16 اکتبر 2008
عزم راسخ دریافت کنندگان جوایز در پیشبرد آزادی مطبوعات علی رغم وجود خطرات
واشنگتن- فریده نیکزاد، خبرنگار افغان، در حمایت از دموکراسی و حقوق زنان، خطر را به جان می خرد.
در ماه ژوئن سال 2007، دوست و همکار او، زکیه زاکی، به قتل رسید؛ در مراسم تشییع جنازۀ او از طریق یک تماس تلفنی به نیکزاد خبر رسید که او نیز کشته خواهد شد – به طرزی چنان مهیب که جسدش شناسایی نشود. نیکزاد تصمیم گرفت ساکت ننشیند و این قاطعیت موجب شد او برندۀ جایزۀ بنیاد بین المللی رسانه های زنان (IWMF) گردد.
این بنیاد که در واشنگتن واقع شده، در سال 1990 تأسیس گشت و شبکۀ جهانی آن به پیشبرد آزادی مطبوعات و نقش فزایندۀ زنان در گزارش دادن اخبار، کمک می کند. این سازمان هر ساله بر شجاعت و تعهد خبرنگاران زن در جهان تأکید گذاشته و سه جایزه برای شجاعت در خبرنگاری و یک جایزه برای یک عمر فعالیت های ثمر بخش درنظر می گیرد. (برای مطالعۀ بنیادی که از خبرنگاران شجاع زن قدردانی می کند مراجعه کنید به:
http://www.america.gov/st/washfile-english/2007/October/20071029170002esnamfuak0.398739.html
در کنار نیکزاد، آیه آیه وین از برمه، و سوگل اولوداگ از قبرس، دیگر برندگان جوایز شجاعت در خبرنگاری سال 2008 بودند. ادیت لدرر آمریکایی از آسوشیتدپرس نیز برندۀ جایزه به خاطر یک عمر فعالیت های ثمربخش خود در زمینۀ خبرنگاری شد.
جین رنسام، مدیر اجرایی IWMF در مراسم اعطای جوایز در 9 اکتبر اظهار داشت، این ها زنانی هستند که علی رغم ناملایمات شدید با عزمی راسخ به گزارش اخبار در خطرناک ترین شرایط، ادامه داده اند.
او اضافه کرد، ما از طریق برندگان قبلی خبر داریم که دریافت این جوایز برای افرادی که با خطر مواجه هستند مانند یک سپر محافظتی عمل می کند . کیمبرلی دوزیر، خبرنگار شبکۀ سی بی اس که در سال 2006 و درحین تهیۀ گزارش در عراق به علت انفجار یک بمب دست ساز کنارجاده زخمی شده بود، این قهرمانان را که "زندگی خود را در زیر آتش جنگ می گذرانند"، ستایش کرد.
او گفت، هربار که از خانه بیرون می روید، هر بار که سئوالی را مطرح می کنید، فرهنگ خود را به چالش می گیرید، دولت خود را به چالش می گیرید، و زندگی خود را به خطر می اندازید.
آیه آیه وین
آیه آیه وین از برمه، در این مراسم حضور نداشت زیرا نگران بود که سفر او موجب تهدید جان عزیزانش از سوی حکومت نظامیان در برمه شود. رنسام، مدیر اجرایی، زندگی وین را سراسر اذیت و آزار مداوم توصیف کرد.
رنسام گفت، او به زور به ادارۀ ضد اطلاعات نظامی محل کشیده می شود و مرتب مورد بازجویی قرار می گیرد، و از سوی مطبوعات رژیم چند بار مورد تهدید قرار گرفته است که درصورت متوقف نکردن گزارش های خود، کشته خواهد شد.
علاقۀ وین به کارش به حدی است که برای پوشش خبری دادن به تظاهرات برای دموکراسی در سال 2007 لباس مبدل به تن کرد و نیز پس از تهیۀ گزارش از توفان نرگس در ماه مه، از خستگی در بیمارستان بستری گردید.
