05 مارچ 2009
اوباما از نیروهای مسلح ایالت متحده آمریکا، برای فداکاری های آنها سپاسگزاری کرد و طرح کلی راهبردی جدید را ارائه داد
آغاز متن
کاخ سفید
دفتر منشی مطبوعاتی
27 فوریه،2009
متن آماده برای سخنرانی
اظهارات پرزیدنت باراک اوباما
پایان دادن مسئولانۀ جنگ در عراق
کمپ لوژون، کارولینای شمالی
جمعه، 27، فوریه 2009
صبح به خیر تفنگداران نیروی دریایی، صبح به خیر کمپ لوژون، صبح به خیر جکسون ویل، از خیر مقدم چشمگیر شما متشکرم. می خواهم از سپهبد هجلیک برای میزبانی امروز از من، در این جا سپاسگزاری کنم.
من همچنین می خواهم از همۀ سربازان ما، ملوان ها، درجه داران نیروی هوایی و تفنگداران نیروی دریایی که در عراق و افغانستان خدمت می کنند تشکر کنم. این شامل تفنگداران نیروی دریایی که اکنون در کمپ لوژن، خدمت می کنند – یا به زودی – به نیروی دوم اعزامی در عراق می پیوندند می باشد: آن تفنگداران گروه ویژه ضربت، نیروی هوائی زمینی، در افغانستان و آن گروه 8000 نفری از تفنگداران دریایی که آماده رفتن به افغانستان هستند. ما برای شما دعا می کنیم. به خدمات شما ارج می نهیم. ما از شما و خانواده های شما، برای همۀ خدماتی که به آمریکا می کنید سپاگزاریم و می خواهم همه شما بدانید که هیچ افتخاری و مسئولیتی بالاتر از این نیست که به فرمانده کل قوای خود خدمت کنید.
من همچنین می خواهم از این فرصت استفاده کرده، از رایان کروکر که اخیرا خدمت خود را به عنوان سفیر ایالات متحده در عراق به پایان رسانیده است قدردانی کنم. رایان در تمام مدت خدمتش، همواره مشکل ترین ماموریت ها را به عهده داشته است. او نمونۀ یکی از بهترین مامورینی است که این کشور به جامعه تقدیم کرده است و ما به او قدر شناسی عظیمی را مدیونیم. او وظایف خود را با همکاری چشمگیر، با دو تن از بهترین ژنرال های ما – ژنرال پترائیوس و ژنرال ری اودیمو - که برای اجرای طرح راهبردی که امروز ارائه خواهم داد بسیار مهم هستند، انجام داد.
ماه دیگر، ششمین سالگرد جنگ در عراق است. با هر مقیاسی، این جنگ تا کنون یکی از جنگ های طولانی بوده است. برای مردان و زنان نیروهای مسلح آمریکا – و برای خانواده های شما – این جنگ یکی از مهم ترین فصل های خدمات فوق العاده تاریخ کشور ما بوده است. شما متحمل انجام وظیفه یکی بعد از دیگری بوده اید. شما خطرات نبرد و تنهایی و دوری از عزیزانتان را درک کرده اید. شما علیه دیکتاتوری و بی نظمی جنگ کرده اید. شما برای بهترین دوستان و برای عراقی های ناشناس خون داده اید. شما وقتی که امکانات ارزشمندی را به مردم عراق عرضه می کردید، فشار و ناراحتی های عظیمی را، برای هموطنان خود، متحمل شدید. مردان و زنان نظامی ایالات متحده تحت شرایط سخت، با افتخار خدمت کردند و فراتراز هر انتظاری در انجام وظیفۀ خود توفیق یافتند.
امروز من آمده ام با شما در بارۀ چگونگی پایان جنگ در عراق صحبت کنم. برای درک این موضوع که کجا در عراق نیاز به رفتن داریم، مهم این است که مردم آمریکا درک کنند که جایگاه کنونی ما در عراق کجا است؟ سپاس فراوان به خدمات شما، وضع در عراق پیشرفت کرده است. خشونت به طور اساسی نسبت به کشتار و حشتناک
فرقه ای در سال های 2006- 2007 کاهش یافته است. القاعده در عراق از طرف نیروهای ما و نیروی امنیتی عراق و از طریق مشارکت ما با سنی های عرب متحمل ضربه های شدیدی شده است. ظرفیت نیروهای امنیتی عراق توسعه یافته است، و رهبران عراق گام هایی را برای تطبیق با مقتضیات سیاسی برداشته اند.
