11 آوريل 2008
بروس هافمن
دكتر بروس هافمن استاد دانشكده خدمات خارجى ادموند والش دانشگاه جورج تاون و عضو ارشد مركز مقابله با تروريسم آكادمى نظامى ايالات متحده در وست پوينت است. بخشى از مقاله حاضر مبتنى بر مطالبى است كه قبلا در ويرايش دوم كتاب درون تروريسم (نيويورك: انتشارات دانشگاه كلمبيا، 2006) كه توسط همين نويسنده تأليف گرديده منتشر شده است.
تروريسم يعنى ايجاد و بهره بردارى حساب شده از ترس، براى دستيابى به تغيير سياسي. بنا براين نمى توان انكار كرد كه تروريسم شیوه ای از جنگ روانى است.
گرچه غالبا، مردم در حملات تروريست ها به شكل فجيعى كشته يا مجروح مى شوند اما تروريسم به اقتضاى طبيعتش به صورتى طراحى شده كه تأثيرات روانى گسترده اى وراى قربانى (هاي) يا هدف مستقيم خشونت آن داشته باشد. قصد تروريسم اين است كه در درون مخاطبى كه هدف قرار مى دهد ترس ايجاد كرده و به اين وسيله از او زهر چشم گرفته يا روى رفتار او تأثير گذارد.
مخاطبان هدف، بسته به اهداف، انگيزه ها و مقاصد تروريست ها، متفاوت هستند. هدف تروريسم ممكن است يك دولت ملى يا حزب سياسي، يك گروه رقيب قومى يا مذهبي، كل يك كشور و شهروندان آن يا افكار بين المللى باشد. حمله تروريستى ممكن است يا بخش خاصى را مشخصا” مد نظر قرار دهد يا در ارتباط با مخاطبين متعددى طراحى شده باشد.
هدف اين است كه تبليغات حاصل از يك حمله تروريستى و توجهى كه به عاملان آن جلب مى شود، براى تروريست ها قدرت ايجاد كرده و محيطى مستعد بهره برداری از رعب و وحشت برای آنها به وجود می آورد. به همين دليل، موفقيت تروريسم را نمى توان صرفا” با معيارهاى سنجش جنگ متداول مانند شمار كشته شدگان و ميزان تجهيزات نظامى منهدم شده از دشمن يا قلمروى جغرافيايى تصرف شده اندازه گيرى نمود بلكه بهترين وسيله براى ارزيابى اين موفقيت عبارت است از توانايى تروريسم در جلب توجه به سمت تروريست ها و هدفشان، و اثر روانى و تأثيرات تخريبى كه تروريست ها اميدوارند بر مخاطبان هدف خود اعمال نمايند.
تروريست ها از خشونت استفاده ميكنند يا، به همان میزان، متوسل به ، تهديد خشونت مى شوند چون معتقدند كه تنها ضرب و جرح بى رحمانه است كه مى تواند هدف ايشان را به پيروزى رسانده و مقاصد سياسى بلند مدت آنها را محقق نمايد. لذا عمليات تروريستى عمدا به صورتى تكان دهنده، تأثير گذار و رعب آميز برنامه ريزى مى شوند تا مطمئنا” به اندازه كافى تهور آميز و خونين باشند كه بتوانند توجه رسانه ها و، به تبع آن، عموم مردم و دولت را نيز جلب نمايند. بنا بر اين تروريسم اقدامى بى هدف و بى معنا نيست بلكه در واقع استفاده اى بسيار هدفمند و برنامه ريزى شده از اعمال خشونت آمیز است.
خواسته تروريست ها
گرچه اهداف و انگيزه هاى انواع مختلف تروريست ها – اعم از چپى و دست راستي، ملي- قومى و مذهبي، تك موردى و معتقد به آرمان گرائی كلى – ممكن است با يكديگر متفاوت باشند اما همگى خواهان آن هستند كه با اقداماتشان بيشترين تبليغات را ايجاد كرده و در نتيجه، از طريق ارعاب و به انقياد كشيدن، به اهداف خود دست يابند.
يك اقدام تروريستى در حالتى قابل تصور بوده و اجرا مى شود كه به طور همزمان منعكس كننده اهداف و انگيزه هاى خاص گروه تروريستى باشد، با منابع و توانايى هاى آن تناسب داشته باشد و مخاطبان هدف را در نظر بگيرد. ترفندها و اهداف جنبش هاى تروريستى مختلف و همچنين سلاح هاى مورد علاقه آنها به صورتى اجتناب ناپذير به وسیله نظام عقيدتى گروه، نيروهاى محرك سازمانى داخلى آن، شخصيت رهبران آن و انگيزه هاى داخلى و خارجى متنوع ديگرى شكل مى گيرند. به عنوان مثال، تروريست هاى چپگراى دهه 1970 مانند “دسته ارتش سرخ” آلمان غربى و “بریگاد سرخ” ايتاليا افراد خاصى را، كه عامل بهره كشى اقتصادى و اختناق سياسى مى دانستند، به صورت انتخابى ربوده و مى كشتند تا توجه عمومى را به خود جلب كرده و يك انقلاب ماركسيست لنينيستى را ترويج نمايند. اقدامات خشونت آميز تروريست هاى معاصر، كه انگيزه اصلى آنان یک فرمان مذهبی است، به طور نا مشخص ، طيف گسترده ترى از افراد ، نه تنها دشمنان اعلام شده ايشان بلكه هر كسى را كه باور مذهبى آنها را قبول نداشته باشد و حتى همكيشانى كه ديدگاه هاى سياسى و مبانى خداشناسانه افراطى تروريست ها را نمى پذيرند ، را شامل مى شود.
بنا بر اين، تروريسم را مى توان اقدام خشونت آميزى دانست كه نه تنها براى جلب توجه ، بلكه براى رساندن يك پيام از طريق تبليغاتى ، انجام مى گيرد. به قول دكتر فردريك هكر ، روانپزشك و متخصص مشهور رشته تروريزم، تروريست ها در پى “ترساندن، و از طريق ترساندن، تسلط يافتن و كنترل كردن هستند. آنها مى خواهند تحت تأثير قرار دهند. بازى آنها براى جلب توجه مخاطب است و خواهان شركت مخاطبان هستند.”
مرگ و خرابى ناشی از اقدامات تروریستی عمدا“ به گونه ای طراحى شده تا ترس را تلقين نموده و زندگى روزمره را با مورد تهديد قرار دادن امنيت شخصي، به صورت منفى تحت تأثير قرار دهند تا بتوانند بافت اجتماعى يك كشور را از طريق متلاشی کردن فعاليتهای اقتصادى و زندگى فرهنگى آن و اعتماد متقابلى كه شالوده جامعه است، از هم بگسلند. خوددارى از رفتن به مراكز خريد، مسابقات ورزشي، تئاتر، سينما و كنسرت، يا رفتن به سفر خارجى يا داخلي، همگى واكنش هايى مشترك ناشی از ترس (مشهور به “قربانى كردن نيابتي”) زاييدهعدم يقين نسبت به اينكه حمله تروريستى بعدى در كجا و چه زمانى اتفاق خواهد افتاد، هستند.
تروريسم و رسانه ها
رسانه هاى خبرى نوين به عنوان مجراى اصلى نشر اخبار مربوط به تروريسم، نقش حياتى را ايفا مى كنند. بدون پوشش رسانه اي، تأثير تروريست ها حقيقتا به صورت قابل بحثى هدر رفته و به حيطهكوچك قربانيان واقعى و مستقيم حمله، محدود مى شود و به جمع وسيع تر مخاطبان هدف منتقل نمى گردد. تنها با گسترش ترس و خشم به جمع بسيار وسيع ترى از مخاطبان است كه تروريست ها مى توانند بالاترين ميزان نيروى بالقوه اى را كه براى ايجاد تغيير سياسى بنيادين نياز دارند، به دست آورند.
