08 آوريل 2009

گزارش رسمی سیاست ایالات متحده در قبال افغانستان و پاکستان

هدف اصلی، مختل کردن، برچیدن و شکست القاعده است

 

آغاز متن

گزارش رسمی سیاست ایالات متحده در قبال افغانستان و پاکستان

هدف اصلی، مختل کردن، برچیدن و شکست القاعده است

 

[وزارت امور خارجه ایالات متحده]

27 مارس 2009

 

گزارش گروه درون سازمانی سیاستگذاری در ارتباط با سیاست ایالات متحده در قبال افغانستان و پاکستان

 

مقدمه

 

مقابله با تهدیدهای امنیتی جاری و بالقوه افراط گرایان در افغانستان و پاکستان، از نظر مصالح امنیت ملی ایالات متحده حائز اهمیت حیاتی است. در پاکستان، القاعده و دیگر گروه های تروریست جهادی در حال طراحی حملات تروریستی جدیدی هستند. اهداف آنها عبارتند از سرزمین اصلی ایالات متحده، پاکستان، افغانستان، هند، اروپا، استرالیا، متحدان ما در خاورمیانه، و هدف هایی که فرصت برای آنها پیش آورد. گسترش فزاینده فضای فعالیت آنها، نتیجه مستقیم فعالیت های تروریستی/شورشی طالبان و سازمان های مرتبط است. در همین حال، این گروه در تلاش است تا پناهگاه های سابق خود را در افغانستان مجدداً برقرار کند.

 

از این رو، هدف اصلی ایالات متحده باید مختل کردن، برچیدن و شکست دادن القاعده و پناهگاه های امن این گروه در پاکستان و پیشگیری از بازگشت آنها به پاکستان و افغانستان باشد.

 

توانایی افراط گرایان در پاکستان، در تضعیف کشور افغانستان امری مسلم است، و در عین حال، جریان ستیزه جویی در افغانستان به بی ثباتی در پاکستان دامن می زند. خطر القاعده برای ایالات متحده و متحدان ما در پاکستان – از جمله احتمال دست یافتن افراط گرایان به مواد شکاف پذیر – کاملاً واقعی است. بدون اقدام مؤثرتر علیه این گروه ها در پاکستان، بی ثباتی در افغانستان ادامه خواهد داشت.

 

اهداف

 

تحقق هدف اصلی، برای امنیت ملی ایالات متحده دارای اهمیت حیاتی است.  این امر، قبل از هر چیز، مستلزم هدف های واقع بینانه و دست یافتنی است. از جمله:

 

•           مختل کردن شبکه های تروریستی در افغانستان و بویژه پاکستان به منظور کاستن از هرگونه توانایی آنها در طراحی و اجرای حملات تروریستی بین المللی.

•           ارتقاء توانمندی، پاسخگویی و کارآیی دولت افغانستان به سطحی که به مردم افغان خدمت کند و در نهایت، با پشتیبانی محدود بین المللی، امور کشوررا ، بویژه در حوزه امنیت داخلی بدست گیرد.

•           ایجاد نیروهای امنیتی افغان با خود کفایی روزافزون که قادر باشند عملیات ضد شورش و ضد تروریستی را با پشتیبانی کمتر ایالات متحده رهبری کنند.

•           پشتیبانی از تلاش ها در جهت ارتقاء کنترل غیر نظامی و حکومت باثبات مبتنی بر قانون اساسی در پاکستان و ایجاد اقتصادی پویا که برای مردم پاکستان فرصت فراهم کند.

•           دخالت دادن جامعه بین الملل در جهت کمک فعالانه در تحقق این اهداف برای افغانستان و پاکستان، با نقش مهم رهبری برای سازمان ملل متحد.

 

راه تازه ای به سوی جلو

 

اینها کارهایی سخت و دشوارند. تحقق آنها مستلزم نگاه نو به چالش های موجود، راهبرد فراگیر دیپلماتیک برای جلب حمایت از تلاش های ما، تعامل بهتر با عموم مردم در منطقه و در داخل کشور، و درک این نکته که کلیه عناصر قدرت بین المللی – دیپلماتیک، اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی – باید بکار گرفته شود.