صلح نسبی و شرکت گسترده مردم در انتخابات ایالتی ژانویه، پیام نیرومندی به دنیا فرستاد در باره این که عراقی ها تا کجا برای تعقیب آرزوهای خود، از طریق یک فرایند مسالمت آمیز سیاسی پیشرفت کرده اند.
ولی در این موضوع شکی نیست: عراق هنوز امن نیست و روزهای مشکلی در پیش است. خشونت به عنوان جزیی از زندگی مردم ادامه خواهد داشت. پرسش های سیاسی اساسی زیادی در باره آینده سیاسی عراق
بدون جواب مانده است. بسیاری از عراقی ها، آواره یا فقیر شده اند. کاهش درآمدهای نفت فشاری اضافی بر دولت عراق وارد کرده که ارائۀ خدمات اساسی را مشکل کرده است. تمام همسایگان عراق به تأمین امنیت آن کشور کمک نمی کنند. بعضی از کشورها، گاهگاه سعی می کنند که امنیت عراق را تضعیف کنند. و با آن که دولت عراق در جایگاه مطمئن تری قرار دارد هنوز یک شریک کامل نیست - از نظر سیاسی و اقتصادی – در منطقه یا با جامعه بین المللی.
به طور خلاصه امروز دلیل تازه ای برای امیدواری در عراق است ولی این امید بستگی به پیدایش یک بنیاد در این کشور است.
در اولین روز شروع به کارم ، به تیم امنیت ملی دستور دادم که بررسی جامعی را درباره برنامه راهبردی ما در عراق انجام دهند تا موقعی که به تحکیم وضعیت امنیت ملی آمریکا اقدام می کنیم، بهترین راه را برای تحکیم آن بنیاد در عراق تعیین و مشخص کنیم. من به نظرهای وزیر دفاعم، رئیس ستاد ارتش، و فرماندهان در محل گوش دادم. ما با توجه به ملاحظات دقیق رویدادها در محل اقدام کرده ایم، در خصوص موافقت نامۀ امنیتی بین ایالات متحده و عراق، و با یک شناخت و درک مهم که راه حل بلند مدت در عراق باید سیاسی باشد – نه نظامی. چون اکنون مهم ترین تصمیم ها راجع به آینده عراق، باید توسط عراقی ها گرفته شود.
ما اکنون باید این حقیقت ساده را در نظر بگیریم که آمریکا نمی تواند بیش از این شاهد انزوای عراق از سایر امتیازها باشد: ما با چالش هایی برای تمرکز مجدد در افغانستان و پاکستان مواجه هستیم، برای این که نیروهای مسلح را از فشاری که زیر بار آن است رهایی دهیم، و اقتصاد مان را که دچار مشکلات و بحران است، دوباره بسازیم – این ها چالش هایی است که ما با آنها مواجه خواهیم بود.
من امروز می توانم اعلام کنم که بررسی ما پایان یافته و ایالات متحده، برنامه راهبردی جدیدی را، برای پایان دادن جنگ در عراق، از طریق انتقال تمام مسئولیت، به عراق دنبال می کند.
این برنامۀ راهبردی بر پایۀ یک هدف مشترک بین ملت های عراق و آمریکا که روشن و انجام شدنی است،
بنا شده است: عراق یک دولت مستقل و کارآمد، با ثبات و متکی به خود است. برای نیل به این هدف ما سعی می کنیم که برای ایجاد دولتی در عراق که درست، نمونه و مسئول باشد اقدام کنیم، و چنین دولتی نه از تروریست ها پشتیبانی خواهد کرد و نه کشور عراق بهشت امن آنها خواهد بود. ما به عراق برای برقراری روابط جدید تجاری و بازرگانی با جهان کمک خواهیم کرد. و با ملت و دولت عراق همکاری مشترکی را برای استقرار صلح و امنیت در منطقه پی ریزی خواهیم نمود.
