08 آوريل 2009
اظهارات مسئولان دربارۀ دیدگاه ایالات متحده در مورد آیندۀ منطقه
آغاز متن
کاخ سفید
دفتر وزیر مطبوعات
27 مارس 2009
نشست مطبوعاتی بروس رایدل ، سفیر ریچارد هولبروک ، و میشل فلورنوی پیرامون راهبرد جدید برای افغانستان و پاکستان
ساختمان اجرایی دوایت دی آیزنهاور
تالار 450
11:10 صبح به وقت شرق آمریکا
آقای هامر : صبح همگی به خیر. تغییرات جزیی در برنامه امروز داشتیم اما بروس رایدل و میشل فلورنوی با ما هستند که هر دو نقش مهمی در تمامی مراحل این بازنگری داشته اند. جلسه را با اظهارات بروس شروع می کنیم و سپس به پرسش و پاسخ می پردازیم. این اظهارات رسمی است.
آقای رایدل: خیلی متشکرم، مایک .
نطق رییس جمهوری را شنیده اید، بنابراین حرف های ایشان را تکرار نمی کنم. اجازه دهید صحبت هایم را با ذکر چند نکته دربارۀ این فرایند آغاز کنم تا قضیه روشن تر شود و بعد شاید به یکی دو نکتۀ مهم اشاره کنم و بعد از آن می خواهیم هرچه سریع تر به سؤال های شما بپردازیم.
در این بازنگری، از سه گزارش بازنگری که قبلاً تهیه شده استفاده شد – یکی توسط ژنرال لوت در شورای امنیت ملی، دیگری توسط آدمیرال مالن در ستاد مشترک و سومین گزارش توسط ژنرال پتریوس در فرماندهی مرکز ایالات متحده. ما از همان ابتدا، نتایج این بازنگری ها را تماماً مد نظر قرار دادیم.
ما همچنین به میزان زیادی از کارشناسان خارج از دولت ایالات متحده در اتاق های فکر سرتاسر آمریکا و همچنین آسیای جنوبی کمک خواستیم. ما از ابتدای کار رایزنی های گسترده ای با اعضای کنگره داشتیم. جلسه های فشرده ای با خانم پلوسی، رییس مجلس نمایندگان، و دیگران در همین مکان در کاخ سفید داشتیم تا نظرهای آنها را بشنویم و در این فرایند لحاظ کنیم.
این بازنگری طی فرایند درون سازمانی در تمامی سطوح از جمله کمیسیون معاونان و کمیسیون رؤسای شورای امنیت ملی به دقت بررسی شده است. و البته از فرماندهان حاضر در میدان همچون ژنرال پتریوس و دیپلمات های حاضر در میدان همچون سفیر پاترسون هم نظر خواستیم. با متحدان مان و مهم تر از همه، با شرکای مان، یعنی افغانستان و پاکستان، هم به طور گسترده و – و میل دارم بر این نکته تأکید کنم – نه کمتر از سایرین در تعامل بودیم.
در ماه فوریه، هیئت هایی از افغانستان و پاکستان را برای مذاکرات فشرده دربارۀ مشکلات موجود و شنیدن دیدگاه های آنها به کاخ سفید دعوت کردیم. و سپس خانم کلینتون، وزیر امور خارجه، میزبانی جلسه سه جانبه ای را در وزارت خارجه بر عهده داشت تا همه ما دور هم جمع شویم. و همان طور که از نطق رییس جمهوری متوجه می شوید، این دیپلماسی سه جانبه از ویژگی های جاری سیاست ما خواهد بود.
البته، به سراغ شرکای عضو ناتو و شرکای غیرعضو ناتوی مان که در افغانستان نیرو دارند هم رفته ایم. آقای معاون رییس جمهوری برای جویا شدن دیدگاه های ناتو و سایر کشورهای شریک ما در بروکسل دو بار به اروپا سفر کرد. آقای سفیر هالبروک در هفتۀ گذشته شورای آتلانتیک شمالی را در جریان آخرین وضعیت این فرایند قرار داد و آقای رییس جمهوری در این هفته با آقای یاپ دو هوپ شفر ، دبیر کل ناتو، دیدار کرد.
شصت روز سخت و پر کار را پشت سر گذاشتیم تا دیدگاه های همه را بگیریم و در این فرایند لحاظ کنیم. در هفته آینده، البته، آقای رییس جمهوری این موضوع را در اجلاس سران ناتو در استراسبورگ و همچنین در اجلاس سران اتحادیه اروپا در پراگ مطرح خواهد کرد.
اکنون اجازه دهید یکی دو عنوان مهم را در این جا مطرح کنم. همان گونه که شنیده اید، رییس جمهوری می خواهد که این مأموریت کانون توجه و هدف روشنی داشته باشد. و این هدف، همان طور که ایشان توضیح دادند، از هم گسیختن، برچیدن و شکست دادن القاعده است و همچنین تضمین این که پناهگاه های امن آنها در افغانستان و پاکستان دیگر خطری متوجه ایالات متحده نکنند.
به تعبیر رییس جمهوری، القاعده در هفت سال اخیر توانسته است خود را بازسازی کند و حالا بار دیگر ایالات متحده و نفوذ جهانی آمریکا و متحدان ما در اطراف جهان را تهدید می کند.
القاعده در درون شبکه بسیار پیچیده ای از سازمان های تروریستی فعالیت می کند. خوشحال می شوم در بخش پرسش و پاسخ، بیشتر در این باره توضیح دهم.
در حال حاضر، با توجه به سیاست ما افغانستان و پاکستان دو کشور مجزا، ولی صحنۀ عملیاتی مشترکی برای دیپلماسی و چالشی واحد برای سیاست کلی ما هستند. همان گونه که رییس جمهوری عنوان کردند، ما با دولت پاکستان به طور فشرده همکاری خواهیم کرد. پیشنهادهای بسیار ملموسی برای افزایش کمک های اقتصادی به پاکستان داریم و این پیشنهادها قبلاً توسط کنگره هم مطرح شده است. همچنین در حال بررسی کمک هایی در بخش نظامی هستیم.
