View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

06 می 2008

مورد شناسی: اسطورۀ شهادت در عراق

پیام جهاد گران متکی به روایت های احساسی - عاطفی " شهیدان حماسه آفرين " است

 

مؤلف: محمد م. حافظ

محمد م. حافظ، دارای مدرک دکترا، استاد مدعو دانشکده علوم سیاسی دانشگاه میسوری در کانزاس سیتی است. او اخیرا ً کتاب تازۀ خود با عنوان بمب گذاران انتحاری در عراق: استراتژی و ایدئولوژی شهادت را منتشر کرده که چاپ آن را مؤسسۀ صلح آمریکا به عهده داشته است.
جهادگران در عراق با مشکل چالش انگیز بر قرار کردن ارتباط مواجه هستند. پیام آن ها باید به پنج هدف برسد: جذب اعضای احتمالی در داخل و خارج عراق؛ توجیه کشتار غیر نظامیان و مسلمانان در حملات شورشی در برابر عموم مردم؛ خنثی کردن معیار های دست و پا گیری که ممکن است مانع کادرها در کشتار غیر نظامیان هنگام بمب گذاری های انتحاری گردد؛ حقانیت دادن به سازمان هایی که درگیر اعمال خشونت آمیز هستند؛ و رویارویی با ادعای مراجع در عراق و در جهان اسلام.
آن ها برای به انجام رساندن این وظایف، مجبور به ردیف کردن یک سلسله استدلالات عملی، ایدئولوژیک، و مذهبی هستند. جهادگران برای اجتناب از غرق کردن مخاطبان خود در اطلاعات و مباحث پیچیده ، پیام های خود را ساده بیان می کنند و برای این کار از روایت های احساسی-عاطفی "شهیدان حماسه آفرين" بهره می گیرند.
آ ن ها از طریق ویدئو های اینترنتی و شرح حال بمب گذاران انتحاری، برای اهریمن جلوه دادن دشمن و ایجاد انگیزه در کادر هایشان برای دست زدن به فداکاری های "قهرمانانه"، روی موضوعاتی چون تحقیر، توطئه، و رستگاری دست می گذارند. آن ها در مورد بد رفتاری با زنان غلو کرده و برای شرمنده کردن مردان و اجبارشان به حمایت از "مادران وخواهران" خود، مردانگی و غیرت آن ها را پیش می کشند.
روایت های عمده حول سه موضوع دور می زند که غالبا ً، مانند پرده های یک نمایش، به توالی ارائه می شوند. در پردۀ اول تحقیر و عذاب مسلمانان در عراق و جا های دیگر به تصویر کشیده می شود که هدف توطئۀ "صلیبیون" غربی واقع شده اند. در پردۀ دوم، ناتوانی رژیم های فعلی کشور های مسلمان نشان داده می شود که با غرب زد وبند دارند، و این مفهوم را القا می کند که آن ها رهبران واقعی جهان اسلام نبوده، بلکه نوکران "اربابان" غربی خود هستند. در پردۀ سوم دست روی حتمیت پیروزی مسلمانان گذاشته می شود زیرا "پرهیزکاران و قهرمانان" پا پیش گذاشته و با ایمان به خدا و فدا کردن خود در میان جنگ وحقانیت آرمان خود، به مسلمانان تحقیر شده که در رنج و عذاب هستند، رستگاری می بخشند.
این سه روایت را گاهی جدا جدا ارائه می دهند، اما اغلب طوری به هم بافته شده اند که نمایانگر مشکل، سبب، و راه حل هستند.
این مقاله با برداشت از ادبیات جهادگران از آغاز شورش های عراق، به معرفی اسطوره های شهادت در عراق می پردازد . این ادبیات شامل فیلم های کوتاه ویدئویی، ضبط های سمعی، شرح حال بمب گذاران انتحاری، نشریات اینترنتی، و تصاویر ثابت اینترنتی است. روی شیوه ای که جهادگران به توصیف شهدا می پردازند، تأکید زیادی صورت می گیرد. جهادگران با بالا بردن منزلت بمب گذاران انتحاری تا حد انسان هایی متقی و پاکدامن، که نهایت از خود گذشتگی را در راه خدا و امت مسلمان به جا می آورند، توجه عموم را از وحشیگری هایی که مرتکب می شوند و قربانیانی که بر جا می گذارند، منحرف می کنند.
