14 جولای 2009

سخنان رئیس جمهوری در پارلمان غنا

مرکز همایش های بین المللی آکرا

 

آغاز متن

کاخ سفید

دفتر وزیر مطبوعاتی

11 ژوئیه 2009

 

سخان رئیس جمهوری در پارلمان غنا

مرکز همایش های بین المللی آکرا

آکرا، غنا

 

12:40 بعد از ظهر (به وقت گرینویچ)

 

رئیس جمهوری: (نوای شیپور.) من این را دوست دارم. متشکرم. متشکرم. فکر می کنم کنگره هم یکی از این ها را لازم داشته باشد. (خنده.) خوش صداست. از این عقب صدای لوئی آرمسترانگ می آید. (خنده.)

 

بعد از ظهر همگی بخیر. برای من مایۀ سرافرازی بزرگی است که در آکرا حضور داشته باشم و با نمایندگان مردم غنا سخن بگویم. (کف زدن.) همه ما، من، میشل، مالیا و ساشا، از مهمان نوازی شما عمیقاً سپاسگزاریم. کشور غنا صاحب تاریخی غنی است، روابط کشورهای ما مستحکم است، و افتخار می کنم که این اولین دیدار من از آفریقای سیاه در مقام رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا است. (کف زدن.)

 

میل دارم از خانم رئیس مجلس و تمامی اعضای مجلس نمایندگان تشکر کنم که امروز میزبان ما هستند. مایلم از پرزیدنت میلز بخاطر رهبری برجسته اش تشکر کنم. از رؤسای جمهوری پیشین – جری رالینگز، آقای کوفور – معاون رئیس جمهوری، رئیس دیوان عالی – از همه شما بخاطر مهمان نوازی فوق العاده تان و نهادهای بسیار خوبی که در غنا برقرار کرده اید سپاسگزارم.

 

من در حالی با شما سخن می گویم که  در پایان یک سفر طولانی هستم. ابتدا برای اجلاس سران دو قدرت بزرگ به روسیه سفر کردم. سپس برای شرکت در اجلاس بزرگترین اقتصادهای جهان به ایتالیا رفتم. و آمدنم به غنا یک دلیل ساده دارد: آنچه به قرن بیست و یکم شکل خواهد داد اتفاقاتی است که نه تنها در رم، مسکو یا واشنگتن، بلکه در آکرا هم رخ می دهد. (کف زدن.)

 

این حقیقت ساده زمانه ایست که مرزهای میان انسان ها به واسطه ارتباطات ما شکسته می شوند. رفاه و شکوفایی شما می تواند باعث گسترش رفاه و شکوفایی آمریکا گردد. بهداشت و امنیت شما می تواند باعث ارتقاء سطح بهداشت و امنیت جهان شود. و استحکام دموکراسی شما می تواند در پیشبرد حقوق بشر در تمامی نقاط جهان مؤثر باشد.

 

بنا بر این، به عقیده من اینطور نیست که کشورها و ملتهای آفریقا یک دنیا با ما فاصله داشته باشند؛ به عقیده من، آفریقا یک بخش اساسی از جهان درهم تنیده ماست – (کف زدن) – آفریقا و ایالات متحده در ساختن آینده ای که همه ما برای فرزندانمان می خواهیم شریکند. این مشارکت باید بر بستری از مسئولیت متقابل و احترام متقابل بنا شود. و این همان موضوعیست که میل دارم امروز با شما در میان بگذارم.

 

باید بحث را با این اصل ساده آغاز کنیم که آینده آفریقا در دست خود آفریقایی هاست.

 

این را با علم به گذشته مصیبت باری می گویم که گاه بر این بخش از جهان سایه افکنده است. در هر حال، خون آفریقا در رگ های من هم جاریست و قصه خانواده من – (کف زدن) – قصه خانواده خود من هم، هم مصیبت ها و هم پیروزی های قصه آفریقا را در بر دارد.

 

بعضی از شما اطلاع دارید که پدربزرگ من در کنیا آشپز بریتانیایی ها بود و اگرچه در دهکده اش از بزرگان مورد احترام بشمار می رفت اما کارفرمایانش مدت ها او را "پسر" خطاب می کردند. او در حاشیه مبارزات آزادی بخش کنیا قرار داشت، با این همه، در دوران سرکوب، مدت کوتاهی به زندان افتاد. در دوران زندگی او، استعمارگری دیگر تنها ایجاد مرزهای غیر طبیعی یا شرایط ناعادلانه تجارت نبود – چیزی بود که  روزی بعد از روز و سالی پس از سال دیگر شخصاً تجربه می شد.