در موضوع افغانستان، آقای رییس جمهوری نیازها و لوازم این مأموریت را – نه فقط در بخش نظامی بلکه می خواهم تأکید کنم که در بخش غیرنظامی هم – به طور کامل تأمین کرده اند. حال، برای اولین بار، پشتیبانی غیر نظامی که همواره برای این مأموریت ضروری بوده است را تأمین می کنیم.
نکتۀ آخر، ما با همه طرف های ذینفع مهم منطقه وارد تعاملات بسیار فشرده دیپلماتیک خواهیم شد تا مطمئن شویم برای بهبود ثبات و امنیت منطقه و منزوی کردن هرچه بیشتر القاعده و افراد ستیزه جو، هر کاری که از دستمان بر می آید را انجام می دهیم.
شما سخنان رییس جمهوری را شنیده اید و فرصت داشته اید در مواقع دیگر با بسیاری از ما صحبت کنید. پس فکر می کنم بهتر است سؤال هایتان را مطرح کنید و از پاسخ دادن به شما خوشحال می شوم.
نوبت شما بود، بفرمایید.
سؤال: آیا این به معنای رها کردن یا تغییر مأموریت ضد شورشی است که در عراق و به میزان کمتر در افغانستان انجام شده بود؟ یعنی تغییر مأموریت قبلی به یک مأموریت ضد تروریستی با دامنه تمرکز محدودتر؟
آقای رایدل: به هیچ وجه. میشل دربارۀ عملیات ضد شورشی کمی بیشتر توضیح خواهد داد اما فکر نمی کنم این رویکرد از هیچ نظر توجه به حداقل داشته باشد.
خانم فلورنوی: هرچه باشد، به نظر من، ما اکنون برخاسته ایم و بنا داریم راهبردی ضد شورشی در افغانستان آغاز کنیم که از منابع کامل تری برخوردار است و هدف آن اول، معکوس کردن پیشروی های طالبان و تأمین امنیت مردم به ویژه در ناآرام ترین بخش های جنوب و شرق کشور است؛ دوم، تدارک و ارائه آموزش ها و تعلیماتی است که نیروهای امنیتی افغانستان برای رشد سریع و در نهایت، ایفای نقش اصلی در تأمین امنیت کشور به آن نیاز دارند؛ و سرانجام، ایجاد فضایی امن که برنامه های اداره کشور و طرح های توسعه و آبادانی در آن ریشه گرفته و رشد کنند.
بنابراین، هدف این راهبرد از هم گسیختن و شکست القاعده و همکاران آن است و جلوگیری از این که افغانستان و پاکستان مجدداً به پناهگاهی امن تبدیل شود. اما برای دستیابی به این هدف، رویکرد ما به میزان زیادی ضد شورشی است.
سؤال: اجازه دهید برای روشن ساختن موضوع، در همین زمینه سؤالی را مطرح کنم. آیا عملیات ضد تروریستی نیروهای نظامی یا سازمان های اطلاعاتی ایالات متحده علیه اهداف مهم مانند القاعده و حامیان آن در افغانستان و پاکستان افزایش می یابند؟ آیا این راهبرد شامل چنین چیزی است؟
خانم فلورنوی: بحث ضد تروریسم همچنان به عنوان یکی از بخش های محوری این مأموریت باقی است و فکر می کنم تمرکز اطلاعاتی مان را حتماً در این صحنه افزایش دهیم و در فرصت های مناسب، ممکن است عملیات با سرعت بیشتری انجام شوند.
سؤال: آیا مطلب مشخصی دربارۀ تعقیب بن لادن وجود دارد؟
آقای رایدل: فکر نمی کنم در این جا وارد جزییات عملیات اطلاعاتی شویم. فکر می کنم رییس جمهوری در جریان مبارزات انتخاباتی به وضوح اعلام کردند و در نطق امروز هم دوباره مطرح شد که اگر اطلاعات قابل اقدام دربارۀ اهداف بزرگ داشته باشیم، بدون شک اقدام خواهیم کرد.
سؤال: لطفاً توضیح دهید برای کاهش پناهگاه های امن در پاکستان چه طرحی دارید؟ شما دربارۀ راهبرد کلی در مورد پاکستان کمی صحبت کردید اما این که این راهبرد چگونه قرار است با گذشت زمان باعث تحلیل یا کاهش این پناهگاه های امن شود را متوجه نمی شوم.
آقای رایدل: فکر می کنم این – جواب شما به طور مختصر این است که ترکیب عملیات نظامی، عملیات نظامی تهاجمی در افغانستان و کار فشرده با دولت پاکستان برای بستن این پناهگاه های امن به اقدام جمعی و اشتراک مساعی ای منجر می شود که امیدواریم در نهایت به نابودی آنها بیانجامد.
سؤال: رییس جمهوری در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود در حدود یک ماه قبل گفت دولت مرکزی افغانستان از دیگر بخش های کشور جدا افتاده است. برای اصلاح این وضعیت چه کاری در حیطه توان شما است زیرا اگر دولت جدا افتاده بماند، چگونه می توانید این طرح ها را پیاده کنید و چطور می توانید دربارۀ فسادی که رییس جمهوری به آن اشاره کرد اما دربارۀ نحوه برخورد با آن وارد جزییات نشد کاری انجام دهید؟
آقای رایدل: می خواهم ریچارد را وارد این قسمت از بحث کنم چون بیشتر از من و میشل با آنها سر و کار داشته است.