کاری که نخواهیم کرد این است که کمال گرایی و تعقیب هدف های عالی، مانع انجام هدف های قابل تحقق شود. ما نمی توانیم عراق را، از شّر تمام کسانی که باآمریکا مخالف و با دشمنان ما موافقند خلاص کنیم. ما نمی توانیم تا زمانی که عراق کاملا امن شود پلیس خیابان های آن کشور باشیم و یا نمی توانیم تا تحقق تأمین اتحاد کامل عراق در آن کشور بمانیم. ما نمی توانیم تعهدی را به طور نا محدود که موجب فشار بر ارتش ما و تحمیل هزینه ای نزدیک به یک تریلیون دلار بر مردم آمریکا خواهد شد ادامه دهیم، مردان و زنان نظامی ما منطقه به منطقه، استان به استان، سال بعد از سال جنگیده اند، برای این که به عراقی ها امکانی برای انتخاب آینده خود بدهند، حالا ما باید از مردم عراق بخواهیم که این وضع را غنیمت بشمرند.
بنا براین اولین قسمت این برنامه راهبردی خروج تیپ های رزمی ما، از عراق است.
به عنوان نامزد رئیس جمهوری، من موضع خود را در یک جدول زمانی 16 ماهه برای اجرای برنامۀ خروج نیروهای مذکور روشن کردم، با آن که من قول به انجام آن دادم، بعد از احراز مقام ریاست جمهوری، با فرماندهان نظامی، از نزدیک برای حفظ پیشرفت های به دست آمده و حفاظت از نیروهای نظامی، مشورت کردم. اکنون آن رایزنی ها پایان یافته و من جدول زمانی برای خروج تیپ های رزمی مان را، از عراق بعد از مدت 18 ماه دیگر، انتخاب کرده ام.
بگذارید صریح بگویم، که ماموریت رزمی تا اوت سال 2010 در عراق پایان خواهد یافت.
با اجرای برنامۀ خروج نیروها، مهمترین اولویت من، تامین ایمنی و امنیت نیروی های نظامی ما و مردم غیر نظامی درعراق است. ما این کار را خیلی دقیق انجام خواهیم داد و من با فرماندهان نظامی در محل و دولت عراق مشورت خواهم کرد. قطعاً دوران مشکلی برای تعدیل و انطباق مواضع رزمی خواهد بود. ولی دشمنان ما، نباید تردید کنند: این طرح به ارتش ما توانایی ها و انعطافی را که برای پشتبانی از شرکای عراقی ما لازم دارد، خواهد داد و موفق خواهند شد.
بعد از خروخ تیپ های رزمی ما، مأموریت ما از مسایل رزمی به پشتیبانی دولت عراق و نیروهای امنیتی آن برای اداره کامل و تأمین امنیت کشور خود، تغییر خواهد یافت.همان طور که بارها گفتم ما یک نیروی انتقالی را، برای انجام سه وظیفۀ مشخص نگه خواهیم داشت: آموزش دادن، تجهیز کردن، توصیه و مشورت کردن با عراقی ها تا زمانی که فرقه گرایی وجود نداشته باشد، انجام ماموریت های ضد تروریستی و حفاظت از تلاش های جاری ما برای حفظ نظامیان و غیرنظامیان، این نیرو احتمالاً بین 35.000 تا 50.000 نفراز قوای نظامی ایالات متحده خواهد بود.
در دوره انتقال، ما آرایش نظامی بیشتری را، اجراء خواهیم کرد. و بنا بر موافقت نامۀ وضعیت قوای نظامی، با دولت عراق من قصد دارم تمام نیروهای ایالات متحده را، تا پایان سال 2011 از آن کشور خارج کنم. ما این انتقال را برای قبول مسئولیت عراق به پایان خواهیم برد و نیروهای مان را با افتخاری که کسب کرده اند به کشور خواهیم آورد.
چون مسئولانه نیروهای رزمی ما را،از عراق خارج می کنیم قسمت دوم برنامه راهبردی مان را تعقیب خواهیم کرد: تداوم دیپلماسی برای تأمین آرامش بیشتر و رفاه و رونق عراق.
خروج نیروهای نظامی ما از عراق، نشان این پیام گویا است که عراق اکنون مسئول آینده خود می باشد. پیروزی بلند مدت ملت عراق بستگی به تصمیم های رهبران آن کشور و تحمل و شکیبایی مردم عراق دارد. عراق یک کشور مستقل با سازمان های قانونی است، آمریکا نمی تواند – ونباید جای آن را بگیرد. هرچند، تلاش های فزاینده سیاسی، دیپلماتیک و غیر نظامی ما، می تواند برای پیشبرد توسعه و پی ریزی بنیادی برای صلح پایدار و امنیت در آن کشور کمک کند.
