View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

04 فوريه 2009

مصاحبه با شاکا سالی از صدای آمریکا پیرامون مشکل کودکان سرباز

سالی از تجربیات شخصی خود و تلاش های توان بخشی به این کودکان می گوید

 

آغاز متن

شکا سسالی،میزبان صدای آمریکا

مقدمه

گوینده:

 امروزه در  سراسر جهان، صدها هزار کودک به زور وادار به خدمت در جنگ های مسلحانه می شوند. مشکل کودکان سرباز یکی از جدی ترین مسائل حقوق بشر است که جامعۀ بین الملل با آن روبرو می باشد. اما آگاهی از این مشکل از طریق برنامه ها و ارتباطات، گام بلندی در جهت حل آن است.

امروز شاکا سالی، یکی از مجریان برنامه های رادیویی صدای آمریکا[1] با ماست. او خبرنگاری کارآزموده با 20 سال تجربۀ کاری است که به خوبی با تجربیات مربوط به کودکان سرباز آشنایی دارد. او هنگامی که دوران 5 سالۀ سختی های خود را در ارتش محل تولدش، اوگاندا آغاز کرد، تنها 16 سال داشت. او از تجربیات شخصی خود و این که کودکان چگونه می توانند ضربۀ روحی ناشی از جنگ را پشت سر گذاشته و زندگی موفقیت آمیزی را آغاز کنند، خواهد گفت.

بخش اول: کودکان سرباز و دادگاه جنایات بین المللی

گوینده:

استفاده از کودکان سرباز از سوی غالب کشور های جهان محکوم شده است. به عنوان مثال، در ایالات متحده، پرزیدنت بوش اخیرا ً با امضای مصوبۀ پاسخگویی به کودکان سرباز[2] آن را به قانون تبدیل کرد. این قانون با اتفاق نظر از سوی هر دو مجلس کنگره تصویب شد، و به موجب آن استفاده از کودکان سرباز یا سربازگیری از میان کودکان زیر 15 سال جرم محسوب می شود. هر نوع اقدام در نقض این قانون موجب تحت پیگرد قرار گرفتن ناقضان در خاک آمریکا می شود، ولو این که کودکان به سرباز گرفته شده در خارج از خاک ایالات متحده به خدمت مشغول باشند.

مبارزۀ دیپلماتیک علیه استفاده از کودکان سرباز در 10 سالۀ اخیر، مستقیما ً با نقش دادگاه جنایی بین المللی واقع در لاهه، هلند، ارتباط  یافته است. این دادگاه به منزلۀ محکمه ای دائم برای رسیدگی به جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت ایجاد گردیده است.

ما از سالی درمورد تأثیر مشارکت آمریکا سئوال کردیم.

شاکا سالی:

مشارکت آمریکا قطعا ً مؤثر است؛ زیرا واقعیت این است که ایالات متحده تنها ابرقدرت روی کرۀ زمین می باشد. و به همین جهت بار سنگینی را بر دوش دارد.  من فکر می کنم اگر قرار بود پای معاهدۀ ICC مهر تأیید گذاشته شود، که همان معاهدۀ رم است، به دلیل اهمیت آن، تغییر زیادی ایجاد می شد.

گوینده:

در سال 1998، ICC سربازگیری از میان کودکان و استفاده از آن ها را به عنوان یک جنایت جنگی شناخته است. در سال 2007، چهار فرماندۀ سابق نظامی اهل سیرالئون، به دلیل به کار گماشتن کودکان سرباز، توسط دادگاه ویژۀ سیرالئون محکوم شدند. شورشیان و فرماندهان نظامی جمهوری دموکراتیک کنگو و اوگاندا نیز متهم به استفاده از کودکان سرباز در درگیری های مسلحانه شده اند.