سفیر هالبروک: معذرت می خواهم، فکر می کردم این کنفرانس مطبوعاتی بروس بود. از این که دیر کردم معذرت می خواهم. (خنده.) آیا می شود – می دانم، از این که دیر کردم واقعاً معذرت می خواهم. ممکن است سؤال تان را تکرار کنید – این به مسئله فساد ربط داشت که راستی کاملاً با آن مخالفم. (خنده.) ممکن است لطفاً سؤالتان را واضح تر بیان کنید؟
سؤال: ببینید، رییس جمهوری گفت که دولت مرکزی افغانستان از دیگر بخش های کشور جدا افتاده است. پس می خواهم بدانم چه بخشی از این بازنگری راهبردی قرار است به این مسئله بپردازد؟ ایالات متحده و ناتو برای از میان برداشتن این شکاف چه کارهایی را می توانند انجام دهند و این موضوع چه تأثیری در مورد مسئله فساد دارد که رییس جمهوری امروز به طور مختصر به آن اشاره کرد اما دربارۀ برخورد عملی با فساد جزییاتی را ذکر نکرد.
سفیر هالبروک: در ابتدا باید بگویم پرزیدنت کرزای تماس گرفته و می خواهد با من صحبت کند و شاید مجبور شوم برای صحبت با ایشان شما را ترک کنم. اما او قبلاً خبر داده که در کابل، پخش زنده سخنرانی را در سی اِن اِن (CNN) دیده و از این سخنرانی بسیار خوشنود است و به زودی بیانیه ای در حمایت از آن صادر خواهد کرد اما اینها ما را از موضوع اصلی منحرف می کند.
توجه شما را به این نکته جلب می کنم که تابه حال سابقه نداشته که یک رییس دولت آمریکا به این شکل دربارۀ فساد به صورت آشکار صحبت کند. آیا این ادعای منصفانه ای نیست، بروس؟ و از سالن که خارج می شدم، یک دستیار وزیر خارجه اسبق که بسیاری از شما او را می شناسید اما بهتر است از او نام نبرم چون در این جا حضور ندارد – می خواستم بگویم – با تجربه بسیار زیاد –
سؤال: آیا او فرد مهمی است؟ (خنده.)
سفیر هالبروک: همه آنها مهم هستند. (خنده.) او گفت – او به من گفت شش سال منتظر شنیدن چنین نطقی بودم و تأکید بر مسئله فساد ضروری است. همه شما سال ها است که دربارۀ آن گزارش می دهید. از نظر ما، فساد مثل سرطان به جان کشور افتاده و باید با آن برخورد شود. و بدیهی است درباره این که چگونه قصد داریم با این مسئله برخورد کنیم توضیح نخواهیم داد. تا حدی، هنوز خودمان هم نمی دانیم. بحث های زیادی در این باره وجود دارد. سناتورها دربارۀ آن صحبت کرده اند از جمله سناتورهایی که در حال حاضر رییس جمهوری، معاون رییس جمهوری و وزیر خارجه هستند. و آنها مواضعی که در مقام سناتوری اعلام کرده اند را در این موضوع اجرا می کنند.
خود من در این زمینه مطلب زیاد نوشته ام. هیچ مطلبی که در مقام یک شهروند عادی نوشته ام را پس نمی گیرم. حالا، موقعیتی به ما داده شده که می توانیم با این مشکل مبارزه کنیم. و ما اعلام می کنیم که این مشکل در بالاترین سطوح وجود دارد. چرا؟ این بخشش نیست. باید بین مشکلات عادی که در همه جوامع وجود دارند تفاوت قایل شویم. این اقدام گسترده ای است که دولت را تضعیف می کند. این سخنان شخص پرزیدنت کرزای است و ما باید در مورد این مسئله کار کنیم. این امر برای طالبان فرصت بسیار خوبی برای جذب نیرو است. یکی از موضوع های اصلی ای است که آنها از آن بهره برداری می کنند. اما جزییات این کار را نمی توانم برای شما تشریح کنم. ما در حال شروع کار هستیم. و ضمناً، این را هم بگویم که مبارزات انتخاباتی هم در افغانستان آغاز شده و کارها را به شدت پیچیده می کند.
سؤال: آیا شما – سه سؤال مشخص – آیا پرزیدنت کرزای و خانواده ایشان را کاملاً قبول دارید؟ چگونه می خواهید اعتماد جمعیت محلی را جلب کنید؟ و آیا راهبردی برای خروج از این کشور وجود دارد؟
سفیر هالبروک: تنها راهبرد خروجی که بروس، میشل و من و کسانی که برای آنها و با آنها کار می کنیم می توانیم ببینیم نسبتاً ساده است. ما وقتی می توانیم از افغانستان خارج شویم که افغانی ها بتوانند به تنهایی از عهده مشکلات امنیتی شان برآیند. برای همین است که رییس جمهوری امروز بر آموزش ارتش ملی و آموزش و بهبود پلیس ملی تأکید داشت. و ایشان گفتند – و توجه شما را به این نکته جلب می کنم – که شمار این نیروها افزایش خواهد یافت اگرچه عدد مشخصی اعلام نکردند. عددهای مختلفی در مقاله ها دیده ام، به خصوص یکی در نیویورک تایمز همین چند روز پیش – این عددها، عددهایی هستند که در فرایند برنامه ریزی مطرح بودند اما به اندازه کافی بررسی نشدند؛ به اندازه کافی هزینه یابی نشدند. بنابراین رییس جمهوری صلاح دانست فعلاً فقط دربارۀ افزایش صحبت کند و ما هم همچنان مشغول کار در این مورد هستیم.
راهبرد خروج البته به کارکرد دولت و مسئله فساد ربط دارد و از همه مهم تر – و این امر مشکل ترین جنبه موضوعی است که امروز درباره آن صحبت می کنیم – از همه مهم تر، مستلزم پرداختن به غرب پاکستان است چرا که می توانید یک دولت عالی در کابل داشته باشید؛ می توانید دولتی داشته باشید که تمامی معیارهای حکومت دموکراتیک را رعایت می کند اما اگر اوضاع در غرب پاکستان به همین شکل ادامه یابد، بی ثباتی در افغانستان هم ادامه می یابد.
