11 جون 2008
الن لارسون
پایان دادن به گرسنگی و سوء تغذیه هدفی تحقق یافتنی است، اما تنها در صورتی که دولت ها در کشور های پیشرفته و کشور های درحال توسعه سیاست های درست را در پیش بگیرند.
الن لارسون، معاون سابق وزیر امور خارجه در امور اقتصادی و تجاری، یکی از مشاوران ارشد سیاست بین المللی شرکت حقوقی کاوینگتون و برلینگ، واقع در واشنگتن دی سی، و رییس سازمان خیریۀ نان برای جهان است.
هیچ هدف جهانی مهم تر از پایان بخشیدن به گرسنگی نیست. بیش از 800 میلیون تن در سراسر جهان گرسنه یا دچار سوء تغذیه هستند. در صد بالایی از این افراد را کودکان تشکیل می دهند.
سوء تغذیه در دوران کودکی، تراژدی غریبی است. ممکن است باعث صدمات مغزی شود و قابلیت فرد در رسیدن به حداکثر بازدهی خود در زندگی را برای همیشه کاهش دهد.
امنیت غذایی، نیازی چنان اساسی است که خانواده ها و کشور ها، در صورت نداشتن غذای کافی، به هیچ امر دیگری نمی توانند بپردازند. برای پیشبرد اقدامات ماندگار در زمینه های تحصیلات، بهداشت و مسائل محیط زیستی ، اول باید بر مشکل گرسنگی و سوء تغذیه فائق آمد.
مردم آمریکا، با هر عقیدۀ سیاسی، تعهد محکمی به مسئلۀ گرسنگی دارند. برای هر دو دولت جمهوریخواه و دموکرات، غلبه بر گرسنگی همیشه یک اولویت بوده است. سال های متمادی، ایالات متحده بزرگترین تأمین کنندۀ کمک های غذایی به خارج و بزرگترین کمک کننده در برنامۀ غذای جهانی سازمان ملل بوده است.
دانشگاه های آمریکایی و دانشمندان این کشور در این کمک ها سهیم هستند. از زمانی که نورمن بورلاگ، به خاطر اقداماتش که منجر به انقلاب سبز گردید، برندۀ جایزۀ نوبل شد، دانشگاه های آمریکا به تربیت دانشمندانی برای کاهش از گرسنگی در جهان مبادرت کرده اند .شهروندان آمریکایی کمک های سخاوتمندانه ای در اختیار سازمان های غیر دولتی (NGOs) که مسئولیت غذا رسانی به کشور های خارج را دارند و گروه های ضد-گرسنگی مانند نان برای جهان، می گذارند.
هدفی تحقق یافتنی
در میان اضطراری ترین چالش هایی که جهان با آن روبروست، پایان دادن به گرسنگی یکی از تحقق یافتنی ترین آن هاست. کمبود غذا در جهان وجود ندارد. در ظرفیت تولید غذای کافی و با کیفیت خوب برای پاسخگویی به نیاز مردم جهان، تردیدی نیست.
گرسنگی، پیامد مشکلات سیاستگذاری است. تعارضات و جنگ های داخلی، زنان و کودکان آسیب پذیر را بدون دسترسی به غذا باقی می گذارند. گاهی کمک های غذایی اضطراری یا حجم خیلی کمی دارند، یا به کندی صورت می گیرند، و یا پاسخگوی نیاز مردم نیستند.
علم و فناوری همیشه برای جوابگویی به نیاز های ضروری کشاورزی در کشور های رو به رشد، در دسترس نبوده است. اهدا کنندگان کمک های بین المللی فاقد بودجۀ کافی برای کمک به ترقی تولیدات کشاورزی و ارتقای پیشرفت در روستا ها در کشورهای در حال توسعه بوده اند. گاهی کشور های در حال توسعه از پذیرفتن فناوری های ارزشمند نوین، مانند فناوری زیستی، که در کشور های توسعه یافته استفاده ای مطمئن ومؤثر دارد، سر باز زده اند.