باید از ابتدا روشن کنیم که تصاویر بمب گذاران در فیلم های ویدئویی و شرح حال آن ها بسیار جنبۀ تبلیغاتی دارد. علت تأکید بر اسطوره های شهادت این است که نشان داده شود چگونه این گروه ها با بهره برداری از این روایات به اهداف برقرار کردن ارتباط دست می یابند، نه این که اشاره به واقعی بودن این اسطوره ها داشته باشد.
شرایط و قراین
از سال 2003، تعداد بمب گذاری های انتحاری در عراق، بیش از تعداد کل بمب گذاری های حماس در اسراییل، حزب الله در لبنان، و ببر های تامیل در سریلانکا بوده است. هدف اکثر قریب به اتفاق این اقدامات انتحاری، نیرو های امنیتی عراق و غیرنظامیان شیعه بوده است، و نه نیرو های ائتلاف. تعداد کثیری، گرچه نه همه، از بمب گذاران انتحاری دواطلبان غیر عراقی هستند. و غالب آن ها با شبکه های جهاد ارتباط دارند که وابسته به جهادگران "نسل دوم" می باشند که در دهۀ 1990 در افغانستان آموزش دیده اند، آ ن ها چریک هایی هستند که در وطن خود یا در کشور میزبان فراری هستند، و یا اعضای جدید می باشند که از عذاب مسلمانان در عراق غضبناک اند.
شورشیان عراق متکی به مجموعه ای از تاکتیک های متفاوت هستند که کشنده ترین آنها، بمب های دست ساز و اتومبیل های حاوی بمب که بمب گذاران انتحاری آن ها را هدایت می کنند، می باشد. شورشیان افرادی را که با نیرو های ائتلاف همکاری دارند نیز مرعوب می کنند، مانند مترجمان و کارگران؛ آن ها در پست های برق و خطوط لولۀ نفت و آب، و پروژه های بازسازی خرابکاری می کنند ؛ آن ها مواضع نیرو های ائتلافی را با راکت و خمپاره مورد حمله قرار می دهند و به سوی هواپیما ها و هلیکوپتر ها راکت های زمین به هوا پرتاب می کنند؛ شهروندان محلی و خارجی ها را می ربایند و در ازای پول، آن ها را رها می کنند و یا به قتل می رسانند؛ آن ها اعضای نیرو های امنیتی و "جاسوسان" را نیز برای سین جیم کردن و بعد کشتن می ربایند؛ و با پوشیدن جلیقه های منفجره اقدام به بمب گذاری های انتحاری می کنند.
شورشیان، سازمان های بین المللی مانند سازمان ملل، آژانس های غیر دولتی چون صلیب سرخ، و نمایندگان کشور های خارجی را نیز مورد حمله قرار می دهند. آن ها به سفارت های اردن و ترکیه حمله و تعدادی از دیپلمات های الجزایری، مصری، و روس را کشته اند.
شورشیان برای حمله به این اهداف از یک منطق استراتژیک پیروی می کنند. خشونت گسترده موجب ایجاد عدم امنیت ، چند دستگی، و سقوط اقتصادی می شود. وهمۀ این فعالیت ها برای به رسمیت نشناختن نظم نوین است. و نیز کمک می کند تا آن ها خود را به عنوان تنها حامیان مسلمانان سنی جلوه می دهند، و قصد دارند این حمایت را از طریق تضعیف قدرت مرکزی و عدم توانایی آن در استفاده از نیرو های قهری، بر مسلمانان سنی تحمیل نمایند ؛ آن ها اهدافی فراتر از عراق را دنبال می کنند و در پی ایجاد پایگاهی برای عملیات، عضوگیری و آموزش اعضای خود هستند.