این تلاش توسط سفیر جدید ما در عراق هدایت خواهد شد – کریس هیل، از زمانی که در سپاه صلح بود تا کارش در کوسوو و کره، مورد آزمایش بوده و عمل گرایی و مهارتی را که ما اکنون نیاز داریم نشان داده است. او از پشیبانی بسیاری از دیپلمات ها و کارکنان با شهامت و کارآمد آمریکایی که در عراق خدمت می کنند برخوردار خواهد شد.
در ادامۀ این کار، ما می توانیم در بعضی از جبهه ها، تغییراتی بدهیم، وقتی که ما، به عراقی ها برای پیشبرد حکومت محلی کمک می کنیم، با سازمان ملل متحد برای پشتیبانی از انتخابات عمومی همکاری می کنیم.
ما می توانیم به عنوان واسطۀ درست و قابل اعتماد در تعقیب موافقت نامه های عادلانه و پایدار در مسایلی که موجب جدایی بین رهبران عراق شده همکاری کنیم. و همان طور که به نیروهای امنیتی عراق کمک خواهیم کرد، به نهاد های عراقی برای تقویت ظرفیت آنها، به منظور حفظ مقررات قانونی، مبارزه با فساد و تأمین خدمات اساسی کمک خواهیم کرد.
همچنین برای یاری به میلیون ها مردم آواره و رانده شده از عراق نیاز به دیپلماسی و کمک است. این مردان، زنان و کودکان، پیامد زندۀ این جنگ هستند و چالشی برای ایجاد ثبات در منطقه، و باید جزیی از برنامۀ عراق برای آشتی و بهبودی روابط باشد. آمریکا در اینجا منافع راهبردی دارد – ومسئولیت اخلاقی – که اقدام کند. در ماه های آینده، دولت من کمک بیشتری را تأمین کرده و قدم هایی برای افزایش پشتیبانی از کشورهایی که میزبان پناهندگان هستند خواهد برداشت، ما با کشورهای دیگر برای اسکان عراقی هایی که با خطر شخصی مواجه هستند، اقدام خواهیم کرد و با دولت عراق برای اسکان مجدد پناهندگان و آوارگان در عراق همکاری خواهیم کرد چون چند شاخص مهم تر از برگرداندن آوارگان به کشور، برای صلح پایدار وجود دارد.
اکنون پیش از این که بیشتر توضیح دهم، از این فرصت استفاده کرده، مستقیما با مردم عراق صحبت می کنم. شما، ملت بزرگی هستید، که ریشه در گاهوارۀ تمدن دارد.شما با دستاوردهای ماندگار با هم متحد شدید و تاریخی که شما را به هم پیوند می دهد به واقعیت دو رودی است که در سرزمین شما وجود دارد.در سال های گذشته شما در مقابل خودکامگی و ترور، فقدان امنیت شخصی و خشونت های فرقه یی استقامت و پایداری کردید. و به جای این که تسلیم نیروهای جدایی طلب شوید، از سقوط به جنگ های داخلی پرهیز کردید و انعطاف پذیری غرور آمیزی از خود نشان دادید که شایسته احترام است.
ملت های ما، به لحظات سختی که با هم داشته اند آگاهی دارند ولی رشته ای ملت های ما را، در اشتراک فداکاری ها، و خون هایی که با هم دادیم و دوستی های بیشمار، به هم پیوند می دهد. ما آمریکایی ها پر ارزش ترین منبع خود را تقدیم کرده ایم – مردان و زنان جوان ما – با شما برای ساختن مجدد آنچه که به وسیلۀ رژیم خودکامه نابود شده بود همکاری کردند، برای ریشه ن کردن دشمنان مشترک، برای تأمین صلح و رفاه برای فرزندان و نوه های ما و شما.
کسانی هستند که سعی می کنند عراق را از آن آینده محروم کنند – آنهایی که اصرار دارند اختلاف های عراق، بدون کشتار بیشتر نمی تواند به آشتی منتهی شود. آنها نمایندگی نیروهایی را دارند که هدفشان نابودی
ملت ها است و جز یأس و نومیدی نتیجه ای به بار نخواهد آورد و در ماه ها و سال های آینده آنها اراده ما را آزمایش خواهند کرد. آمریکا همچنین این نیروها را شناخته است. ما درد و رنج جنگ های داخلی و تلخی اختلاف های منطقه ای و نژادی را، تحمل کرده ایم، ولی دشمنی و نفرت با عدالت جور نمی آید. آنها راهی را برای صلح ارائه نمی دهند و نباید مانعی بین ملت عراق و یک آیندۀ مبنی بر آشتی و امید باشند.
