View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

30 مارچ 2009

سخنان پرزیدنت اوباما در بارۀ - یک برنامۀ جدید راهبردی برای افغانستان و پاکستان

کاخ سفید - دفتر وزیر مطبوعات

 

آغاز متن

27 مارس 2009

سخنان پرزیدنت اوباما در بارۀ - یک برنامۀ جدید راهبردی برای افغانستان و پاکستان

تالار 450

ساختمان اجرایی دوایت آیزنهاور

ساعت 9:40  صبح به وقت شرق آمریکا

صبح بخیر. خواهش می کنم بنشینید.

پیش از  شروع، بگذارید قبل از هرچیز از همۀ شما سفیران عالی مقامی که در اینجا حضور دارید سپاسگزاری کنم. من همچنین مایلم از پرسنل کشوری و نظامی که در آستانۀ اعزام به منطقه هستند قدردانی به عمل آورم. و من نسبت به همۀ شما به خاطر کوشش خارق العادتان حق شناس هستم.

میل دارم از ژنرال پترایس، که در اینجا حاضر است، که در فرماندهی مرکزی ازعهدۀ  کار برجسته ای که مورد قدردانی ماست برآمده است، تشکر کنم. همچنین می خواهم از بروس – او در همینجا حضور دارد – که به طرز دامنه داری روی بازنگری برنامۀ راهبردی ما کار کرده است قدردانی به عمل آورم.  می خواهم از کارل آیکنبری، که در این جمع حاضر است، و سفیر تعیین شدۀ ما در افغانستان است سپاسگزاری کنم.   و تشکراتم را به گروه امنیت ملی ما به خاطر کوشش برجسته شان ابلاغ دارم.

 امروز من یک برنامۀ راهبردی جامع و جدید را برای افغانستان و پاکستان اعلام می کنم. این اعلام در حکم نتیجه گیری یک بازنگری - تحت هدایت بروس - است که من به محض شروع دورۀ تصدی خود فرمان آن را صادر کردم.  دولت من نظرات فرماندهان نظامی و دیپلماتها را شنیده است. ما با دولتهای افغانستان و پاکستان، با شرکای خود، متحدان ناتو؛ با دیگر اهداء کنندگان کمک و سازمانهای بین المللی مشورت کرده ایم. و همچنین با شماری از اعضای کنگره، اینجا در داخل کشور در این زمینه مشغول همکاری بوده ایم.  اکنون، من می خواهم به وضوح و صراحت با مردم آمریکا سخن بگویم.

وضع به طرز روزافزونی مخاطره آمیز است. هفت سال از زمانی که طالبان از قدرت به زیر کشیده شد گذشته است؛ با وجود این جنگ همچنان باشدت ادامه دارد و شورشیان بخش هایی از افغانستان و پاکستان را زیر کنترل دارند. حملات علیه سربازان ما، متحدان ناتو و دولت افغنستان به گونه ای مستمر افزایش یافته است و دردناکتر از همه این که سال 2008 مرگبارترین سال برای نیروهای آمریکایی بوده است.

بسیاری افراد در ایالات متحده و در کشورهایی که آنهمه  فداکاری کرده اند پرسش ساده ای دارند. قصد ما در افغانستان چیست؟ آنها می پرسند، بعد از گذشت این همه سال، چرا مردان و زنان ما همچنان در افغانستان می جنگند و به هلاکت می رسند؟ آنها سزاوار دریافت یک پاسخ صریح هستند.

پس بگذارید با صراحت صحبت کنیم: القاعده و متحدانش – تروریستهایی که حملات 11 سپتامبر را برنامه ریزی کردند—در افغانستان و پاکستان حضور دارند. برآوردهای متعدد اطلاعاتی هشدار داده اند که القاعده از پناهگاه امن خود در پاکستان به صورت فعال در حال برنامه ریزی برای حملات جدیدی در سرزمین ایالات متحده است. و اگر دولت افغانستان به دست طالبان سقوط کند، یا اجازه دهد چالش القاعده بدون پاسخ باقی بماند- آن کشور باردیگر به صورت پایگاهی برای تروریستهایی در خواهد آمد که قصد دارند تعدادی هرچه بیشتر از مردم را به قتل برسانند.

