View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

19 نوامبر 2008

اعلامیۀ جهانی حقوق بشر

برپا داشتن و تداوم یک انقلاب

 
نمایندگان 50 کشور در سال 1945 برای تنظیم منشور سازمان ملل در سان فرانسیسکو گردهم آمدند.

نوشتۀ پل گوردون لورن

 

پل گوردون لورن، یکی از مراجع شناخته شدۀ جهانی تاریخ حقوق بشر، و استاد کرسی ریجنت در دانشگاه مونتانا است. او تا به حال چندین مقاله و 11 کتاب منتشر کرده  که تعداد زیادی از آنها به زبان های دیگر ترجمه شده است. ازآن جمله اند " تاریخ تحول حقوق بشر بین المللی: رؤیا های دیده شده" که نامزد جایزۀ پولیتزر است و "قدرت و پیشداوری". لورن خالق یکی از دوره های بزرگ  برای شرکت تدریس  با موضوع "حقوق انسان" است. او در مراکز مهم جهانی مانند مؤسسۀ اسمیتسونین، مؤسسۀ صلح نوبل، و سازمان ملل سخنرانی کرده است.

 

هنگامی که 60 سال پیش از این، اعلامیۀ حقوق بشر تصویب شد، انتقاد کنندگان آن را "صرفا ً حرف"، "تنها یک اعلامیه" ، و "فقط بیانیه ای که فاقد ضمانت اجرایی است" خواندند. آن ها عقیده داشتند که این سند تأثیر اندکی خواهد داشت یا اصلا ً تأثیر گذار نخواهد بود. اما اعلامیۀ جهانی  تنها پس از چند ماه اثر خود را نشان داد و به سرعت مطرح گردید. اعلامیۀ جهانی به تدریج اقتدار سیاسی، اخلاقی، و حتی قانونی یافت و حقوق بشر را از موضوعی حاشیه ای در مناسبات بین المللی به یکی از ارکان اصلی آن مبدل ساخت. در این فرایند، چنان انقلابی در حقوق بشر حادث شد که بنگاه سخن پراکنی BBC آن را "بزرگترین دستاورد قرن" نامید.

 

چالش هایی که بر سر راه تدوین حقوق بشروجود داشت

 

هنگامی که اعضای کمیسیون نوبنیاد حقوق بشر سازمان ملل النور روزولت، بانوی اول اسبق ایالات متحده را به عنوان رئیس کمیسیونبرای تهیه پیش نویس آن چه قرار بود بعدا ً به عنوان اعلامیۀ جهانی حقوق بشر شناخته شود، برگزیدند به هیچ وجه تصور نمی کردند که تلاش هاشان چنین تأثیر عظیمی داشته باشد. موفقیت بعید به نظر می رسید، و گویی مطمئن بودند که با شکست روبرو خواهند شد. سازمان ملل برای کمیسیون حقوق بشر وظایف تقریبا ً غیرممکنی را مانند ارائۀ تعریفی از اصطلاح "حقوق بشر" و ایجاد آن چه "منشور حقوق بین الملل" برای همۀ جهانیان خوانده می شد ، درنظر گرفته بود. هر یک از این اقدامات با چالش های فلسفی و سیاسی اضطراب آوری همراه بود.

 

افرادی که با این وظایف روبرو بودند به سرعت متوجه شدند که هیچ یک از مسائل سیاست عمومی، چنین پرسش های فلسفی دشواری را نمی طلبد. مردان و زنان متفکر، متعلق به سنت های مختلف مذهبی و فلسفی، قرن ها بر سر همین مسائل مشاجره کرده بودند. حقوق بشر دقیقا ً چه معنایی می دهد و منشاء آن کجاست؟ آیا منشاء آن"خدا"، یا "طبیعت"  یا "خرد" است، و یا دولت ها؟ چه کسانی را شامل می شود؟  آیا همۀ جهانیان می توانند ادعای این حقوق را داشته باشند، یا این که این موضوع محدود به جنس، نژاد، طبقه، وضعیت، فرهنگ افراد یا مرحلۀ خاصی از پیشرفت است؟ چه ارتباطی میان حقوق بشر و "صلح"، "امنیت"، و "عدالت" وجود دارد؟ رابطۀ میان مسئولیت و حق کدام است؟ آیا حقوقی هست که (مانند حقوق مدنی و سیاسی) با اهمیت تر از سایر حقوق (مانند حقوق اقتصادی و اجتماعی) باشد، و یا این که همۀ حقوق به یک دیگر وابسته اند و تقسیم ناپذیرند و ارزش یکسانی دارند؟ آیا ممکن است در عین رعایت ارزش های متفاوت فلسفی، مذهبی، قانونی، و فرهنگی، معیارهای مقرراتی جهانی برای رفتارها تعیین کرد؟ این پرسش های عمیق، سئوالات دیگری را نیز به دنبال داشتند.