بنابراین در مورد مردم عراق، بگذارید مقاصد آمریکا را روشن کنم. ایالات متحده هیچ ادعایی بر سرزمین و منابع شما ندارد. ما به حاکمیت شما و فداکاری های فوق العادۀ شما نسبت به کشورتان احترام می گذاریم.ما در نظر داریم که انتقال کامل مسئولیت امنیت عراق را به کشورتان واگذار کنیم. و با این هدف پیش می رویم، ما می توانیم یک روابط پایدار بر مبنای منافع مشترک و احترام متقابل به نحوی که عراق جایگاه حقیقی خود را در جامعۀ بین الملل داشته باشد بنیان گذاریم.
این موضوع مرا به قسمت سوم برنامۀ راهبردی ما می برد – همکاری جامع آمریکا در تمام منطقه.
آیندۀ عراق از آیندۀ خاورمیانه به معنای گسترده، جدا نیست، بنا براین ما باید با دوستان و شریک های خود برای استقرار یک چهارچوب جدید جهت پیشرفت امنیت عراق و خاورمیانه اقدام کنیم. اکنون وقت مناسبی است که عراق به عنوان یک شریک کامل در گفتگوهای منطقه ای و همسایگان عراق برای استقرار روابط عادی با آن کشور ها، شرکت کند. و با پیشرفت این برنامه، ایالات متحده یک برنامۀ ارتباطی منضبط و پایدار را با تمام کشورهای منطقه، که شامل ایران وسوریه نیز باشد تعقیب خواهد کرد.
این بازتاب یک حقیقت بنیادی است: ما در برابر چالش های منطقه ای نمی توانیم بیش از این در انزوا باشیم- ما به یک رویکرد هوشمندانه تر، پایدارتر و جامع تر نیاز داریم. برای این موضوع، ما در حالی که بار سنگین نظامی را کاهش می دهیم، در روند دیپلماسی خود تجدید نظر می کنیم. برای این است که توجه خود را مجددا به القاعده در افغانستان و پاکستان معطوف می کنیم، ما به توسعۀ یک برنامۀ راهبردی مبادرت می کنیم که با استفاده از تمام عوامل توانایی آمریکا،از توسعۀ برنامۀ هسته ای ایران جلوگیری کنیم، و فعالانه در جستجوی برقراری صلح پایدار بین اسرائیل و جهان عرب هستیم. و به این منظور ما سه تن از موفق ترین دیپلمات های خود، جرج میچل، دنیس راس و ریچارد هالبروک را، انتخاب کردیم – آنها کلینتون وزیر امورخارجه و مرا، برای اجرای این برنامه همراهی و کمک می کنند.
هر ملت و هر گروهی باید بداند - چه طرفدار آمریکا باشید یا مخالف آمریکا – که پایان جنگ در عراق، به آمریکا برای دوران جدید رهبری و دخالت او در مسایل خاورمیانه، امکان خواهد داد.
در پایان خیلی صریح و روشن بگویم، که برنامۀ راهبردی من برای پایان دادن جنگ در عراق، با طرح های نظامی و برنامه های دیپلماتیک پایان نمی پذیرد – بلکه این برنامه، از طریق تعهد ی که به رعایت اعتماد احترام آمیز به هر زن و مردی که در عراق خدمت کرده است داریم، ادامه می یابد.
شما راهی متفاوت در جامعۀ آمریکا به وجود آوردید، ولی در عصری که عدۀ زیادی از مردم و سازمان ها غیر مسئولانه عمل می کنند، شما خلاف آنها اقدام کردید – شما داوطلب شدید که سخت ترین مسئولیت ها را تحمل کنید. و برای شما و خانواده تان، وقتی که به خانه آمدید، جنگ پایان نیافته است. سربازان، ملوانان، سرجوخه ها و تفنگداران، هموطنان شما که جان خود را در جنگ از دست داده اند در خاطرات شما زنده اند. این زخمی است که ادامه دارد و به کندی درمان می پذیرد. معلولیتی که درمان نمی پذیرد، رویایی که شب بیدارتان می کند یا وقتی که اگزوز ماشینی خراب است و صدا می کند، ستون فقرات شما خشک می شود.