توجیه بمب گذاری های انتحاری
تا فوریۀ 2006 ، القاعده مسئولیت 30 درصد از بمب گذاری های انتحاری در عراق را به عهده گرفته بود. از اکتبر سال 2006، دولت اسلامی عراق که به منزلۀ نقابی برای پوشش القاعده در عراق است، مسئولیت تقریبا ً تمامی بمب گذاری های انتحاری را به عهده گرفت.
ابو دوجانه الانصاری، رییس جوخۀ بمب گذاران انتحاری القاعده، در یک قطعه فیلم مونتاژ شده برای بزرگداشت ابو موساب الزرکاوی، رهبر کشته شدۀ تروریست، حملات بمب گذاران انتحاری را "علیه نیرومندترین و مدرن ترین ارتش در تاریخ جهان"، توجیه می کند. الانصاری می گوید تشکیل این جوخه در پی توصیۀ بن لادن برای ایجاد وحشت در دشمن و نفوذ در تدابیر تدافعی و تضعیف روحیۀ سربازان آن ها صورت گرفت.
اما آن ها حمله به برادران مسلمان را چگونه توجیه می کنند؟ نه تنها افراد وابسته به القاعده، بلکه همۀ شورشیان عراق معتقد هستند که نیرو های امنیتی عراق وابسته به نیرو های اشغالگرهستند. علاوه بر این، القاعده می گوید که شبه نظامیان شیعه به سنی ها حمله می کنند، آن ها را کشته و یا شکنجه می دهند؛ آن ها را در پست های بازرسی تحقیر می کنند؛ و جاسوس نیرو های اشغالگر هستند. بسیاری از فیلم های ویدئویی آن ها به همین مضامین اختصاص دارد. ملی گرایان و شورشیان صلافی در توجیه حملات خود علیه مقامات عراقی این طور استدلال می کنند که حکومت عراق یک حکومت غیر قانونی است – یک حکومت دست نشانده – که با کمک دشمنان روی کار آمد و علیرغم انتخابات دموکراتیک، اگر نیرو های ائتلاف اجازه نمی دادند، این حکومت قدرت را در دست نمی گرفت.
سکولاریسم، ملی گرایی و شیعه، به منزلۀ ابزار یک توطئۀ زشت به رهبری "صلیبیون" و "صهیونیست ها" توصیف شده اند. آن ها این طور استدلال می کنند: سکولاریسم جهان را به دو بخش مذهبی و غیر مذهبی تقسیم می کند، که ضد اسلام است زیرا قدرت مطلق خدا بر درستی و نا درستی، و بر روا و نا روا را نقض می کند. ملی گرایی حامی هویت های حقیر و تنگ نظرانۀ زبان ، سرزمین، و مرز هاست ، و برای اتحاد گستردۀ مسلمانان با ایمان اهمیت قائل نیست. وشیعه ها قائل به اعتقاداتی کفر آمیز هستند و به عنوان خطرناک ترین ابزار علیه مسلمانان واقعی به کار می روند، زیرا آن ها "به نظر" مسلمان می آیند اما به عقیدۀ جهادگران، آن ها از سنی ها تنفر دارند و منتظر فرصت برای خیانت کردن به آن ها هستند.
این توجیهات عقیدتی به درد محیط تنگ جهادگران متعهد می خورد که احتمال دارد در مورد بعضی تاکتیک ها یا اهداف شورشیان سئوالاتی را مطرح کنند، مخصوصا ً هنگامی که صحبت از حمله به مسلمانان است. زمانی که این بحث های سراسر ضد ونقیض برای جمع بزرگتری از مسلمانان عنوان می شود، معمولا ً همراه با تصویر های زنده و روایت های احساسی-عاطفی صورت می گیرد، به طوری که بر وجدان و روحیۀ مسلمانان تأثیر گذار بوده، از شیعیان و نیرو های امنیتی عراق اهریمن های هولناک بسازد و احساس مورد تهدید بودن مسلمانان در همۀ جهان را تشدید کند.