 

ایجاد یک اجماع روشن در حمایت از هدف اصلی مشترک و هدف های فرعی باید مبنای تلاش دیپلماتیک ما باشد. به این منظورما برای ایجاد ساز و کارهای جدید دیپلماتیک مشتمل برتشکیل یک "گروه تماس" و یک مجمع همکاری امنیتی و اقتصادی منطقه ای به کاوش برخواهیم خاست. تلاش سه جانبه ایالات متحده، پاکستان و افغانستان در 24 تا 26 فوریه 2009، در جلسه بعدی که در اوایل ماه مه در واشنگتن برگزار می شود، ادامه و گسترش خواهد یافت.

 

در افغانستان و پاکستان، بسیاری معتقدند ما شریک بلند مدت قابل اطمینانی نیستیم و ایالات متحده باید بر این مشکل "کمبود اعتماد" فائق آید. تعامل ما با مردم افغان باید به گونه ای باشد که تعهد ما را به ارتقاء مشروعیت و کارآیی دولت افغانستان و پیشرفت اقتصادی این کشور نشان دهد. در پاکستان، تعامل ما با مردم باید بر مبنای تعهد بلند مدتمان به کمک به این مردم در ساختن اقتصادی باثبات، دموکراسی ای قوی تر، و جامعه مدنی ای پویا استوار باشد.

 

یک برنامه ارتباطاتی راهبردی باید ایجاد گردد، مؤثرتر شود، و منابع آن تأمین شده باشد. بدون هماهنگی میان بهتر بخش مدنی و نظامی در سازمان های دولتی ایالات متحده، افزایش قابل توجه منابع غیر نظامی، و الگوی جدیدی برای تخصیص و مصرف این منابع، این راهبرد جدید هیچ بختی برای موفقیت نخواهد داشت. مدت ها است که تلاش های کمک رسانی ایالات متحده و بین المللی در افغانستان و پاکستان دچار ضعف سازماندهی و در برخی زمینه ها کمبود شدید منابع بوده اند. قسمت بزرگی از کمک های آبادانی برای مشاوران بین المللی و هزینه های ثابت صرف می شود و عملاً اثربخشی طرح های کمک رسانی ما هیچگاه ارزیابی نشده است.

 

کمک های ما به افغانستان و پاکستان باید با هدف های اصلی و فرعی همسو باشند. این شامل کمک های مربوط به تقویت ظرفیت حکومتی می شود و حاوی این پیام است که کمک ها، در نبود نتیجه، محدود خواهند بود.

 

کمک های اضافی به افغانستان باید با ساز و کارهای ملموس همراه باشد تا پاسخگویی هرچه بیشتر دولت را تضمین کند. در کشوری که 70 درصد روستانشین و پایگاه جذب عضو القاعده عمدتاً در میان جوانان کم اشتغال است، راهبرد کمک های غیر نظامی ما باید از اساس بازنگری شود؛ برای کاستن از جذابیت القاعده و متحدانش، ایجاد شغل در بخش کشاورزی به عنوان گام اول ضروری است. بدون تمایل بیشتر پاکستان به همکاری با ما در محروم کردن القاعده و سایر گروه های افراطی از داشتن پناهگاه، و بدون تعهد بیشتر به اصلاحات اقتصادی که باعث ارتقاء سطح زندگی پاکستانی های عادی از جمله ساکنان نواحی مرزی مناطق عشایری تحت سرپرستی فدرال، استان مرزی شمال غرب، و بلوچستان می شود، افزایش کمک به پاکستان محدود خواهد بود.

 

خلاصه موارد توصیه شده برای افغانستان و پاکستان

 

گام های زیر باید در هماهنگی با یکدیگربرداشته شوند تا از آنها نتیجه مطلوب بدست آید: محروم کردن القاعده از پناهگاه، کنترل موثر از جانب دولت دموکراتیک در پاکستان، و شکل گرفتن یک افغانستان متکی به خود که خروج نیروهای رزمی را ممکن  سازد و در عین حال، تعهد ما را به توسعه سیاسی و اقتصادی دوام پذیرکند.

 

•           اجرا و تأمین منابع یک  برنامۀ راهبردی  غیر نظامی-نظامی یکپارچه  بر ضد شورش در افغانستان.