همه شما، آنهایی که در بین شما در افغانستان بوده اند این را می دانند. این مسئله در گزارش های مارگارت وارنر از افغانستان و پاکستان که اخیراً در برنامه ساعت خبر لهرر پخش شد به وضوح منعکس شده است. در تک تک روزنامه های شما گزارش شده است. سی اِن اِن هم گزارش داده است. ما باید این مشکل غرب پاکستان را حل کنیم. و فکر می کنم بروس، میشل و من و افراد مافوق ما همه قبول دارند که این مسئله در میان همۀ معضلات و مشکلات و چالش هایی که با آن روبه رو هستیم، از همه دشوارتر خواهد بود چون پاکستان کشوری خودمختار است و خط قرمزی وجود دارد. و این خط قرمز خالی از ابهام است و بارها توسط دولت پاکستان اعلام شده: ورود نیروهای خارجی به خاک ما ممنوع است.
سؤال: آیا کرزای مورد تأیید شما است؟ آیا پرزیدنت کرزای و برادر ایشان را تأیید می کنید؟ آیا آنها را کاملاً قبول دارید؟
آقای رایدل: رهبری منتخب افغانستان مورد تأیید ما است و رهبری منتخب پاکستان مورد تأیید ما است. در فرایند انتخابات، تصمیم با مردم افغانستان و مردم پاکستان است. تصمیم با آمریکا نیست و ایالات متحده نامزدها را تأیید نمی کند.
سفیر هالبروک: اجازه دهید این موضوع را دقیق تر بیان کنم چون شعاری در این مورد داریم که خیلی هم روشن است. همان گونه که مطمئنم اغلب شما اطلاع دارید، ماده 61 قانون اساسی می گوید پرزیدنت کرزای – نه پرزیدنت کرزای – بلکه دوره رییس جمهوری در 22 مه پایان می یابد. این مسئله بدان معنا بود که انتخابات باید در 21 آوریل برگزار شود. کمیسیون انتخابات افغانستان اعلام کرد قصد دارد به دلایل مختلف، برگزاری انتخابات را به 20 اوت موکول کند. اگر به دور دوم کشیده شود تا 2 اکتبر ادامه دارد.
ایالات متحده در خلال این مدت – مشاجره بزرگی برسر این که چه کسی از 22 مه تا 20 اوت رییس جمهوری است در خواهد گرفت. موضع ایالات متحده کاملاً روشن است و پرزیدنت اوباما شخصاً آن را بررسی و تبیین کرده است و جا دارد امروز در این جا تکرار شود: ما معتقدیم تا برگزاری انتخابات، کار دولت باید مستمر و پیوسته باشد – این نکته اول است.
نکته دوم: ایالات متحده در این انتخابات هیچ نامزدی را تأیید یا تکذیب نخواهد کرد. در جلسات دیروز رییس جمهوری با رهبری که ما افتخار حضور در آنها را داشتیم، او این نکته را صریحاً اعلام کرد.
و نکته سوم: ما معتقدیم این انتخابات باید آزاد، منصفانه، و آشکار باشد و نامزدها باید از امکانات برابر برخوردار باشند. ما این نکته را هم با پرزیدنت کرزای و هم با سایر نامزدها مطرح کردیم و در این باره مطلب بیشتری برای گفتن نداریم.
خانم فلورنوی: اجازه دهید دربارۀ راهبرد خروج از افغانستان کمی توضیح دهم. در حالی که قصد داریم در نهایت مسئولیت های بخش امنیتی را واگذار کنیم، یکی از چیزهایی که در این راهبرد بسیار روشن است، تعهد بلند مدت ما در مورد کمک به مردم افغانستان از نظر کمک های بلند مدت اقتصادی و امنیتی است و این درحالی است که مسئولیت بخش امنیتی ممکن است با گذشت زمان واگذار شود. می خواستم این نکته را روشن کنم.
نکته دیگری در مورد سؤال شما دربارۀ برقراری رابطه با مردم این است که به نظر من، تغییر جهتی به سمت تأکید بیشتر بر رویکردهای از پایین به بالا در زمینۀ آبادانی و حکومت داری در سطوح بخش و استانی وجود دارد که مکمل سرمایه گذاری های ما در سطح ملی در وزارتخانه ها و غیره است.
آقای رایدل: و در همین مورد، ایجاد شغل در بخش کشاورزی از مهم ترین نکات سخنرانی آقای رییس جمهوری بود چرا که در غیر این صورت این موضوع می توانست از قلم بیافتد. ما در این باره در حال رایزنی با آقای ویلساک ، وزیر کشاورزی، هستیم؛ وزارت کشاورزی ایالات متحده قرار است نقش به مراتب پررنگ تری ایفا کند.
افغانستان کشوری متشکل از روستاها است. در حال حاضر، سفارتخانه ما، وابسته ارشد کشاورزی ندارد. سازمان توسعه بین المللی و وزارت کشاورزی ایالات متحده باهم کار نمی کنند. همه اینها را اصلاح می کنیم، البته امیدوارم. می خواهیم بر کشت گندم تأکید کنیم؛ در این جا گندم کشت می شود اما محصول فعلی ارزش غذایی بسیار کمی دارد. پرزیدنت اوباما شخصاً به این موضوع علاقه مند است. تام ویلساک در جلسه سه جانبه بعدی ما شرکت خواهد کرد؛ او در جلسه اول شرکت نداشت.
بنابراین، منظور میشل از رویکرد پایین به بالا این بود. ما همچنین می خواهیم در زمینۀ آموزش مسئولان سطح بخشی افغانستان فعالیت کنیم. افغانستان 396 بخش دارد. هیچ آموزشی در این سطح انجام نشده است. کارهای زیادی هست که می توانیم انجام دهیم. این کار ملت سازی نیست؛ کاری است که برای کمک به یک کشور محتاج می کنید. آنها یک ملت هستند؛ ما باید به آنها کمک کنیم روی پاهای خودشان بایستند.
