View Other Languages

We’ve gone social!

Follow us on our facebook pages and join the conversation.

From the birth of nations to global sports events... Join our discussion of news and world events!
Democracy Is…the freedom to express yourself. Democracy Is…Your Voice, Your World.
The climate is changing. Join the conversation and discuss courses of action.
Connect the world through CO.NX virtual spaces and let your voice make a difference!
Promoviendo el emprendedurismo y la innovación en Latinoamérica.
Информация о жизни в Америке и событиях в мире. Поделитесь своим мнением!
تمام آنچه می خواهید درباره آمریکا بدانید زندگی در آمریکا، شیوه زندگی آمریکایی و نگاهی از منظر آمریکایی به جهان و ...
أمريكاني: مواضيع لإثارة أهتمامكم حول الثقافة و البيئة و المجتمع المدني و ريادة الأعمال بـ"نكهة أمريكانية

11 جون 2008

گرسنگی: رويارويی با واقعيت‌ها

 

باب بل، ديويد كواك، مری اَن  ليچ، و پريا سامپت[1]

 

گرسنگی شكل‌های مختلفی به خود مي‌گيرد اما تمامی اين شكل‌ها مي‌توانند، غالباً در كشورهای در حال توسعه، باعث مرگ و رنج بي‌مورد شوند. هرچند جهان به اندازه‌ كافی غذا توليد مي‌كند تا همه را تغذيه نمايد اما در حال حاضر بيش از 850 ميليون نفر گرسنگی مي‌كشند. كمك‌های غذايی در شرايط اضطراری كمك كننده می ‌باشند اما حركت به سمت دستيابی به هدف بين‌المللی مبنی بر به نصف رساندن تعداد انسان‌های گرسنه، نيازمند راه‌حل‌های بلند مدت و پايدار است.

CARE يك سازمان پيشرو در زمينه‌  فعاليت‌های بشردوستانه است كه با فقر جهانی مبارزه مي‌كند. باب بِل مدير گروه هماهنگی منابع غذايی اين سازمان ، ديويد كواك مشاور فنی ارشد برنامه‌، مری اَن لينچ مدير گروه روابط دولتی،  و پريا سامپت تحليل گر ارشد خط ‌مشی می‌باشند.

سازمان خوراک و كشاورزیِ[2] سازمان ملل (فائو) برآورد مي‌كند كه امروزه بيش از 850 ميليون نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می‌برند كه 820 ميليون نفر آن‌ها در كشورهای در حال توسعه می‌باشند.

در سال‌های دهه‌  1980، شبكه‌ خبری سي. ان. ان. تصاويری از ميليون‌ها كودك و بزرگسال  گرسنه را در اتيوپی عرضه كرد كه وضعيت گرسنگی در كشورهای در حال توسعه را به غرب نشان داد. سيل كمك‌ها و حمايت‌ها به اين كشور سرازير شد. از آن زمان تا اندازه‌ای  به اين پديده ‌عادت كرده‌ايم، زيرا هر سال تصاوير كاملاً آشنايی را درباره‌  قحطی، سيل، و ديگر بلايا يا فقر فلاكت بار با خود به همراه دارد.

اينكه علی رغم پيشرفت‌های به دست آمده در زمينه‌ بهره‌وری كشاورزی هنوز در حدود يك ميليارد انسان گرسنه در جهان وجود دارد، به نظر غير قابل تصور مي‌نمايد. با پی بردن به عمق مسأله، نشست جهانی غذا[3] در سال 1996، به نصف رساندن تعداد انسان‌های گرسنه در جهان را تا سال 2015 هدف خود قرار داد و بعد از آن نيز دوباره در اولين "هدف توسعه‌ی هزاره[4]"اين هدف تصريح گرديد. اما در ميانه‌ راه تا 2015،  روشن  است كه  هدف مورد نظر برآورده نخواهد شد- تعداد تقريبی افراد  مبتلا به  سوء تغذيه از 798 ميليون در سال 2000 به تقريباً 852 ميليون در حال حاضر رسيده است.

گرسنگی چيست؟

گرسنگی پديده‌ای است مرتبط با ناامنی غذايی. بر اساس بيانيه نشست جهانی غذا در سال 1996، وضعيت امنيت غذايی "زمانی وجود دارد كه تمامی مردم و در همه‌ وقت، برای رفع نيازهای تغذيه‌ای خود به غذاهای كافی،  سالم و مغذی و برای داشتن يك زندگی فعال و سالم به گزينه‌های غذايی دسترسی داشته باشند". گرسنگی زمانی رخ مي‌دهد كه خانواده‌ها و افراد در دوره‌ای زمانی امنيت غذايی ندارند.