آیندۀ افغنستان به طرز جدایی ناپذیری به آیندۀ همسایۀ آن، پاکستان، وابسته است. طی مدتی نزدیک به هشت سال که از 11 سپتامبر می گذرد، القاعده و متحدان افراط گرایش در امتداد  مرز به دورترین نقاط  مرزی پاکستان نقل مکان کرده اند. این بی شک تقریبا دستگاه رهبری القاعده: اسامه بن لادن، ایمن الظواهری را نیز در بر می گیرد. آنها از این سرزمین کوهستانی به عنوان پناهگاه امنی برای پنهان شدن، آموزش تروریستها، برقراری ارتباط با پیروان خود، توطئه چینی برای حمله و اعزام جنگجویان برای پشتیبانی از شورشیان در افغانستان سود جسته اند. برای مردم آمریکا، این ناحیۀ مرزی به  خطرناکترین نقطۀ جهان تبدیل شده است.

اما این تنها یک مسئلۀ آمریکایی نیست – و بسیار ازاین که چنین مسئله ای باشد دور است، برعکس یک چالش بین المللی امنیتی از شدید ترین انواع آن است. حملات تروریستی در لندن و در بالی، و به همان نحو حملات انجام شده درشمال آفریقا، خاورمیانه ، در اسلام آباد و در کابل،  با القاعده و متحدانش در پاکستان در ارتباط بوده اند. اگر حملۀ عمده ای به یک شهر آسیایی، اروپایی یا آفریقایی نیز به وقوع بپیوندد، به احتمال قوی با دستگاه رهبری القاعده در پاکستان پیوند دارد. اینجا پای امنیت مردم درسرتاسر دنیا در میان است.

برای مردم افغانستان افتادن مجدد دولت به دست طالبان کشور آنها را به یک حکومترانی خشونت بار، انزوای بین المللی، اقتصاد فلج شده، انکار حقوق بشر از مردم افغانستان؛ بویژه زنان و دختران، محکوم خواهد ساخت. بازگشت نیرومندانۀ تروریست های القاعده که هستۀ اصلی دستگاه رهبری طالبان را همراهی می کنند، افغانستان را به زیر سایۀ خشونت دائمی خواهد افکند.

بزرگترین مسؤولیت من به عنوان رئیس جمهوری محافظت از مردم آمریکا است. ما به خاطر کنترل افغانستان یا تعیین آیندۀ آنها به میل خود، در آن کشور حضور نداریم. ما  برای مقابله با یک دشمن مشترک که ایالات متحده، دوستان و متحدان ما، مردم افغانستان و پاکستان را که بیش از همه از دست افراط گرایان خشونت طلب رنج برده اند، در افغانستان حضور داریم.

بنا بر این من میل دارم مردم آمریکا متوجه شوند که ما یک هدف روشن و کانونی را دنبال می کنیم: برهم زدن، برچیدن، و شکست القاعده در پاکستان و افغانستان و جلوگیری از بازگشت آن به هریک از آن دوکشور در آینده. این هدفی است که باید به آن تحقق بخشید. این آرمانی است که چیزی از آن عادلانه تر نمی توان یافت. و برای تروریستهایی که با ما به مخالفت برخاسته اند، من پیام مشابهی دارم: ما شما را شکست خواهیم داد.

برای دستیابی به این هدفهای ما به یک برنامۀ راهبردی نیرومندتر؛ هوشمندانه تر و جامع تر نیازداریم. برای متمرکز ساختن توجه خود بر بزرگترین دشمنی که ما را تهدید می کند، آمریکا نباید هیچ منبعی را از افغانستان به سبب جنگ در عراق دریغ دارد. برای تقویت دادن ارتش، حکومترانی و ظرفیت اقتصادی افغانستان و پاکستان، ما باید هدایت پشتیبانی بین المللی را به عهده گیریم. و برای شکست دادن دشمنی که به هیچ مرز و به هیچیک از قوانین جنگی پایبند نیست، ما باید وجود یک پیوند اساسی را میان آیندۀ افغانستان و پاکستان مورد تصدیق قرار دهیم ، به همین سبب من سفیر ریچارد هولبروک را- که در اینجا حضور دارد -  برای خدمت به عنوان فرستادۀ ویژه در هردو کشور و همکاری با ژنرال پترایس برای یکپارچه ساختن مساعی کشوری و نظامی منصوب کردم.