 

اوضاع سیاسی نیز کار ها را دشوارتر می کرد. شادمانی ناشی از پیروزی نیرو های متفقین در جنگ جهانی دوم به زودی کم رنگ شد. دقیقا ً زمانی که کمیسیون حقوق بشر مشغول تهیۀ متن پیش نویس اعلامیۀ جهانی حقوق بشر بود، فهرست وقایع و بحران های بین المللی از آینده ای شوم خبر می داد:

- اتحاد شوروی پردۀ آهنین را به اروپای شرقی تحمیل می کرد.

- جنگ سرد میان ایالات متحده و اتحاد شوروی در گسترش بود

- مسابقۀ تسلیحات استراتژیک – همراه با سلاح های کشتار جمعی جدید اتمی – به تدریج رو به افزایش داشت.

- محاصرۀ شهر برلین آغاز شده بود.

- خشونت در امپراتوری های مستعمراتی بالا گرفته بود و کشور ها مصرانه خواستار حکومت بر سرنوشت خویش بودند.

- نیرو های مائو تسه تونگ در چین پیشروی می کردند.

- منازعات مسلحانه در فلسطین وحول مسئلۀ ایجاد کشور تازۀ اسراییل آغاز شده بود.

- ناآرامی های نژادی در چندین کشور (از جمله ایالات متحده) درگرفته بود.

- هند بر سر سیاست های آپارتاید آفریقای جنوبی، علنا ً با این کشور به رویارویی برخاسته بود.

- افراد حقیقی، به ناگهان دولت های متبوع خود را به خاطر نقض حقوق بشر در برابر تمامی جهان، به چالش گرفته بودند.

 

افزوده بر اینها، ایجاد توافق میان اعضای سازمان ملل نوبنیاد، که دارای نظام های سیاسی و حکومتی بسیار متفاوت بودند،  کاری بس دشوار به نظر می رسید.

 

این مشکلات سیاسی به دلیل تناقضات موجود در منشور سازمان ملل که طی کنفرانس سال 1945 سانفرانسیسکو به تصویب رسیده بود، وخیم تر می شد.  مقدمه و مادۀ 1، در میان دیگر شرایط گنجانیده شده در متن، حقوق بشر و آزادی های بنیادین به عنوان حرکتی در جستجوی صلح، امنیت، و عدالت، حقوق بشر و آزادی های اساسی را بدون استثناء برای همه در نظر گرفته بود. اما درست در همان زمان، مادۀ 2  بر حاکمیت کشور ها تأکید داشت و اعلام می کرد  که هیچیک از تدابیر پیش بینی شده در منشور، اختیار مداخله در امور داخلی کشور های عضو را به سازمان نمی دهد. به این ترتیب، چنانچه رعایت حقوق بشر همۀهمۀ انسان ها را شامل  می شد،  حاکمیت ملی کاهش می یافت. و از سوی دیگر، اگر قرار بود از حاکمیت ملی و استقلال داخلی کشور ها حمایت به عمل آید، حقوق بشر با خطر مواجه می گردید. چالش در این جا بود که درست از همان دولی که متهم به نقض حقوق شهروندان خود بودند خواسته می شد تا از حقوق بشر در برابر خودشان پاسداری کنند. این نوآوری، در برابر رویکرد های سنتی، بیش از حد بنیاد ستیز جلوه می کرد. به همین جهت، تعدادی از دول از نمایندگان خود خواستند تا زیر بار الزامات و تدابیر اجرایی نرفته و کار خود رت تنها بر یک  اعلام متمرکز کنند.

