15 آوريل 2009

رویکرد تازۀ یک دانشگاه به درمان ضایعات روحی

برنامه ای برای آزاد کردن افراد و جوامع از چرخۀ تخریب

 

واشنگتن- در یک روز یکشنبه در ماه دسامبر سال 2007، دیوید ورکس، ساکن کلروادو، شاهد به قتل رسیدن دو دخترش بود.

ورکس که خود نیز مورد اصابت گلولۀ مرد مسلحی قرار گرفت که به سوی افرادی که از کلیسا خارج می شدند آتش گشود، باید بقیۀ عمر خود را با از دست دادن دخترهایش کنار بیاید، اما آموزش هایی که پیرامون واکنش مردم در برابر ضایعات روحی و طرز مداوای آن ها دیده است، به او کمک کرد بر واکنش های طبیعی خود مانند میل به انتقام یا احساس گناه از این زنده مانده است، فائق آید.

در مرکز عدالت و ایجاد صلح (Center for Justice and Peacebuilding) وابسته به دانشگاه منونایت شرقی (EMU) در هاریسون برگ واقع در ویرجینیا، ورکس الگویی را مطالعه کرد که در برنامۀ استراتژی های آگاهی به ضایعات روحی و بهبود پذیری (Strategies for Trauma Awareness and Resilience - STAR) برای مشخص کردن واکنش های عمومی به ضایعات روحی از آن استفاده می شود. در این برنامه راه های خارج شدن از چرخۀ قربانی و مهاجم نشان داده می شود که بسیاری را درگیر کرده و آن ها را به صدمه زدن به خود و دیگران سوق می دهد.

ایلین زوک بارج، مدیر برنامۀ STAR به America.gov اظهار داشت، خشونت موجب ضایعات روحی می شود و ضایعات روحی التیام نیافته منشأ خشونت های بیشتر است. به طور خلاصه می توان گفت،" افراد صدمه دیده به سایرین صدمه می زنند."

اعضای هیئت علمی و کارمندان EMU الگویی را طراحی کردند که چون شکل نمودار آن به صدف حلزون شباهت داشته و کار به کندی انجام می شود و فرایندی طولانی دارد، بارج آن را "الگوی حلزونی" می نامد. در این الگوه سه شیوه برای پاسخ به ضایعات روحی ناشی از خشونت های انسانی، بلایای طبیعی و یا رویداد های ویرانگر دیگر توضیح داده می شود.

چرخۀ قربانی نشانگرپاسخ های اولیه به ضایعات روحی است: غصه و اندوه، ترس و وحشت، خشم و غضب، و تغییرات روانی. هنگامی که دچار ضربۀ روحی می شویم، ساختمان مغز ما طوریست که خود به خود بخش پایینی مغز کار را به عهده گرفته و از طریق مواد شیمیایی و هورمون ها چیزی موسوم به "انرژی ضایعۀ روحی" تولید می کند.

او گفت، این انرژی ضایعۀ روحی بخشی از واکنش های مبارزه، گذر سریع، و انسداد از روش های محافظت از شخص محسوب می شود. الگوی حلزونی با تأکید بر این تأثیرات شکل می گیرد و بهبودی، با یافتن راه هایی برای آزاد ساختن آن انرژی آغاز می شود.

پیتر لوین، نظریه پرداز ضایعات روحی مشاهده کرده است که وقتی یک بزکوهی وحشی نمی تواند حمله کننده به خودرا  منحرف کند اما به نوعی از کشته شدن می رهد، کاری که می کند این است که بعد از رفع شدن خطر از روی زمین بلند می شود و خود را به شدت می تکاند، خُره می کشد، می پرد و می جهد، ورجه ورجه می کند و دوان دوان به بقیۀ گله می پیوندد.

بدن انسان هم مشابه همین، بعد از یک ضایعۀ روحی شروع به لرزیدن و تعرق می کند. انسان دلش می خواهد فریاد بکشد و گریه کند. اما در عوض، قربانیان را تشویق به آرام بودن می کنند، که درست برخلاف تمایل فیزیکی بدن است.