بگذارید به راهی که در پاکستان در پیش است بپردازم. ایالات متحده احترام عظیمی برای مردم پاکستان قائل است. آنها دارای تاریخی غنی هستند و برای بر پا نگهداشتن دموکراسی خود با دشواریهای طولانی دست به گریبان بوده اند. مردم پاکستان همان چیزی را می خواهند که مورد درخواست ماست: دسترسی به خدمات اساسی، فرصت برای تحقق بخشیدن به رویاهای خود، و امنیت که تنها همراه با حکومت قانون می آید. بزرگترین خطری که این آینده را تهدید می کند به تنهایی از ناحیۀ القاعده و متحدان افراط گرای آن برمی خیزد و به همین سبب است که ما باید دست در دست هم بگذاریم.

تروریست های درون مرزهای پاکستان تنها دشمن مردم آمریکا یا افغانستان نیستند، آنها خطر جدی و فوری برای مردم پاکستان نیز به شما می روند. القاعده و افراط گرایان دیگر از هنگام وقوع 11 سپتامبر تا کنون چندین هزار پاکستانی را به هلاکت رسانده اند. آنها تعداد فراوانی سرباز و پلیس پاکستانی را کشته اند. آنها بی نظیر بوتو را به قتل رساندند. آنها ساختمانها را منفجر کردند و موجب آشفتگی و به هم خوردن سرمایه گذاری ها شدند. اشتباه نکنید: القاهده و متحدان افراط گرای آن سرطانی هستند که خطر هلاک ساختن مردم پاکستان را ازداخل با خود همراه دارند.

درک این نکته که پاکستان به کمک ما برای تعقیب القاعده نیاز دارد از طرف مردم آمریکا حائز اهمیت است.  این کار ساده ای نیست. مناطق قبیله ای وسیع و صعب العبورند و دولتی در آنجا حضور ندارد. به همین سبب است که ما باید کمک نظامی خود را بر ابزارها، تدارک آموزش، و ارائۀ پشتیبانی مورد نیاز پاکستان برای ریشه کن ساختن تروریست ها متمرکز سازیم. و بعد از سالیان دراز با نتایج بینابین، ما چک سفید در اختیار کسی قرار نخواهیم داد. پاکستان باید تعهد خود را به ریشه کن ساختن القاعده و افراط گرایان درداخل مرزهای خود به معرض نمایش بگذارد. و ما هنگامی که اطلاعاتی در بارۀ هدفهایی مربوط به تروریستها در سطوح بالا دراختیار داشته باشیم،  در مورد لزوم دست زدن به اقدام – به هر طریقی که ممکن است-  مصر خواهیم بود.

توانایی دولت به ازمیان بردن این پناهگاه های امن به قدرت و امنیت خود  آن بستگی دارد. به منظور یاری دادن به پاکستان برای از سر گذراندن بحران اقتصادی، ما باید به همکاری  با صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و دیگر شرکای بین المللی ادامه دهیم. برای کاستن از تنش میان دوهمسایۀ مجهز به سلاح اتمی که غالبا در حال شدت عمل و مقابله جویی قرار دارند، ما باید دیپلماسی سازنده را با هند و پاکستان، هردو، دنبال کنیم. برای احتراز از اشتباهات گذشته ما باید این نکته را روشن سازیم که روابط ما با پاکستان بر حمایت از نهادهای دموکراتیک آن کشور و مردم پاکستان استوار است. و برای نشان دادن تعهدی پایدار هم از طریق عمل و هم گفتار، ما باید برای ایجاد فرصتی پایدار به پا خیزیم.