هر چند سیستم های تجاری می توانند و می بایست در برآورده کردن نیاز های غذایی جهان، با عرضۀ پایین ترین قیمت ها و کمترین تأثیرات سوء بر محیط زیست ارائه شوند، سیاست های غلط تجاری و کشاورزی، در کشور های توسعه یافته و کشور های در حال توسعه، هر دو، گاها ً قابلیت روش های مؤثر تجاری را تضعیف کرده اند. اروپا و ایالات متحده به عنوان مثال، به سوبسید هایی متصل می شوند که به ضرر کشاورزان کشور های در حال توسعه است. کشور های وارد کنندۀ مواد غذایی، غالبا ً از موانع تجاری استفاده می کنند که به طور ناموثر و غیرعادلانه اولویت را به تولیدات داخلی می دهد.
نیاز ها کدام هستند
پایان دادن به گرسنگی و سوء تغذیه یک هدف تحقق پذیر است، اما در صورتی که دولت ها سیاست صحیحی را در پیش بگیرند. پایان دادن به گرسنگی مستلزم ارادۀ سیاسی، همکاری نزدیک، برنامه ای روشن، و تلاش پایدار است. در پایین، چند رکن عمده برای تحقق چنین برنامه ای ذکر شده است.
1- تأمین کمک های غذایی بیشتر و سریع تر: هنگامی که مخاصمات داخلی یا بین المللی مردم را در شرایطی قرار می دهند که قادر به تأمین غذای مورد نیاز خود نیستند، اهدا کنندگان بین المللی باید با شتاب و سخاوتمندی بیشتری پا پیش بگذارند. اهدا کنندگان دوجانبه مانند آژانس توسعۀ بین الملل آمریکا (USAID)، که تحت رهبری برنامۀ غذای جهانی فعالیت می کنند، پیش قدم شده اند. سایر اهدا کنندگان باید تصدیق کنند که غذا اجتناب ناپذیر است. همۀ اهدا کنندگان می بایست با استفاده از سیستم هشدار های زود هنگام، به موقع در موارد اضطراری آمادۀ کمک رسانی باشند.
2- تأمین کمک های غذایی مؤثر تر: کمک های غذایی باید به طور مؤثرتری انجام پذیرد. در بعضی موارد، ارسال مستقیم مواد غذایی از کشور هایی صادر کننده همچون ایالات متحده، کمتر مقرون به صرفه است تا خریداری آن از بازار های محلی یا مناطقی که دچار کمبود غذایی می باشند. همان طور که کنگرۀ آمریکا مشغول بازنویسی لایحۀ سیاست کشاورزی می باشد، گروه هایی من جمله گروه نان برای جهان ، از اصلاحاتی نتیجه بخش تر در امر اهدای کمک های غذایی آمریکا حمایت می کنند.
3- کمک به کشور های فقیر در تولید بیشترغذا: ایالات متحده و دیگر کشور های اهدا کننده، می توانند اقدامات بیشتری در جهت افزایش تولید کشاورزی کشور های در حال توسعه بنمایند. ایالات متحده در شش سال گذشته این کار را آغاز کرده است. بانک جهانی و بانک های توسعۀ منطقه نیز باید بر نامه های خود را برای کمک های کشاورزی تنظیم نمایند.رابرت زولیک، رییس فعلی بانک جهانی، به مسائل کشاورزی در آفریقا ابراز علاقه کرده است. من امیدوار هستم او برای تثبیت دوبارۀ موضع رهبری بانک جهانی در افزایش تولید کشاورزی در کشور های در حال رشد، اقدامات لازم را انجام دهد.
4- استفاده از کمک های غذایی در حمایت از توسعۀ کشاورزی در کشور های درحال رشد: کمک ها ی غذایی بین المللی باید پاسخی کوتاه مدت به موقعیت ها اضطراری باشد، و نمی بایست کشور ها را در دراز مدت وابسته به دریافت کمک نماید. ایالات متحده، با همکاری NGO ها، از کشور هایی که از کمک های غذایی به عنوان تختۀ پرشی برای راه اندازی تولیدات کشاورزی خود استفاده می کنند، حمایت می نماید. در بورکینا فاسو، USAID و وزارت کشاورزی آمریکا با گروهی موسوم به نورت وست مدیکال تیم، برای حمایت از گروه های کشاورزانی که از ابزار و تجهیزات به طور مشترک استفاده کرده و به حفر چاه اشتغال دارند، همکاری دارد. پروژه های موفق مشابهی هم در سنگال، کنیا، و اریتره در دست اجرا است.