 

پدر من دوران کودکی اش را بعنوان چوپان بز در دهکده ای کوچک که از دانشگاه های آمریکا، جایی که بعدها در آنها تحصیل کرد به شکلی غیر ممکن فاصله داشت، گذراند. او در دوره نویدهای خارق العاده ای در تاریخ آفریقا به سن بلوغ رسید. مبارزات نسل پدر  او به پیدایش کشورهای جدیدی که درست از همینجا در غنا آغاز شد، انجامیده بود. (کف زدن.) آفریقایی ها تحصیل می کردند و خودشان را به طرق مختلف نشان می دادند و تاریخ در حرکت بود.

 

اما علیرغم پیشرفت هایی که حاصل شده است – و در بسیاری از بخش های آفریقا پیشرفت های قابل توجه بوده است – ما می دانیم که بسیاری از آن نویدها هنوز محقق نشده اند. در زمان تولد من، اقتصاد سرانه کشورهایی نظیر کنیا در مقایسه با کره جنوبی به مراتب بزرگ تر بود. اما اکنون این کشورها از دیگران سخت عقب افتاده اند. بیماری و اختلاف بخش هایی از قاره آفریقا را به تباهی کشانده است.

 

در بسیاری از نقاط آفریقا، امیدهای نسل پدر من به بدبینی و حتی به ناامیدی تبدیل شده است. حال، فرافکنی و سرزنش دیگران به خاطر این مسائل آسان است. آری، آن نقشه ترسیم شده از سوی قدرتهای استعماری که از منطق چندانی برخوردار نبود در دامن زدن به جنگ و درگیری مؤثر بود. در بسیاری از مواقع، برخورد جهان غرب با آفریقا قیم مآبانه بوده  یا به این قاره به عنوان یک سرچشمۀ منابع طبیعی نگاه کرده است. اما جهان غرب مسئول نابودی اقتصاد زیمبابوه در دهه گذشته نیست یا مسئول جنگ هایی نیست که در آنها کودکان به عنوان جنگجو به خدمت گرفته می شوند. در دوران پدر من، مشکلاتی همچون قبیله گرایی و قیمومیت و ترجیح خویشاوندان وجود داشت که در کنیای مستقل مدت ها زندگی حرفه ای او را از مسیر خود خارج کرد و می دانیم که این نوع فساد هنوز هم در زندگی روزمره بسیاری از انسان ها یک واقعیت شمرده می شود.

 

اما این را هم می دانیم که همه ماجرا در این خلاصه نمی شود. اینجا در غنا، شما چهره ای را از آفریقا به ما نشان می دهید که اغلب توسط دنیا نادیده گرفته می شود، دنیایی که در آفریقا فقط مصیبت و نیاز به صدقه را می بیند. مردم غنا برای محکم کردن جای پای دموکراسی، با موارد مکرر انتقال قدرت مسالمت آمیز حتی پس از رقابت های نزدیک انتخاباتی، سخت کوشیده اند. (کف زدن.) و احیاناً، می توان گفت که به این سبب، آقلیت هم  به اندازه اکثریت شایستۀ  تحسین است. (کف زدن.) و با ارتقاء کیفیت حکومت و جامعه مدنی نوظهور، اقتصاد غنا رشد اقتصادی را به میزان های چشمگیری به نمایش گذاشته است. (کف زدن.)

 

این پیشرفت شاید فاقد شور و هیجان مبارزات آزادی خواهانه قرن بیستم باشد اما اشتباه نکنید: در نهایت اهمیت بیشتری دارد. زیرا در حالی که خروج از زیر استیلای کشورهای دیگر اهمیت دارد، کشور خود را به دست خود ساختن حتی مهم تر است.

 

بنا بر این من معتقدم که این مقطع زمانی به اندازه همان دورانی  پدر من به سن بلوغ رسید  کشورهای جدید پیدایش یافتند برای غنا نویدبخش است. این لحظه جدیدی از نویدهای بزرگ است. اما این بار، فقط آموخته ایم که این غول هایی نظیر انکروما و کنیاتا نخواهند بود که سرنوشت آفریقا را تعیین می کنند. در عوض، این شما هستید – مردان و زنان نماینده پارلمان غنا – (کف زدن) – مردمی که شما آنها را نمایندگی می کنید – که این کار را خواهند کرد. این جوانان سرشار از استعداد و توان و امید ند که می توانند در پی  آینده ای باشند که برای این همه نسل قبلی محقق نشد.