مبارزه علیه افراط گرایی تنها با گلوله و بمب به موفقیت نمی رسد. القاعده چیزی جز ویرانی به مردم پاکستان عرضه نمی کند. ولی ما برای منظور متفاوتی به پا برخاسته ایم. من کنگره  را به تصویب لایحه ای که بانیان مشترک آن جان کری و ریچارد لوگر هستند به منظور اختصاص سالانۀ 1.5 میلیارد دلار برای حمایت مستقیم از مردم پاکستان به مدت پنج سال، با پشتیبانی هردوحزب فرامی خوانم – این منبعی است که با استفاده از آن می توان مدرسه و راه و بیمارستان ساخت و دموکراسی پاکستان را تحکیم بخشید. من همچنین کنگره را به گذراندن لایحه ای به ابتکار مشترک کریس وان هلن و پیترهوکسترا، برای ایجاد مناطق ارائه کنندۀ فرصت در نواحی مرزی به منظور تامین توسعۀ  اقتصادی وبازآوردن امید به نقاط  دستخوش خشونت، دعوت می کنم. و ما از متحدان و دوستان خود نیز خواهیم ساخت که سهم خود را، از جمله در کنفرانس اهداء کنندگان کمک، ماه آینده در توکیو ادا کنند.

من این پشتیبانی را بدون آنکه در آن تامل کرده باشم تقاضا نمی کنم. ما با دورانی چالش انگیز روبرو هستیم که منابع به آسانی در دسترس قرار ندارند.  اما مردم آمریکا باید متوجه باشند که این پیش قسطی برای آیندۀ خود ماست، زیرا امنیت کشورهای ما یک امر مشترک است.  دولت پاکستان باید شریک نیرومند تری برای ویران ساختن این پناهگاه های امن باشد و ما باید القاعده را از مردم پاکستان منزوی کنیم.

همچنین برداشتن این گامها درپاکستان برای کوشش های ما در افغانستان عاملی احتراز ناپذیر است، زیرا این کشور چنانچه شورشیان بتوانند آزادانه در امتداد مرزها در رفت و آمد باشند شاهد پایان یافتن خشونت نخواهد بود.

امنیت نیاز به درک تازه ای از مسؤولیت مشترک دارد. به همین سبب است که ما یک گفت وشنود مستمر  سه جانبه را میان ایالات متحده، افغانستان و پاکستان آغاز می کنیم. کشورهای ما به طور منظم با هم دیدار خواهند داشت و هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه و رابرت گیتس، وزیر دفاع، رهبری این کوشش ها را به عهده خواهند داشت. ما همراه یکدیگر باید تقسیم اطلاعات همکاری نظامی را در امتداد مرزها تقویت کنیم و در همان حال به نگرانیهای مشترک مانند بازرگانی؛ انرژی و توسعۀ اقتصادی بپردازیم.

این تنها بخشی از برنامۀ راهبردی جامع برای جلوگیری از تبدیل افغانستان به یک پناهگاه امن برای القاعده، همانگونه که قبل از 11 سپتامبر بود، به شمار می رود. برای توفیق، ما و متحدانمان باید موفقیتهای طالبان را وارونه سازیم و یک دولت تواناتر و پاسخگوتر را در افغانستان تقویت کنیم.

سربازان ما با شجاعت علیه یک دشمن بی رحم جنگیده اند. افراد غیرنظامی ما متحمل فداکاری های بزرگی شده اند. افغانها رنج برده اند و برای آیندۀ خود فداکاری کرده اند. مدت شش سال است که منابع مورد درخواست افغانستان به خاطر جنگ عراق از آن دریغ شده است. اکنون ما باید تعهد کنیم که می توانیم به هدفهای خود تحقق بخشیم.

من چندی پیش  فرمان اعزام 17 هزار سرباز را که مدتها است مورد تقاضای ژنرال مک کرنان بوده اند صادر کرده ام. این سربازان و تفنگداران دریایی علیه طالبان در جنوب وشرق خواهند جنگید و به ما امکان بیشتری برای مشارکت با نیروهای امنیتی افغنستان برای تعقیب شورشیان در امتداد مرز خواهند داد. این اقدام همچنین به تأمین امنیت پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در ماه اوت کمک خواهد کرد.

همزمان با این اقدامات، ما نقطۀ تاکید ماموریت خود را تغییر خواهیم داد و به تعلیم و افزایش تعداد نیروهای امنیتی افغانی خواهیم پرداخت تا سرانجام  بتوانند در کار امن کردن کشور خود نقش را به عهده بگیرند.  اینگونه است که افغان ها را برای مسئولیت پذیری برای  امنیت خودشان آماده خواهیم کرد، و نهایتا به این ترتیب قادر خواهیم شد سربازان خود را به کشور باز گردانیم.