سؤال: نظر متحدان ما در خصوص افزایش نیرو چیست؟
خانم فلورنوی: رییس جمهوری قرار است در اجلاس سران ناتو شرکت کند؛ خانم کلینتون، وزیر امور خارجه، قرار است در 31 مارس به لاهه سفر کند. ما در طول این بازنگری به طور گسترده با متحدان و شرکایمان در تعامل بودیم و درخواست های بسیار روشنی داشتند نه تنها در حوزۀ نظامی، بلکه در حوزۀ آموزشی و تعلیم، در حوزۀ ظرفیتی در بخش غیر نظامی، همچنین از لحاظ کمک های مالی. بنابراین، درخواست های بسیار مشخصی مطرح می کنیم؛ ما از قبل با آنها رایزنی داشته ایم و انتظار داریم بسیاری از این رایزنی ها در یکی دو ماه آینده به نتیجه برسد.
سفیر هالبروک: اما لاهه یک کنفرانس تعهد کمک مالی نیست. ما برای جمع کردن عدد و رقم به لاهه نمی رویم. ما برای تشکیل چهارچوبی برای احیای این احساس تعهد به لاهه می رویم. با وجود این، چندین کشور دربارۀ نیرو در ایام انتخابات یا کمک های غیر نظامی به طور خصوصی با ما صحبت کرده اند.
مایلم توجه شما را مشخصاً به ژاپن جلب کنم. ژاپن قرار است شش ماه حقوق پلیس ملی را پرداخت کند و این خیلی مهم است. کنگره همواره بر این نکته تأکید دارد.
سؤال: ممکن است لطفاً دربارۀ معیارهای سنجش توضیح دهید؟ آنها کدامند؟ چه کسی آنها را تعیین کرده است و چه کسی دربارۀ برآورده شدن این معیارها تصمیم می گیرد؟
آقای رایدل: تعریف معیارهای سنجش پیشرفت فرایندی است که در مراحل اولیه آن هستیم. هنوز معیاری تعیین نکرده ایم. بگذارید بگویم که این بازنگری راهبردی نقشه راهی برای پیش رفتن است. یک راهبرد است. قرار نیست یک برنامه تبلیغاتی یا عامل بازدارنده باشد.
ما در تمامی زمینه ها معیار تعیین می کنیم. بعضی از آنها نسبتاً واضح اند مثلاً میزان خشونت، میزان تلفات، و تناوب وقوع بمب گذاری های انتحاری هم در افغانستان و هم در پاکستان – از این قبیل معیارهایی که همه درگیری ها را با آن اندازه گیری می کنند. اینها نمونه های نسبتاً واضحی هستند. معیارهای دیگری برای سنجش اقدام علیه فساد خواهیم داشت؛ معیارهای دیگری برای سنجش سرعت ما در تقویت ارتش افغانستان و موفقیت ما در ساختن ارتش افغانستان خواهیم داشت.
بنابراین، فرایند معیار گذاری چیزی نیست که حاضر و آماده باشد. ما هنوز در مرحله اولیه شروع کار هستیم.
سؤال: آیا این معیارها مختص افغانستان هستند یا برای هر نوع پیشرفت در غرب پاکستان هم به کار می روند؟
آقای رایدل: رییس جمهوری تأکید دارد که این راهبرد باید انعطاف پذیر و انطباق پذیر باشد و ما تا حد امکان معیارهایی تعریف کنیم – که همه شما این واژه را در نطق ایشان شنیدید – که میزان موفقیت ما را نشان دهند. ایشان می خواهند عملکرد ما و پیشرفت امور را به طور مرتب ارزیابی کنند، و در طول مسیر امور را تصحیح و تنظیم کنند.
این امر، همان گونه که رییس جمهوری توضیح داد، کار بسیارسختی است. راه طولانی و سختی را پیش رو داریم. و همان گونه که ایشان خواستند، ما بیشترین انعطاف پذیری و انطباق پذیری ممکن را در این راهبرد لحاظ کرده ایم. برای مثال، ممکن است مواردی باشد که در نظر نگرفته ایم اما در طول راه متوجه شویم که باید برای سنجش آنها معیار تعریف شود. بنابراین، انعطاف پذیری، انطباق پذیری، جامع بودن و قابلیت خودسامانی از طریق ارزیابی های ادواری مشخصات اصلی این فرایند است.
سؤال: در مورد مسئله فساد در پاکستان، رییس جمهوری امروز به مشکلاتی در واداشتن پاکستانی ها به اقدام هنگامی که اطلاعات سطح بالا – یا اطلاعات درباره تروریست های سطح بالا در اختیار داشته باشیم اشاره کردند و گفتند "اصرار می کنیم که اقدام صورت گیرد." آیا این مسئله بدان معنی است که اگر پاکستانی ها اقدام کنند ما کاری نمی کنیم و اگر اقدام نکنند، ما دست به کار می شویم؟
سفیر هالبروک: واقعاً فکر نمی کنم بتوانیم به این سؤال پاسخ دهیم. این حدس و گمان است، فرض است و گمانه زنی در این باره به منافع ملی ما لطمه می زند. اما اهمیت این سؤال را درک می کنم ولی حاضر نیستیم مطلب دیگری در این باره عنوان کنیم.
سؤال: ممکن است دربارۀ منظور رییس جمهور از این حرف چیزی بگویید؟
سفیر هالبروک: خیر.
سؤال: طالبان در واکنش به اظهارات رییس جمهوری امروز صبح اعلامیه ای صادر کرده اند. آنها اساساً گفته اند ایالات متحده اشتباه های روسیه را تکرار می کند و اگر پیروزی در جنگ با قدرت نظامی ممکن بود، روس ها صاحب افغانستان بودند. تمایل دارید در این مورد اظهار نظر کنید؟ و آیا این نوع گفتمان یعنی – لحن آنها طوری است که گویا آماده درگیری هستند. آیا ایالات متحده برای تلفات، تلفات بیشتر مردم افغانستان آمادگی دارد؟ و ایالات متحده چگونه می تواند به گونه ای سازنده با طالبان وارد تعامل شود؟
آقای رایدل: اجازه دهید دربارۀ طالبان اظهار نظر کنم. تعجب آور نیست. می دانیم که هسته رهبری گروه طالبان به سرکردگی ملا عمر مصمم است که با هیچکس مذاکره نکند. آنها می خواهند افغانستان را به همان جهنم قرون وسطی ای برگردانند که در دهۀ 1990 به وجود آوردند. اما بسیاری از آنهایی که در این شورش و ستیزه جویی دست دارند شاید به آن اندازه متعهد نباشند و اگر در تابستان و در طول فصل مبارزه روند پیشروی طالبان شکسته شود، ممکن است شکاف هایی در این حرکت مشاهده کنیم. و احتمال می دهم هسته رهبری طالبان از این که چنین اتفاقی رخ دهد شدیداً نگران است.