گرسنگی بر عملكرد عادی و رشد جسمی انسان تأثير مي‌گذارد و با كاهش شديد توانايی بدن در برابر عفونت‌ها، بار بيماري‌های جهانی را سنگين مي‌كند. در موارد مفرط، قحطي‌زدگی ناشی از گرسنگی طولانی يا تسليم در برابر بيماری عفونتی،  باعث مرگ مي‌شود. گرسنگی انسان‌ها را از نظر جسمی ضعيف مي‌كند. از آنجايی كه گرسنگی مداوم و مزمن توانايی بدن را در استفاده از انرژی برای انجام فعاليت‌ها محدود مي‌نمايد، افرادی كه دچار سوء تغذيه هستند در امور مدرسه، كار يابی،  و مثمر ثمر بودن با مشكل مواجه‌اند. كارفرمايان و معلمان ممكن است افراد گرسنه را كند يا تنبل تلقی نمايند در حاليكه آن‌ها از بيحالی و واكنش بدن نسبت به فقدان درازمدت مواد مغذی  و كالری رنج مي‌برند.

بنابراين، گرسنگی مردم و خانواده‌ها را در دور باطلی از بهداشت ناسالم و توانايی تقليل يافته برای  يادگيری و فعاليت گرفتار مي‌كند كه اين امر باعث و عامل فقر و مرگ گسترده مي‌گردد. اين تأثيرات مخرب به جوامع و نظام‌های اقتصادی نيز راه مي‌يابد. 

گرسنگی گسترده توان بالقوه‌ كشورها را برای توسعه يافتن تضعيف مي‌نمايد. تغذيه‌  بهتر با بهبود بهره‌وری در كار مستقيماً بر رشد اقتصادی تأثير مي‌گذارد. مطالعه‌ سازمان فائو بر روی كشورهای در حال توسعه در طول مدت 30 سال به اين نتيجه رسيده است كه اگر كشورهای در حال توسعه با نرخ بالای سوء تغذيه ميزان مصرف مواد غذايی را تا سطح مناسبی افزايش داده بودند، بازدهی اقتصادی آن‌ها يا توليد ناخالص ملي‌شان (GDP) تا 45 درصد افزايش می‌يافت.  بر اساس نظر گروهِ كاری سازمان ملل در زمينه گرسنگی،  كاهش بهره‌وری در كار به سبب گرسنگی مي‌تواند موجب كاهش 6 تا 10 درصدی در  سرانه‌ توليد ناخالص ملی گردد.

چرا هنوز گرسنگی وجود دارد؟

گرسنگی مسأله  پيچيده‌ای است و برخورد مقتضی با آن در وهله  اول نيازمند درك علت وجودی آن، فارغ از افسانه‌ها و سوءبرداشت‌های عمومی از آن، مي‌باشد.

افسانه  1: افراد به اين دليل گرسنه مي‌شوند كه غذای كافی توليد نمی‌شود- يعنی گرسنگی به عرضه مربوط می ‌شود.

واقعيت: تا به امروز، ميزان عرضه جهانی غذا همگام با  جمعيت جهان پيش رفته است و اين واقعيت، داستان رستاخيزی مالتوسی [عقايد مربوط به توماس مالتوس] را مبنی بر پيشی گرفتن رشد جمعيت از عرضه‌  مواد غذايی،  به چالش مي‌كشد. در ضمن، بسياری از نقاط جهان قادر نيستند كه نيازهای غذايی ساكنانشان را هميشه فقط با توليدات داخلی رفع نمايند. كمبودهای فصلی و ناكامي‌های دوره‌ای در برداشت محصول مسائلی كاملاً عادی هستند اما لزوماً عامل هشداردهنده‌ای به شمار نمي‌آيند.

اگر در منطقه‌ای كه از بازارهای وسيع و با عملكرد مناسب برخوردار است برداشت خوبی انجام نگردد، اجناس از انبارها يا مناطقی كه دارای مواد غذايی اضافه بر نياز مي‌باشند در پاسخ به بالا رفتن قيمت‌ها به طور طبيعی روانه‌ی بازار مي‌شوند و در نتيجه كمبود محلی غذا كاهش مي‌يابد. فقط زمانی كه بازارها به نحو ضعيفی توسعه يافته‌اند و يا نمي‌توانند عملكرد مناسب خود را داشته باشند ممكن است در زمينه‌  دسترسی به غذا مشكلات دائمی رخ دهد.