 

حال، برای تحقق این وعده و امید، باید این حقیقت بنیادی را  که شما در غنا به اثبات رسانده اید  مورد تأیید قرار دهیم: توسعه نیازمند حکومترانی خوب است. (کف زدن.) این عنصریست که در نقاط بسیاری برای مدت های طولانی غایب بوده است. این همان تغییریست که قادر است توان بالقوه آفریقا را آزاد کند. و این مسئولیتی است که تنها از عهده خود مردم آفریقا بر می آید.

 

تا جایی که به آمریکا و جهان غرب مربوط می شود، تعهد ما باید با چیزی بیشتر از دلارهایی که خرج می کنیم سنجیده شود. ما افزایش های قابل توجهی در کمک های خارجی مان در نظر گرفته ام که هم به نفع آفریقا و هم به نفع آمریکا است. اما نشانه حقیقی موفقیت در این نیست که ما منبع همیشگی کمک های بلاعوض باشیم که به تأمین حداقل معیشت مردم کمک کند – بلکه در این است که ما در ساختن ظرفیت برای ایجاد تغییر بنیادی شریک باشیم. (کف زدن.)

 

این مسئولیت مشترک باید شالوده مشارکت ما باشد. و امروز، به چهار زمینه می پردازم که در تعیین سرنوشت آفریقا و تمامی جهان در حال توسعه  نقش حیاتی دارند: دموکراسی، فرصت، بهداشت و حل مسالمت آمیز اختلافات.

 

اول، باید از دولت های دموکراتیک Ìدرتمند و دوام پذیر حمایت کنیم. (کف زدن.)

 

همانطور که پیشتر در قاهره اشاره کردم، هر کشور به شکل خاص خود و در سازگاری با سنت های خود به دموکراسی حیات می بخشد. اما داوری تاریخ هم روشن است: دولت هایی که به اراده مردم خود احترام می گذارند، و با رضایت و نه با زور حکومت می ک?ند، در مقایسه با دولت هایی که اینگونه عمل نمی کنند شکوفاتر، باثبات تر و موفق ترند.

 

موضوع به برگزاری انتخابات ختم نمی شود. آنچه در بین انتخابات رخ می دهد نیزمهم است. (کف زدن.) سرکوبگری می تواند در اشکال مختلف ظاهر شود، و بسیاری از کشورها، حتی آنهایی که انتخابات برگزار می کنند، گرفتار مشکلاتی هستند که مردمشان را به فقر محکوم می کند. در کشوری که رهبران آن برای پر کردن جیب های خود از اقتصاد سوء استفاده می کنند یا پلیس ممکن است توسط قاچاقچیان مواد مخدر خریداری شود، در چنین کشوری ثروت تولید نخواهد شد. (کف زدن.) هیچ بنگاهی نمی خواهد در جایی که 20 درصد هر معامله به جیب دولت می رود – (کف زدن) – یا رئیس اداره بنادر آن فاسد است، سرمایه گذاری کند. هیچکس نمی خواهد در جامعه ای زندگی کند که حاکمیت قانون به حاکمیت خشونت و بی رحمی و رشوه خواری مبدل گردد. این دموکراسی نیست، این استبداد است حتی اگر هرازگاهی انتخاباتی هم  در آنجا برگزار شود. و زمان آن فرا رسیده است که این سبک حکومت پایان یابد. (کف زدن.)

 

در قرن بیست و یکم، رمز موفقیت نهادهای توانا، مطمئن و شفاف است – پارلمان قدرتمند، نیروی پلیس درستکار، قضات مستقل – (کف زدن)؛ مطبوعات مستقل؛ بخش خصوصی بانشاط؛ و جامعه مدنی. (کف زدن.) اینها عناصریست که به دموکراسی حیات می بخشد چون اینها چیزهایی است که در زندگی روزمره مردم اهمیت دارد.

 

حال، مردم غنا حکومت مبتنی بر قانون اساسی را بر خودکامگی ترجیح داده  و روحیه دموکراتیکی از خود به نمایش گذاشته اند که امکان آزاد شدن توانایی های مردم شما را فراهم می آورد. (کف زدن.) ما این روحیه را در رهبرانی مشاهده می کنیم که شکست را با بزرگواری می پذیرند – اینکه مخالفان پرزیدنت میلز دیروز در کنار وی ایستاده بودند تا در فرودگاه از من استقبال کنند گویای واقعیت های زیادی درباره غنا است – (کف زدن)؛ پیروزمندانی که به نداهای استفاده از قدرت علیه مخالفان به طرق غیر منصفانه تن در نمی دهند. ما این روحیه را در روزنامه نگار شجاعی چون آناس آرمیا آناس مشاهده می کنیم که برای گزارش حقایق جان خود را به خطر انداخت. این را در افسران پلیسی همچون پاتینس کی مشاهده می کنیم که در پیگرد قانونی اولین قاچاقچی انسان در غنا نقش داشت. (کف زدن.) در جوانانی می بینیم که علیه قسم مآبی موضع می گیرند و در فرایند سیاسی مشارکت می کنند.