شورشیان عراق برای بسیج طرفداران شهادت، تنها از نیروی ایدئولوژی استفاده نمی کنند. آن ها سعی می کنند با توسل به موضوعات شخصی و احساسی موجود در فرهنگ و خلقیات اعراب و مسلمانان، به اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی دامن بزنند. روایت آن ها بر سه موضوع تأکید دارد: تحقیر، ناتوانی ناشی از توطئه، و رستگاری از طریق ایمان و از خود گذشتگی.
تحقیر
در کنه این روایات، موضوع تحقیر به دست قدرت های سنگدل و بی عاطفه عنوان می شود. نمایش تصاویری از تحقیرشدن مردم معمولا ً با فیلم های کوتاهی از مرحلۀ اول جنگ در عراق، در سال 2003 آغاز می شود که عدم تقارن قدرت با تصاویر مساجد ویران شده، قربانیان در خون غلتیده، و تجسس منازل را به نمایش می گذارد. این تصاویر و مخصوصا ً نما هایی از زندان ابو غریب نشان دهندۀ عذاب و احساس ناتوانی و توهین و تحقیری است که بسیاری از مسلمانان در آن شریک هستند.
تصاویر مربوط به عراق، معمولا ً با عکس و فیلم از سایر جنگ ها در مناطق مسلمان نشین مخصوصأ فلسطین است. مقصود، فرستادن دو پیام است. اول این که، عذاب و رنج و تحقیر مسلمانان در همۀ نقاط جهان مواردی هستند که میان آن ها ارتباط وجود دارد، این ها زنجیرۀ تجاوزات "اتحاد صلیبیون و صهیونیست ها" است. این پیام، احساس تهدید را تشدید کرده و به این ترتیب، اتخاذ تدابیر استثنایی برای مقابله با توطئه علیه اسلام را توجیه می نماید.
پیام دوم این است که عراق صحنۀ اصلی جنگ با دشمنان اسلام است. در واقع، جنگیدن در عراق مانند جنگیدن در فلسطین، چچن، کشمیر، عربستان سعودی و سایر مناطق جهان اسلام است، این افراد، این همه را یک نبرد واحد قلمداد و ادعا می کنند. با چنین طرز تفکری، شورشیان می توانند جهاد گران را از هر سو خوانده و ادعا کنند که پیروزی شان در عراق، مانند پیروزی در هر یک از سرزمین های دیگر مسلمانان است.
جهادگران روی موضوعات مربوط به بی آبرویی و رسوایی زنان به دست خارجی ها و نیرو های امنیتی عراق هم تأکید زیادی دارند. تصاویر زنان وحشت زده در هنگام هجوم سربازان برای تفتیش منازل و یافتن شورشیان، ویدئو هایی از زنان که مورد بازرسی بدنی قرار می گیرند، شایعاتی در مورد ربوده شدن زنان و بازداشت آن ها که مورد تحقیر یا بدتر از آن قرار گرفته اند، و داستان زنانی که به عنوان گروگان از سوی نیرو های امنیتی دستگیر و در برابرتحویل شورشیان، مبادله شده اند، این روایات را انباشته است.
بدون شک این قبیل گزارش ها،غیرت و شرف مردان را به جوش می آورد، مفاهیمی که نزد آن ها از اهمیت حیاتی برخوردار است. این مفاهیم ناشی از مردانگی و غیرت معمولا ً به عنوان حمایت و محافظت از زنان تعبیر می شود که در روابط خود با مردان منحرف نشده و مایۀ بی آبرویی و شرمساری برای تمامی خانواده وقبیله فراهم نکنند.
ناتوانی و توطئه
بخشی از این روایات به نشان دادن بی عاطفگی نیرو های ائتلافی و تهمت توطئه به حکومت های مسلمان اختصاص دارد. شورشیان در ویدئو های خود معمولا ً از فیلمی استفاده می کنند که در آن پرزیدنت جورج و. بوش بر عرشۀ یکی از ناو های هواپیما بر آمریکا، پیروزی در عراق را اعلام می کند. این معمولا ً مقدمۀ فیلمی از نیرو های آمریکایی است که در خیابان های عراق راه می روند و یا در قصر های صدام حسین قدم می زنند. گاه و بیگاه هم تصاویر معروف یک سرباز آمریکایی که پرچم آمریکا را بر فراز مجسمۀ صدام در بغداد قرار می دهد، مشاهده می شود.