 برای مدت سه سال، فرماندهان ما به وضوح نیازمندی خود را به منابع لازم  برای برنامه های تعلیماتی  بیان کرده اند، منابعی که به دلیل جنگ در عراق از آنها دریغ شده است. اکنون، این وضعیت تغییر پیدا خواهد کرد.  سربازان جدید اضافی که ما فرستاده ایم توانایی های آموزشی و تعلیماتی ما را هم اینک افزایش داده اند. در اواخر بهار امسال، ما تقریبا 4,000 سرباز آمریکایی را بمنظور آموزش نیروهای ارتش و پلیس افغانستان، به آن کشور خواهیم فرستاد. هر واحد آمریکایی در افغانستان با یک واحد افغانی به صورت مشارکت عمل خواهد کرد، و ما برای حصول اطمینان از این که هر واحد افغان از یک شریک وابسته به نیروهای ائتلافی برخوردار است، از متحدانمان در ناتو درخواست نیروهای تعلیماتی بیشتری خواهیم کرد. ما به تلاش هایمان برای ایجاد یک ارتش 134,000 نفره و نیروهای پلیس 82,000 نفرۀ افغان سرعت خواهیم بخشید تا بتوانیم تا سال 2011 به این اهداف دست یابیم- و به موازات پیشرفت برنامه های ما برای واگذاری مسئولیت تامین امنیت به افغان ها، احتمالا به افزایش نیروهای افغانی نیاز خواهد بود.

 این اقدام باید با افزایش قابل توجهی در تلاش های غیرنظامی مان همراه باشد. افغانستان یک دولت منتخب دارد، ولی در نتیجۀ فساد تحلیل متزلزل شده و در ارائه خدمات اولیه به مردم کشور با مشکلاتی روبرو است. اقتصاد در نتیجۀ رونق شدید تجارت مواد مخدر که تبهکاری را تشویق می کند و سرمایه شورشیان را تامین می کند، تضعیف شده است. مردم افغانستان در جستجوی نویدی برای یک آینده بهتر هستند. ولی یکبار دیگر ما شاهد تیره شدن امید به یک روز نو توسط خشونت و تردید بوده ایم.

 پس برای پیشبرد امنیت، فرصت و عدالت، نه تنها در کابل، بلکه در تمام استان های جنوب و شمال، از پایین به بالا، ما به کارشناسان کشاورزی، مربیان، مهندسان و حقوق دانان نیاز داریم. ما اینگونه می توانیم به دولت افغانستان یاری دهیم تا بتواند به مردم خود خدمت کند و اقتصادی را توسعه دهد که تحت تسلط قاچاق مواد مخدر قرار نداشته باشد. و به این دلیل است که من فرمان افزایش قابل توجه شمار افراد  غیر نظامیان خودمان را در محل صادر می کنم.  و به این دلیل است که ما باید پشتیبانی و حمایت غیر نظامی شرکا و متحدین خود، از سازمان ملل گرفته تا سازمان های امداد رسانی بین المللی، را جویا باشیم. این تلاشی است که کلینتون، وزیر امور خارجه هفته آینده در نشست لاهه  به آن ادامه خواهد داد.

 در حالیکه ما در یک بحران اقتصادی بسر می بریم، باور اینکه فقط می توانیم مبلغ کمی به این تلاش های غیر نظامی اختصاص دهیم، وسوسه کننده است. ولی اشتباه نکنید: اگر ما در آینده افغانستان و پاکستان سرمایه گذاری نکنیم، تلاش های ما با شکست روبرو خواهند شد. و به این دلیل است که بودجه من مشتمل بر سرمایه گذاری های واجب در  وزارت امور خارجه خودمان برای برنامه های کمک رسانی خارجی است. این سرمایه گذاری ها بار را از دوش نیروهای نظامی ما بر می دارد. آنها مستقیما به برقراری امنیت کمک می کنند. امنیت بیشتری برای مردم آمریکا به وجود می آورند؛ و در دراز مدت از هزینه کردن مبلغ هنگفتی جلوگیری می کنند، زیرا تعلیم به یک پلیس برای امن ساختن روستای خود، یا کمک به یک روستایی برای کاشتن یک محصول بسیار ارزان تر از اعزام  پی در پی سربازانمان به میدان جنگ بدون انتقال مسئولیت به دولت و مردم افغانستان است.