 

نیروهای نظامی ما در افغانستان، از جمله آنهایی که اخبراً اعزامشان توسط رئیس جمهوری تصویب شد، باید برای دو مأموریت واجد اولویت  به کار گرفته شوند: 1) ایمن سازی جنوب و شرق افغانستان در برابر القاعده و متحدان این گروه، ایجاد فضای لازم برای برقراری کنترل مؤثر حکومتی توسط دولت افغانستان؛ و 2) تأمین نظارت مورد نیاز بر نیروهای امنیتی افغان برای رشد سریع، هدایت موثرعملیات ضد شورش و امکان پذیرساختن پایان عملیات رزمی ما و شرکای ما.

 

برنامۀ راهبردی ضد شورش ما باید امنیت جامعه را با حکومترانی کارآمد و توسعه اقتصادی تلفیق کند. ما امنیت مورد نیاز را برای فراهم شدن فضا و فرصت لازم برای ایجاد ثبات و فعالیت های بازسازی برقرار خواهیم کرد.

 

برای پیشگیری از حملات آینده علیه ایالات متحده و متحدانش – از جمله مردم محلی – تدوین یک راهبرد ارتباطاتی سوق الجیشی به منظور مقابله با تلاش های اطلاع رسانی تروریست ها ضروری است. این رویکرد در عراق (که ارتش ایالات متحده تلاش چشمگیری در این زمینه کرده است) با توفیق قرین بود و باید در افغانستان هم با اولویت اجرا شود تا وجهه ایالات متحده و متحدانش را بهبود بخشد. طرح راهبردی ارتباطات – مشتمل بر رسانه های الکترونیک، مخابرات و رادیو – شامل گزینه هایی برای انتخاب بهترین راه مقابله با تبلیغاتی است که از نظر فعالیت های وحشت آفرین دشمن اهمیت اساسی دارد.

 

تأمین  منابع و دادن اولویت به کمک های غیر نظامی در افغانستان

 

با افزایش ظرفیت غیر نظامی، رابطه مردم افغانستان با دولتشان را تقویت خواهیم کرد. برای تسهیل توسعه نظام ها و نهادها بویژه در سطوح استانی و محلی، فراهم کردن زیرساخت ابتدایی، و ایجاد جایگزین های اقتصادی برای شورش در تمامی سطوح جامعه افغانی و بویژه در کشاورزی و افزایش چشمگیری در تخصص غیر نظامی افغانی ها، ضروری است. ایالات متحده باید در تأمین این تخصص نقش مهمی ایفا کند اما پاسخ گویی مؤثر به نیازهای افغانستان مستلزم آن است که متحدان، شرکا، سازمان ملل متحد و دیگر سازمان های بین المللی، و سازمان های غیردولتی نقش خود را در افغانستان به میزان قابل توجهی افزایش دهند.

 

•           گسترش نیروهای امنیتی ملی افغانستان: ارتش و پلیس

 

نیروهای امنیتی ملی افغانستان، برای اینکه قادر باشند مأموریت تأمین امنیت را در جنوب و شرق کشور از نیروهای ایالات متحده تحویل بگیرند، باید اندازه و توانمندی خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهند. در آغاز، این امر مستلزم رشد سریع تر ارتش و پلیس افغانستان به ترتیب به 134.000 و 82,000 در طول دو سال آینده است. افزایش های بیشتر منوط به شرایط و منابع موجود است.

 

جامعه بین الملل باید برای مدتی طولانی، مسئولیت تأمین مالی نیروی امنیتی افغان را که به میزان قابل توجهی ارتقاء یافته است تقبل کند. ما همچنین باید از سایر نیروهای امنیتی افغان مانند نیروی حفاظت عمومی افغانستان نیز حمایت کنیم. حقوق پرداختی به ارتش ملی افغانستان و پلیس ملی افغانستان باید با در مقایسه با مستمری پرداختی به شورشیان دارای جاذبۀ رقابتی  بیشترباشد.

 

با گذشت زمان و تغییر شرایط امنیتی، اندازه نیروهای امنیتی ملی افغانستان باید بطور مستمر ارزیابی و تعیین شود زیرا عواملی مانندوضع کلی امنیت، توانمندی های نیروهای امنیتی ملی افغان، و سرعت ما در توسعۀ نیروهای امنیتی محلی و ادغام آنها در ساختار کلی نیروهای امنیتی ملی افغان، بر آن تأثیر دارند.