بلافاصله بعد، تصاویری از رهبران عرب– سلطان عبدالله در عربستان سعودی، سلطان عبدالله دوم در اردن، حسنی مبارک در مصر، و رهبران عراق پس از تصرف کشور (من جمله ایاذ علوی، ابراهیم الجعفری، جلال طالبانی، و عبدالعزیز الحکیم) در کنار مقامات نیرو های ائتلافی، پرزیدنت بوش، و تونی بلر، نخست وزیر بریتانیا، به نمایش درمی آید. این رهبران لبخند به لب دارند و یا دیگری را در آغوش گرفته اند. تصاویر دیگر شامل رهبران عرب و یا رهبران غربی همراه با رهبران اسراییلی است، مخصوصا ً عکس سال 2004 پرزیدنت بوش که دست نخست وزیر اسبق اسراییل، آریل شارون را در کاخ سفید و در زمان شورش های الاقصی که به انتفاضۀ دوم (2005-2002) هم معروف است، می فشارد.
این تصاویر به پنج دلیل اهمیت دارند:
اول این که، تمام افرادی که برای دولت عراق کار می کنند را همدست غرب توصیف می کند. بنابراین، افرادی را که در توطئۀ غرب شرکت دارند، می توان بدون ناراحتی وجدان از بین برد. دوم این که، با معرفی این رهبران به عنوان عمال دست نشانده ای که برای قدرت های خارجی کار می کنند، انتقادات آن ها از اصول اخلاقی جهادگران وتاکتیک آن ها بی تأثیر می گردد – آن ها کی هستند که می خواهند حقانیت شورشیان را به چالش بگیرند؟ سوم این که، به تصویر کشیدن این دولت ها به عنوان دولت هایی ناتوان، به شورشیان حق می دهد که قدم پیش گذاشته و به جای آنان مبارزه کنند. به این ترتیب جهاد تبدیل به یک وظیفۀ شرعی می شود، زیرا دولت های فعلی از وظیفۀ اصلی خود که حمایت از سرزمین مسلمانان و نجات آن ها از شر کفار بوده است، سر باز زده اند. چهارم این که، نشان دادن این که جهادگران از حمایت یا منابع دولت های رسمی استفاده نمی کنند، تقاضای آن ها برای اتخاذ تدابیر استثنایی و شهادت را توجیه می کند. و بالاخره این که، این تصاویر نشان دهندۀ مبارزه ای وسیع تر از آزاد ساختن آن کشور از شر اشغالگران خارجی است. این مبارزه ای با رژیم های فعلی "فاسد" و "خود فروختۀ" حاکم بر کشور های اسلامی است برای براندازی آن ها و جایگزین کردن شان با حکومت های واقعی اسلامی.
رستگاری از طریق ایمان و از خودگذشتگی
در این نمایش، در صورتی که پردۀ سوم، که حکم راه حل را دارد، در پی پرده های اول و دوم اجرا نشود، نمایش نشانی از عدم توانایی ارائه می کند. پردۀ سوم رهایی و رستگاری مسلمین از طریق ایمان به خدا و میل به شهادت در راه اوست.
یکی از مهم ترین عناصر در پردۀ سوم، اسطورۀ شهادت و شهدا است. القاعده در عراق تصوری از یک قهرمان مسلمان را ترویج می دهد که در آرزوی فدا کردن خود در راه رستگاری امت و گرفتن انتقام خون مسلمانانی است که مورد ظلم واقع شده اند، مخصوصا ً زنان. تبلیغات پیرامون "شهدا" در تارنما های اینترنتی، فیلم هایی از عملیات، و نیز در نشریۀ الکترونیکی القاعده موسوم به شرح حال شهدای عظیم الشأن است، صورت می گیرد.