خانم فلورنوی: باید خاطرنشان کرد که هیچ تشابه قابل قبولی با اشغال افغانستان توسط شوروی که هدف آن تسلط بر یک کشور، سرکوب یک ملت، و استقرار یک رهبری دست نشانده بود وجود ندارد. حضور ما در افغانستان در وهله نخست و مهم تر از همه، به خاطر مبارزه با تروریسم و محافظت از منافع مان و مردم مان در برابر حمله است. ما همچنین می خواهیم به مردم افغان کمک کنیم تا بتوانند کشورشان را پس بگیرند. هیچ نوع تشابه قابل قبولی بین این دو وجود ندارد.
سؤال: برای برخورد با خطر – دربارۀ افزایش قابل توجه کمک به پاکستان، مثلاً، در بخش غیر نظامی صحبت می کنید. چگونه می خواهید این کمک ها را به مناطق عشایری برسانید وقتی که حتی کارکنان سفارتخانه ما در پیشاور مجبور به عقب نشینی شدند. منظورم این است که برای حل این مشکل چه برنامه ای دارید؟
و آیا این خطر وجود دارد – و این امر احتمالاً خطاب به میشل فلورنوی است – که ارتش افغانستان در نهایت آنقدر بزرگ شود که حمایت مالی از آن در بلند مدت ممکن نباشد؟
و سؤال دیگر این است که آیا برنامه ای برای هماهنگی بهتر منافع خارجی که در افغانستان درگیر هستند در نظر دارید؟ آیا نوعی روش مرکزی برای ایجاد هماهنگی وجود دارد؟
خانم فلورنوی: اجازه دهید ابتدا به سؤال پیرامون نیروهای امنیتی ملی افغان پاسخ دهم. ما این مسئله را به عنوان یک اولویت مهم شناسایی کرده ایم – ظرفیت سازی این نیروها در راهبرد جدید از اولویت های مهم است – و قصد داریم برای اولین بار در سال ها، لوازم و نیازهای این پروژه را به طور کامل تأمین کنیم.
ما قصد داریم – در حال حاضر، قدم اول تمرکز بر تسریع روند رشد این نیروها و رسیدن به اهدافی است که تا سال 2011 برای ارتش و پلیس تعیین شده است. در آن زمان باید ارزیابی کنیم که آیا این رشد کافی بوده یا این که رشد بیشتری لازم است و این تصمیم در طول مسیر اتخاذ خواهد شد. بخشی از این تصمیم به تداوم پذیری برمی گردد که این امر به وضع اقتصاد افغانستان، تمایل جامعه بین الملل به ادامه حمایت و این قبیل مسائل بستگی دارد. بنابراین، این مسئله در آینده مشخص می شود.
سفیر هالبروک: بخش آخر سؤال شما درباره –
سؤال: هماهنگی.
سفیر هالبروک: بلی، هماهنگی طرف های غیر نظامی و نظامی ایالات متحده.
سؤال: هماهنگی همه –
سفیر هالبروک: بلی، طرف های بین المللی. سؤال بسیار جالبی است. چون مسئولیت های من شامل این موضوع نیز می شود – هم اکنون در حال مصاحبه برای یافتن کسی هستم که کار هماهنگی را به صورت تمام وقت پیگیری کند.
درباره این که کمک های بین المللی را طوری متمرکز کنیم که هماهنگ تر و عقلانی تر باشند قبلاً با چندین کشور مذاکرات گسترده ای آغاز کرده ایم.
اگر کشورها موقعیت جغرافیایی معینی برای نیروهایشان دارند – هلندی ها و استرالیایی ها در اروزگان، آلمانی ها مزار شریف، ایتالیایی ها در هرات – آیا منطقی تر نیست که کمک ها هم در همان مناطق متمرکز شوند؟ جنوب و شرق کشور کانون توجه ما است و بخش عمده اما نه همه کمک ها را در همان منطقه متمرکز می کنیم.
این موضوع مهمی است و یک نفر باید در این مورد، به صورت اختصاصی کار کند. همۀ شما دربارۀ عدم هماهنگی بین المللی گزارش نوشته اید – حالا، سازمان ملل نقشی محوری در این موضوع دارد و خیلی -- سازمان ملل کنفرانسی در لاهه برگزار می کند که میشل قبلاً به آن اشاره کرد و این باید مورد تأکید قرار گیرد. بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل، این کنفرانس را افتتاح می کند؛ کای اید ریاست آن را به عهده دارد.
خوشحالم که این مسئله را مطرح کردید.
سؤال: خیلی متشکرم. با همه رایزنی هایی که انجام داده اید، حتماً پیشنهادهای بسیار جالبی مطرح شده که در این راهبرد نمی گنجید. آیا نکاتی را یادداشت کرده اید تا در ماه های آتی مد نظر قرار دهید و احتمالاً اتخاذ کنید؟ و اگر کرده اید، این نکات چه هستند؟ و به طور کلی تر، در پیوستار از هیچ کاری نکردن تا تلاش برای ساختن تالار اودین در آسیای میانه، جایگاه این راهبرد چیست و کجای کار است؟ حداکثر، حداقل یا درست در وسط؟
آقای رایدل: نمی دانم قضیه این تالار اودین چه بود بنابراین وارد موضوع نمی شوم. (خنده.)
سفیر هالبروک: این تالار در کدام ولایت است؟ (خنده.)
