03 سپتامبر 2008
تهدیدهای اخیر به دنبال چندین سال تلاش بی ثمر برای کنترل اینترنت صورت می گیرد
واشنگتن – دولت ایران در آخرین فشار تاکتیکی خودبر وبلاگ نویسان و پیامک فرستهای ایرانی اعلام کرده است که وبلاگها، فرستادن پیامک، تارنماهای شبکه های اجتماعی و به طور عام تر اینترنت، "مخرب" و درحکم "ابزار جنگ رسانه ای" هستند و از "اعتیاد" برای جامعه خطرناک ترند. دولت همچنین برخی وبلاگ نویسها را تهدید کرده است که آنها را به بدعت گذاری متهم می کند که می تواند مجازات اعدام در پی داشته باشد.
به گفتۀ یک روزنامه نگار ایرانی، که پس از درگیر شدن با مقامات اکنون در کانادا زندگی می کند و درخواست کرد هویتش فاش نشود، دولت انقلابی ایران چندین سال است که برای اعمال کنترل بر اطلاعات عمومی در اینترنت مشغول تلاش است.
این وبلاگ نویس به America.gov گفت: "آنها روشهای مختلفی برای ایجاد محدودیت و سرکوب وبلاگ نویسان و تارنماهای مختلف به کار بسته اند ولی موفق نشده اند."
سرکوب آزادی بیان در اینترنت توسط رژیمهای سرکوبگر پراکنده در سراسر جهان موجب نگرانی کشورهای دموکراتیک شده است. وزارت امور خارجه از طریق گزارش سالانۀ حقوق بشرش از سانسور اینترنت در برمه، چین، کوبا، ایران و دیگر کشورها انتقاد کرده است. در سال 2006 این وزارتخانه همچنین کارگروه آزادی جهانی اینترنت (GIFT) را تاسیس کرد تا به چالشهای موجود در برابر آزادی بیان و جریان آزاد اطلاعات در اینترنت پاسخ دهد.
مقالۀ مرتبط:
http://www.america.gov/st/freepress-english/2006/December/20061220173640xjsnommis0.7082331.html
ایران به دشاتن یکی از فعال ترین فضاهای وبلاگی جهان می بالد و دارای 700000 وبلاگ است که تقریباً 100000 از آنها به طور مرتب به روز می شوند. داده های شرکت مخابرات ایران همچنین نشان می دهند که در سال 2007 ایرانیان هر روز تقریبا 21 میلیون پیامک فرستاده اند.
این .بلاگ نویس گفت که مجلس، به نام محافظت از مردم ایران در برابر مطالب "خطرناک" در اینترنت، مانند هرزه نگاری، قانونی را پیشنهاد کرده است که وبلاگ نویسی را با جنایتکاران خشن از یک جنس می داند و پیشنهاد تشکیل کمیته ای را داده است تا " با وبلاگ نویسان و صاحبان تارنماهای اینترنتی مقابله کند و آنها را کنترل کند - در صورت لزوم آنها را فیلتر کند و یا علیه آنها پرونده تشکیل دهد و آنها را برای بازداشت به مقامات قضایی معرفی کند."
این وبلاگ نویس گفت: "آنها در واقع می خواهند به یک اقدام پیش گیرانه درون خانواده ها دست بزنند. و از سوی دیگر، آنها مسالۀ اعدام وبلاگ نویسان را – به بهانۀ بدعت گذاری و یا انتشار مطالبی که ممکن است به فساد و فحشا منجر می شود و یا آن را تشویق می کند – پیش کشیده اند." جرم بدعت گذاری می ممکن است تفسیرهای متنوعی از جانب مقامات داشه باشد.
این وبلاگ نویس گفت: "من در وبلاگم چیزی غیر از شعر نمی نویسم و اگر مثلا شعری بنویسم به این مضمون که "من خودم خدا خواهم شد"، مجازات آن اعدام خواهد بود. و به این ترتیب ما شاهد ... احکام اعدام در آیندۀ نزدیک خواهیم بود."
فضای وبلاگی مقاوم ایران در برابر کنترل دولتی پایداری می کند
این تنها آخرین حرکت دولت برای کنترل فضای وبلاگی فعال ایران است. این حرکت در سال 1999 با با فیلتر کردن یک رشته تلاشهای ناموفق آغاز شد.
پس از اینکه آن تلاشهای اولیه ناموفق از آب در آمدند دولت در سال 2002 به هدف قرار دادن خود وبلاگ نویسان اقدام کرد و ابتدا کسانی را بازداشت کرد که در تولیدات سینمایی نیز فعال بوند و همچنین افرادی (مانند این وبلاگ نویس) را که به حرفۀ روزنامه نگاری هم اشتغال داشتند.
این وبلاگ نویس گفت: "در سالهای 2004 و 2005 آنها حدود 20 تا 30 تن ازوبلاگ نویسان و صاحبان وبلاگها را بازداشت کردند، مورد شکنجه قرار دادند و برای آنها مشکل ایجاد کردند تا دیگران بترسند و دست به این کار نزنند." ولی این موضوع به افزایش تعداد وبلاگها و وبلاگ نویسها منجر شد.
