10 مارچ 2009
کمپ لژیون، کارولینای شمالی
آغاز متن
کاخ سفید
دفتر وزیر مطبوعات
27 فوریه 2009
گزیده هایی از مصاحبه با رئیس جمهوری توسط استوار یکم راستی بارفیلد[ii]، تلویزیون نیروهای مسلح
کمپ لژیون، کارولینای شمالی
سئوال: متشکرم. شما به عنوان فرمانده کل قوا با موضوعات سختی، مثلاً خارج کردن نیروها از عراق وافزایش نیرو در افغانستان مواجهید. در فکر شما، هنگامی که در مقابل این تفنگداران دریائی، در اینجا در کمپ لژیون[iii]، قرار دارید و مجبورید به آنان بگوئید که روزهای سختی در پیش دارند، چه می گذرد؟
رئیس جمهور: خوب، نگاه کنید، این مهمترین، جدی ترین تصمیمی است که شما به عنوان رئیس جمهوری و به عنوان فرمانده کل قوا باید اتخاذ کنید. و هدف اصلی من اطمینان یافتن از این نکته است که هنگامی ما مردان وزنان خود را در لیاس نظامی اعزام می کنیم، رهبران غیر نظامی هر کاری را که لازم است انجام داده اند تا اتخاذ بهترین تصمیم را ممکن گردانند.
و این به معنی مشورت با فرماندهان ما در میدان است؛ این به معنی صحبت با کلیه افراد در سطوح مختلف رهبری پنتاگون، از رئیس ستاد مشترک تا رابرت گیتس، وزیر دفاع، است؛ و این همچنین به معنای مشورت با طیف گسترده ای از افراد در خارج است – بدین ترتیب شما فقط به یک صدا گوش نمی دهید، شما به تمامی آنها گوش می دهید و سپس به نوعی اجماع می رسید.
و من مطمئنم که خروج نیروهای ما از عراق، به نحوی برنامه ریزی شده است که ژنرال اودیرنو[iv] و ژنرال پترائوس[v] با آن موافق هستند، و کوشش های دیپلماتیک ما برای کمک به خارج شدن نیروها می تواند افزایش یابد.
در ارتباط با افغانستان، من فکر می کنم که همه ما معتقدیم که وضعیت در آنجا به نحوی وخیم تر شده است، و به همین دلیل است که بلافاصله تصمیم گرفتم نیروی اضافی، از جمله نفراتی از تفنگداران دریائی را از کمپ لژیون، به آنجا بفرستم. اما من همچنین فکر می کنم که ما باید اهداف و راهبرد خود را به نحو موثر تری تصحیح کنیم. من فکر می کنم ما در افغانستان این تغییر راهبردی را کمی بیشتر می بینیم
و می دانید مهمترین وظیفه من به عنوان فرمانده کل قوا اطمینان یافتن از این نکته است که اکنون که ما جوانان خود را به آنجا می فرستیم، دارای راهبردی از هرجهت مناسب و اهداف روشنی هستیم که قابل دستیابی هستند و من می توانم بیشترین حمایت ممکن را از آنان در بازگشت به کشور داشته باشم.
سئوال: بله قربان، شما هم اکنون در باره برنامه خود برای خروج نیروهای رزمی از عراق تا پایان اوت 2010، سخن گفتید. قربان، برای چه این جدول زمانی تا این حد برای شما مهم است؟
رئیس جمهوری: خوب، زیرا من فکر می کنم که این موضوع مهم است، اولاً، ارسال پیامی بسیار روشن برای عراقی ها است که آنها باید که خود مسئولیت ها را بر عهده بگیرند؛ و دیگر اینکه وقتی ما این را می گونیم به این معنی است که نمی خواهیم نیروی اشغالگر دایمی در عراق باشیم. و ما هم اکنون دارای موافقت نامه ای هستیم، یک موافقتنامه امنیتی که به وسیله دولت قبلی ما و حکومت مالکی امضاء شده است و می گوید که ما باید تا پایان سال 2011 از آنجا خارج شویم. ما نمی خواهیم در روزقبل از روزی که قرار است آنجا را ترک کنیم، 140,000 نیروی نظامی در آنجا داشته باشیم، ما باید یک مسیر حرکت آرام برای خارج کردن نیروهای خود داشته باشیم.
و بنابراین کاری که انجام داده ایم اینست که ما مقطع 31 اوت 2010 را پس از برگزاری انتخابات عراق که احتمال آسیب پذیری وجود دارد، به عنوان مقطع انتقال مشخص کرده ایم. پس از آن مقطع، شما احتمالاً شاهد حضور 6 تیپ – کلاً 35.000 تا 50,000 نفر نیروی نظامی—در آنجا خواهید بود که به ارائه پشتیبانی های لجستیکی، آموزشی و محافظت از غیر نظامیان ایالات متحده و همچنین از نفرات نظامی، و برخی عملیات ضد تروریستی –توانایی برخورد ضد تروریستی، ادامه خواهند داد.
و مرحله بعدی حدود یک سال و نیم به طول خواهد انجامید، تا اینکه در پایان سال 2011 ما نباید نیروئی در آنجا داشته باشیم. من فکر می کنم که این طرحی مسئولانه است که اهداف ما را محقق می سازد، و این برنامه ای است که در مشورت نزدیک با فرماندهان نظامی ما در میدان تدوین شده است.
پرسش: بله قربان. و در ارتباط با ادامه این مطلب، در صورتیکه بخواهید مشخص کنید، وقتی ما صحبت از 35.000 تا 50,000 نیرو می کنیم، مهمترین معیار اندازه گیری چه خواهد بود؟ چه عاملی واقعاً باعث نوسان شما در مورد اینکه باید 35.000 نفر باشد، یا 40,000 یا 50,000 نفر، است؟
رئیس جمهوری: خوب، شما می دانید، من فکر می کنم که تمامی این تصمیمات باید بر اساس شرایط زمان اتخاذ شود. و پیش بینی دقیق این که مسائل در 18 ماه آینده چه خواهد بود، بسیار سخت است – مسائلی مانند اینکه اگر ما به پیشرفت های خود در آموزش نیروهای امنیتی عراق با قدرت ادامه دهیم؛ اگر انتخابات به صورت مسالمت آمیز بر گزار شود؛ اگر ما شاهد راه حل برای برخی از موضوعات که موجب تنش های فرقه گرانه در عراق می شود، مانند قانون نفت، و میزان قدرت حکومت ملی در مقابل حکومت های استانی، باشیم.
اگر این موضوعات به صورت مسالمت آمیز از طریق روند سیاسی معمولی حل شوند، این احتمالاً به معنای این خواهد بود که ما می توانیم در 31 اوت سال دیگر، نیروهای پشتیبان کمتری در آنجا داشته باشیم. اگر برخی از این موضوعات اتفاق نیافتد، موجب فشار بیشتری بر ما و هم چنین عراقی ها خواهد شد.
بنابراین، امید ما این است کارهائی که انجام می دهیم دقیقاً به آن نقطه هدایت شوند، تا هنگامی که به آن دوره انتقال می رسیم، ما به خوبی آماده شروع مرحله پایانی خروج از عراق باشیم.
پايان متن