 

•           درگیر کردن دولت افغان در امور و تقویت مشروعیت آن

 

حمایت بین المللی از انتخابات پیش رو برای موفقیت آن ضروری است. برای تضمین امنیت و سلامت در ثبت نام رای دهندگان، انتخابات و شمارش آرا، باید هر کاری که لازم است انجام شود. حضور نظامی بین المللی باید به نیروهای امنیتی افغان در تأمین امنیت قبل، در حین، و بعد از برگزاری انتخابات کمک کند. همچنین، برای تضمین مشروعیت و نظارت بر محل های اخذ رای، نظارت بین المللی ضروری است.

 

فساد گسترده و عدم ارائه خدمات ابتدایی به بخش عمده جمعیت در هفت سال اخیر باعث تضعیف مشروعیت کلی دولت افغانستان شده است دستگاه ها و نهادهای افغانستان در مواردی که از کمک های فنی و آموزشی با کیفیت بالا برخوردار بوده اند، به میزان زیادی پیشرفت کرده اند. انسچام بخشیدن به این کمک ها با حضور مربی های صلاحیت دار برای مشاوره و نظارت بر کار مسئولان، انتقال این قبیل فعالیت ها به سطوح استانی و بخشی، و هدایت کمک های بیشتر از درون نهادهای برخوردار از این پشتیبانی ها با کیفیت بالا، در اعاده و حفظ مشروعیت دولت افغانستان مؤثر خواهد بود.

 

•           ترغیب تلاش های دولت افغانستان برای جذب شورشیان آشتی پذیر

 

در حالی که ملا عمر و بخش محوری گروه طالبان که با القاعده هم صف و همسو شده اند، آشتی پذیر نیستند و ما نمی توانیم به معامله که شامل آنها باشد دست بزنیم، پیروزی در جنگ افغانستان بدون متقاعد کردن شورشیان غیرمتعهد به مبانی عقیدتی برای به زمین گذاشتن سلاح، نفی القاعده و پذیرفتن قانون اساسی افغانستان، ممکن نیست.

 

اقدام به جذب در عمل نباید به ساز و کاری برای نهادینه کردن سیاست های اجتماعی قرون وسطایی ای که مبارزه برای تساوی جنسیتی و حقوق بشر را رها می کنند تبدیل شود. ما می توانیم با استفاده از اختلافات موجود میان شورشیاتن، معتقدان واقعی طالبان را از مبارزان کم تعهدتر جدا کنیم.

 

هم آمیزی باید با هدایت خود افغانی ها اداره شود. در هر استان باید اداره ای دایر شود و ما باید از تلاش های مدیریت مستقل حکومت محلی را در تدوین یک طرح آشتی مختص شورشیان سطح میانی تا پایین تحت مدیریت استانداران حمایت کنیم.همچنین باید با اتکا به تجربه های کسب شده در عراق و کشورهای مشابه، روش های مختلف اعادۀ حیثیت شورشیان دستگیر شده را بررسی کنیم.

 

•           دخالت دادن دولت های استانی و محلی در کوشش های ظرفیت سازی

 

با همکاری با دولت افغانستان، کمک های غیر نظامی و برنامه های ظرفیت سازی باید به سمت ایجاد دولت های استانی و محلی کارآمد متمرکز شوند تا به طور مستقیم تر به مردم خدمت  و آنها را به دولت شان وصل کنند.

 

•           شکستن رابطه میان مواد مخدر و شورش

 

گذشته از پیامدهای جهانی تجارت مواد مخدر، معضل مواد مخدر افغانستان به علت ارتباطی که با شورشیان دارد به شدت نگرانی انگیز است. واقعیت این است مواد مخدر از عوامل اصلی ایجاد فساد به شمار می رود و اقتصاد قانونی را مختل می سازد.  ناتو و نیروهای امنیت بین المللی و نیروهای ایالات متحده باید با استفاده از اختیارات خود، از واحدهای افغانی مبارزه با مواد مخدر در عملیات علیه قاچاقچیان مستقیماً حمایت کنند. نابود سازی آزمایشگاه ها، مراکز نگهداری مواد مخدر، تجهیزات تهیه مواد مخدر، و انبارهای مواد مخدر، طبق اختیارات جدید مجاز است و این امر باید قاعدتاً در شکستن رابطه مواد مخدر و تأمین مالی برای  شورش و فساد مرتبط با تجارت تریاک و هروئین مؤثر واقع شود. طرح های جایگزینی محصول و تأمین معیشت از طرق دیگر، که از ارکان اصلی مقابله مؤثر با مواد مخدر محسوب می شوند، بطور فاجعه آمیزی ناقص مانده اند و تجارت مواد مخدر فقط تا زمانی ادامه دارد که با چنین طرح هایی به افغان ها مجال داده شود تا از زمین هاشان برای زراعت مجاز استفاده کنند. تعقیب خشخاش کاران ادامه خواهد داشت اما توجه بر قاچاقچیان سطح بالاتر تمرکز می یابد.