شما و خانواده تان وظیفۀ خود را انجام داده اید – حالا ما به عنوان یک ملت سپاسگزار، باید وظیفۀ خود را انجام دهیم. برای این است که من تعداد سربازان و تفنگداران دریایی را، افزایش می دهم، تا فشار برانهایی را که خدمت می کنند کاهش دهم. و برای این است که من تعهد کرده ام، نظام مراقبت های بهداشتی را برای خدمت بیشتر به سربازان قدیمی توسعه دهم و مکان های بیشتری با مراقبت های بهداشتی بهتر تامین کنم. ما ساختن مراکز جدید برای مجروحین جنگی را، در سراسر آمریکا، ادامه می دهیم . و در راه های جدید تشخیص و درمان زخم های مهم این جنگ سرمایه گذاری می کنیم: بیماری شدید افسردگی ناشی از صدمات جنگ و جراحات مغزی و سایر زخم های ناشی ازجنگ.
ما همچنین می دانیم که این خدمت منحصر به کسی که لباس پزشکی پوشیده نیست. همسر من میشل در ملاقات هایش با خانواده های نظامی در سراسر کشور، کمک های اولیه در باره ناراحتی های منحصر به فرد را که خانواده های شما هر روز تحمل می کنند، آموخته است. من می خواهم شما این را بدانید که:
خانواده های نظامیان برای میشل و من بالاترین اولویت را دارند و برای دولت من هم بالاترین اولویت را خواهند داشت. ما حقوق نظامی ها را اضافه می کنیم و تأمین پرستاری مناسب بچه وآموزش شغلی برای همسران را، ادامه داده و مشورت و راهنمایی و تماس با خانواده هایی که جدایی و افسردگی آنها ناشی از جنگ شناخته شده است، توسعه داده ایم. ما همچنین به درس تاریخ توجه داریم - کسانی که در نبرد شرکت داشته اند می توانند محور اصلی طبقه متوسط جامعه را تشکیل دهند - با اجرای لایحۀ قرن 21 جی آی، به سربازان قدیمی برای تحقق رویا هایشان کمک می کنیم.
به عنوان یک ملت ما عقاید خود را در باره جنگ در عراق داریم. این جنگ گاه ما را به عنوان یک ملت از هم جدا کرد، تا امروز که بعضی از آمریکایی ها می خواهند مدت طولانی تر درعراق باشند، و بعضی ها می خواهند زودتر آنجا را ترک کنند. ولی نباید در باره دستاوردهای زنان و مردان نظامی اختلافی باشد.
می خواهم این موضوع را روشن کنم: ما قوای نظامی را به عراق فرستادیم که از رژیم صدام حسین رهایی یابیم – و شما وظیفۀ خو د را در این مورد انجام دادید. ما نیروهای نظامی خود را، برای کمک به استقرار دولت مستقل در عراق نگه داشتیم – و شما وظیفۀ خود را انجام دادید. و ما، مردم عراق را، با امکاناتی که سخت به دست آمده، برای زندگی بهتر ترک می کنیم- این دستاورد شما است، چشم اندازی برای آینده که شما آن را امکان پذیر کردید.
درس های زیادی باید از تجاربی که به دست آورده ایم، بیاموزیم. ما آموخته ایم که آمریکا، باید با اهداف کاملا مشخص، به جنگ برود، به این منظور دستور دادم که سیاست ما، در افغانستان مورد بررسی قرار گیرد. ما، آموخته ایم که همیشه باید هزینه های اقدام خود را بسنجیم و آن هزینه ها را، ُرک و راست با مردم آمریکا، در میان بگذاریم، برای این است که مسایل مربوط به عراق و افغانستان را در بودجه خود گذاشته ام. ما در قرن 21 آموخته ایم که باید تمام عوامل نیروی آمریکا را، برای تحقق اهداف مان به کار ببریم، به این منظور، من متعهد هستم که قدرت امنیت غیر نظامی را بنیان گذارم، تا، فشار آن همواره بر دوش ارتش نباشد. ما آموخته ایم که رهبران سیاسی ما، باید برنامۀ گسترده پشتیبانی دو حزب را که سیاست های امنیت ملی ما به آن بستگی دارد، دنبال کنند و به این جهت برای اجرای طرح هایم، با کنگره مشورت خواهم کرد. و ما آموخته ایم اهمیت همکاری نزدیک با دوستان و متحدان را، و به این منظور ما دوران جدیدی ، برای شرکت در مسایل جهان عرضه خواهیم کرد.