سوگل اولوداگ
سوگل اولوداگ با سال ها کار تحقیقاتی پیرامون سرنوشت قبرسی های یونانی و ترک تبار، به آگاه ساختن اذهان عمومی از گذشته ای کمک کرده است که بسیاری از گروه های ملی گرای دو طرف ترجیح می دهند علنی نگردد.
دو روزنامۀ نزدیک به نظامیان ترکیه، به مدت سه سال فعالیت هایی را علیه او درپیش گرفتند، به طوری که هر روز شرح حال او را به چاپ می رساندند و او را متهم به جاسوسی و خیانت می کردند. هر چند او "آخرین هشدار" را از سوی گروه ملی گرای گرگ های خاکستری دریافت کرد، به فاش کردن اطلاعاتی دربارۀ از زیر خاک درآوردن اجساد قربانیان ده ها سال جنگ قبرس ادامه داد.
اولوداگ گفت، می دانم که مدت زیادی از این جنگ گذشته است و اضافه کرد که انگیزۀ او در پیگیری تحقیقاتش این است نمی خواهد کودکان این نسل در جنگ بزرگ شوند و بهای گزاف آن را بپردازند.
ادیت لدرر
از یک عمر تلاش های ادیت لدرربه خاطر سابقۀ کار چهل سالۀ او به عنوان اولین خبرنگار زن که در سال 1972 ساکن ویتنام شد و سپس برای تهیۀ گزارش از مناطق جنگی در سراسر جهان به سفر هایش ادامه داد، قدردانی شد.
هنگامی که لدرر کار خود را آغاز کرد، تعداد معدودی خبرنگار زن وجود داشتند که از اخبار جنگ و بلایای طبیعی گزارش تهیه می کردند. کار او، این راه را برای سایر زنان، از جمله دوزیر از شبکۀ سی بی اس، هموار نمود.
دوزیر گفت، لدرر چراغ راه بود. به همت کوشش های او، زمانی که من بار ها درخواست انتقال به کوزوو و بغداد را کردم، و یا درخواست تهیۀ گزارش از بحران سرزمین های فلسطینی، با هیچ مشکلی روبرو نشدم.
خطر مدام، رضایت خاطر شخصی
نیکزاد از افغانستان گفت که انگیزۀ او تا حدی به تمایلش به الگو بودن برای زنان کشورش برمی گردد، "تا آن ها هم جرأت به خرج دهند، و نقش مهمی در جامعه ایفا کنند و کسی نتواند صدایشان را ببرد." او گفت، این کار ساده ای نیست. زمانی که نیکزاد مشغول تهیۀ گزارش از محاکمات جنایتکاران و فرماندهان نظامی افغان بود، سوار اتومبیلی شد که راننده، اول او را تهدید به مرگ کرد و بعد نیز او را به مقصدی نامعلوم برد.
نیکزاد گفت، من فریاد زدم "اتومبیل را متوقف کن!" و او جواب داد هیچ کس صدای ترا نمی شنود. من نمی دانستم چه کار کنم. ... در حالی که اتومبیل به سرعت می رفت، در را باز و خودم را به بیرون پرتاب کردم؛ او بعد از این واقعه زخمی شده بود.
اما در کنار مخاطرات، هر یک از این زنان، از رضایت های شخصی خود هم یاد کردند، مانند زمانی که اولوداگ به خانوادۀ یک قاضی یونانی-قبرسی کمک کرد تا بتوانند لااقل جسد او را که در دهۀ 1960 ناپدید شده بود، پیدا کنند.
لدرر توضیح داد که چگونه دخالت او موجب نجات جان قربانیان قحطی شده بود، و نیکزاد از آسودگی خیال خود به خاطر حمایت های شوهرش از فعالیت های او، علی رغم فشار سایر افراد خانواده، تعریف کرد.
برای اطلاعات بیشتر به تارنمای بنیاد بین المللی رسانه های زنان مراجعه کنید: