30 می 2008
شمار روزافزونی از حامیان سابق، در حال حاضر تاكتیكهای "غیراخلاقی" گروه را رد میكنند
David McKeebyنویسنده: دیوید مك كیبی
عضو هیأت تحریریه
واشنگتن – مایكل هایدِن، رئیس سازمان سیا اظهار داشت كه القاعده بطور اساسی در عراق و عربستان سعودی از بین رفته است و بطور مداوم جایگاه خود را در جاهای دیگر نیز از دست می دهد، كه این امر مرهون تقویت مشاركتهای ضد تروریستی جهانی و افزایش تعداد محققان اسلامی و مجاهدان سابقی است كه علناً مشروعیت این گروه تروریستی را رد می كنند.
هایدن در یك مصاحبه خبری عمومی نادر در 30 مه، به واشنگتن پست گفت كه "بطور متوسط، عملكرد ما نسبتاً خوب بوده است. شكست استراتژیك اخیر القاعده در عراق؛ شكست استراتژیك اخیر القاعده در عربستان سعودی؛ عقب كشیدن قابل ملاحظه القاعده در سطح جهان - و در اینجا می خواهم از واژه "از جنبه ایدئولوژیك" استفاده كنم – زییرا که اكثریت جهان اسلام نوعِ اسلام آنها را نفی می کنند."
هایدن اظهار داشت كه گرچه القاعده هنوز به عنوان یك تهدید جدی باقی است، اما همكاری اطلاعاتی تشدید شده و عملیاتهای جهانی برای بر هم زدن تعادل تروریستها ، حتی در ناحیه مرزی افغانستان و پاكستان ادامه دارد – منطقه ای كه كارشناسان اعتقاد دارند این گروه در حال بازسازی سازمانشان بوده اند و نیز اعتقاد بر این است كه اسامه بن لادن رهبر القاعده و نماینده او یعنی ایمن الظواهری هنوز در آنجا مخفی می باشند.
در عراق، سلسله حملات پی در پی القاعده علیه شهروندان در سال 2005 و 2006، ادعاهای دروغین این گروه را مبنی بر عملكرد جانبدارانه از اقلیت سنی مذهب عراقی، كه مكرراً از سوی تروریست ها مورد هدف قرار می گیرد، برملا ساخت.
هایدن بیان داشت كه "علی رغم اینكه این پدیده "مسأله روز" است، اساساً هیچكسی واقعاً بینش القاعده از آینده را دوست نداشت". وی در ادامه گفت كه این یك عامل كلیدی است كه به وضعیت امنیتی بهتر در عراق كمك میكند.
در یك یورش قابل توجه علیه القاعده در عربستان سعودی، سرویسهای امنیتی 28 رزمنده را در مكه، مدینه و ریاض دستگیر كردند كه برای حمله به زائران حج و رهبران مذهبی منتقد این گروه تروریست، در حال برنامه ریزی بودند.
رابرت گرنیه، از مقامات ارشد سابق ضد تروریست سازمان سیا به واشنگتن پست گفت كه "یكی از درسهایی كه می توانیم از دو سال گذشته بگیریم این است كه القاعده بدترین دشمنِ خودش است. در جاهایی كه در آغاز امر موفق شده اند، بسیار فوری خودشان را بدنام میكنند".
محققان و حامیان سابق، "غیراخلاقی" بودن القاعده را محكوم میكنند
محققان، پیتر برگِن و پل كروكشانك، در مقاله خود تحت عنوان " افشاگری: شورش جهادطلب در برابر بن لادن" كه در شماره ژوئن سال 2008 نشریه "جمهوری جدید" منتشر شده است، اظهار می دارند كه "مخالفت با تاكتیكهای القاعده به فراسوی عراق و عربستان سعودی گسترش یافته است."
بر اساس آنچه كه برگن و كروكشانك نوشته اند، "القاعده و وابستگانش از 11 سپتامبر هزاران نفر از شهروندان مسلمان را در جاهای دیگر كشته اند: صدها نفر از افغانهای غیرنظامی هر سال توسط طالبان كشته شدند، دهها نفر از سعودیها از سال 2003 توسط تروریستها كشته شدند، جمع كثیری از اردنیها در یك میهمانی عروسی در یك هتل آمریكایی در امّان در نوامبر 2005 قتل عام شدند". آنها در ادامه میگویند كه " تمامی اینها موجب پیدایش این شناخت در بین مسلمانان شده است كه ویروس ایدئولوژیكی كه حادثه 11 سپتامبر و حملات تروریستی در لندن و مادرید (اسپانیا) را به بار آورد، همان ویروسی است كه هم اكنون با هرج و مرج دنیای اسلام را ویران می کند."