انرژی حبس شده چیزیست که موجب ادامۀ کابوس های شبانه و گوش به زنگ بودن شدید می گردد. اگربتوانیم واکنشی مشابه حیوانات وحشی داشته باشیم و انرژی ضایعۀ روحی خود را عملا ً تخلیه کنیم، می توانستیم به مراتب سلامت تر بمانیم. واکنش مربوط هر چه می خواهد باشد، از گریه گرفته، تا لرزش، رقص، روی آوردن به ورزش یا فعالیت های دیگر، مردم باید به خوداجازۀ کاری که دوست و نیاز دارند را بدهند.

ضایعات روحی التیام نیافته و حبس شده موجب می شود افراد به خود یا دیگران صدمه وارد کنند، و به این ترتیب در چرخۀ مهاجم قرار بگیرند. پدر ریچارد رور، الهی دان کاتولیک گفته است که  درد و رنج تغییر نمی یابد بلکه منتقل می گردد.

بارج گفت، اگر به صدمه زدن به خود و یا به شما ادامه دهیم ... در این صورت تبدیل به مهاجمی می شویم که قربانیان بیشتری می گیرد و آنان نیز به نوبۀ خود به دیگران صدمه وارد می کنند و اگر به این موضوع رسیدگی نشود، این چرخه تا ابد ادامه می یابد. این امر می تواند در سطح اشخاص، خانواده، و حتی کشوری هم اتفاق بیفتد.

طبق الگو، راه خروج از هر دو چرخه "یافتن امنیت، رها شدن، انتخاب زندگی" نام می گیرد. درست مانند واکنش به ضایعات روحی، راه رهایی هم از فرد به فرد متفاوت است. بارج گفت، شناخت درد، من جمله ماتم و اندوه مربوط به آن، مرحلۀ مهمی است. اما برای برخی از افراد شاید عفو و بخشش راه رهایی باشد و برگشت آن ها به جامعه را تضمین کند.

شفا و بازسازی

هنگامی که ورکس با مرگ دخترانش روبرو شد، او الگوی حلزونی را به یاد آورد و تصمیم گرفت برای پشت سر گذاشتن آلامش آن را به کار بندد.

ورکس در شمارۀ زمستان سال 2008 مجلۀ پیس میکر(Peacemaker) EMU اظهار داشته است، من به خودم گفتم: می توانم عقلم را از دست بدهم و راه غضب و عذاب را در پیش بگیرم، و یا این که می توانم از ابزاری که در اختیارم گذاشته شده و خداشناسی استفاده کنم و جنبۀ مثبتی در این موضوع پیدا کرده و تداوم این چرخه را از بین ببرم. ... خشم و تلخی، جای بزرگداشت  ریچل و استفانی را نمی گیرد.

غالب افراد زمانی از این الگو استفاده می کنند که در یکی از این دو چرخه گیر افتاده باشند؛ ورکس در زمرۀ افرادی بود که از آن در جهت پیشگیری استفاده کرد. کمتر از یک ماه بعد از این واقعۀ دلخراش، او به حدی رسیده بود که می توانست با خانوادۀ قاتل دخترانش ملاقات، و فرایند بهبود و شفا را آغاز کند. بارج می گوید، وقتی این ماجرا را برای شرکت کنندگان در کارگاه آموزشی ام تعریف می کنم، هنوز موبر اندامم سیخ می شود.

بارج گفت، نیمی از فارغ التحصیلان این مرکز از خارج از ایالات متحده می آیند، و افزود، هرچند شیوه های این برنامه کاملا ً تازه هستند، در همۀ جهان مورد استفاده قرار می گیرند؛ از کلمبیا، که دانش آموختگان از آموزه های خود برای تربیت دیگران در درمان ضایعات روحی استفاده می کنند؛ تا کامبوج، که یکی از شرکت کنندگان سابق STAR در دادگاه مشترک کامبوج- سازمان ملل مشغول به کار است که به تعقیب وحشیگری های دهۀ 1970 و نقض حقوق بشر در آن کشور می پردازد. (برای مطالعۀ بیشتر به تارنمای " حمایت قاطع ایالات متحده از محاکمۀ مقام سابق خمرهای سرخ"  مراجعه کنید.)

الگوی حلزونی فراتر از الگوی پزشکی می رود که ما برای درمان ضایعات روحی از آن استفاده می کردیم، و مردم را به شرکت مستقیم در فرایند درمان این ضایعات، التیام روابط و ایجاد بهبودی دعوت می کند.

برای اطلاعات بیشتر به تارنمای برنامۀ STAR و تارنمای مرکز عدالت و ایجاد صلح مراجعه کنید.

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