 

در سراسر آفریقا، نمومنه های بی شماری  از مردمی  مشاهده کرده ایم که اختیار سرنوشت خود را به دست می گیرند و از پایین به بالا تغییر و تحول ایجاد می کنند. همین را در کنیا مشاهده کردیم که جامعه مدنی و بخش خصوصی برای متوقف ساختن خشونت های پس از انتخابات دست به دست هم دادند. این را در آفریقای جنوبی مشاهده کردیم که بیش از سه چهارم کشور در انتخابات اخیر – و چهارمین انتخابات پس از پایان دوران آپارتاید – رای دادند. این را در زیمبابوه دیدیم که شبکه پشتیبانی انتخابات علیه سرکوبگری بی رحمانه ایستاد تا از این اصل که رای هر فرد حق مقدس اوست دفاع کند.

 

حال، اشتباه نکنید: تاریخ طرفدار این افریقاییان شجاع است، نه آنهایی که کودتا می کنند یا قانون اساسی را تغییر می دهند تا در قدرت بمانند. (کف زدن.) آفریقا به مردان قلدر نیاز ندارد، آفریقا به نهادهای قدرتمند نیاز دارد. (کف زدن.)

 

اکنون، آمریکا هیچ نوع نظام حکومتی خاصی را بر هیچ کشوری تحمیل نخواهد کرد. واقعیت اساسی دموکراسی این است که هر کشور باید سرنوشت خود را تعیین کند. اما آنچه آمریکا خواهد کرد این است که کمک های رایگان را برای افراد مسئول و نهادهای مسئول افزایش دهد، البته با توجه به حمایت از حکومترانی خوب – به پارلمان هایی که سوء استفاده از قدرت را مهار و به گونه ای عمل می کنند که صداهای مخالف شنیده شود – (کف زدن)؛ و با تمرکز توجه به حاکمیت قانون که اجرای عدالت را برای همه تضمین کند؛ و به مشارکت مدنی تا جوانان در صحنه حضور داشته باشند؛ و به راه حل های ملموس علیه فساد همچون حسابداری قانونی و استقرار خدمات خودکار – (کف زدن) – تقویت خطوط برای تماس اضظراری  با امدادگران، و محافظت از افشاگران با هدف افزایش شفافیت و پاسخگویی.

 

و ما این حمایت ها را تأمین می کنیم. من به دولتم دستور داده ام که در تهیه گزارش های حقوق بشر به موضوع فساد بیشتر توجه کند. انسان ها در هرکجا که هستند باید بدون پرداخت رشوه بتوانند کسب و کار راه بیاندازند یا تحصیل کنند. (کف زدن.) ما مسئولیت داریم که از آنهایی که مسئولانه رفتار می کنند حمایت کنیم و کسانی را که اینگونه عمل نمی کنند منزوی سازیم و این دقیقاً همان کاریست که آمریکا خواهد کرد.

 

حال، این ما را به دومین زمینه مشارکتمان می رساند: حمایت از توسعه به گونه ای که برای افراد بیشتری فرصت فراهم شود.

 

شک ندارم که با حکو.مترانی  بهتر، رفاه و شکوفایی گسترده تر در آفریقا امکان پذیر است. موفقیت فوق العاده آفریقایی ها را در کشور من، یعنی آمریکا، را در نظر بگیرید. آنها وضع خوبی دارند. آنها از استعداد کافی و از روحیه کارآفرینی کافی برخوردارند. اما سؤال اینجاست که چکار باید کرد تا همان مردم اینجا در خانه خود موفق باشند. این قاره از لحاظ منابع طبیعی غنی است. و از کارآفرینان تلفن های همراه گرفته تا کشاورزان خرده پا، مردم آفریقا ظرفیت و تعهد کافی برای ایجاد فرصت برای خودشان را به نمایش گذاشته اند. اما عادت های کهنه هم باید اصلاح شوند. وابستگی به کالاها – یا به صادرات تک کالایی – معمولاً باعث می شود ثروت در دستان عده معدودی متمرکز شود و بقیه مردم در دوران رکود و کسادی در معرض آسیب قرار گیرند.