آقای رایدل: این گونه بگویم که این راهبرد هدف نهایی خلاصه ای دارد و فکر می کنم رییس جمهوری این نکته را به خوبی روشن کرد. و هدف نهایی این راهبرد محافظت از شهروندان آمریکا و منافع آمریکا است. از این جا، مجموعه ای از اهداف کوچک تر مطرح می شوند. از ابتدای این فرایند و در همه گفتگوهایی که در این مورد با رییس جمهوری داشتم، او پیوسته بر این نکته تأکید داشت که هدف نهایی باید روشن باشد.
دربارۀ این که من و میشل و ریچارد چه نکاتی را یادداشت کرده ایم، مطمئنم ایده های خوب زیادی وجود دارند و بعداها در این باره صحبت می کنیم. همان گونه که در ابتدا گفتم، این راهبرد یک نقشه راه است. و اکنون، کار را با روزها، هفته ها و ماه ها طراحی جزییات اجرایی دنبال می کنیم تا این برنامه به گونه ای جمع شود که قابل اجرا و نتیجه بخش باشد.
سفیر هالبروک: اجازه دهید برای آنهایی که این فرایند برایشان جالب است کمی بیشتر توضیح دهم. می دانم که واشنگتن عاشق حرف زدن دربارۀ این فرایند است. کار را با طیف وسیعی از ایده های مختلف آغاز کردیم. یکی از اهداف این پروژه شکل دادن به یک اجماع مشترک، یک مبنا، برای کسانی بود که سیاست اجرا می کنند. بنابراین، شما کاملاً درست گفتید که صدها ایده دور انداخته شدند.
تأکید بر بحث کشاورزی در میان گفتگوها مشخص شد. دریافتن این موضوع که طرح مواد مخدر کارایی نداشت، که این مسئله برخلاف دیدگاهی بود که وارث آن بودیم، از نتیجۀ تحقیقاتی به دست آمد که سازمان های زیادی در آن دخیل بودند و ضمناً مورد توافق همه هم نیست. افراد زیادی در دولت با آنچه بروس، میشل و من دربارۀ مواد مخدر گفته ایم مخالفند. اما این جهتی بود که ما انتخاب کردیم.
البته ایده هایی هست که از آنها استفاده نکردیم. خیلی از آنها – راستی، هزاران ایده از مردم سرتاسر کشور داشتیم و چندین دولت هم مطالبی مطرح کردند – اول از همه، پاکستان و افغانستان؛ همه متحدان ما در ناتو؛ استرالیا؛ ژاپن. همه آنها به واشنگتن آمدند و با آنها صحبت کردیم. کوهی از کاغذ انباشته شده است. و اجماع شکل گرفت. اما مشکل این بود: تبدیل اجماع به عقیده عمومی کم رنگ شده، که بنا بر تجربه من در این شهر معمولاً اتفاق می افتد، چگونه می شود از آن جلوگیری کرد.
این برنامه دست و پا گیر نیست، یک نقشه با جزییات کامل است و فکر می کنم کلید حل مشکل همین بود. این برنامه یک چهارچوب آنقدر انعطاف پذیری است که می توان ایده هایی که در گزارش وجود ندارند را به آن اضافه کرد. یکی از مهم ترین ایده هایی که در این گزارش آمده – و برای این کشور تازه است اما در بسیاری از جنگ های دیگر از جمله جنگ عراق انجام شد – موضوع اطلاع رسانی است. مثلاً در سوات حدود 150 ایستگاه رادیوی اف ام غیر قانونی وجود دارد و فضل الله هر شب نام کسانی که قرار است گردن بزنند یا گردن زده اند را اعلام می کند. هرکدام از شما که از تاریخ اخیر اطلاع دارد می دانید که این دقیقاً همان چیزی است که با رادیو میل کالینز در رواندا اتفاق افتاد و ایالات متحده هم کاری نکرد و تا ابد از آن پشیمانیم.
و تاکنون، اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است. اینها بدون هیچ مانعی کار می کنند. اطلاع رسانی – که بعضی وقت ها عملیات روانی یا ارتباطات راهبردی خوانده می شوند؛ در گذشته اسم های مختلفی داشت – شکاف بسیار بزرگی است که باید پر شود. سناتور کری این موضوع را به خوبی در مجلس سنا دنبال می کند. بنابراین، یک چنین دستاوردهایی از گفتگوهای ما به دست آمد.
سؤال: متشکرم. وقتی از راهبرد جامع و رایزنی با متحدان در منطقه و جاهای دیگر صحبت می کنید، آیا این امر شامل عربستان سعودی هم می شود؟ چون صحبت بود که عربستان ممکن است برای طالبان موسوم به میانه رو نقش میانجی ایفا کند. و آیا با آنها رایزنی کرده اید و آیا مذاکره با آنها در عمل تأثیری دارد؟
سفیر هالبروک: به تشخیص ما، هفت یا هشت کشور بعد از متحدان ما در ناتو و استرالیا و ژاپن اهمیت حیاتی دارند. و عربستان سعودی بدون شک یکی از این کشورها است. و همچنین ترکیه و کشورهایی که رییس جمهوری از آنها نام برد – چین، روسیه، ایران، همسایه ها، و پاکستان که بدیهی است. و امارات متحده عربی را هم به این فهرست اضافه می کنم. اینها کشورهایی هستند که در پاکستان یا افغانستان یا هر دو واقعاً نفوذ دارند، و چه بخواهیم و چه نخواهیم، همگی در این موضوع درگیرند و ما هم وقت بسیار زیادی صرف این مسئله خواهیم کرد. و پیش تر به این موضوع اشاره کردم که دنبال یک مسئول هماهنگی کمک های خارجی بین المللی هستم. همچنین دنبال کسی هستم که در بدنه کوچک کارکنان درون سازمانی ما مسئول همین کار باشد.
سؤال: می دانم برنامه زمانی معینی برای پروژه شما وجود ندارد اما به تاریخ هایی اشاره شده است. رییس جمهوری به تقویت نیروها تا سال 2011 اشاره کرد. شما به نفوذ به درون طالبان در تابستان اشاره کردید.