 

شرکت کنندگان و ناظران، به طور یکسان، این چالش ها را "موضوعات انفجار آمیز"، مسائل "فوق العاده حساس"، "با آتش بازی کردن"، و "نبرد های شدید" می خواندند. با درنظر گرفتن این چالش ها و مطرح بودن مواردی تا این اندازه حساس، جای تعجب بود که کار نتیجه ای رسید. هنگامی که مجمع عمومی سازمان ملل در ماه دسامبر سال 1948 اعلامیۀ جهانی حقوق بشر را تصویب کرد، افرادی که در جهت تدوین آن سخت تلاش کرده بودند، آن را یک "معجزه" خواندند.

 

بینش اعلامیۀ حقوق بشر

 

اعلامیۀ جهانی حقوق بشر کاری کرد که قبل از آن سابقه نداشت: و آن اعلام بینشی جهانی در زمینۀ ارزش های بنیادین و اصول پذیرفته شده، یا به عبارت دیگر، "یک ضابطۀ مشترک موفقیت برای همۀ ملت ها و دولت ها" بود. در نخستین مادۀ آن، به زبانی که شایستۀ تفکر و توجه فراوان است، آمده: "همۀ انسان ها آزاد زاده شده اند و دارای حقوق و حیثیت برابر هستند." در همین یک جمله بر این موضوع تأکید می شود که حقوق بشر حقوقی طبیعی اند (نه اعطا شده از سوی دولت های ساختۀ بشر، بلکه حقوق مسلم وذاتی افراد بشر ،تنها به این دلیل که انسانند)، این حقوق به طور مساوی (نه فقط برای بخشی از جامعه، بلکه یکسان برای همگان) بر قرار می شوند، و  جهان شمولند ( نه محدود به بعضی نقاط و برخی اشخاص، بلکه برای همگان در هر جای دنیا که باشند).

 

در اصل دوم آمده که در اجرا ی این حقوق هیچ گونه تبعیض و استثنایی جای ندارد:  هیچ تبعیضی بر مبنای نژادی، رنگ پوست یا جنس؛ هیچ تبعیضی بر مبنای زبان، مذهب، یا افکار سیاسی و سایر اندیشه ها؛ هیچ تبعیضی بر اساس ریشۀ ملیتی یا اجتماعی، دارایی، تولد، یا وضعیت کشور و سرزمینی که فرد به آن تعلق دارد مجاز نیست. برای تأکید دائم بر این موضوع در تمامی متن اعلامیه، و پاسخ گفتن به این سئوال که دقیقا ً کدامیک از افراد از حقوق بشر برخوردارند، تقریبا ً هر اصل اعلامیه با این واژۀ واحد آغاز می شود: "همگان".

 

پس از تثبیت این اصول کلی، اعلامیۀ جهانی به برشمردن و مشخص کردن یک سلسله از حقوق بشر می پردازد. در آن اعلام شده که همگان از حقوق مدنی: حق حیات، آزادی، و امنیت شخصی؛ حق آزاد بودن از هر گونه قید و بندگی؛ حق آزاد بودن از شکنجه و دیگر اشکال رفتارقساوت آمیز؛ حق برخورداری از حمایت قانونی برابر؛ حق مصون بودن از بازداشتهای خودسرانه، بازداشت و تبعید؛ حق برخورداری از محاکمۀ عادلانه؛ حق آزادی اندیشه، اعتقاد، و مذهب؛ حق آزادی بیان و تفکر؛ حق آزادی جابجایی در داخل کشور؛ و حق درخواست پناهندگی در صورت تحمیل آزار و اذیت، برخوردارند.

 

اعلامیۀ جهانی حقوق بشر در قالب آن چه "انقلابی در درون یک انقلاب" خوانده می شد، به گونه ای حیاتی ً و اساسی ً اعلام داشت که همگان دارای شماری حقوق سیاسی  هستند: حق شرکت در دولت کشور خود، چه به طور مستقیم و چه از طریق نمایندگانی که با آزادی انتخاب شده اند، و حق حیات تحت حکومت دولتی که اختیارات آن از ارادۀ آزاد ملت برخاسته و از طریق انتخابات دوره ای و منصفانه با حق رأی برای همگان، تعیین شده است. و به علاوه اعلام می کرد که همه دارای برخی حقوق اقتصادی و اجتماعی هستند: حق ازدواج و تشکیل خانواده، حق مالکیت اموال به طور فردی یا با مشارکت دیگران، حق برخورداری از امنیت اجتماعی و سطح مناسب زندگی، حق کار، حق دریافت حقوق برابر در مقابل کار برابر، حق برخورداری از آموزش، و حق شرکت در حیات فرهنگی جامعه، در کنار سایر افراد. و سرانجام، اعلام می کرد که هر کس دارای وظایفی نسبت به دیگران و جامعه در سطح بزرگتر نیز هست.

 

اعلامیۀ جهانی، دقیقا ً اعلامیه ای بود حاوی یک رشته واژه ها، و نه پیمانی با ضمانت اجرایی. سندی پذیرفته شده و ناشی ازفرایندی سیاسی بود، و نقایصی هم داشت. اعلامیه به لحاظی، بیشتر ازاین که پاسخ دهد، پرسش هایی را مطرح می کرد. علاوه بر این، مهم است به یاد داشته باشیم که در زمان تصویب آن، هیچ کشوری – حتی یک کشور – صرف نظر از محل استقرار ، نظام حکومتی، یا سطح اقتصادی و پیشرفت فرهنگی آن، امکان نداشت بتواند ضوابط و دستاورد های اعلامیۀ جهانی حقوق بشررا بر آورده یا رعایت کند.

آزادی بیان: ادواردو مانه، نویسنده تبعیدی کوبایی، خطاب به سازمان غیردولتی خبرنگاران بدون مرز سخنرانی می کند. این سازمان از آزادی مطبوعات

 

علیرغم این مشکلات و محدودیت ها، اعلامیۀ جهانی دو کار بسیار با اهمیت را از پیش برداشت. اول این که، بینشی الهام بخش برای آن عده که مایل به مبارزه برای تضمین حقوق خود و دیگران هستند، پدید آورد. اصول این اعلامیه به صورت مفاد قانونی، در چارچوبی تنگ (یا آن طور که ناظری می گفت، به صورت "سند  برای وکلا")، تدوین نشده بلکه به زبانی نوشته شده بود که افراد معمولی ساکن در هر شهر و روستایی می توانستند آن را بفهمند و به همین جهت نوعی بیان آرمان ها و آرزو ها بود. و دوم این که، با استقبال گسترده ای که از آن صورت گرفت، نمایندگان رسمی دولت های سراسر جهان متعهد به حمایت از اصول آن و تضمین مشروعیت آن شدند. چنانکه گفتی با ملت های خود میثاقی در جهت حمایت از حقوق آنان بسته اند. این دو دستاورد زمینه ای را برای آغاز یک انقلاب بین المللی در حمایت از حقوق بشر و حفظ از آن، فراهم کرد: امید به آینده.

 

تأثیر اعلامیۀ جهانی حقوق بشر

 

باگذشت 60 سال از تصویب اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، این اعلامیه به یکی از مهمترین اسناد تاریخی تبدیل شده  الهام بخش پیشرفت و تأثیر حقوق بشردرسطح محلی، ملی، منطقه ای، وبین المللی بوده است.