برايان جنكينز در سال 1974 در مقاله مشهور خود تحت عنوان “تروريسم بين المللي: نوعى جديد از درگيري” كه به توضيح اين مطلب مى پردازد كه چگونه “حملات تروريستى غالبا” به دقت طراحى مى شوند تا توجه رسانه هاى الكترونيكى و مطبوعات بين المللى را جلب كنند” اعلام نمود: “تروريسم تئاتر است.” رسانه ها غالبا” در برابر طرح چنين نظراتى با اشتياقی تقريبا لجام گسيخته، از خود واكنش نشان مى دهند. به همين دليل آنها نتوانستند نسبت به اظهار نظر تحليلگر تروريسم طراز اول ديگر يعنى جى باوير بل كه اين مطلب دقيق را عنوان كرده بود كه “رويدادى است … كه مشخصا” براى نيازهاى آنان طراحى شده است” بى توجه باشند.
در سال هاى اخير، اينترنت باعث شده است كه توانايى هاى رسانه اى تروريستى تا آن ميزان تكامل يابند كه بتوانند اكنون كل فرآيند ارتباطاتى را با تعيين محتوا، شرايط و واسطه اى كه پيامشان از طريق آن عینا” به مخاطب يا مخاطبان متعدد مورد نظر آنها ارسال مى گردد، كنترل نمايند.
نتايج اين تحول، بسيار زياد هستند چرا كه آنها انحصارى را كه براى مدت طولانى توسط خروجى هاى تجارى و دولتى بر انتقال انبوه پيام های تروريستی اعمال مى شده است مورد چالش قرار داده اند. بنا بر اين، همانند به انقلاب هاى اطلاعاتى گذشته، از جمله اختراع مطبوعات چرخشى در اواسط قرن نوزدهم و پيشرفتهای تجهيزات تلويزيون كه گزارشگرى زنده رويدادها را، در دهه 1960 ممكن ساختند، انقلاب اطلاعاتى نوين نيز اين توانايى را به گروه هاى تروريستى داده است كه پيام خود را به شیوه دلخواه خود شكل داده و منتشر سازند و به اين طريق كلا” از خروجى هاى رسانه اى سنتى و رسمى بى نياز گردند.
نقش اينترنت
تينا براون ، زن معروف رسانه پست مدرن در سال 2005 با تیز بینی خود دريافت كه “پيوند سرعت اينترنت قرن بيست و يكم با تعصب گرايى قرن دوازدهم دنياى ما را به يك فندك تبديل كرده است.”
اينترنت علاوه بر به هنگام بودن و قابل دسترس بودن آن در هر مكان و هر زمان، داراى مزاياى ديگرى نيز هست: اينترنت مى تواند، از سانسورگرى حكومتى پيشى بگيرد، پيام ها را مى توان به صورت ناشناس، سريع و تقريبا” بى زحمت ارسال نمود، و به ويژه وسيله ارتباطات جمعى كم هزينه اى است.
همچنين تروريست ها با استفاده از اینترنت ، قادرند، آنچه را استاد دوروتى دنينگ “مديريت ادراك” ناميده است انجام دهند، يعنى چهره خود و اقداماتشان را دقيقا” در پرتو و زمينه دلخواه خود و فارغ از قيد و بند فيلتر، كنترل و پيچ و تاب رسانه هاى رسمى نشان دهند.
دو تحليل گر مؤسسه رند ذكر كرده اند كه “اين مطلب شگفت آورى نيست كه تروريست ها با کمک شبكه كامپيوترى از مدتها قبل، از ابزار فن آورى اطلاعاتى (IT) براى مديريت ادراك و تبليغات جهت تأثيرگذارى بر افكار عمومي، جذب اعضاى جديد و كسب منابع مالي، استفاده كرده اند. دادن پیام و پوشش رسانه اى گسترده، اجزاى مهم راهبرد تروريستى هستند كه نهايتا سعی در کاهش اراده حريف دارند. علاوه بر رسانه هاى سنتى از قبيل تلويزيون و نشريات چاپي، اكنون اينترنت روش ديگرى براى برقرارى ارتباط با عامه مردم، كه غالبا” با ميزان بسيار بيشترى از كنترل مستقيم برپيام توأم است، براى گروه هاى تروريست فراهم آورده است.”