ایالات متحده از برخی تحقیقات دادگاه جنایی بین المللی حمایت به عمل آورده است، مانند تحقیقات مربوط به منطقۀ دارفور در سودان. و آمریکا عمیقا ً متعهد به پاسخگویی بین المللی برای جنایات جنگی، نسل کشی، و جنایت علیه بشریت است. آمریکا موضعی مخالف با مصوبۀ رم، به منزلۀ مصوبه ای ناقص، دارد، اما مایل به همکاری با کشور های دیگر پیرامون این مسائل  مهم است. سازوکار های دیگر یا موجود هستند یا این که برای حصول اطمینان از پاسخگویی بین المللی باید ایجاد گردند. آمریکا اعتقاد دارد درصورت فقدان این پاسخگویی، جامعۀ بین الملل می بایست برای کمک به کشور ها وارد مرحلۀ عمل شده و در شرایط سخت از شورای امنیت سازمان ملل خواسته می شود تا مکانیسمی برای موقعیت های خاص تعیین نماید. این اقدام با آیین نامۀ سازمان ملل هماهنگی دارد.

بخش 2: تأثیرات اجتماعی استفاده از کودکان سرباز

گوینده:

کودکان در جنگ های مسلحانه، نه تنها کشته و زخمی می شوند، بلکه از ساختارهای اجتماعی متمایز کنندۀ خوب و بد نیز محروم می گردند. کودکان سرباز از نعمت داشتن خانواده، مدرسه، سیستم های بهداشتی و نهاد های مذهبی که تأمین کنندۀ رهنمود های اخلاقی می باشند، محروم هستند.

شاکا سالی:

خوب، قبل از هر چیز، این موجب پدید آمدن  چیزیست که به آن الگوی منفی اجتماعی گفته می شود، زیرا کودکان در هنگام رشد خود معمولا ً به کسانی که کمی از آن ها بزرگتر هستند اقتدا می کنند، و بسته به نوع فعالیت و یا اموری که درگیر آن هستند، این موضوع می تواند دارای تأثیر منفی بلند مدتی باشد، چون درست فرق بین کودکی است که از معلم خود الگوبرداری می کند؛ یا بدنبال پزشک شدن، و یا پرستار شدن است؛ به عبارت دیگر،  آرزوی  و بزرگ شدن، آروز می کنند تا فردی مفید برای جامعۀ خود بشوند، و در مقابل، کسانی هستند که فاقد هرگونه منبع الهام بوده وبه همین جهت خواهان رسیدن به چیز های مهم نیستند.

گوینده:

کودکان بسیار تأثیرپذیر هستند- به همین جهت، قرار دادن آن ها در معرض تعالیم خاص و یا مغزشویی  آن ها پیامد های فاجعه آمیزی دارد. باید توجه داشت که در بعضی موارد، کودکان خود را با برخی مسائل اجتماعی یکسان تلقی می کنند و به خاطر حق تعیین سرنوشت خود، آزادی ملی یا آزادی سیاسی به مبارزه برمی خیزند.  اما نهایتا ً، کودکان، خود در موضعی نیستند که بتوانند یک مبارزۀ صحیح را از مبارزه ای که منجر به نابودی خود آنان می شود، تشخیص دهند .

شاکا سالی:

من با تماشای فیلم های سینمایی بزرگ شده ام، ما به آنها سینما می گوئیم، و فکر می کنم که حدودا ً 8 ساله بودم که با چهره هایی چون جان وین، جین اوتری، کلینت ایستوود ارتباط برقرار کردم. و می توانستم به آسانی خود را در کسوت یک گاوچران تصور کنم. اگر می توانستم آزادنه به یک هفت تیر دسترسی داشته باشم، آن برایم سرچشمۀ غرور و ابزار قدرت بود، چیزی که می توانست به من استقلال ببخشد، نوعی قدرت و نفوذ  که موجب شود من خود را آدم موفقی تلقی کنم. شما تصور کنید چه تعداد از سایر کودکان هم همین طرز فکر را دارند. و در جاهایی که جنگ های داخلی درمی گیرد، تعداد زیادی از کودکان ، والدین خود یا یکی از آن ها  را از دست می دهند، و در بعضی موارد این موضوع منجر به فقر می شود. در این گونه موارد است که می بینیم کودکان تا چه حد آسیب پذیر می شوند.