 

این فرایند تقریبا ً بی درنگ آغاز شد. شمار زیادی از کشور ها، مانند  کوستاریکا، السالوادور، هاییتی، اندونزی، اردن، لیبی، پورتوریکو،، و سوریه، در تدوین قوانین ملی و قوانین اساسی خود، زبان و اصول آن را به کار گرفتند. احکام قضایی و پرونده های دادگاهی، از دادگاه های محلی گرفته تا دادگاه عدالت بین المللی، به اعلامیۀ جهانی اشاره می کردند و از آن نام می بردند. مردم بومی که در صدد کسب استقلال خود از امپراتوری های استعماری بودند، از آن الهام می گرفتند و به آن ارجاع می کردند. در پیمان صلح سال 1951 با کشور ژاپن، به طور مشخص اعلام شده بود که "ژاپن کوشش می کند تا به اهداف اعلامیۀ جهانی حقوق بشر تحقق ببخشد." تعداد دیگری از پیمان های دوجانبۀ بعد از جنگ جهانی دوم، و نیز شکایات رسمی دولتی از دولت دیگر دربارۀ نقض حقوق بشر، با رجوع به اعلامیۀ جهانی تنظیم می شد. این فرایند، با گذشت زمان به تدریج گسترده تر می شد.

 

اعلامیۀ جهانی حقوق بشر منبع الهام اعلامیه های دیگر در رابطه با ابعاد دقیق تر حقوق بشر نیز بود. در سال های بعد، مجمع عمومی سازمان ملل، یونسکو، و سازمان جهانی کار، همگی در دیدگاه خود برای اعلام حقوق و مشروعیت این حقوق، از اعلامیۀ جهانی الهام گرفته اند و از آن نام برده اند. این اعلامیه در بیانیه های منطقه ای صادره از سوی کنفرانس آسیا- آفریقا، کنفرانس اجلاس کشور های مستقل آفریقایی که منجر به ایجاد سازمان اتحاد آفریقا شد، سازمان همبستگی ملت های آفریقا- آسیا، اتحادیۀ اروپا، و سازمان کشور های آمریکایی نیز منعکس گردیده است. و در سطح بین المللی، بازتاب آن را در اسناد و اعلامیه های زیر می توان مشاهده کرد:

- اعلامیۀ حقوق کودک (1959)؛

- اعلامیۀ اعطای استقلال به کشور ها و ملل تحت استعمار (1960)؛

- اعلامیۀ الغای کلیۀ اشکال تبعیض نژادی (1963)؛

- اعلامیۀ الغای تبعیض علیه زنان (1967)؛

- اعلامیۀ حمایت از افراد از این که تحت شکنجه قرار گیرند(1975)؛

- اعلامیۀ الغای کلیۀ اشکال نابردباری و تبعیض مبنی بر مذهب و عقیده (1981)؛

- اعلامیۀ حق پیشرفت (1986)؛

- اعلامیۀ حقوق مردمان بومی (2007).

 

غالب این اعلامیه ها با الهام ازاعلامیه ها اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، زمینۀ ضابطه مندی  را برای پیدایش پیمان های بین المللی تعیین موازین هموار کرده اند. در نتیجه هم هیأت هایی برای نظارت تعیین و هم کنوانسیون های منطقه ای شکل گرفتند، که به نوبۀ خود زمینه را برای مجموعۀ ای غنی حقوق بشر فراهم ساختند که یکی از انها مربوط به حمایت از قربانیان انواع مشخصی از نقض حقوق بشر بود. از جملۀ این پیمان ها که در همه از اعلامیۀ جهانی حقوق بشر به وضوح نام برده می شود می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- پیمان اروپایی حقوق بشر (1950)؛

- پیمان مربوط به وضعیت پناهندگان (1950)؛

- پیمان حقوق سیاسی زنان (1952)؛

- پیمان بین المللی برای الغای کلیۀ اشکال تبعیض نژادی (1965)؛

- پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966)؛

- پیمان بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی (1966)؛

- پیمان بین المللی برای سرکوب و مجازات جنایت آپارتاید (1973)؛

- پیمان الغای کلیۀ اشکال تبعیض علیه زنان (1979)؛

-        پیمان علیه شکنجه و سایر اشکال رفتار ها و مجازات های قساوت آمیز

- پیمان حقوق کودک (1989)؛

- پیمان بین المللی حمایت از حقوق کلیۀ کارگران مهاجر و اعضای خانوادۀ آنان (1990).