مسئله ديگر نگران كننده، اين است كه اينترنت كه زمانى موتور آموزش و روشنفكرى براى جهان به شمار مى آمد، به وسيله اى ضرورى براى انتشار تبليغات، نفرت و تحريك به خشونت توسط تروريست ها بدل شده كه خشن ترين و پست ترين انواع نظريه هاى توطئه را به شكل فراگيرى كه كاملا” با واقعيت بيگانه است ارائه مى نمايد. به عنوان مثال، عليرغم اينكه القاعده مكررا مسئوليت حملات يازدهم سپتامبر 2001 را بر عهده گرفته و حتى نوارهاى ويديوى “شهادت” كه توسط هواپيما ربايان ساخته شده و در آن در باره حملات آينده صحبت شده است را پخش كرده اند، پايگاه هاى اينترنتى وابسته به جنبش جهادى منظما اظهاراتى را در صفحات خود درج مى كنند مبنى بر اينكه ايالات متحده و اسرائيل اين حملات را خودشان اجرا كردند تا جنگ با تروريسم را، كه منظور از آن “جنگ با اسلام” بوده است، توجيه كنند.
نتيجه اين كه عجيب ترين و بعيد ترين ديدگاه ها، تنها به اين دليل كه بدون هيچگونه مانع و چالشي، به طور مکرر و به دفعات زياد در اينترنت منتشر ميشوند، شکلی از حقيقت و درستى به خود مى گيرند.
پناهگاهى امن براى القاعده
القاعده از نقطه نظر همه اين ابعاد ارتباطى در واقع در ميان گروه هاى تروريستى منحصر به فرد است. به نظر مى رسد كه رهبرى اين گروه از همان ابتداى تأسيس در اواخر دهه 1980 و اوج گيرى اين گروه در اوايل دهه 1990، كارآيى بالقوه ارتباطى بسيار زياد اينترنت را به وضوح دريافته و تلاش كرده اند تا اين قدرت را ، در جهت پيشبرد اهداف راهبردى جنبش و نیز تسهيل عمليات تاكتيكى آن، تحت فرمان خود در آورند.
اولويتى كه القاعده از مدتها پيش براى ارتباطات خارجى قائل بود، در ساختار سازمانى آن ، پيش از حمله يازدهم سپتامبر مشهود است. يكى از چهار كميته عملياتى اوليه القاعده مشخصا مسئوليت رسانه ها و تبليغات را بر عهده داشت. (كميته هاى ديگر مسئول عمليات نظامي، امور مالى و تجارى و فتوى و مطالعه اسلامى بودند.)
متخصصان كامپيوتر در مصر، كه در كنار بنيانگذار و رهبر القاعده، اساما بن لادن، در افغانستان با ارتش شوروى جنگيده بودند، مشخصا” به منظور راه اندازى شبكه گستردهپايگاه هاى اينترنتي، امكانات پست الكترونيك و تابلوهاى اعلانات الكترونيكي، عضوگيرى شدند. عليرغم بيرون رانده شدن القاعده از افغانستان، نابودى پايگاه عملياتى آن در آن كشور و استمرار مبارزه جهانى با تروريسم به رهبرى ايالات متحده، اين امكانات همچنان تا به امروز مشغول فعاليت هستند.
اينترنت براى القاعده چيزى شبيه يك پناهگاه مجازى است كه وسيله اى كارآمد، ضرورى و ناشناس براى برقرارى ارتباط با مبارزان، پيروان، طرفداران و حاميانشان در سراسر جهان فراهم مى آورد در عين اينكه گروه مزبور به جنگ روانى خود همچنان ادامه مى دهد. بنا بر اين، عليرغم وضعيت تضعيف شده القاعده، گروه مزبور هنوز توان ايجاد ترس، خطر و پريشانى جهانى را دارد.
البته نمى توان پيش بينى كرد كه تروريسم چه اشكال و ابعاد جديدى در مدت باقى مانده از قرن بيست و يكم به خود خواهد گرفت. اما مطمئنا مى توان گفت كه تغيير و تكامل ماهیت تروريسم نيز به موازات ارتباطات آن ادامه مى يابد. در همين رابطه، جنگ روانى كه مدت طولانى محور اصلى اهداف و توانايى هاى تروريستى بوده است، نه تنها ادامه خواهد يافت بلكه احتمالا، همانطور كه در طول دهه اخير شاهد آن بوديم، با استفاده از فن آورى هاى نوين ارتباطي، تقويت و تسريع خواهد شد.