آیا می توانید بگویید چقدر طول می کشد تا تشخیص دهید که این راهبرد کارایی دارد یا کارایی ندارد؟ یا چقدر – افق زمانی چیست؟ صحبت از دو سال است؟ پنج سال؟ ده سال؟
آقای رایدل: ما کاملاً به طور عمدی برنامه زمانی برای انجام این مطالعه نداریم. و به این موضوع برمی گردد که گفتم رییس جمهوری مصمم است که معیارهای سنجش تعریف کنیم، ببینیم کارها چطور پیش می رود و در تمام طول فرایند انعطاف پذیری و انطباق پذیری حفظ شود.
قید و بندهای غیرواقعی تحمیل نخواهیم کرد. برنامه زمانی سال 2011 به خاطر تقویت ارتش ملی افغانستان است. یک تصور ذهنی است که تا سال 2011 به 134.000 نفر می رسیم –
خانم فلورنوی: ارتش.
سفیر هالبروک: و 82.000 نفر.
سؤال: در همین مورد، ژنرال مک کیرنان از بکار بردن واژه "گشتن" در مورد نیروهای بیشتری که درخواست کرده اجتناب دارد. و گفته است به عقیده او این نیروهای اضافی که اعزام می شوند باید جایگزین شوند. به عبارت دیگر، این نسبت به اعزام نیروهای یک باره تعهد بلند مدت تری است.
آیا با این نظر موافقید؟ و تحت این راهبرد جدید، آیا نحوۀ عمل نیروها، دست کم نیروهای رزمی، در میدان نسبت به قبل تفاوتی خواهد کرد؟
خانم فلورنوی: بار دیگر، فکر می کنم آنچه بروس – می خواهم بر اهمیت اظهارات بروس تأکید کنم، ما یک فرایند منظم بازبینی و ارزیابی برای این مأموریت در نظر گرفته ایم. و می توانم به شما اطمینان دهم که مسئله تعداد نیرو و مدت حضور – و نوبت ها و غیره -- در طول کار به طور مستمر بررسی می شود.
نمی خواهیم وانمود کنیم که می توانیم وضعیت یک سال بعد یا سایر مسایل را پیش بینی کنیم. اما می توانم به شما بگویم که تعهد بسیار قاطعی به این فرایند ارزیابی در بالاترین سطوح وجود دارد.
و از لحاظ ماموریت های نیروهای مستقر، فکر می کنم نیروهای آمریکا و نیروهای متحد با چند ماموریت مهم وارد میدان خواهند شد. اولی محافظت از جمعیت، معکوس کردن پیشرفت های طالبان، ایجاد محیط های ایمن که امکان اتفاق های دیگری را فراهم می کنند.
اما موضوعی که به همان اندازه اهمیت دارد تمرکز ما بر ماموریت آموزشی و ماموریت تعلیماتی و ظرفیت سازی در نیروی امنیتی ملی افغانستان با تعبیه کردن تیم های آموزشی در واحدهای افغانی و همچنین، با تشکیل واحدهای مشترک ائتلافی و افغانی که هر روز به طور دائم باهم کار کنند.
این – یکی از درس هایی که در عراق آموختیم، این است که تشکیل واحدهای مشترک تا چه اندازه می تواند به عنوان مکمل تیم های آموزشی تعبیه شده موثر باشد.
سؤال: متشکرم. آقای رییس جمهوری به لایحه کری و لوگار، به ارزش میلیاردها دلار کمک به پاکستان اشاره کرد. او همچنین گفت چک سفید به پاکستان داده نمی شود. بنابراین، می خواهم بدانم این دولت به طور مشخص چه محدودیت هایی درباره این پول ها می خواهد قایل شود؟
همچنین، واکنش شما به اظهارات برخی از اعضای مجلس سنا از جمله سناتور لوین چیست که گفته اند این راهبرد در برخورد با افراط گرایان، بیش از حد به دولت پاکستان وابسته است و در کمک به ما برای پیشرفت در افغانستان، شاید بیش از حد به پاکستان متکی است.
آقای رایدل: درباره سخنان سناتور لوین اظهار نظر نمی کنم. این نکته را خاطرنشان می کنم: در هشت سال اخیر، پاکستان میلیاردها دلار کمک از ایالات متحده دریافت کرد – که بخش عمده آن قابل توجیه نیست و پاکستانی ها هم حتی نمی دانند این پول ها کجا رفت.
همان گونه که آقای رییس جمهوری در نطق شان گفتند، نظارت دقیق توسط یک دفتر کل بازرسی حتماً انجام خواهد شد. و با تعامل بسیار نزدیک با شریک های پاکستانی مان، یعنی رهبری غیر نظامی منتخب دمکوکراتیک پاکستان، می توانیم تشخیص دهیم که آیا در مسیر صحیح و همان مسیر مورد نظر حرکت می کنیم یا خیر.
ایالات متحده تاریخچه بلندی در اعمال تحریم های مصوب قانونگذار علیه پاکستان دارد. فکر می کنم یکی از درس هایی که از این تاریخچه آموخته ایم این است که باید بسیار با دقت عمل کنیم و باید با پاکستانی ها کار کنیم و نه خودمان و نه آنها را در تنگنا قرار ندهیم.
بنابراین، فرایند پیچیده ای خواهد بود. ما در زمینه قانونگذاری های مربوطه، تعامل نزدیکی با کنگره خواهیم داشت. اما در این زمینه، مانند هر زمینه دیگر، تلاش می کنیم انطباق پذیری راهبردمان حفظ شود تا به بن بست نخوریم.
سؤال: یک سؤال کوتاه در همین مورد؟ یک سؤال کوتاه در همین مورد؟ آیا سازمان اطلاعاتی آی اِس آی به طالبان کمک می کند؟
آقای رایدل: وارد بحث های اطلاعاتی که در چند روز اخیر در همۀ روزنامه ها مطرح شده است نمی شوم. این راهبرد بر پایه درک بسیار روشنی از تحولات منطقه بنا شده است اما امروز دربارۀ مسایل امنیتی اظهار نظر نمی کنم.
خیلی متشکرم.
پایان
11:50 صبح به وقت شرق آمریکا
پايان متن