شیخ سلمان العوده، از عالمان دینی سعودی با شهرت جهانی كه به نظر بن لادن انسان بانفوذی است، پرسید كه "چقدر خون ریخته شده است؟ چقدر انسان بی گناه، كودك، زن و پیر با نام القاعده كشته شده اند؟"
دو ماه بعد، نعمان بنوتمان، از رهبران رزمنده (جهادی) سابق لیبی كه در كنار بن لادن در افغانستان جنگیده است، یك نامه سرگشاده به القاعده را منتشر ساخت، كه در آن به این گروه اصرار می كند كه حملات را در جهان عرب و غرب پایان دهد. این نامه در سراسر خاورمیانه مورد بحثهای گسترده ای قرار گرفت.
در یک انتقاد مهم دیگری، سید امام الشریف، از رهبران سابق تروریست و دوست نزدیك و در زمانی نیز مربی الظواهری، كتابی را به صورت سریالی در روزنامه های مصر منتشر ساخت كه در آن تحریف در الهیات اسلامی به منظور توجیه خشونت را رد میكند.
الشریف، كه به "دكتر فضل" نیز معروف است، موضوع مقاله جدید لورنس رایت، تحت عنوان "شورش از درون: یك مغز متفكر القاعده تروریسم را زیر سؤال می برد" می باشد كه در شماره ژوئن 2008 مجله نیویورکرچاپ شده است.
وی در طی سالهای دهه 1960 با الظواهری در مصر تحصیل كرد و این دو "الجهاد"، یک گروه تروریستی كه بعدهاً به یكی از اجزای اصلی القاعده تبدیل گردید را تأسیس كردند. گرچه وی هنوز از منتقدان شدید غرب است، اما از گروهی كه به شكل گیری او كمك كرده بود روی گردانده است.
الشریف اظهار داشت كه "ظواهری و امیر او بن لادن شدیداً غیراخلاقی می باشند. من درباره این موضوع صحبت كرده ام تا جوانان را در برابر آنها هشدار دهم، جوانانی كه فریب آنها را می خورند و آنها را نمی شناسند."
برگن و كروكشانك با استناد به افزایش مخالفت با عملیات استشهادی در اندونزی، لبنان و بنگلادش، و نیز كاهش میزان افرادی كه در عربستان سعودی، پاكستان و جاهای دیگر نگرشهای جانبدارانه از القاعده دارند، اظهار می دارند كه در میان این مباحثِ تجدید شده، تحقیقات نشان می دهند كه حمایت عمومی از القاعده و تاكتیكهای آن مدام در حال كاهش است.
بر اساس آنچه كه برگن و كروكشانك نوشته اند، " در DNA ی گروههای جهاد طلب آخر زمانی همچون القاعده، بذر نابودی بلند مدت خودشان رمزگذاری شده است. قربانیان آنها غالباً شهروندان مسلمان می باشند؛ آنها هیچ تصویر مثبتی از آینده ارائه نمی دهند ( بلكه بیشتر چشم اندازی از یك رژیم طالبانی از مراكش تا اندونزی ترسیم می کند)؛ آنها به گسترش سیاهه دشمنانشان، شامل هر مسلمانی كه دقیقاً در نگرش آنها به جهان سهیم نشود، ادامه می دهند."
با این حال اگرچه بحثهای مشابه باعث شده است تا دیگر گروههای تروریستی مانند ارتش جمهوریخواه ایرلند یا سازمان ارتش سرخ به خشونت پایان دهند، اما سایر كارشناسان در برابر داشتن انتظارمشابه از القاعده، هشدار داده اند.
بروس هافمن، كارشناس تروریسم در دانشگاه جورجتاون گفت كه "آگهی درگذشت القاعده چندین بار در چند سال گذشته برای همه نوشته شده است تا پیروزی اعلام شود. من موافقم كه پیشرفتهایی به دست آمده است. اما ما بطور مسلم با یك دشمن بسیار سرسخت و بیرحم مواجه هستیم. "