 

•           بسیج حمایت سیاسی بین المللی بیشتر از اهداف ما در افغانستان

 

برای ایجاد درک مشترک از آنچه در افغانستان در میان است، باید بیشتر تلاش کنیم و همزمان، به بازیگران دیگر فرصت دهیم که از طریق همکاری با ما، منافع مشترک مان را دنبال کنند.

 

•           تقویت همکاری میان افغانستان و پاکستان

 

ما باید ساز و کارهای قوی تری را برای همکاری دوجانبه و سه جانبه نهادینه کنیم. در طول فرایند این بازنگری، گروه های بین سازمانی از افغانستان و پاکستان برای جلسات سه جانبه به واشنگتن دی سی آمدند. این هم اندیشی جدید باید ادامه یابد و به عنوان مبنایی برای همکاری های دوجانبه و سه جانبۀ مؤثرتر عمل کند.

 

•           جلب توجه اسلام آباد به خطر مشترک

 

موفقیت در بستن پاکستان به عنوان پناهگاه امن افراط گرایان مستلزم تعامل راهبردی مداوم و فشرده با رهبری پاکستان در حوز های غیر نظامی و نظامی است. این تعامل باید به گونه ای باشد که احترام قدرت غیرنظامی دموکراتیک را رعایت کند و البته آن را ارتقا دهد.

 

•           کمک به توانمندی پاکستان در مبارزه با افراط گرایان

 

تقویت تلاش های ما برای توسعه و ایجاد استعدادعملیاتی نیروهای امنیتی پاکستان حیاتی است زیرانها باید بتوانند در عملیات مستمر ضد تروریسم و ضد آشوب طلبی پیروز شوند. کمک های نظامی بیشتر ایالات متحده برای هلیکوپترها در تأمین تحرک هوایی، تجهیزات دید در شب، و آموزش و تجهیزات خاص نیروهای عملیات مخصوص و واحدهای مرزی پاکستان بخشی از این تلاش ها است.

 

•           افزایش و گسترش کمک در پاکستان

 

با افزایش کمک های اقتصادی به پاکستان – از جمله کمک مستقیم بودجه ای، کمک آبادانی، سرمایه گذاری زیرساختی، مشاوره فنی در تنظیم سیاست های اقتصادی صحیح – و تقویت روابط تجاری، حمایت از اهداف سیاستی ما را  به حداکثر می رساتند؛ همچنین قاعدتاً متضمن ثبات اقتصادی در مدت بلندتر هم خواهد بود. کمک های ما باید بر ظرفیت سازی بلند مدت، ایجاد شغل در بخش کشاورزی، تامین آموزش، و نیازهای زیرساختی متمرکز باشند. کمک ها همچنین باید از تلاش های پاکستان برای "نگهداشتن و ساختن" در غرب کشور در قالب اقدامات ضد شورش پشتیبانی کند.

 

•           بررسی زمینه های دیگر همکاری اقتصادی با پاکستان

 

ما باید فرصت های تجاری دوجانبه و منطقه ای را تا حدی با ایجاد مناطق فرصت بازسازی (که اخیراً در کنگره مجدداً مطرح شدند) افزایش دهیم و سرمایه گذاری خارجی را در بخش های اساسی مانند انرژی تشویق کنیم. علاوه بر این، کمک به اسلام آباد در تدوین یک برنامۀ راهبردی کارآمد برای مصرف کمک های اهدایی، امکان دریافت حمایت بیشتر از جامعه بین الملل را برای اسلام آباد افزایش می دهد.