 

هنگامی که کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل تصمیم به اتخاذ  تدابیری برای دریافت شکایات شخصی گرفت، و مصمم به ایجاد خدمات مشاوره ای در محل و آن چه "روال ویژه" شامل بررسی و تحقیق در مورد نقض آشکار حقوق بشر در خارج از چارچوب الزام آور پیمان نامیده می شد، گردید، رجوع  به اعلامیۀ جهانی را اساس اقدامات خود قرار داد.

 

اعلامیۀ جهانی منبع الهام بخش و انگیزۀ حمایت از دیگر حقوق بشر هم بوده است. یکی از این موارد، تفصیل بیشتر قوانین بین المللی بشردوستانه برای حمایت از حقوق غیرنظامیان و جنگجویان در هنگام جنگ و درگیری های مسلحانه است که شاهد آن پروتکل های الحاقی 1977 و 2005 به کنوانسیون سال 1949 ژنو است. مورد دیگر، تدوین قوانین جنایی بین المللی است که هدف از آنها مسئول شناختن رهبران دولتی در برابر جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت، و نسل کشی است. دادگاه بین المللی یوگسلاوی سابق، دادگاه بین المللی رواندا، و مخصوصا ً دادگاه جنایی بین المللی، همگی بازتاب این اقدام مهم هستند.

 

اعلامیۀ جهانی علاوه بر همۀ این کمک ها، به برجسته ترین بیانیۀ حقوق بشر در جهان برای کسانی که النور روزولت آنها را "مردم هر روزی" می خواند، تبدیل گردیده است. هرچند در آغاز شکل  سندی متعلق به دولت ها را داشت، اکنون بیش از هر سند تاریخی دیگری به زبان های مختلف ترجمه می شود، و به همین جهت تبدیل به سندی متعلق به مردم شده است. از جزئی ترین حرکت های مردمی در جهت حقوق بشر و در سطح محلی، مانند جنبش مادران میدان دی مایو، در آرژانتین گرفته، تا سازمان های غیر دولتی بزرگ که در مقیاس جهانی فعالیت دارند، اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، در هنگام مطرح شدن این حقوق، موجب پدید آمدن "زبان واحدی برای نوع بشر" شده است. به این ترتیب اشارۀ بارز اعلامیۀ جهانی را به قهرمانان اخیر حقوق بشر: نلسون ماندلا از آفریقای جنوبی، آنگ سان سو کی از برمه، دالایی لاما از تبت، هری وو از چین، و شیرین عبادی از ایران، مشاهده می کنیم،. امروز اعلامیۀ جهانی به طرز مشخصی در تارنمای سازمان ملل، کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، سازمان عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر، فدراسیون بین المللی لیگ حقوق بشر، و تارنمای بسیاری دیگر از سازمان هایی که برای حقوق بشر فعالیت می کنند، قابل مشاهده و دسترسی است.

 

تداوم بینش مندرج در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر

 

کسانی که پدید آورندۀ اعلامیۀ جهانی حقوق بشر بودند شاید به سختی می توانستند تأثیر گستردۀ آن را بر جهان و در مدت 60 سال نخستین مجودیتش تصور کنند. آنها اگر می دیدند که دیدگاهشان، علیرغم وجود اختلافات نظری که در آغازوجود داشت، و همۀ مقاومتی که از همان نخست دربرابر آن صورت گرفت، به چنین دستاورد هایی هایی انجامیده است، متحیر می شدند. پیش از این هرگز در تاریخ تحقق این همه دستاورد در زمینۀ ترویج، ارتقاء و درعمل، حمایت از   حقوق بشر سابقه نداشته است. با این حال، هنوز دیدگاه مندرج در اعلامیۀ جهانی حقوق بشر به تمام و کمال متحقق نشده است. هنوز حقوق بشر به طور جدی نقض می شود. و دقیقا ً به همین سبب است که  انقلابی که از سوی اعلامیۀ جهانی آغاز و حمایت شد ، می بایست ادامه یابد.

 

نظرات بیان شده در این مقاله ضرورتا ً منعکس کنندۀ دیدگاه و سیاست دولت آمریکا نیست.

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