5- تلقی کشاورزی و تغذیه از اولویت های ملی: با این که کمک های غذایی امری حتمی است، کشور های گرسنه نیز باید خود دست به اقدام زده و کشاورزی و تغذیه را از اولویت های کشور تلقی نمایند. چین و هند، پرجمعیت ترین کشور های جهان، نشان داده اند که این امری تحقق پذیر است. در چین، با اصلاحات کشاورزی که از سوی دولت صورت گرفت، به کشاورزان آزادی بیشتری در کاشت انواع محصولات داده شده است. در هند، دولت برای آسایش حال کشاورزان برنامه هایی برای توزیع بذر اعلام کرده و همین طور توزیع شیر برای مصرف کنندگان. هر یک از این کشور ها از قابلیت های علمی خود برای مبارزه با مسئلۀ گرسنگی و تغذیه استفاده می کنند. سیاستگذاران و دانشمندان چین و هند موفق به کسب جایزۀ جهانی غذا شده اند.
در مقابل این نمونه های مثبت، زیمبابوه است که رهبری نا کارآمد آن موجب شد این کشور که دارای کشاورزی پررونق بود، به کشوری گرسنه تبدیل شود. در کرۀ شمالی، اهداف نادرست رژیم و اعمال کنترل شدید سیاسی آن بر توزیع مواد غذایی، علیرغم سال ها کمک های غذایی که به این کشور صورت گرفت، موجب گرسنگی و مشقت مردم شده است.
6- توسعۀ قدرت فن آوری: در ایالات متحده، شهروندان ما از پیشرفت های پایدار در فناوری تولید غذا بهره مند هستند. بعضی پیشرفت ها، مخصوصا ً فناوری زیستی، نه تنها تولید را افزایش داده اند بلکه می توانند گیاهانی را پرورش دهند که در برابر خشکسال مقاوم تر، دارای ارزش های غذایی بیشتر، نیاز کمتر به کود شیمیایی و مقاوم تر در برابر آفات نباتی باشند. از طریق برنامه های بین المللی فشرده، شامل بخش دولتی و خصوصی، می توان از قدرت فناوری زیستی در جهت منافع کشاورزان ومصرف کنندگان در کشور های در حال توسعه، بهره مند شد. باعث قوت قلب است که بنیاد بیل وملیندا گیتس و بنیاد راکفلر برای پرداختن به کشاورزی با یک دیگر دست همکاری داده اند. با کمک های بین المللی بیشتر، می توانیم انتظار طرح های مبتکرانۀ مهم تری را از سوی محققانی ، مانند مانتی جونز از سیرالئون داشته باشیم، که به ارتقای روش های پرورش برنج در غرب آفریقا پرداخت.
7- بهره برداری از قدرت تجارت: سیستم تجاری باید به مثابۀ ابزاری در پایان دادن به گرسنگی عمل کند. مناطق غنی که در کار تجارت هستند، مانند اروپا و ایالات متحده، باید آن دسته از سوبسید های کشاورزی را که موجب فقر کشاورزان در کشور های در راه رشد می شود، کاهش دهند. کشور های غنی، مانند ژاپن باید موانع محدود کنندۀ صادرات کشاورزی کشور های در حال رشد را از میان برداشته تا این کشور ها بتوانند قابلیت های خود در پرورش محصولات کشاورزی را تقویت نمایند.
در عین حال، کشور های در راه رشد متعددی به کندی متوجه شدند که موانع تجاری در برابر واردات غذایی موجب بالا رفتن قیمت برای مصرف کننده شده و موجب تداوم کمبود ها و کاستی ها در سیستم غذا رسانی خودشان می گردد. در عین ضروری بودن دوره های تطبیق، کاستن از موانع وارداتی محصولات غذایی در کشور های در حال توسعه، مرحله ای ضروری در حل مشکل گرسنگی در جهان است.
8- تبدیل مسئلۀ پایان دادن به گرسنگی به مهمترین اولویت سیاسی: در مبارزه با گرسنگی در جهان، ما با کمبودی روبرو هستیم. منظور کمبود غذایی نیست؛ بلکه کمبود ارادۀ سیاسی است. هشتصد میلیون نفر انسان، که بیشتر آن ها را زنان و کوکان تشکیل می دهند، چشم امید به ما دوخته اند.
نظرات بیان شده در این مقاله ضرورتا ً منعکس کنندۀ دیدگاه وسیاست دولت آمریکا نیست.
برگرفته از چاپ سپتامبر 2007 نشریۀ الکترونیکی آمریکا