در طی 150 سال گذشته، وقوع دائمی قحطي‌های ناشی از كمبود شديد مواد غذايی در بسياری از نقاط جهان، متوقف شده ا ست. اين امر به ميزان زيادی به خاطر بهبود يافتگي‌هايی است كه در زيرساختارهای ترابری، ‌گسترش بازارها، و رشد يكنواخت تجارت داخلی و بين‌المللی رخ داده است.

با اينحال هنوز هم برخی مواقع و در برخی جاها دسترسی به مواد غذايی  مي‌تواند يك مسأله‌ جدی به شمار آيد. بخش‌هايی از جهان وجود دارند –  منجمله چندين منطقه‌  وسيع و دورافتاده در قلب  قاره‌  آفريقا- كه موانع تجاری هنوز آنقدر زياد است كه  افزايش قيمت‌ها نمي‌تواند موجب جريان يافتن كافی كالاها در درون اين مناطق شود. در اين مناطق، خطر اينكه ناتوانی در برداشت محصول موجب قحطی شود، اساسی است. بسياری اوقات گرسنگی در مناطقی رخ مي‌دهد كه حتی غذای اضافی هم وجود دارد اما با اينحال گروه‌های اجتماعی-اقتصادی خاصی با مشقّت بسيار زيادی مواجه مي‌شوند. اصطلاح "دسترسی غذايي" به توانايی هر يك از خانوده‌ها در دستيابی به غذای كافی برای رفع نيازهای اساسی‌شان اشاره دارد.

خانواده‌ها از طريق تركيبی از توليد،‌خريد، يا نقل و انتقالات اجتماعی غيربازرگانی (از سوی خانواده، دوستان، يا شكلی از خدمات رفاهي) به مواد غذايی دست مي‌يابند. خانواده‌های فقير زمانی كه توليد، ذخيره‌سازی،  درآمد، و مستمری غذايی آن‌ها برای رفع نيازهای غذايي‌شان كافی نيست، با گرسنگی مواجه می‌شوند.

شرايطی كه احتمالاً به عميق‌تر شدن مشكلات دسترسی به مواد غذايی كمك می‌كنند عبارتند از:

·        از دست دادن ممرّ درآمد

·        كاهش حقوق

·        تغيير در قيمت كالاها كه قدرت خريد فقرا را كاهش می‌دهد.

تحليل‌ها در زمينه‌  "دسترسی غذايی" توجه را به ظرفيت توليدی و قدرت خريد خانواده‌های فقير جلب می‌نمايد. اين تحليل‌ها همچنين رابطه‌  بين تغيير الگوهای نابرابری درآمد  و توزيع گرسنگی را روشن می سازند. يكی ديگر از ابعاد بحرانی مسأله‌ گرسنگی،  "مصرف" است، به اين معنا كه خودِ غذا چگونه از حيث زيست‌شناختی مورد استفاده قرار مي‌گيرد. آيا غذا انرژی كافی و ديگر مواد مغذی را فرآهم مي‌آورد؟ آيا آب آشاميدنی در دسترس است، و آيا شرايط بهداشتی كافی برای جلوگيری از بيماري‌ها و فراهم آوردن امكان جذب انرژی و مواد مغذی موجود در غذا، وجود دارد؟ و در نهايت اينكه، دانش، رويكرد، و عملكرد مصرف كنندگان غذا چگونه است؟ برخی از اعضای خانواده‌ها بنا بر دلايل جنسيتی،  سنی و يا ديگر عوامل فرهنگْ ساخته، نمي‌توانند سهمی كافی را از منابع خانوادگی بخواهند كه اين امر منجر به افزايش گرسنگی مي‌شود.

نهايتاً اينكه، "آسيب پذيری" نيز نقش دارد. آسيب پذيری به معنای احتمال به خطر افتادن امنيت غذايی خانواده به سبب يك مصيبت عمده يا به سبب تأثيرات جمعی يك سلسله صدمات روحی كوچك بر زندگی فرد و يا خانواده است. سطح آسيب پذيری بستگی به  احتمال وقوع اين رخدادها و  توان خانواده در غلبه بر آن‌ها  دارد- ميزان انعطاف‌پذيری آن‌ها برای تحمل و سازگار شدن.

خانواده‌ها برای حفظ امنيت غذايی خود، بايد بتوانند بر مصائب غلبه نموده و از ‌آن‌ها به سلامت بگذرند.