مرحلۀ سوم پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال 2005 آغاز شد. دولت ایران با تارنماهای خود و تأمین بودجۀ گسترده برای تارنماها و گروههای متحد نزدیکش وارد صحنۀ نبرد شد. این وبلاگ نویس گفت: "ولی آنها حرف جدیدی برای گفتن ندارند. شما 10000 وبلاگ راه می اندازید و همۀ آنها می گویند که همه چیز مرتب است در حالی واقعیت چیز دیگری است. به همین دلیل آنها در این مرحله نیز شکست خوردند."
مرحلۀ بعدی مخلوطی از بازداشتها و فناوری جدید فیلترینگ بود که پیامدهای عجیبی نیز در بر داشت مانند فیلتر شدن کلمۀ "زن" در حالی که بسیاری وبلاگ نویسان زن بازداشت می شدند. لشکری از وبلاگ نویسان با استفاده از فیلتر شکنها پیروزی را برای دولت غیرممکن ساختند.
در سال 2005 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین طرحی را برای ثبت همۀ وبلاگها و تارنماها اعلام کرد که خواهان اسم کامل، آدرس و شماره تلفن می شد. ولی پس از تنها یک ماه این وزارتخانه اعتراف کرد که تنها 5000 تارنما از حدود 100000 تارنمای موجود به این قانون عمل کرده اند و مقامی که این طرح را پیشنها داده بود وادار به استعفا شد.
این وبلاگ نویس گفت: "در سالهای 2004 و 2005 آنها حدود 20 تا 30 وبلاگ نویس و صاحبان وبلاگها را بازداشت کردند، مورد شکنجه قرار دادند و برای آنها مشکل ایجاد کردند تا دیگران بترسند و دست به این کار نزنند." ولی این مساله به افزایش تعداد وبلاگها و وبلاگ نویسها منجر شد.
مرحلۀ سوم پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در سال 2005 آغاز شد. دولت ایران با تارنماهای خودش و تامین بودجۀ گسترده برای تارنماها و گروههای متحد نزدیکش وارد صحنۀ نبرد شد. این وبلاگ نویس گفت: "ولی آنها حرف جدیدی برای گفتن ندارند. شما 10000 وبلاگ راه می اندازید و همۀ آنها می گویند که همه چیز مرتب است در حالی واقعیت چیز دیگری می گوید. به همین دلیل آنها در این مرحله نیز شکست خوردند."
مرحلۀ بعدی مخلوطی از بازداشتها و فناوری جدید فیلترینگ بود که پیامدهای عجیبی نیز در بر داشت مانند بیلتر شدن کلمۀ "زن" در حینی که بسیاری وبلاگ نویسان زن بازداشت می شدند. لشگری از وبلاگ نویسان با استفاده از فیلتر شکنها پیروزی را برای دولت غیرممکن ساختند.
در سال 2005 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین طرحی را برای ثبت همۀ وبلاگها و تارنماها اعلام کرد که خواهان اسم کامل، آدرس و شماره تلفن می شد. ولی پس از تنها یک ماه این وزارتخانه اعتراف کرد که تنها 5000 تارنما از حدود 100000 تارنمای موجود به این قانون عمل کرده اند و مقامی که این طرح را پیشنها داده بود وادار به استعفا شد.
این وبلاگ نویس گفت که انگیزۀ دولت ایران این است که در نهایت اینترنت را در کشور به یک اینترانت بدل سازد تا نه تها "ارتباط میان کشور و خارج را قطع سازد،" بلکه همچنین دسترسی هر منطقۀ کشور را "کانالیزه" کند تا جلوی انتشار سریع اخبار مربوط به تظاهرات سیاسی، اعتصابات کارگری و دیگر مشکلات استانی را که ممکن است دیگران را نیز به اقدام تشویق کنند نیز بگیرد.
"همین امر در مورد زنان نیز صدق می کند، به این معنی که برای مثال اگر زنان تهرانی می خواهند یک گردهمایی برگزار کنند، مقامات می خواهند که این گردهمایی برگزار شود و سپس زنان را سرکوب و یا بازداشت کنند. آنها نمی خواهند یک حرکت به هم پیوسته و واکنش زنجیره ای در سراسر کشور اتفاق بیایفتد."
ولی این وبلاگ نویس ایرانی پیش بینی کرد که اقدامات دولت علیه آزادی اینترنت در نهایت شکست خواهد خورد و به تلاشهای نافرجام برای خفه کردن دیگر منابع خبری اشاره کرد.
این وبلاگ نویس گفت: "رادیو را در نظر بگیرید، تلویزیون را در نظر بگیرید، حتی نوارهای یدئویی را که آنها می خواستند در دهۀ 80 با آن مقابله کنند و موفق نشدند." در سال 1995 طرحی به مجلس ارائه شد تا با تهدید تلویزیون ماهواره ای مقابله شود. "اکنون آنها به خانه های مردم می روند و آنتنهای ماهواره را جمع می کنند ولی این طرح در عمل شکست خورده است چرا که مردم هنوز آنتنهای ماهواره شان را دارند و تعداد آنها هر روز افزایش در افزایش است."
در همین حال مبارزۀ میان وبلاگ نویسان ایرانی و دولت ادامه خواهد یافت و فشار بیشتر می تواند موجب شود تا به تعداد همان افرادی را که می ترسند و کنار می کشند افراد جدید و حتی در شماری بیشتر ترغیب شوند که به وبلاگ نویسی روی آورند.
این وبلاگ نویس گفت: " این بازی شبیه موش و گربه همچنان ادامه دارد."