نقطۀ آغاز سیاست های ما باید همیشه امنیت مردم آمریکا باشد. من می دانم شما – بهترین مردان و زنان نیروی رزمنده در دنیا هستید – و می توانید با هر چالشی برخورد کنید و هر دشمنی را شکست بدهید. تا زمانی که من فرماندۀ کل قوای شما هستم، به شما قول می دهم، فقط وقتی شما را به راه خطرناک می فرستم که کاملاً ضروری باشد. و برای شما تجهیزات و پشتیبانی لازم را که برای انجام کارتان ضروری است، فراهم می کنم، از تمام درس ها، این مهم ترین درسی است که آموخته ام – برای این که پیامد های جنگ وحشتناک است. فداکاری ها در جنگ گسترده و بیکران است.
شما می دانید، شما آن فداکاری ها را دیده اید. شما با آنها زندگی کرده اید. ما همه، به آنها افتخار می کنیم.
"همواره وفادار" به معنی وفادار بودن به سپاه و کشور است، و خاطرۀ هم قطاران شهید، مثل سرجوخه
جانتن یئل و سرجوخه جوردن هارتر. این مردان جوان به هنگامی وارد خدمت در جنگ شدند که می دانستند با خطر بزرگی روبرو خواهند شد. آنها به اینجا آمدند به "کمپ لوژون" چون برای مأموریت خود اینجا آموزش دیدند. در ماه آوریل گذشته، آنها در انبار نگهبان بودند. هنگامی که خودکشی تنها سلاح است، آنها ناگهان با کامیون مملو از مواد منفجره روبرو شدند. این دو تفنگدار دریایی تیراندازی کردند. این دو نفر آن کامیون را متوقف کردند. وقتی که هزاران پوند مواد منفجره منفجر شد، آنها پنجاه تفنگدار دریایی و پلیس عراقی را که در راه کامیون بودند نجات دادند، ولی سرجوخه جانتن یئل و سرجوخه جوردن هارتر جان خود را از دست دادند. جانتن 21 ساله و جوردن 19 ساله بود.
در شهری که جوردن هارتر از آنجا بود، پلی به نام او اختصاص داده شد. یک تفنگدار دریایی که برای شرکت در مراسم به آنجا سفر کرده بود، گفت: "ما از تمام کشور به اینجا آمده ایم که از دوستمان جوردن که خود را برای حفظ جان ما، به خطر انداخت ستایش کنیم. ما بدون فداکاری او نمی توانستیم اینجا باشیم. "
دوران حضور آمریکا در عراق، از این گونه داستان های مردان و زنان پر است. نام های آنها را در پل ها و میدان های شهر، می نویسند. نام های آنها در سنگ های آرلینگتون و در گورستان های ساکت سراسر کشور ما، حکّاکی شده است. در مدرسه ها و قسمت های مختلف شهر راجع به آنها صحبت می کنند. آنها در خاطرات کسانی که لباس نظامی شما را به تن دارند و در قلب های عزیزانشان و ملتی که برای آزادی آنها خدمت کرده اند، زنده اند.
هر آمریکایی که در عراق خدمت کرده است داستان ویژه خود را دارد، هر یک از شما، داستان ویژه خود را دارید و آن داستان ها، اکنون جزء تاریخ ایالات متحده آمریکا شده است – یک ملت وقتی زنده است که مردان و زنان آزاد برای آن خون داده اند، از سواحل نورماندی تا صحاری انبار، از کوه های کره تا خیابان های قندهار. شما به ما می آموزید که ارزش آزادی فوق العاده است. فداکاری شما باید همه ما را به تلاش بطلبد- هر فرد آمریکایی – باید بپرسد چه باید بکنیم تا شهروندان بهتری بشویم.
در ماه های آینده خطر های بیشتری خواهد بود. ما، با آزمایش های جدید و درد سر های پیش بینی نشده مواجه خواهیم شد. به هر حال سپاس از فداکاری های کسانی که خدمت کرده اند. ما پیشرفت های به سختی به دست آمده را قوام بخشیده ایم، ما عراق را به مردم آن کشور واگذار می کنیم و کار پایان دادن این جنگ را شروع کرده ایم.
از شما تشکر می کنم. خداوند حافظ شما و نگهدار آمریکا باشد.
( همیشه وفادار باشید )Semper Fi
"Semper Fidelis" is Latin for "Always Faithful."
پايان متن