افسانه 2: افراد گرسنه به غذا نياز دارند- پس راه حل، كمك‌های غذايی است.

واقعيت: كمك‌های غذايی،  راه حل جهانی و بلندمدت نیست.

مردم آمريكا در مدت بيش از 50 سال بطور سخاوتمندانه‌ای به نيازهای مردم گرسنه در سراسر جهان عمدتاً از طريق برنامه‌ای به نام "قانون عمومی 480"- غذا برای صلح[5]-  پاسخ گفته‌اند. اين برنامه به عنوان منبع اصلی كمك برای پاسخگويی هم به بحران‌های فوريتی غذايی و هم به گرسنگی مزمن، كمك‌های غذايی عرضه می‌نمايد. اين برنامه  امدادی در شكل كنوني‌اش بدون ترديد جان ميليون‌ها نفر را نجات داده است.

با اينحال، شمار فزاينده‌  افراد گرفتار سوء تغذيه به ما مي‌گويد كه نمي‌توان فقط با عرضه‌ كمك‌های غذايی مسأله  گرسنگی جهانی را بطور پايدار حل نمود. 

CARE  از ديرباز با برنامه‌های توزيع غذا ارتباط داشته است و حقاً به كمك كردن به انسان‌های فقير، آسيب‌پذير، و بحران‌زده‌ سراسر جهان از طريق برنامه‌ريزی كمك‌های غذايی،  افتخار مي‌كند. اما سياست‌ها و برنامه‌های كنونی اين سازمان نقص‌هايی دارند.

اول اينكه، در بيشتر سال‌ها بین 70 تا 75 درصدِ كمك‌های غذايی آمريكا در جهت رفع گرسنگی  زودگذرِ ناشی از موارد اضطراری و بحران‌های انسانی استفاده شده است. درحالیکه كمك‌های غذايی اضطراری در زمان بحران حياتی مي‌باشند اما اين كمك‌ها نه علل ريشه‌ای گرسنگی مزمن را رفع مي‌كنند و نه احتمال وقوع موارد اضطراری آتی را كاهش مي‌دهند.

دوم اينكه، رفع گرسنگی مزمن، در مقايسه با موارد اضطراری،  به كمك‌های پايدار و بلندمدتی نياز دارد كه تحت برنامه‌ها و سياست‌های كنونی،  ارائه نمودن چنين كمك‌هايی دشوار است.

برنامه‌های كنونی،  اهداف راهبردی متعدد و چارچوب‌های زمانی كوتاهی دارند كه اين امر مانع از بكارگيری برخی از مناسب‌ترين و هزينه-كارآترين روش‌ها مي‌گردد و غالباً نيازمندترين مردم را در بر نمي‌گيرد.  مثلاً آن برنامه‌های كشاورزی كه افزايش بهروه‌وری و درآمد روستاها را هدف خود قرار داده‌اند، غالباً آسيب پذيرترين خانواده‌ها را، كه معمولاً صاحبان مزارع كوچك و كارگران روزمزد هستند،  در بر نمي‌گيرند.  بعلاوه، اكثر اقدامات نامنسجم بوده و توسط نمايندگي‌های مختلف بصورت مجزا انجام شده‌اند، كه هر يك نيز از منابع تأمين هزينه، چارچوب‌های زمانی،  و الزامات گزارش‌دهی جداگانه‌ای برخوردار بوده‌اند. چنين عدم انسجامی اثرگذاری كلی اين برنامه‌ها را تضعيف می ‌نمايد.

چالش‌های در حال ظهور، چشم‌انداز

علی رغم كافی بودن منابع جهانی غذا، چالش‌های در حال ظهوری در زمينه تكافوی دائمی اين منابع وجود دارد.

كارشناسان معتقدند كه تكيه‌  "انقلاب سبز" بر امكانات فناورانه و شيميايی منجر به افزايش فرسايش خاك و آلودگی آب‌های زيرزمينی و آب‌های سطحی شده و مسائل جدی بهداشت عمومی و زيست‌محيطی را به بار آورده است كه اين امر، پايداری اين انقلاب را در معرض ترديد قرار مي‌دهد.

علاوه بر اين، برخی از كشورهای در حال توسعه  قبلاً تأثيرات تغيير آب و هوا را تجربه كرده‌اند – تغييرات در الگوهای آب و هوايی،  كاهش بارندگی،  تغيير جريانات رودخانه‌ای،  و افزايش بيابانزايی همگی نشان داده‌اند كه شديداً بر توليد مواد غذايی تأثير مي‌گذارند.