بخش 3: سربازگیری از میان کودکان

گوینده:

دولت ها و گروه های شورشی و اپوزیسیون، هر دو در استفاده از کودکان سرباز مسئول هستند. گروه های امدادی، کارشان بیشتر برمسئلۀ پیشگیری از سرباز گیری از میان کودکان متمرکز است. رویکرد آن ها به این مسئله، بستگی به طریقه ای دارد که از میان کودکان سربازگیری می شود- که غالبا ً با اعمال زور و یا با فریب و اغفال آن هاست.

شاکا سالی:

من تصور می کنم تؤاما ًباشد، و این که در جوامع فاقد ثبات بیشتر اتفاق می افتد، زیرا در بیشتر این موارد، کودکان زمانی به زور در میان صفوف شورشیان یا نیرو های دولتی جای داده می شوند که در کشور تاریخچۀ طولانی جنگ های داخلی وجود داشته باشد.

گوینده:

زمانی که خانواده ها و جوامع، به دلیل درگیری و جنگ از هم پاشیده می شوند، برای بسیاری از کودکان، بهترین انتخاب همانا  م ملحق شدن به یکی از این گروه هاست.

شاکا سالی:

جای تعجب نیست که کودکان به گروه های مسلح می پیوندند، زیرا تکرار می کنم، آن ها یک حس امنیت کاذب کسب می کنند و به نظرشان می رسد که همراهی با یک گروه مانند مراقبت گروه از آنان است، که شاید در بعضی مواقع تأمین کنندۀ سرپناهی هم برای آنان باشد، و گاهی محیطی را به وجود می آورد که کودکان می توانند با کودکان دیگری هم نزدیک شوند، با آنان ارتباطی تعاملی پیدا کرده، با آن ها بازی کنند، و درتجربیات واحدی با یک دیگر سهیم می شوند، هرچند که پیامد مفیدی برای آن ها نداشته باشد.

من درمواردی شاهد بوده ام که کودکان 5 ساله در این گروه ها عضویت دارند- باورتان می شود؟ اگر کودکان و نوجوانان 5 تا 18 ساله را در نظر بگیرید، متوجه می شوید که اکثر آن ها هنوز در موقعیتی قرار ندارند که بتوانند بر اساس دانسته هایشان تصمیم بگیرند. آن ها هنوز تا حدی پخته نشده اند که بتوانند تشخیص دهند چه چیزی برایشان بهتر است. می دانید، آن ها اساسا ً و به راحتی تحت تأثیر چیزهایی قرار می گیرند که  آن ها را به شکل یک گاوچران درآورد.

بخش 4: نقش کودکان سرباز و تأثیر جنگ

گوینده:

از آن جا که کودکان به لحاظ فیزیکی ضربه پذیری بیشتری دارند و می توان به راحتی آن ها را ارعاب کرد، معمولا ً سربازان مطیعی از آب درمی آیند، و برای همین، خیلی از گروه ها مایل به استفاده از آن ها هستند. اما از نقطه نظر این قبیل کودکان،   استفاده از اسلحه و عدم تجربۀ کافی، آن ها را در مسیر پرمخاطره ای وارد می کند.

شاکا سالی:

قدرت داشتن به منزلۀ عرض وجود کردن است. و این احساس خوبی را به انسان می دهد. هم سن و سالان این بچه ها معمولا ً این گونه درموردشان اظهار نظر می کنند. در این مورد خاص، البته خطر از دست دادن جانشان هم وجود دارد. زیرا واقعا ً مسئلۀ مرگ و زندگی در میان است. در حالی که دیدن فیلم ها و شاهد مرگ هنرپیشگان بودن همیشه برای من یک معما بود زیرا در صحنه ای آن ها می مردند و بعد در صحنه هایی دیگر گویی دوباره زنده می شدند. گویی مرگ یک چیز دائم نبود، بلکه موقت بود.

گوینده:

کودکان به دلیل ناپختگی عاطفی خود، بسیار آسیب پذیر هستند. آن  ها را می توان به آسانی فریب داده و وادار به هر کاری کرد، و می توان آن ها را در خشونت هایی درگیر نمود که برای درک عمق آن و مقاومت در برابر آن، بسیار جوان هستند.

به علت پیشرفت های زیاد در زمینۀ فناوری انواع اسلحه، استفاده ازسلاح های اتوماتیک سبک بسیار آسان گشته است و به راحتی در دسترس قرار می گیرد و استفادۀ از آن برای بزرگسالان و کودکان به یکسان آسان است.

شاکا سالی:

کودکان در گروه های مسلح به طور مثال، مسئول حمل اسباب و اثاث شورشیان و نیرو های مسلح هستند. در بعضی موارد مسئولیت آشپزی با آنان است. آن ها به انجام وظایف خطرناک تر مانند جاسوسی هم عادت پیدا می کنند. زیرا جاسوسی برای یک کودک کار آسانی محسوب می شود، و غالب مواقع، دشمن متوجه نیست که کودکان 10 یا 13 ساله ممکن است عملا ً خطرناک و مخرب باشند. در دیگر موارد، از آن ها در خطوط اول جبهه و از بعضی  حتی به عنوان گوشت دم توپ استفاده می شود.

آن ها با خطرات زیادی مواجه می شوند، و چون بر خلاف بزرگسالان، هنوز آن طور که باید ترس را نمی شناسند و آن را تجربه نکرده اند، می توانند بسیاری از کار ها را به راحتی انجام دهند. آن ها به عنوان مثال، قادر نیستند عواقب کار های خود را بسنجند. و به همین دلایل خود را شکست ناپذیر تلقی می کنند. تصور می کنند هیچ  اتفاقی برایشان رخ نمی دهد. این کودکان گاهی هم به مواد مخدرو الکل دسترسی می یابند. اگر کودکی به ماری جوانا معتاد باشد، چه انتظاری دارید؟ منظورم این است که به هر چه از آن ها خواسته شود تن در می دهند.

بخش 5: تلاش در جهت بازگرداندن کودکان سرباز به زندگی عادی

گوینده:

بسیاری از گروه های امداد و سازمان های حقوق بشر، در پذیرفتن مشکل بازگرداندن کودکان سرباز سابق به زندگی عادی پیشقدم شده اند. اما روند این کار با چالش های زیادی همراه است.

شاکا سالی:

من فکر می کنم  اولین چیزی که به آن  نیاز دارند مشاورۀ روانی و اجتماعی باشد. در بسیاری از موارد، این کودکان از داشتن پدر و مادر محروم هستند. و به همین جهت، خانه و کاشانه ای ندارند. بنابراین، دولت یا ارتش را به نوعی مشابه با خانۀ خود می دانند.

گوینده:

بعضی از کودکان سرباز مجبور به ارتکاب فجایعی در قبال خانواده یا همسایگان خود گشته اند. و زمانی که جنگ به پایان می رسد، آن ها از جامعۀ خود رانده و طرد می شوند.

در برخی کشور ها، کودکان سرباز سابق به برنامه های مربوط به بازگشت به زندگی عادی دسترسی دارند و به آن ها کمک می شود تا خانوادۀ خود را پیدا کنند، یا به مدرسه بروند و آموزش های حرفه ای ببینند. اما کودکان زیادی هم هستند که به این نوع برنامه ها دسترسی ندارند- و راهی برای ادارۀ زندگی خود پیش پایشان گذاشته نمی شود. آن ها بدون برخورداری از منابع و کمک های ضروری، باز ممکن است در اختیار گروه های مسلح قرار بگیرند.

برای آن دسته از کودکان که شانس کافی برخورداری از برنامه های توان بخشی را داشته اند، آغاز دوبارۀ زندگی امکان پذیر است. اما فراتر از تلاش های مؤسسات، موضوع بازگشت به زندگی عادی هم مطرح است که دارای بار عاطفی و روانی می باشد. فرایند بازگرداندن آنان به زندگی عادی باید با شناخت این امر قطعی صورت بگیرد که  این کودکان افرادی متفاوت و دارای قابلیت های مختلف فردی هستند. به همین خاطر، تعامل انسانی، مدیریت، و ایجاد اعتماد، اساس موفقیت آن هاست. سالی دربارۀ الگو های آن ها و این که برنامه ها چگونه می توانند به درمان روانی و عاطفی آنان کمک کند،  توضیح می دهد.

شاکا سالی:

بهترین راه برای این کار، ایجاد الگو های مثبت است. استفاده از کسی که خود، تجربه ای مشابه را پشت سر گذاشته است؛ کسی که آن ها بتوانند خود را در او ببینند. کسی که در طول راه با آنان باشد و از تجربیات خود در مورد بازگشت به زندگی عادی و کسب مهارت و ابزار لازم برای ادارۀ زندگی خود و این که چگونه از مشکلات قبلی رهایی پیدا کرده، با آن ها بگوید. این که آن شخص با به کار بردن انضباط لازم و علاقه و تعهد به ایجاد تغییر در زندگی خود توانسته فرد مفیدی برای جامعه باشد و در این راه موفق بوده است ... مانند بعضی که می گویند، اگر می خواهید کتابی بنویسید، چه کسی بهترین معلم شما در این راه خواهد بود؟ تصور می کنم کسی که خود یک کتاب نوشته باشد. یکی از راه ها، برگزار کردن کارگاه است. که کودکان و بزرگسالان در آن شرکت کرده و به بحث و تبادل نظر بپردازند، آن ها می توانند نقاط نظر خود را مطرح کنند و از این قبیل کار ها، و کودکان می توانند مفهوم متفاوت بودن با آن چه قبلا ً بوده اند را بهتر درک کنند.

بخش 6: نقش دولت ها در بازگرداندن کودکان سرباز به زندگی عادی

گوینده:

تعدادی از کشور های آفریقایی- که مسئلۀ کودکان سرباز در آن جا از بقیه جاها حاد تر است- تلاش کرده اند تا کودکان سرباز سابق را به جامعه و زندگی عادی بازگردانند.

شاکا سالی:

و همین طور دولت های مثلا ً اوگاندا، سیرالئون، لیبریا، کوشش کرده اند این کودکان را به جامعه برگردانند. برای آنانی که بزرگتر شده اند، امکاناتی جهت پیوستن به ارتش منظم را فراهم کرده اند تا اعضای مفیدی برای  آن ارگان ها بشوند. اما از سوی دیگر، مدارسی هم تأسیس کرده اند تا آن هابتوانند الفبای زندگی را بیاموزند، دوران ابتدایی تحصیلات را گذرانده و به مراحل بالاتر، راهنمایی و دبیرستان، دست یابند. من با کسانی برخورد داشته ام که قبلا ً کودکان سرباز بوده اند اما عملا ً توانسته اند دوران تحصیلات عالی خود در دانشگاه را هم بگذرانند- آن ها وکیل، معلم، و از صاحبان مشاغل شده اند.

گوینده:

تحصیلات، مخصوصا ً تحصیلات ابتدایی برای کودکان سرباز بسیار حیاتی است. با تحصیلات، نه تنها می توانند شاغل شوند، بلکه قادر به ایجاد یک زندگی عادی نیز خواهند بود، زندگی ای که با چارچوب و روزمرگی خود بتواند هویتی غیر از یک سرباز را در آن ها به وجود آورد. یکی از مشکلات، دور افتادن این سربازان کودک از روند تحصیلات است و همین باعث می شود آن ها با محصلان جوانتر از خود در یک کلاس درس جای بگیرند. برای حل کردن این گونه مشکلات، می توان تدابیر مختلفی به کار گرفت. برای نوجوانان، می توان دوره های آموزش حرفه ای درنظر گرفت و به آنان فرصت داد تا هویت و معنای زندگی خود را بیابند.

شاکا سالی:

به یاد دارم روزی با رییس جمهور اوگاندا، یوری موسونی، مصاحبه می کردم. ما از کودکانی حرف می زدیم که بعدا ً به صورت سرباز در ارتش منظم وی به استخدام در آمده بودند. او از این شکایت داشت که آن ها احساس مسئولیت نمی کردند، زیاد مشروب می نوشیدند و نتیجتا ً انضباط پذیر نبودند. من به او گفتم، آقای رییس جمهور، زمانی که این بچه ها همراه شما در بوته زار ها می جنگیدند، خیلی خیلی جوان بودند. و از او پرسیدم، آیا زمانی که به قدرت رسیدید مکانیسمی در نظر گرفتید که بتواند به این بچه هایی که اکنون بخشی از ارتش منظم شما را تشکیل می دهند، کمک کند؟ و او جواب داد، خیر ما چنین چیزی نداشتیم.  من به او گفتم، پس نباید تعجب کنید. آن ها هنوز همان قوانین زمانی که در بوته زار ها بودند را می شناسند- و تنها چیزی که از آن ها خواسته می شد، کشتن دشمن بود. و حال برگشته اند، و بخشی از تشکیلات نوین شده اند، و به آن ها گفته می شود   که کاری را که دیروز می کردید و فکر می کردید درست است،  غلط است. انسان ها مانند صفحۀ کلید کامپیوتر نیستند که با فشار دادن یک دکمه کار کنند، از آن ها خواسته  شود آدم بکشند و آن ها هم اطاعت کنند، و بعد که دکمۀ ایست را فشار دهید، آن ها هم متوقف شوند. این روش کار نیست.

گوینده:

چالشی که در برابر دولت ها و جامعۀ مدنی قرار دارد، هدایت کردن انرژی آنان به کانال صحیح است؛ نظریات و تجربیات این جوانان باید برای ساختن جامعۀ نوین بعد از جنگ به کار گرفته شود. بعضی از کودکان سرباز نمی خواهند از این نظریه که خشونت راه قانونی رسیدن به هدف است، صرف نظر کنند. این امر مخصوصا ً در جا هایی تحقق می یابد که بعد از اتمام درگیری ها، فقر و بی عدالتی هنوز باقی می ماند. اما تأثیر منفی جنگ بر جوانان، پدیده ای نیست که مختص کشور های فقیر باشد. سالی به ما یاد آوری می کند که آمریکا هم سهم خود را در چنین تجربه هایی داشته است.

شاکا سالی:

من با کسانی در ایالات متحده همشاگردی بودم که زمانی که خیلی خیلی جوان بودند، در ویتنام می جنگیدند، آن ها به وطن بازگشتند، و عاقبت بعضی از آن ها خوابیدن توی خیابان ها بود. بعضی مردم شدیدا ً و به طور جدی درگیر این قبیل مشکلات بودند.

بخش 7: شاکا سالی- اهمیت تحصیلات

گوینده:

به کودکان سرباز سابق، بیش از هر چیز باید امکان ادامۀ تحصیلات داده شود. شاکا سالی مصداق زندۀ نیروی تحول آفرین دانش است. سالی از طریق تحصیلات، خود تبدیل به الگویی برای دیگران گشته است. سالی متولد اوگاندا است و در 16 سالگی به عنوان یک کارآموز نظامی وارد ارتش شد. او بعد از گذشت 5 سال به درجۀ ستوانی رسید. اما می گوید در کودکی هم اشتیاق زیادی به یادگیری داشته است.

شاکا سالی:

من تشنه اخبار بودم، و از زمان کودکی که به فیلم های سینمایی علاقه پیدا کردم، مشغول خواندن مجلات شدم. من دربارۀ موضوعات طنز، دربارۀ ویتنام، و همه چیز، می خواندم.

گوینده:

سال های دهۀ 1960 در آفریقا، زمان به وقوع پیوستن تحولات اجتماعی بود. سالی از طریق مطالعۀ مجلات، ناظر این تغییرات بود و فهم خود را ارتقا می داد. او دربارۀ مسائلی مانند آپارتاید در آفریقای جنوبی و نقش نلسون ماندلا، انقلاب رودزیا و یان اسمیت، و سایر نقش آفرینان و رویداد های زمان خود اطلاعات زیادی کسب کرد.

شاکا سالی:

من این مجلات را مانند کتاب مقدس تصور می کردم. یکی از این مجلات ، آفریقا نام داشت؛ یکی دیگر، مجلۀ  درام[3] بود. مجلۀ  درام در خارج از سوئتو در آفریقای جنوبی، منتشر می شد و مجلۀ آفریقا چاپ لندن بود. من برای به دست آوردن یک نسخه از این مجلات حاضر به هرکاری بودم. می خواستم بدانم در جهان چه می گذرد. و از این طریق بود که ذهنم در سراسر قارۀ آفریقا به گردش درمی آمد. و به تدریج، به خبرنگاری علاقمند شدم. من از این فکر که نامم در محل اسم یک نویسنده قرار بگیرد خیلی خوشم می آمد، نوشتۀ فلانی ...

گوینده:

سالی بعد از خدمت در ارتش اوگاندا، در سال 1976 به ایالات متحده آمد و در پی درخواست خود، موفق به کسب پناهندگی سیاسی شد. او برای ادامۀ تحصیلات خود به دانشگاه ایالتی نیویورک رفت.

شاکا سالی:

بعد از آمدن به ایالات متحده، تصمیم خود را گرفتم. من واقعا ً علاقه داشتم یک خبرنگار بشوم. به همین جهت به دانشگاه ایالتی نیویورک رفتم. در آن جا رشتۀ خبرنگاری نبود، و من رشتۀ ارتباطات و فن بیان را انتخاب کردم. وبعد مطالعاتم دربارۀ آفریقا را آغاز کردم. علاقۀ زیادی به مسائل آفریقا پیدا کرده بودم.

گوینده:

سالی طی مطالعات خبرنگاری خود، در یکی از مجلات دانشجویی دربارۀ آفریقا می نوشت و رهبران وقت را به باد انتقاد می گرفت- مانند عیدی امین در اوگاندا، جومو کنیاتا در کنیا و موبوتو در زئیر، که حالا به نام جمهوری دموکراتیک کنگو شناخته می شود.

شاکا سالی:

به این ترتیب خود را در ارتباط با نیرو هایی یافتم که مشوق تحولات بودند. و در این میان دریافتم که با هرمقاله ای که می نوشتم، مردم زیادی با نظرات مثبت خود از آن حمایت می کردند، و همین امر باعث تشویق بیشتر من می شد.

گوینده:

او بعد از تجربه ای ناموفق به عنوان کارآموز در نیوز دی[4] در نیویورک، به تحصیلات خود ادامه داد و این بار به دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس، یا UCLA رفت.

شاکا سالی:

من درمورد خود بلند پروازی زیادی داشتم و خود را تحلیلگر مسائل آفریقا تصور می کردم . من این گونه استدلال می کردم که با گرفتن مدرک کارشناسی ارشد  و تقویت مهارت های نویسندگی، مجلات نیویورک تایمز یا تایم حتما ً مرا استخدام خواهند کرد. من چند درس تاریخ و فلسفه برداشتم، اما برایم بیش از اندازه  خسته کننده بود. به همین جهت درس هایی در زمینۀ سینما انتخاب کردم. و درس هایی بود که به آن فیلم های غیر وسترن می گفتند. و این واحد ها را انتخاب کردم زیرا فکر می کردم از جایی که من می آیم، بیسوادی در حد بالایی است. و بهترین راه برای برقراری ارتباط با مردم از طریق فیلم های سینمایی است. و دیدم این فرصت بسیار خوبی برای من خواهد بود. می خواستم فیلم های مستند بسازم تا به مردمانی که نمی توانند بخوانند یا بنویسند، اقتدار ببخشم.

بخش 8: شاکاسالی -  سپاس و مشارکت

گوینده:

امروز سالی یکی از محبوب ترین گوینده های برنامۀ مصاحبه در صدای آمریکا است. برنامه های او دارای شنوندگان دائم در سراسر آفریقا، اروپا و ایالات متحده است.