این قبیل تولیدات – که غالبا ً کوتاه بوده و اطلاعاتی که می دهند فاقد انسجام و بسیار تبلیغاتی می باشد – چهار موضوع را مطرح می کنند که اصول اسطورۀ شهادت را تشکیل می دهند:
پایبندی صادقانه به دین. تمایل به فداکردن ثروت و علائق شخصی در راه خدا. اشتیاق به شرکت در "عملیات شهادت". موفقیت در عملیات شهادت.
پایبندی صادقانه به دین اسلام: ویدئو های شورشیان مملو از تصاویر مسلمانان پرهیزکاری است که در حال نماز خواندن هستند و حتی در حین انجام عملیات، مثلا ً کار گذاشتن بمب های دست ساز، یک بند الله اکبر می گویند. بمب گذاران انتحاری، به ویژه همیشه به منزلۀ افرادی بسیار مذهبی نمایش داده می شوند. در شرح حال آن ها معمولا ً ذکر می شود که این "شهید" چگونه بی وقفه نماز می خوانده است، و تمام وقت خود را به خواندن و حفظ قرآن اختصاص می داده ، و اعمال مذهبی را فرا تر از آن چه بر او واجب بوده به جا می آورده است.
تأکید بر خلوص پایبندی، از اهمیت زیادی برخوردار است ، زیرا تنها زمانی یک بمب گذار انتحاری شهید تلقی می شود که برای اعتقاد و ایمانش به خدا و در راه او به انجام وظیفه بپردازد. اگر کسی با انگیزه هایی خارج از عشق به خدا و پیکار در راه او به این کار مبادرت نماید، به شهادت نایل نمی شود. مهمتر این که جهادگران آگاه هستند که دولت های اسلامی کوشش می کنند آن ها را به عنوان افراد گمراهی معرفی کنند که چیزی دربارۀ اسلام نمی دانند و برای انجام بمب گذاری های انتحاری، مغز شویی شده اند. بنابراین، القاعده با تأکید بر مذهبی بودن این افراد، خود را در برابر این مدعا توجیه می کند.
میل به فدا کردن ثروت و علائق شخصی در راه خدا: تبلیغات القاعده شهدا را به عنوان افرادی جلوه می دهد که برای انجام تعهدات والای خود، یعنی جهاد و شهادت، از عزیز ترین تعلقات خود می گذرند. آن ها مدعی هستند که تعداد زیادی از بمب گذاران انتحاری به خانواده های ثروتمند تعلق داشته اند، و یا با از خود گذشتگی ، فروش اتومبیل خود، استفاده از پس انداز و یا اتکا به کمک های مالی، موفق به سفر به عراق گشته اند. بسیاری از تنظیم کنندگان این شرح حال ها از تصاویری مانند پدری که فرزند تازه به دنیا آمدۀ خود را ترک می کند، یا شوهری که همسرش را برای جهاد و مردن در راه خدا تنها می گذارد، استفاده می کنند.
مقصود ازاین روایات، تبدیل آن ها به مایۀ الهام دیگران و تعیین ضوابط تازه ای برای سرسپردگی به دین و ایمان است .آن ها خواستار این هستند که افراد، مسلمانان خوبی باشند و برای این منظور، نماز خواندن و به جای آوردن وظایف دینی کافی نیست. باید تا جای ممکن، خود را وقف اسلام کرد و در راه جهاد جان داد.
اشتیاق به شرکت در "عملیات شهادت": ما به کرات در شرح حال ها می خوانیم که "شهدا" عاشق مردن در راه خدا هستند و اگر این امکان از آن ها نفی گردد، دچار یأس و سرخوردگی می شوند. تقریبا ً در همۀ فیلم ها نشان داده می شود که آن ها خوشحال هستند: آن ها در حال دویدن به سوی خود رویی که انباشته از مواد منفجره است، با لبخند بر روی لبان خود، دستشان را به نشانۀ خداحافظی تکان می دهند و به این ترتیب خوشحالی خود از شهید شدن و پاداشی را که در بهشت دریافت خواهند کرد، نشان می دهند.