 

•           تقویت توانایی دولت پاکستان

 

تقویت دولت دموکراتیک غیر نظامی پاکستان باید از جملۀ محورهای تلاش کلی ما باشد. اقدامات اصلی باید شامل تشویق اصلاحات در مدیریت استانی و محلی مناطق عشایری تحت سرپرستی فدرال و استان مرزی جنوب غربی باشد. باید به اسلام آباد کمک کنیم تا خدمات و حمایت های خود را در مناطق پاک سازی شده از شورشیان ارتقءا دهد تا بتواند در پیشگیری از بازگشت آنها به این مناطق موفق شود.

 

ما همراه شرکای بین المللی، باید از ایجاد و گسترش سازمان های منطقه ای فعال در همکاری  اقتصادی و امنیتی و همچنین تشویق گفتگوی سیاسی سازنده حمایت کنیم.

 

•           درخواست از متحدان برای کمک به افغانستان و پاکستان

 

تلاش های ما عبارت از مبارزه علیه نیروهایی است که عامل تهدید مستقیم برای تمامی جامعه بین الملل هستند. همزمان با دراز کردن دست  به سوی متحدان و شرکا برای حمایت سیاسی، باید از آنها بخواهیم منابع لازم را برای تحقق اهداف مشترک مان  نیز فراهم کنند. آنها در محروم ساختن تروریست ها و افراط گرایان از پناهگاه در پاکستان و افغانستان، به اندازه ما نفع دارند. در مراجعه به متحدان، باید تأکید کنیم که رویکرد جدید ما ترکیب عناصر غیر نظامی و نظامی و نگاه به افغانستان و پاکستان به عنوان یک صحنه واحد برای دیپلماسی را در بر می گیرد.

 

برای مأموریت در افغانستان، باید همچنان از دوستان و متحدانمان بخواهیم تا در زمینه نیروهای زرمی، آموزگار و مربی، ترابری راهبردی، و تجهیزات به ما کمک کنند. ایالات متحده همچنین در پی تأمین کمک های عمده مالی و متخصصان مختلف برای فعالیت های غیرنظامی در امر بازسازی و ظرفیت سازی دولت افغانستان در سطوح ملی و بویژه استانی و بخشی خواهد بود.

 

نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان باید در بررسی راه هایی برای سهیم شدن منظم اهداء کنندگان در به دوش کشیدن بار مسئولیت ظرفیت سازی در افغانستان و حضور متخصصان پیشقدم باشد. سازمان ملل، در قالب نقش هماهنگ کننده کمک های غیر نظامی، باید تقاضاها را یکپارچه و شکاف ها را شناسایی کند.

 

در پاکستان، ایالات متحده از متحدان مصراً خواستار همکاری نزدیک با ما هم به طور دوجانبه و هم از طریق "دوستان پاکستان دموکراتیک" برای هماهنگی کمک های اقتصادی و آبادانی از جمله پشتیبانی مستقیم بودجه، کمک های آبادانی، سرمایه گذاری زیرساختی، و مشاوره فنی در تنظیم سیاست های اقتصادی صحیح خواهد شد. به همین شکل، باید برای تأمین مشاوره و کمک فنی در تقویت ظرفیت دولت مانند بهبود نهادهای پاکستانی، از آنها تقاضای کمک کنیم.

 

موخره

 

راه حل سریعی برای تحقق منافع امنیت ملی ایالات متحده در افغانستان و پاکستان وجود ندارد. خطر شکست و ناکامی واقعی است و پیامدهای آن سنگین و ناگوار خواهد بود. در سال های 2009 و 2010، روند پیشروی طالبان باید در افغانستان وارونه شود و جامعه بین الملل باید با پاکستان برای خنثی کردن عوامل تهدیدکنندۀ امنیت در مرزهای غربی پاکستان همکاری کند.

 

این برنامۀ راهبردی جدید با تمرکز بر هدف اصلی – مختل کردن، برچیدن، و نهایتاً از بین بردن افراط گرایان و پناهگاه های امنشان در داخل هر دو کشور، اگرچه با تاکتیک های مختلف – به اقدام عاجل، تعهد پایدار، و منابع عظیم نیازمند است. ایالات متحده نسبت به همکاری با شرکا در منطقه و جامعه بین الملل در پرداختن به این هدف امنیتی چالش انگیز ولی اساسی متعهد است.

 

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