 

بنا بر این، در غنا، به عنوان مثال، نفت منشاء فرصت های بزرگ است و شما هم در آماده شدن برای درآمدهای جدید مسئولانه عمل کرده اید. اما همانطور که بسیاری از مردم غنا اطلاع دارند، نفت نمی تواند تبدیل به کاکائوی جدید شود. از کره جنوبی گرفته تا سنگاپور، تاریخ نشان می دهد که کشورها زمانی شکوفا می شوند که در مردم خود و در زیرساخت های خود سرمایه گذاری کنند – (کف زدن)؛ که صنایع صادرات چندگانه، نیروی کار ماهر و جای کافی برای کسب و کارهای کوچک و متوسط که اشتغال زا هستند ایجاد کنند.

 

در تلاش مردم آفریقایی برای تحقق این نوید، آمریکا هم در کمک های خود مسئولانه تر عمل خواهد کرد. با حذف هزینه هایی که صرف مشاوران و مدیران غربی می شود، می خواهیم منابع بیشتری را در دست کسآنی قرار دهیم که به آن نیاز دارند و در عین حال، به افراد آموزش دهیم تا برای خودشان مفیدتر باشند. (کف زدن.) به همین دلیل است که طرح 3.5 میلیارد دلاری امنیت غذایی ما به شیوه ها و فناوری های جدید کشاورزی توجه دارد – نه به اعزام کشاورزان یا ارسال کالاهای آمریکایی به آفریقا. کمک های رایگان به خودی خود یک هدف نیست. هدف کمک های خارجی باید ایجاد شرایطی باشد که دیگر نیازی به کمک های رایگان وجود نداشته باشد. من می خواهم مردم غنا نه تنها در تولید مواد غذایی به خودکفایی برسند، بلکه مواد غذایی ه کشورهای دیگر هم صادر  و از محل آن درآمد کسب کنند. شما می توانید. (کف زدن.)

 

حال، آمریکا می تواند در جهت افزایش حجم تجارت و سرمایه گذاری بیشتر تلاش کند. کشورهای ثروتمند باید دروازه های خود را به روی کالاها و خدمات آفریقا به گونه ای مؤثر بگشایند. این یکی از تعهدات دولت من خواهد بود. و در جایی که حکومترانی خوب برقرار باشد، گسترش رفاه و شکوفایی به طرق مختلف: با مشارکت بخش های دولتی و خصوصی که برای ایجاد جاده های بهتر و انرژی سرمایه گذاری می کنند؛ با ظرفیت سازی که افراد را برای ایجاد و توسعه کسب و کار آموزش می دهد؛ با خدمات مالی که نه تنها به شهرها بلکه به مناطق محروم و روستایی هم می رسد، امکان پذیر است. این به نفع خود ما هم هست – چرا که اگر در آفریقا مردم از فقر خارج شوند و ثروت ایجاد شود، حدس بزنید چه پیش می آید؟ بازارهای جدید برای کالاهای ما ایجاد می شود. پس این به نفع هر دو طرف است.

 

یکی از حوزه هایی که هم خطر غیر قابل انکاری را در بر دارد و هم فوق العاده نویدبخش است انرژی است. آفریقا در مقایسه با سایر نقاط جهان کمترین میزان گازهای گلخانه ای را منتشر می کند ولی در عین حال، بیشترین خطر تغییر آب و هوا هم متوجه آفریقا است. با گرم شدن زمین، بیماری گسترش می یابد، منابع آب کاهش می یابند، محصولات از بین می روند و شرایطی ایجاد می شود که گرسنگی بیشتر و جنگ و درگیری بیشتری بروز می کند. همه ما – بویژه در جهان توسعه یافته – مسئولیت داریم که با تعدیل و تغییر نحوه استفاده از انرژی، این روندها را کند کنیم. ولی در عین حال هم می توانیم برای تبدیل این تهدیدها به فرصت، با آفریقایی ها کار کنیم.

 

می توانیم به نفع زمین و در جهت رفاه و شکوفایی همکاری کنیم و در جهت دسترسی به انرژی به کشورها به یاری برخیزیم ولی در عین حال مراحل توسعه را که آلودگی بیشتری ایجاد می کند دور بزنیم. فکر کنید: سراسر آفریقا از نعمت باد و انرژی خورشیدی، و از انرژی زمین گرمایی و سوخت های زیستی برخوردار است. از درۀ گسل بزرگ گرفته تا صحراهای شمال آفریقا؛ از سواحل غرب گرفته تا محصولات کشاورزی آفریقای جنوبی – آفریقا با این نعمت های طبیعی بی حد و حصر می تواند انرژی مورد نیاز خود را تولید کند و انرژی پاکیزۀ سود آور را هم به خارج صادر کند.