شاکا سالی:

من میزبانی دو برنامه را به عهده دارم. یکی موسوم به صحبت مستقیم با آفریقا[5] است که به طور زنده و هفتگی پخش می شود و شنوندگان از سراسر دنیا می توانند به طور زنده با برنامه تماس بگیرند. این برنامه ایست که برای اقتدار بخشیدن به شنوندگان طراحی شده است. به این ترتیب که شنوندگان با برنامه تماس می گیرند، شمارۀ تلفن خود را می گذارند و از آن جا که در آفریقا تماس های راه دور چندان آسان نیست، اوپراتور ما با آن ها تماس می گیرد و آن ها سئوال خود را به طور زنده مطرح می کنند. این یکی از امکانات واقعی است که برای مثال،  حتی  از تانزانیا می توانند تلفن کنند و با رییس جمهورشان یک رابطۀ متقابل ایجاد کنند، این واقعا ً فرصتی نادر است. از آن جا که این برنامه به صورت زنده پخش می شود، این رابطۀ متقابل کاملا ً واقعیت دارد؛ این برنامه از قبل تهیه و تعیین نشده و تحول زیادی را موجب می شود، مخصوصا ً از طریق آخرین دستاورد های فناوری در ارتباط با تلفن های موبایل. با استفاده از این امکانات می توان به هر جایی،   حتی روستا ها هم رفت.

گوینده:

مشارکت سالی در درک  این مردم از طریق تعریف کردن داستان زندگی خود و نوشته هایش و برنامه های رادیویی، جای خاصی در بسیاری از جوامع آفریقایی برای او باز کرده است. او خود به ما می گوید که کودکان آفریقا، که او هم به همان جا تعلق دارد، استعداد بالقوه ای در مشارکت و ایجاد تحولات دارند. او این استعداد بالقوه را با بیان یک نمونه نشان می دهد.

شاکا سالی:

من زمانی که در کنیا بودم، به دیدن رییس جمهور سابق کنیا، دانیل آراپ موی رفتم. وقتی از او پرسیدم مهمترین تصمیمی که در دوران ریاست جمهوری خود گرفتید کدام بود، او به من گفت تحصیلات، تحصیلات. او از مدارسی که تأسیس کرده بود می گفت، و از امکاناتی که برای ایجاد مدارس در اختیار مردم قرار داده بود. من به او گفتم، شما آقای رییس جمهور، خود را پرزیدنت مدارس می خواندید.  من مایلم از این فرصت استفاده کنم و از بعضی مدارسی که شما تأسیس کرده اید دیدن کنم. ما برای دیدن رفتیم و از یکی از  مدارس دوره متوسطه ای که نزدیک به محلی که او به دنیا آمده بود - در یکی از دورافتاده ترین مناطق کنیا-  دیدن کردیم. من با تعداد زیادی از محصلان صحبت کردم و به زودی برایم روشن شد که تعداد زیادی از آن ها یک روز برای ادامۀ تحصیلات خود خواهند توانست به MIT یا CalTech   بروند. جالب بود که آن ها با کار من آشنایی داشتند. و من پرسیدم، چه طور؟ آن ها گفتند: ما به برنامه های رادیویی تو گوش می دهیم. و  حتی یکی را هم از دست نمی دهیم. چرا؟ و آن ها گفتند، به خاطر کار هایی که می کنی، تو مثل یک معلم هستی، و گویی دربارۀ آفریقا به ما درس هایی می دهی. آن ها می گفتند که عجیب است، بعد از سال ها که در آمریکا اقامت داری، لهجه و آهنگ صحبت کردنت تغییری نکرده است. مامی توانیم خود را در تو ببینیم. تو هرگز کوشش نمی کنی کسی باشی که نیستی، و از این قبیل چیز ها. شگفت انگیز است که این کار مرا تا کجا برده، باور کرد نی نیست، باور کردنی نیست ...

گوینده:

 این پادکست توسط دفتر برنامه های بین الملل وزارت خارجه ایالات متحده تهیه شده است. پیوند های مربوط به دیگر سایت های اینترنتی و یا نظرات بیان شده به معنی حمایت از محتوا و دیدگاه آن ها نیست.

http://stream.state.gov/streamvol/libmedia/usinfo/4770/eng/ia_eng_011609_iips_soldiers.mp3

پايان متن

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