشته باشد، درک می کنم. این سخن رهبر هر کشوری را دچار تامل می کند.
با ذکر این موضوع، اگر ارتباطی میان ایران و فرایند صلح اسراییل –فلسطین برقرار شود، من شخصا معتقدم که این عملا جریان متفاوتی پیدا می کند. من فکر میکنم تا آنجا که ما بتوانیم میان فلسطینی ها -- میان فلسطینی ها و اسراییلی ها صلح برقرار کنیم، در آن صورت این کار دست ما را در جامعۀ بین المللی برای مقابله با تهدید بالقوۀ ایران قوی می کند.
پس از اشاره به این نکته، من فکر می کنم که مقابله با تهدید بالقوۀ ایران کاری است که ما حتی اگر صلحی هم میان فلسطینی ها و اسراییل برقرار شده بود می بایست انجام می دادیم. و من فکر می کنم که پیگیری صلح اسراییل – فلسطین چیزی است که به سود منافع ملی اسراییل و ایالات متحده است، حتی اگر ایران هم همچنان دستیابی به سلاح هسته ای را تعقیب کند. هر دو موضوع واجد اهمیت اند.
و ما باید جسورانه در هر دو جبهه حرکت کنیم . و به نظر من بر اساس صحبتهایی که با نخست وزیر نتانیاهو داشتم، او هم فکر می کند که هردو موضوع حائز اهمیت اند. و این بدان معنی نیست که او ، همانطور که باید هم چنین باشد، این محاسبۀ این که بعضی از فوری ترین تهدیدها نسبت به امنیت اسراییل چیست نمی کند، و موضوع برای من قابل درک است.
اما، نگاه کنید، تصورش را بکنید که اگر در واقع ما در مسیر [صلح] فلسطین - اسراییل، در جهتی که به مردم فلسطین امیدواری ببخشد حرکت کنیم، تا چه حد از توانایی شیطنت حزب الله و حماس کاسته می شود. و اگر حزب الله و حماس تضعیف شوند، تصورش را بکنید تا چه اندازه توانایی شیطنت ایران نیز تقلیل خواهد یافت. وعکس این جریان هم مصداق دارد.
منظور من این است که این مسائل به طرز آشکاری به هم وابسته اند، اما هریک از آنها به طور جداگانه اهمیت دارند. و من مطمئنم که ایالات متحده در همکاری با اسراییل می تواند در هر دو جبهه پیشرفت کند.
پرسش: متشکرم.
نخست وزیر نتانیاهو:
ما گفتگوهایی داشتیم که به طرز خارق العاده ای دوستانه و سازنده بودند و من به این مناسبت نسبت به رئیس جمهوری احساس حق شناسی بزرگی دارم. ما می خواهیم صلح را پیش ببریم و ما می خواهیم تهدید های بزرگ را خنثی کنیم.
ارتباطی از نظر سیاسی وجود ندارد، و این چیزی است که من اظهار آن را از طرف رئیس جمهوری می شنوم و این آن چیزی است که من هم آن را می گویم. و من همیشه گفته ام که ارتباط سیاسی میان پیگیری همزمان صلح میان اسراییل و فلسطینی ها و بقیۀ دنیای عرب، و کوشش برای رفع تهدید یک بمب هسته ای وجود ندارد.
ارتباطی که وجود دارد غیر رسمی است. رئیس جمهوری در بارۀ یکی از آنها صحبت کرد. واگر ما به صلح میان اسراییل و فلسطین دست یابیم، این امر به طور آشکار به متحد ساختن یک جبهۀ وسیع علیه ایران کمک می کند. و اگر ایران به قدرت هسته ای تبدیل شود، این امر پیشرفت به سوی صلح را در معرض تهدید قرار خواهد داد، موجب بی ثباتی تمامی منطقه خواهد شد و موافقتنامه موجود صلح را به مخاطره خواهد انداخت.
بنابر این موضوع برای ما بسیار روشن است. من فکر می کنم در عمل – ما فقط از نزدیک به آن نگاه نمی کنیم، ما دقیقا چشم در چشم آن دوخته ایم –به این معنی که ما می خواهیم همزمان و سپس به طور موازی در دوجبهه حرکت کنیم: جبهۀ صلح و جبهۀ جلوگیری از دستیابی ایران به توانایی هسته ای.
در جبهۀ صلح، به اعتقاد من آنچه اهمیت دارد از سر گرفتن هرچه زودتر مذاکرات صلح است و نظر من این است که آنچه واجد اهمیت بیشتری است اصل و ماهیت موضوع و آنچه که کمتر اهمیت دارد تعیین اصطلاحی برای آن است. و من از خودم می پرسم که ما کار را به کجا می رسانیم؟ اگر ما وضع را با چیزی مثل یک غزه دیگر پایان دهیم – و رئیس جمهوری برای شما توضیح داد که راکتهایی از غزه در حال فرو باریدن هستند- این چیزی است که ما نمی خواهیم اتفاق بیفتد چون وجود یک پایگاه ترور درنزدیکی شهرهای ما– موجب شناسایی اسراییل نمی شود بلکه دعوتی به نابودی اسراییل است، و دعوت به نابودی ما و خواستار شدن نابودی ما را نمی توان استدلالی برای صلح تلقی کرد.
با این همه، اگر فلسطینی ها اسراییل را به عنوان یک دولت یهودی به رسمیت بشناسند، اگر آنها – اگر آنها با ترور مبارزه کنند، اگر آنها فرزندانشان را برای صلح و برای آینده ای بهتر تربیت کنند، آنگاه در باور من ما می توانیم به یک راه حل جدی برسیم و راه حلی که به دو ملت امکان می دهد تا در کنار هم، در صلح و امنیت و رفاه بیشتر به سر برند، زیرا من از معتقدان جدی این ترتیب هستم.
بنابر این من فکر می کنم اگر ما به تفاهمی جدی برسیم، نامگذاری و اصطلاح [برای این ترتیب] خود به خود صورت خواهد گرفت. و من بر این عقیده ام که ما می توانیم در این جهت پیشرفت کنیم. آقای رئیس جمهوری، من اعتماد فراوانی به رهبری شما و دوستی شما نسبت به خودم و به تلاش شما در راه صلح و امنیت دارم. و پاسخ این است که صلح و امنیت به هم وابسته اند و هر دو همراه یکدیگر فرا می رسند. آنها جدایی ناپذیرند.
و من چشم انتظار همکاری با شما برای تحقق بخشیدن به هردو هستم.
پرزیدنت اوباما: از همه سپاسگزارم.
(پایان گزیده ها)
پايان متن