 درحالیکه ما این منافع را تامین می کنیم، دوران هزینه های غیر مسئولانه، قراردادهای بدون مناقصه، و  بازسازی های اسراف آمیز باید به پایان برسد. به این ترتیب، بودجۀ من پشتوانۀ مالی  برای یک بازرس کل قوی هم در وزارت امور خارجه و هم درآژانس توسعه بین المللی ایالات متحده را افزایش خواهد داد، و برای بازرسان کل ناظر بر بازسازی افغانستان نیز پشتوانۀ مالی  نیرومند فراهم خواهد کرد.

من می خواهم بروشنی بگویم: ما نمی توانیم فسادی را که ایمان مردم افغانستان به رهبرانشان را از میان برده است، نادیده بگیریم. به جای آن، ما به دنبال موافقتنامه جدیدی با دولت افغانستان خواهیم بود تا با رفتار فساد آمیز سختگیرانه برخورد  می کند، ضوابط  واضحی به وجود می آورد، معیارهایی برای کمک های بین المللی مشخص می کند تا از آنها برای برطرف کردن نیازهای مردم افغانستان استفاده شود.

  در کشوری با فقر مفرط که ده ها سال در جنگ بوده است، بدون مصالحه و آشتی بین دشمنان سابق نیز صلحی در میان نخواهد بود. من توهمی در مورد آسانی این کار ندارم. در عراق، ما در کار برقراری ارتباط  با دشمنان سابق بمنظور در انزوا گذاشتن القاعده در این کشور موفق بوده ایم. درافغانستان با در نظر داشتن اینکه کشوری سخت متفاوت از عراق است نیز باید روند مشابهی در پیش بگیریم.

 در میان طالبان هستۀ اصلی آشتی ناپذیری وجود دارد. با آنها باید با قدرت برخورد کرد، و آنها را باید شکست داد. ولی کسانی نیز هستند که به زور تهدید و اجبار و یا فقط به خاطر پول به این گروه پیوسته اند. این افغان ها باید راه انتخاب مسیر دیگری را داشته باشند. و به این دلیل است که ما با رهبران محلی، دولت افغانستان، و شرکای بین المللی همکاری خواهیم کرد تا یک روند مصالحه و آشتی در هر استان بر قرار کنیم. در حالیکه تعداد نفرات آن تدریجا کاهش می یابد، دشمنی که چیزی جز وحشت و سرکوبی برای مردم افغانستان به ارمغان نمی آورد باید در انزوای بیشتری قرار گیرد. و ما همچنان از مبادی اصلی حقوق بشر برای افغان ها، از جمله زنان و دختران حمایت خواهیم کرد.

 ما کورکورانه به ماندن در این جریان پافشاری نخواهیم کرد. در عوض ما معیارهای مشخصی را برای سنجیدن پیشرفت تعیین خواهیم کرد و خود را مسئول و پاسخگو خواهیم دانست؛ مرتبا تلاش هایمان را در تعلیم و تربیت نیروهای امنیتی افغانستان و پیشرفتمان را در مبارزه با شورشیان ارزیابی خواهیم کرد؛ میزان رشد اقتصاد و تولید مواد مخدر غیر قانونی افغانستان را اندازه خواهیم گرفت؛ و این موضوع را که آیا از ابزار و شیوه های  درست برای پیشرفت و دستیابی به اهدافمان بکار گرفته ایم یا نه، بررسی خواهیم کرد.

 هیچ یک از اقداماتی که من از آن ذکر کرده ام آسان نخواهد بود؛ هیچ یک نباید به تنهایی از سوی ایالات متحده به انجام رسد. در صورتی که افغانستان به هرج و مرج بازگردد و یا از عملیات القاعده ممانعت به عمل نیاید، جهان قادر به پرداخت بهای آن نخواهد بود. مسئولیت مشترک ما دست به اقدام زدن است، نه به این سبب  که ما فقط در پی قدرت نمایی هستیم، بلکه به این دلیل که موضوع صلح و امنیت خودمان به آن بستگی دارد؛ و چیزی که اکنون در میان است تنها امنیت خودمان نیست، این همان اندیشه ای است که کشورهای آزاد می توانند برای محافظت از امنیت مشترکشان دست به دست یکدیگر دهند. این موجب بنیانگذاری سازمان ناتو در شش دهه گذشته شد، و امروز باید هدف مشترک مان باشد.