 

موضوع این گام ها فراتر از اعداد نرخ رشد در ترازنامه هاست. موضوع این گام ها این است که یک جوان تحصیل کرده بتواند کاری که مخارج یک خانواده را تأمین می کند بیابد؛ که یک کشاورز بتواند کالای خود را به بازار منتقل کند؛ که یک کارآفرین با یک فکر خوب بتواند کسب و کاری راه بیاندازد. موضوع منزلت کار است؛ موضوع فرصتی است که در قرن بیست و یکم باید برای مردم آفریقا وجود داشته باشد.

 

حکومترانی خوب همانطور که برای فرصت حیاتی است، برای زمینه سومی هم که میل دارم به آن بپردازم، یعنی تقویت بهداشت عمومی نیز حیاتی Ãست..

 

در سال های اخیر، پیشرفت های عظیمی در بخش هایی از آفریقا حاصل شده است. شمار بیشتری از مردم مبتلا به اچ آی وی - ایدز هم زندگی های به مراتب سازنده تری دارند و هم به داروهای لازم دسترسی دارند. امروز درمانگاه بسیار خوبی را دیدم که بویژه در بهداشت مادر تخصص دارد. اما هنوز هم انسان های بسیار زیادی از بیماری هایی می میرند که این بیماری ها مهلک نیست. وقتی نیش پشه کودکان را می کشد و مادران در هنگام زایمان می میرند، آنگاه متوجه می شویم که باید بیشتر پیشرفت کرد.

 

اما بخاطر مشوق ها – که اغلب از سوی کشورهای دیگر اهدا می شود – بسیاری از پزشکان و پرستاران آفریقا به خارج می روند یا در طرح هایی فعالیت می کنند که به یک بیماری خاص توجه دارند. و این باعث بوجود آمدن خلاءهایی در مراقبت ها و پیشگیری اولیه می شود. در عین حال، تک تک مردم آفریقا هم باید به گونه ای مسئولانه رفتار کنند که از انتشار بیماری جلوگیری شود و سطح بهداشت عمومی را در جامعه و در کشورشان ارتقا دهد.

 

بنا بر این، در سراسر آفریقا، نمونه هایی از افرادی را مشاهده می کنیم که با این مشکلات دست به گریبانند. در نیجریه، یک حرکت میان مذهبی مسیحیان و مسلمانان در همکاری به منظور مبارزه با مالاریا برای دیگران سرمشق شده است. در غنا و در سراسر آفریقا، اندیشه های نوآورانه ای را برای پر کردن خلاءهای مراقبت بهداشتی مشاهده می کنیم – برای نمونه، طرح های بهداشت الکترونیکی که به پزشگان در شهرهای بزرگ امکان می دهد به همکاران خود در شهرهای کوچک کمک کنند.

 

آمریکا با یک راهبرد جامع بهداشت جهانی از این اقدامات حمایت خواهد کرد، چون در قرن بیست و یکم، ما نه تنها بخاطر ندای وجدان، بلکه بخاطر منافع مشترک هم اقدام می کنیم چون هنگامی که یک کودک از یک بیماری قابل پیشگیری در آکرا می میرد، این مسئله همه ما را کوچک و حقیر جلوه می دهد. و هنگامی که بیماری در هر گوشه ای از جهان مهار نگردد، می دانیم که این بیماری ممکن است از آن سوی اقیانوس ها در سراسر جهان منتشر شود.

 

و به همین دلیل است که دولت من 63 میلیارد دلار برای مقابله با این چالش ها اختصاص داده است – 63 میلیارد دلار. (کف زدن.) با اتکا به اقدامات چشمگیر پرزیدنت بوش، ما مبارزه با اچ آی وی – ایدز را ادامه خواهیم داد. هدف پایان دادن به مرگ و میر ناشی از مالاریا و سل را دنبال خواهیم کرد و برای ریشه کن ساختن فلج اطفال تلاش می کنیم. (کف زدن.) ما با بیماری های مناطق حاره ای که مورد بی اعتنایی قرار گرفته اند مبارزه خواهیم کرد. و در حالت انزوا هم با امراض مبارزه نمی کنیم – بلکه در نظام های بهداشت عمومی ای سرمایه گذاری می کنیم که بر سلامتی مادر و کودک تمرکز دارند. (کف زدن.)