در ضمن، مشخص شده است كه افزايش تقاضا برای محصولات غذایی در جهت سوخت‌های زيستی،  با بالا بردن قيمت حبوبات و غلات و كاهش قدرت خريد خانواده‌های فقير، امينت غذايی جهان را مورد تهديد قرار داده است.

اگر پيش‌بيني‌ها در زمينه تغيير آب و هوا و افزايش استفاده از حبوبات برای سوخت‌های زيستی واقعيت يابد، احتمال افزايش شديد ميزان گسترش گرسنگی مزمن وجود خواهد داشت.

يك راه بهتر

به اعتقاد CARE، اكنون زمان آن است كه رويكردهای عادی نسبت به گرسنگی را تجديد نماييم تا بطور كامل و معنادار با گرسنگی مزمن برخورد كنيم.

كاهش گرسنگی مزمن به برنامه‌هايی نياز خواهد داشت كه بر مردم بسيار  فقير و آسيب پذير متمركز باشد و قبل از اينكه وضعيت‌های اضطراری پديد آيند، خدمات حمايتی عرضه كند. برنامه‌ها بايد از روش‌هايی استفاده كنند كه نه تنها نيازهای پايه‌ای مردم گرسنه را برآورده مي‌سازند، بلكه بر علل ريشه‌ای اجتماعی،  اقتصادی،  محيطی و سياسی گرسنگی نيز تأكيد نمايند.  

حمله به علل گرسنگی نيازمند تلاش جمعی و پايداری است كه فراتر از ظرفيت يك كشور و يك  كمك كننده است. نمايندگي‌های اعطا كننده‌ كمك بايد به جای دنبال كردن طرح‌های موردی،  با يكديگر هماهنگ باشند و برای اجرا و تأمين منابع‌ِ سياست‌ها، راهبردها، و برنامه‌های ملی،  دولت‌های كشورها را مورد حمايت قرار دهند.

بيشتر نقاط تمركز كنونی برنامه‌های دولت آمريكا بايد تغيير نمايد. راهبردهای چندساله و يكپارچه و  تعهدات مالی چند ساله‌و كافی كه در معرض محدوديت‌های تخصيص بودجه‌ سالانه قرار نمی ‌گيرند بايد لحاظ گردند. رفع پيچيدگی ‌های مسأله‌ گرسنگی نيازمند تخصيص مطمئن و بلند مدت منابع است. 

مهمتر اينكه، دست اندركاران بايد در برنامه‌ريزی انعطاف‌پذير باشند تا برای هرگونه وضعيت خاصِ امنيت غذايی مناسبترين و هزينه-كارآترين روش را انتخاب نمايند. اين امر يعنی داشتن آزادی برای رفع علل ريشه‌ای گرسنگی. برای رفع اين علل، به برنامه‌هايی برای سرمايه‌گذاری در آموزش و پرورش، بهداشت، حمايت معيشتی،  و حفظ ممرّ درآمد نياز است. اين امر همچنين بدين معنا است كه برنامه‌ها، اگر مناسب و مبتنی بر تحليل‌های درست باشند، از منابعی مانند كمك‌های غذايی وارداتی، به دست آوردن مواد غذايی بصورت محلی و منطقه‌ای،  و يا امكانات انتقال پول نقد ( بُن، كوپن غذا، و پول نقد) به عنوان بخشی از اقدامات وسيع‌تر، بهره مي‌گيرند.

اين عناصر بايد به عنوان بخشی از يك برنامه،‌يكپارچه گردند تا بطور پيشرونده و يكنواخت تعداد افراد گرسنه‌ای را كه در بحران يا خطر جدی زندگی مي‌كنند كاهش داده و تعداد افرادی را كه بطور مطمئن و پايدار به غذا و نيازهای تغذيه‌اي‌شان دسترسی دارند، افزايش دهد. فقط در اين صورت است كه مي‌توانيم پيشروی آهسته و بلند مدتمان را در جهت رفع گرسنگی و علل آن آغاز نموده و اطمينان يابيم كه هيچ كودكی گرسنه سر به بالين نمي‌گذارد.

نظرات ارائه شده در اين مقاله لزوماً منعكس كننده‌ ديدگاه ‌يا سياست‌های دولت آمريكا نيست.

منبع: شماره‌ سپتامبر 2007 نشریه الکترونيکی آمريکا

 

با پيوندهای روبرو نشانه بگذاريد:     اين چيست؟