 دولت من به تحکیم کردن سازمان های بین المللی و اقدامات جمعی متعهد است، و این پیامی است که من هفته آینده به اروپا خواهم برد. در حالیکه که ایالات متحده دست به اقدامات بیشتری  می می زند، ما از دیگران دعوت خواهیم کرد تا برای  ادای سهم خود به ما بپیوندند. ما از شرکا و متحدانمان در ناتو، نه تنها نیروهای نظامی، بلکه درخواست توانمندی های به وضوح معین شده خواهیم کرد: حمایت از انتخابات در افغانستان، تعلیم و تربیت نیروهای امنیتی افغانستان، و تعهد غیر نظامی بزرگ تری نسبت به مردم افغانستان. ما در پی پیشرفت بیشتری برای ماموریت و اختیار سازمان ملل متحد در هماهنگی اقدامات و کمک های بین المللی و تحکیم نهادهای افغانی هستیم.

 سرانجام، همراه با سازمان ملل، یک گروه تماس جدید برای افغانستان و پاکستان تشکیل خواهیم داد که تمام کسانی را که در برقراری امنیت منطقه منافعی دارند، یعنی متحدانمان در ناتو و دیگر شرکا، و همچنین کشورهای آسیای مرکزی، کشورهای خلیج فارس، ایران، روسیه، هند، و چین، گرد یکدیگر جمع می کند؛. هیچ یک از این کشورها از یک پایگاه برای تروریست های القاعده و منطقه ای که در هرج و مرج و آشوب فرو می رود سودی نخواهد برد. همه آنها در تعهد به یک صلح پایدار، امنیت و توسعه منافعی دارند.

این مسئله بیشتر از همه برای نیروهای ائتلاف که با یکدیگر و در کنار نیروهای افغانی در افغانستان جنگیده اند، واقعیت دارد. فداکاری ها و جانبازی ها عظیم بوده اند. نزدیک به 700 آمریکایی جان خود را از دست داده اند. سربازان بیش از بیست کشور نیز در همین راه جان سپرده اند. همۀ آمریکایی ها خدمت کسانی را که در کنار ما مبارزه کردند، کوشیدند، و خون دادند می ستایند و دوستی آنها را گرامی می دارند؛  همۀ آمریکایی ها تحت تاثیر خدمت مردان و زنان نظامی کشور که بار سنگین تر هر نسل دیگر را متحمل شده اند، قرار دارند. آنها و خانواده هایشان تجسمی از الگوی فداکاری توام با از خودگذشتگی هستند.

 من به همگی یادآوری می کنم که ایالات متحده آمریکا جنگ در افغانستان را انتخاب نکرد. نزدیک به 3,000 نفر از مردم کشورمان که فقط به زندگی روزمره خود می پرداختند، در حملات 11 سپتامبر 2001 کشته شدند. از آن تاریخ، القاعده و شرکایش هزاران نفر را در چندین کشور کشته اند. بیشترین خونی که بر دست های آنها نشسته، خون مسلمانانی است که القاعده بیش از کسان دیگر کشته و یا معیوب کرده است. این آینده ای است که القاعده به مردم پاکستان و افغانستان ارائه می دهد؛ آینده ای بدون امید یا فرصت، آینده ای بدون عدالت یا صلح.

 پس این نکته را دریابید که راهی که ما در پیش داریم راهی دراز، همراه با روزهای دشوار خواهد بود.

ولی ما در پی مشارکت های پایداری با افغانستان و پاکستان خواهیم بود که یک روز نو را به مردمشان نوید می دهند. ما از همۀ عناصر قدرت ملی مان برای شکست دادن القاعده، دفاع از آمریکا، متحدانمان، و تمام کسانیکه به دنبال آینده بهتری هستند استفاده خواهیم کرد. زیرا ایالات متحده آمریکا مدافع صلح و امنیت، عدالت و فرصت است. این هویت ماست، و این کاریست که تاریخ یکبار دیگر ما را به انجام آن فرا می خواند.

 از شما سپاسگزارم.  خدا یار شما باد، و خدا یار و نگهدار ایالات متحدۀ آمریکا باد. (تشویق)

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