 

در حالی که برای ارتقاء آینده ای تندرست ترهمکاری می کنیم، باید از ضایعاتی هایی هم که منشاء آن نه بیماری بلکه انسان است، جلوگیری کنیم . و آخرین زمینه ای که به آن می پردازم اختلاف است.

 

بگذارید صریح بگویم: آفریقا کاریکاتور خامی از یک قاره درگیر در جنگ دائمی نیست. اما اگر صادق باشیم، درگیری برای بسیاری از مردم آفریقا، مانند برآمدن خورشید، بخش ثابتی از زندگی روزمره است. برخی از جنگ ها بر سر زمین و برخی از جنگ ها بر سر منابع است. و برای کسانی که از وجدان بی بهره اند، فریب دادن جوامع و وارد کردن آنها به درگیری مذاهب و قبایل هنوز کار بسیار آسانی است.

 

این اختلاف ها وبال گردن و بلای جان آفریقا هستند. حال، همه ما صاحب هویت های گوناگونی هستیم – هویت های قبیله ای و قومی؛ و مذهبی و ملی. اما اینکه خودمان را مخالف فردی بدانیم که متعلق به قبیله دیگری است، یا پیامبر دیگری را می پرستد، این نوع رفتار در قرن بیست و یکم جایی ندارد. (کف زدن.) تنوع آفریقا باید منشاء قدرت باشد، نه علت اختلاف. همه ما فرزندان خدا هستیم. همه ما به طور مشترک آرزو داریم که در آرامش و امنیت زندگی کنیم؛ به تحصیل و فرصت دسترسی داشته باشیم؛ و خانواده و جامعه و مذهبمان را دوست داشته باشیم. این وجه مشترک بشر و انسانیت مشترک ماست.

 

به همین دلیل است که باید با رفتارهای غیر انسانی که در میان خودمان رخ می دهد مقابله کنیم. مورد هدف قرار دادن افراد بی گناه به اسم ایدئولوژی هرگز توجیه پذیر نیست. (کف زدن.) وادار ساختن کودکان به کشتار در جنگ به منزله صدور حکم اعدام یک جامعه است. محکوم کردن زنان به هتک بی رحمانه  و  بی وقفۀ ناموس نهایت تبهکاری و بزدلی را می رساند. ما باید بر ارزش تک تک کودکان دارفور و بر شأن تک تک زنان کنگو تأکید ورزیم و صحه بگذاریم. هیچ مذهب یا فرهنگی نباید از اعمال شنیعی که نسبت به آنان انجام می شود چشم پوشی کند. و همه ما باید برای تحقق صلح و امنیتی که برای پیشرفت ضروریست تلاش کنیم.

 

مردم آفریقا برای چنین آینده ای به پا خاسته اند. در غنا هم، شاهد هستیم که شما در نشان دادن مسیر پیشرفت کمک می کنید. مردم غنا باید به کمک های خود در حفظ صلح در نقاط مختلف، از کنگو گرفته تا لیبریا و لبنان – (کف زدن) – و به زحمات خود در مقابله با مشکل تجارت مواد مخدر افتخار کنند. (کف زدن.) Òا از اقدامات سازمان هایی همچون اتحادیه آفریقا و جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا در حل و فصل بهتر اختلاف ها، در حفظ صلح و در حمایت از نیازمندان استقبال می کنیم. و ما چشم انداز  یک ساختار امنیت منطقه ای قدرتمند را  که بتواند نیروهای کارآمد و فراملی در هنگام نیاز به کار گیرد را ترغیب می کنیم.

 

آمریکا مسئولیت دارد که برای پیشبرد این هدف با شما به عنوان یک شریک همکاری کند اما نه فقط با حرف، بلکه با حمایتی که موجب تقویت ظرفیت آفریقا گردد. وقتی در دارفور نسل کشی در جریان است یا در سومالی تروریست وجود دارد، این مشکلات فقط به آفریقا مربوط نمی شوند – اینها چالش های امنیتی جهانی هستند و واکنش جهانی می طلبند.

 

و به همین دلیل است که ما آماده همکاری از طریق دیپلماسی و کمک های فنی و پشتیبانی تدارکاتی هستیم و از هر حرکتی برای پاسخگو قرار دادن جنایتکاران جنگی حمایت می کنیم. و بگذارید واضح بگویم: فرماندهی آفریقای ما به دنبال ایجاد جای پایی در این قاره نیست؛ به دنبال مقابله با این چالش های مشترک است تا امنیت آمریکا، آفریقا، و کل جهان تأمین شود. (کف زدن.)