این صحنه های اشتیاق و شادی برای نشان دادن این است که این افراد در انجام وظایف خود نه با اجبار روبرو هستند و نه مغز شویی شده اند. کانال های ماهواره ای عراق، غالبا ً "اعترافات" بمب گذاران ناکام را پخش می کند که اظهار می دارند نمی دانستند که قرار است در یک عملیات بمب گذاری شرکت کنند، زیرا چاشنی بمب ها در اختیار شخص دیگری قرار داشته است و آن ها فکر می کردند که باید تنهاکامیون یا وانت را به مقصدی معین برسانند. بعضی از آن ها می گویند که دست هایشان را با دستبند به فرمان اتومبیل بسته بوده اند ، و برخی هم ادعا کرده اند که به آن ها مواد مخدر خورانده شده و عکس های مستهجن نشان داده می شده تا آن ها را برای رسیدن به حوریان در بهشت بیشتر برانگیزاند. موضوع اشتیاق به مردن، هدفش خنثی سازی این اتهامات، و بالا بردن بمب گذاران انتحاری تا حد قهرمانان شهیدی است که بر انتخاب و سرنوشت خود تسلط دارند.
موفقیت در عملیات شهادت: شرح حال شهدا ، بدون استثنا بر موفقیت عملیات انتحاری تأکید، یا در مورد آن غلو می کند، گویی می خواهد به بمب گذاران انتحاری آینده حالی کند که شهادت و از خود گذشتگی آن ها بی ثمر نخواهد بود. تعداد "مرتدان"، "صلیبیون"، و "مأموران سیا" که ادعا می شود در عملیات این افراد کشته شده اند، سر به صد ها می زند. آن ها ادعا می کنند تعداد کشته شدگان بیش از آن چه در رسانه ها، که متکی به آمار آمریکایی هستند، اعلام می شود است. غالبا ً شنیده می شود که آمریکایی ها کشته های خود را در رودخانه می افکنند و یا آن ها را در گور هایی دفن می کنند که شتابزده کنده شده، تا تعداد واقعی کشته شدگان بر ملا نشود. تنظیم کنندگان این شرح حال ها، از آن جا که همۀ عملیات با "موفقیت" روبرو بوده است، نام آن ها را غزوه نهاده اند، مانند غزوۀ النصیریه (حمله به نیرو های ایتالیایی در نصیریه که باعث کشته شدن 31 تن گردید). اصطلاح غزوه اشاره به جنگ های صدر اسلام دارد که مسلمانان به مقابله با کفار پرداخته و بر آنان پیروز می شدند.
آشنایی با ترفند ها
اسطوره های مربوط به شهادت برای توضیح همۀ بمب گذاری های انتحاری که در عراق صورت می گیرد، کافی نیست. با این حال، ایدئولوژی، چارچوب مذهبی، و روایت های احساسی-عاطفی بیانگر این امر است که چگونه جهادگران با خنثی کردن اصول پذیرفته شده در مورد قتل و مثله کردن، به افراد تلقین می کنند کاری که انجام می دهند بسیار اخلاقی و موجه است.
توجیه کشتن مسلمانان دیگر، ریشه در روایت های احساسی-عاطفی و تأثیر گذاری دارد که ابتدا از تحقیر و مظلومیت مسلمانان حکایت کرده و بعد به توطئۀ رهبران ناتوان مسلمان می رسد که صرفا ً عمال اربابان خارجی خود هستند، افرادی که به ادعای افراط گرایان تلاش می کنند اسلام را نابود کرده و سرزمین های مسلمانان را تحت انقیاد درآورند. با ایجاد یک چنین چارچوبی برای جنگ های خود، طوری وانمود می کنند که برای پیشقدم شدن و بازگرداندن شرافت امت مسلمان، نیاز به اعمال قهرمانانۀ کادر ها بوده، و برای زدودن شرم تحقیر، باید آنانی که با دشمن همکاری می کنند را نابود کرد.
آشنایی با این ترفند ها و درک آن ها ، گام مهمی در مبارزه با تروریسم است.
نظرات بیان شده در این مقاله لزوما ً منعکس کنندۀ دیدگاه یا سیاست های دولت آمریکا نیست.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