 

در مسکو، درباره لزوم یک نظام بین المللی سخن گفتم که در آن، حقوق جهانشمول انسان ها رعایت و با موارد نقض این حقوق مخالفت می شود. و در این راستا، از آنهایی که اختلاف ها را بصورت مسالمت آمیز حل می کنند باید حمایت به عمل آید، آنهایی که چنین نمی کنند باید تحریم و متوقف شوند، و به رنج کشیدگان باید کمک شود. ولی در نهایت، این دموکراسی های بانشاط مانند بوتسوانا و غنا هستند که علت های اختلاف را کاهش می دهند و مرزهای صلح و شکوفایی را به پیش می برند.

 

همانطور که پیشتر اشاره کردم، آینده آفریقا در دست مردم آفریقا است. مردم آفریقا آماده اند که آینده را از آن خود کنند. و در کشور من، آمریکایی های آفریقایی تبار – از جمله شمار زیادی از مهاجران اخیر – در کلیه بخش های جامعه شکوفا شده اند. ما به رغم گذشته ای دشوار اینچنین کرده ایم و از میراث آفریقاییمان نیرو گرفته ایم. با نهادهای نیرومند و اراده قوی، اطمینان دارم که مردم آفریقا می توانند در نایروبی و لاگوس، کیگالی، کینشاسا، و همینجا در آکرا به آرزوهاشان جامۀ عمل بپوشانند. (کف زدن.)

 

می دانید، 52 سال قبل بود که همه دنیا به غنا چشم دوخته بود. و واعظ جوانی به نام مارتین لوتر کینگ به آکرا سفر کرد تا پایین آمدن پرچم انگلیس و بالا رفتن پرچم غنا را تماشا کند. این قبل از راهپیمایی واشنگتن یا موفقیت جنبش حقوق مدنی در کشور من بود. از دکتر کینگ پرسیدند که درباره پیدایش یک کشور جدید چه احساسی دارد. او گفت: "اعتقاد راسخ مرا به پیروزی نهایی عدالت را تجدید می کند."

 

حال این پیروزی باید  بار دیگر و توسط خود شما به دست آید. (کف زدن.) و روی سخن من بویژه با جوانان سراسر آفریقا و جوانان غنا است. در جاهایی مانند غنا، جوانان بیش از نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند.

 

و اینجا چیزی هست که شما باید آن  را بدانید: دنیا همانی خواهد شد که شما می خواهید از آن بسازید. شما این قدرت را دارید که رهبرانتان را پاسخگو قرار دهید، و نهادهایی ایجاد کنید که به مردم خدمت کنند. شما می توانید به جامعه خود خدمت کنید و از توان و تحصیلات خود برای ایجاد ثروت جدید و ایجاد پیوندهای جدید با دنیا بهره برید. شما می توانید بیماری را شکست دهید و به اختلاف ها پایان دهید و از پایین به بالا تغییر ایجاد کنید. شما می توانید. بلی می توانید – (کف زدن) – چون در این لحظه تاریخ در جنبش است.

 

اما همه اینها زمانی ممکن است که شما مسئولیت آینده خودتان را بپذیرید. و آسان هم نخواهد بود. این کار مستلزم زمان و کوشش است. این راه پر از مشقت و مانع است. اما بشما قول می دهم که آمریکا– به عنوان یک شریک، و بعنوان یک دوست - در هر قدم در کنار شما خواهد بود. (کف زدن.) اما فرصت از هیچ جای دیگری نمی آید. منشاء فرصت تصمیماتی است که همه شما باهم اتخاذ می کنید، کارهاییست که انجام می دهید، و امیدیست که در دل هایتان نگاه می دارید.

 

غنا، آزادی میراث توست. حال این مسئولیت شماست که بر روی پایه های آزادی به ساختن دست بزنیدد. و اگر چنین کنید، سال ها بعد به جاهایی همچون آکرا نگاه می کنیم و می گوییم این زمانی بود که امیدها تحقق یافت؛ این لحظه ای بود که شکوفایی محقق شد؛ که بر درد و رنج فائق آمدیم، و عصر جدیدی از پیشرفت آغاز شد. این می تواند زمانی باشد که ما یکبار دیگر شاهد پیروزی عدالت می شویم. بلی، می توانیم. از همه شما متشکرم. خدا یار شما باد. متشکرم. (کف زدن.)

 

پایان

1:10 بعد از ظهر (به وقت گرینویچ)

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